دانلود مقاله آناليز ايندول – ۳- كربينول (يك تركيب ضد سرطاني خانواده چليپاييان (Cruciferae)) توسط روش ولتامتري روبش خطي

منتشر شده در: گياهان دارويي، زمستان ۱۳۸۱ , دوره  2 , شماره  5 ، از صفحه ۵۷ تا ۶۴ (۸ صفحه)
کلیدواژه‌ها: ايندول – ۳ – كربينول، چليپاييان، ولتامتري

چکیده:
سبزيجات جنس براسيكا شامل يك ايندول متيل گلوكوزينولات به نام گلوكوبراسيسن مي‌باشند. يكي از فرآورده‌هاي حاصل از تخريب اين گلوكوزينولات، ماده ايندول -۳ – كربينول (I3C) مي‌باشد كه از خود خواص ضد سرطاني نشان داده است. تخريب گلوكوزينولاتها بر اثر هيدروليز ناشي از آنزيم ميروزيناز است كه خود توسط تخريب سلول‌هاي گياهي آزاد مي شود. I3C داراي اثرات ضد سرطاني مي باشد، هر چند كه بيشتر مطالعات ضد سرطاني آن توسط مطالعات حيواني به اثبات رسيده است. با توجه به خصوصيات بافت كلم و حضور مقادير بالاي اسيد اسكوربيك، I3C با اسيد اسكوربيك تركيب شده و توليد ماده ديگري به نام آسكوربيژن مي نمايد. اين تركيب خود داراي اثرات ضد سرطاني بوده و به عنوان منبع اسيد اسكوربيك عمل مي‌نمايد. در اين مطالعه از اين خصوصيت جهت تعيين مقدار I3C توسط روش ولتامتري استفاده گرديد. بدين منظور ولتاموگرامهاي اسيد اسكوربيك در بافر سيترات – فسفات با pH بهينه ۳٫۲ و سرعت روش ۷۵۰۰ mv/s و غلظت‌هاي ۱ – ۱۷۵ mg/ml رسم شد و سپس تحت همين شرايط ، به محلول حاوي اسيد اسكوربيك، غلظت هاي مختلف I3C اضافه گرديد. آناليز نتايج نشان‌دهنده لگاريتمي بودن منحني غلظت I3C در مقابل جريان بود. تحت اين شرايط، حد شناسايي I3C ، ۰٫۰۰۳ mM  بود. تكرارپذيري روش با بيان به صورت انحراف از معيار براي غلظت‌هاي ۰٫۸ mM ، ۰٫۵ mM ،۰٫۱۵ mM  به ترتيب برابر ۵٫۲، ۵ و ۵٫۶ درصد بود. منحني غلظت در مقابل لگاريتم جريان خطي بود و حساسيت روش نيز برابر -۲٫۶۵ logA/mM بود.

نویسنده(ها):
بهفر عبدالعظيم، اويسي محمدرضا، شريعت پناهي سيدمحمد، كميلي زاده حسين‌، سبزواري اميد، حامدي منوچهر

دانلود مقاله تغييرات فصلي عملكرد و تركيبات اسانس آويشن (.Thymus vulgaris L) در تراكم ‌هاي مختلف كاشت

منتشر شده در: گياهان دارويي، زمستان ۱۳۸۱ , دوره  2 , شماره  5 ، از صفحه ۵۱ تا ۵۶ (۶ صفحه)
کلیدواژه‌ها: آويشن، فاصله كاشت، تنوع فصلي، اسانس، تيمول

چکیده:
اسانس آويشن غني از تركيبات فنلي است كه داراي خواص ضدقارچي و ضدميكروبي هستند و همچنين به عنوان چاشني در صنايع غذايي نيز استفاده مي‌شود. تغييرات فصلي و تراكم كاشت از جمله فاكتورهاي مهمي هستند كه روي كميت و كيفيت گياهان اسانس‌دار تأثير دارند. به همين دليل در اين تحقيق تغييرات كمي و كيفي اسانس گياه آويشن در طي يك دوره رشد و در تراكم‌هاي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است.
اين مطالعه در مزرعه تحقيقاتي پژوهشكده گياهان دارويي جهاددانشگاهي طي سال زراعي ۷۸- ۱۳۷۷ به صورت آزمايش فاكتوريل در قالب طرح بلوك‌هاي كامل تصادفي در سه تكرار و دو فاكتور فاصله كاشت ( در سه سطح ۱۵، ۳۰ و ۴۵ سانتي‌متر) و برداشت ( در تاريخ‌هاي ۱۲/۲/۷۸، ۲۱/۲/۷۸، ۲/۳/۷۸، ۳۰/۳/۷۸ و ۲۱/۷/۷۸ ) به اجرا در آمده است.
حداكثر عملكردهاي ماده تر و خشك، اسانس و تيمول در فاصله كاشت ۱۵ سانتي‌متر وبرداشت آخر (مهر ماه ۷۸) حاصل شده است. تغييرات فصلي اثر معني‌داري (p<0.01)روي درصد اسانس داشت و بيشترين درصد اسانس در برداشت چهارم (اواخر خرداد ۷۸) حاصل شد. درصد اسانس و تيمول در فاصله كاشت‌هاي مختلف از نظر آماري تفاوت معني‌داري را نشان نداد. به هرحال، فاصله كاشت و تغييرات فصلي اثر معني‌داري را روي عملكرد كمي و كيفي آويشن داشتند.

نویسنده(ها):
نقدي بادي حسنعلي، يزداني داراب، نظري فاطمه، محمدعلي ساجد

دانلود مقاله فرمولاسيون ژل موضعي بابونه و مير و مطالعه مقدماتي اثرات آن بر ضايعات پوستي حاصل از حشره ‌بند (.Paederus Spp)

منتشر شده در: گياهان دارويي، زمستان ۱۳۸۱ , دوره  2 , شماره  5 ، از صفحه ۳۱ تا ۴۱ (۱۱ صفحه)
کلیدواژه‌ها: ژل، بابونه،‌ مير، درماتيت، پدروس

چکیده:
در اين مطالعه براي درمان ضايعات پوستي حاصل از حشره‌بند (.Paederus Spp)‌، گياهاني مورد بررسي قرار گرفتند كه داراي اثرات ضد التهاب، ضد باكتري و ضد قارچ باشند تا بتوانند علاوه بر رفع التهاب از ايجاد عفونتهاي ثانويه كه عامل گسترش ضايعات و تأخير در بهبود آنها مي‌باشد جلوگيري نمايند و باعث تسريع روند بهبود عارضه گردند. بدين منظور گياهان بابونه و مير انتخاب شدند. عصاره اتانولي بابونه و تنتور مير جهت ساخت فرآورده‌ها تهيه گرديدند. استاندارد كردن عصاره بابونه و فرآورده‌هاي آن به روش HPLC بر اساس آپي‌ژنين، و تأييد حضور مواد مؤثر در مير و فرآورده‌هاي آن به وسيله كروماتوگرافي لايه نازك و GC/MS انجام گرفت. فرمولاسيون‌هاي مختلف از بابونه و مير تهيه گرديد. مطالعات پايداري فيزيكي فرآورده (در سه دماي ۴، ۲۵ و۴۰ درجه سانتي‌گراد) و كنترل ميكروبي نيز انجام شد. اثر ژل‌هاي تهيه شده و دارونما بر روي افراد مبتلا به درماتيت پدروس در مقايسه با گروه شاهد با استفاده از نمونه‌گيري تصادفي بررسي گرديد. مقدار آپي‌ژنين در عصاره بابونه ۰٫۶۲ ± ۳٫۶۱ ميلي‌گرم به ازاي هر گرم عصاره خشك تعيين شد. حدود ۹۹٫۳۱ درصد و ۹۵٫۹۱ درصد از آپي‌ژنين عصاره به ترتيب در فرآورده‌هاي حاوي بابونه و بابونه – مير تعيين مقدار گرديد. در اين مطالعه با توجه به عوارض سوزش و خارش شديد حاصل از مصرف فرآورده موضعي حاوي بابونه ۳٫۵ درصد، اين فرآورده از مطالعه حذف شد. نتايج حاكي از اثر معني‌دار ژل مير ۱ درصد بر كليه علايم مورد مطالعه (كاهش سوزش، خارش و التهاب، تسكين درد، التيام ضايعه، پيشگيري از عفونت و خشك شدن ضايعه) در مقايسه با دارونما بود (۰٫۰۰۱> p ). اين در حالي است كه ژل حاوي بابونه ۳٫۵ درصد- مير۱ درصد و ژل مير ۲ درصد تنها تفاوت معني‌داري در ميزان كاهش التهاب و جلوگيري از عفونت محل ضايعه در مقايسه با دارونما نشان دادند. همچنين با توجه به زمان بهبود ضايعه و ميزان بروز عوارض مي‌توان ژل مير ۱ درصد را به عنوان يك فرآورده مناسب در درمان ضايعات پوستي حاصل ازحشره‌بند معرفي نمود.

نویسنده(ها):
مرتضي سمناني كتايون، آزادبخت محمد، سعيدي مجيد، روحاني فرد سميه

دانلود مقاله بررسي اثرات ضد‌ تشنجي، خواب ‌آوري و شل ‌كنندگي عضلاني كربنوكسولون، ماده موثره سنتتيك از گياه شيرين بيان در موش

منتشر شده در: گياهان دارويي، زمستان ۱۳۸۱ , دوره  2 , شماره  5 ، از صفحه ۱۳ تا ۲۲ (۱۰ صفحه)
کلیدواژه‌ها: كربنوكسولون، اثرات ضد ‌تشنجي، خواب‌ آوري، شل ‌كنندگي عضلاني، شيرين بيان، گياهان دارويي

چکیده:
در اين مطالعه اثرات ضد‌تشنجي، خواب‌آوري و شل‌كنندگي عضلاني كربنوكسولون، ماده موثره سنتتيك از گياه شيرين بيان در موش سوري بررسي شد. در آزمون پنتيلن تترازول، ED50 ديازپام و كربنوكسولون به ترتيب۱٫۱۳ mg/kg (%95 CL: 0.89 , 1.44) و ۲۸۳٫۳ mg/kg (%95 CL: 144.27 , 556.29) به دست آمد. در آزمون پنتيلن تترازول كربنوكسولون در دوزهاي ۲۰۰ و ۳۰۰ ميلي‌گرم بر كيلوگرم توانست سبب افزايش زمان شروع تشنج و كوتاهتر شدن مدت زمان تشنج شود. اثر ضد‌تشنجي كربنوكسولون مشابه ديازپام با دوز ۰٫۵ mg/kg بود. در آزمون الكتروشوك كربنوكسولون با دوز ۴۰۰ mg/kg سبب كاهش مدت زمان تشنج شد و اثر محافظتي در برابر تشنج ايجاد كرد ليكن اثر محافظتي در برابر مرگ و مير پايين بود. در مطالعه اثرات خواب‌آوري، كربنوكسولون در دوزهاي  100، ۲۰۰ و ۳۰۰ ميلي‌گرم بر كيلوگرم توانست مدت زمان خواب ناشي از پنتوباربيتال را به صورت وابسته به دوز افزايش دهد. همچنين زمان شروع خواب را نيز در دوزهاي ياد شده به صورت وابسته به دوز كاهش داد.
در مطالعه اثرات شل‌كنندگي عضلاني كربنوكسولون در آزمون عدم گرفتن ميله (Traction test) اين اثر تنها در دوز ۴۰۰ mg/kg توانست با اختلاف معني‌دار نسبت به كنترل منفي اثر شل‌كنندگي عضلاني را نشان دهد و در آزمون Rotarod كربنوكسولون توانست به صورت وابسته به دوز در دوزهاي ۱۰۰ – ۳۰۰ mg/kg سبب كاهش مدت زمان باقي ماندن حيوان بر ميله چرخان شتاب‌دار گردد.
اين نتايج نشان مي‌دهد كه كربنوكسولون داراي اثرات ضد‌تشنجي، خواب‌آوري و شل‌كنندگي عضلاني است و احتمالاً در صرع كوچك و بزرگ مي‌تواند موثر باشد.

نویسنده(ها):
نصيري اصل مرجان، حسين زاده حسين

دانلود مقاله بررسي اثرات ضد دردي، ضد التهابي و سميت حاد عصاره هيدروالكلي صمغ پسته (.Pistacia vera L) در موش سوري و صحرايي

منتشر شده در: گياهان دارويي، پاييز ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  4 ، از صفحه ۵۸ تا ۶۸ (۱۱ صفحه)
کلیدواژه‌ها: پسته، اثرات ضددردي، اثرات ضدالتهابي، گياهان دارويي

چکیده:
آز آنجايي‌كه بعضي از گونه‌هاي گياه Pistacia اثر ضد التهابي نشان داده‌اند، اثرات ضدردي و سميت حاد عصاره هيدروالكي صمغ پسته ايران (Pistacia vera) مورد بررسي قرار گرفتند. در اين مطالعه، اثرات ضددردي عصاره صمغ پسته با سه روش آزمون صفحه داغ، آزمون پيچش و آزمون فرمالين برروي موش و اثرات ضدالتهابي حاد و مزمن به ترتيب به روش ايجاد التهاب با زايلن در گوش موش و كاشت پنبه فشرده در زير پوست موش صحرايي مورد مطالعه قرار داده شد.
حداكثر دوز قابل تحمل عصاره صمغ پسته در موش ۱ g/kg ، و LD50 آن، برابر ۷۷/۳ به دست آمد. در آزمون صفحه داغ، عصاره صمغ پسته با دوزهاي ۰٫۲۵، ۰٫۵، ۱ و ۲ g/kg به صورت وابسته به دوز اثر ضددردي ازخود نشان داد. در اين آزمون، نالوكسان به خوبي توانست فعاليت ضددردي عصاره را مهار كند. در آزمون پيچش، دوزهاي ۰٫۵ g/kg و ۰٫۲۵تعداد پيچش‌ها را به طور معني‌داري كاهش داد. در آزمون پيچش نالوكسان نتوانست اثر ضددردي عصاره را مهار كند. در آزمون فرمالين، عصاره با دوزهاي ۱٫۰ g/kg و ۰٫۵، ۰٫۲۵ توانست زمان ليسيدن را در هر دو فاز سريع و تاخيري كاهش دهد. در بررسي اثر ضدالتهابي حاد، دوزهاي ۱٫۰ g/kg ، ۰٫۵، ۰٫۲۵ از عصاره به خوبي توانست از افزايش وزن گوش‌ها ناشي از ادم موضعي جلوگيري كند. در بررسي اثر ضد التهابي مزمن، دوزهاي ۱٫۰ g/kg ، ۰٫۵، ۰٫۲۵ از عصاره توانست از افزايش وزن پنبه‌هاي فشرده و تشكيل گرانولوم جلوگيري كند.
نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه عصاره صمغ پسته داراي اثرات ضد دردي و ضد التهابي (حاد و مزمن) بوده و اثرات ضددردي خود را هم از طريق گيرنده‌هاي اپيوييدي و هم ازطريق مهار مدياتورهاي التهابي اعمال مي‌كند.

نویسنده(ها):
پرورده سياوش، نياپور مريم، نصيري اصل مرجان، حسين زاده حسين

دانلود مقاله مقايسه‌ اثرات‌ سبوس‌ گندم‌ و بارهنگ‌ بر قند خون‌ ناشتا و ليپيدهاي‌ سرم‌ در بيماران‌ ديابتي‌ نوع‌ ۲

منتشر شده در: گياهان دارويي، تابستان ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  3 ، از صفحه ۸۵ تا ۸۹ (۵ صفحه)
کلیدواژه‌ها: سبوس‌ گندم‌‌، بارهنگ‌‌، ديابت‌ نوع‌ ۲‌، LDL، HDL

چکیده:
در اين‌ مطالعه‌، تاثير سبوس‌ گندم‌ و بارهنگ‌ بر غلطت‌ قند خون‌ ناشتا و ليپيدهاي‌ سرم‌ در بيماران‌ ديابتي‌ نوع ۲ بررسي‌ و مقايسه گرديده است.
در يك‌ مطالعه‌ به‌ صورت Cross over، وزن‌ و متغيرهاي‌ قند خون‌ ناشتا، كلسترول‌ توتال‌، LDL و HDL ‌در ۱۴ بيمار تحت‌ درمان‌ با رژيم‌ غذايي‌ اندازه ‌گيري‌ شد. سپس‌ بيماران‌ به‌ صورت‌ تصادفي مكمل‌ فيبر (۱۲ گرم‌ سبوس‌ گندم‌ يا بارهنگ‌) را به‌ مدت‌ ۳ هفته‌ به‌ رژيم‌ غذايي‌ خود اضافه‌ نمودند. از بيماران‌ درخواست‌ شد به طور معكوس‌ پس‌ از ۱۰ روز فاصله‌ (Wash-out) ميزان‌ ۱۲ گرم‌ بارهنگ‌ (يا سبوس‌ گندم‌) را به‌ رژيم‌ خود اضافه‌ نمايند و در پايان‌ وزن‌ بيماران‌ كنترل‌ و آزمايش‌ خون‌ ناشتا جهت‌ سنجش‌ مجدد متغيرهاي‌ خوني‌ به‌ عمل‌ آمد. فرم ‌هاي‌ يادداشت‌ غذايي‌ بيماران‌ با استفاده‌ از جدول‌ تركيبات‌ غذايي‌ آناليز شد و براي‌ تجزيه و تحليل آماري‌ داده‌ ها از تست‌ غيرپارامتري‌ Wilcoxon و براي‌ مقايسه‌ متغيرها قبل‌ و پس‌ از دريافت‌ فيبر از آزمون‌ t زوج‌ استفاده‌ گرديد.
در اين‌ مطالعه‌ ۱۴ بيمار ديابتي‌ نوع‌ ۲ كه‌ ۱۰ نفر از آنها زن‌ و ۴ نفر مرد بودند با محدوده‌ سني‌ ۴۵±۱ سال وkg/m² ۲۳±۱٫۹=BMI شركت‌ داشتند. ميزان‌ LDL و HDL سرم‌ قبل‌ از مطالعه‌ و بعد از مطالعه‌ تغيير معني ‌دار داشت‌. مصرف‌ سبوس‌ گندم‌ سبب‌ افزايش‌ HDL سرم‌ گرديد (p<0.01). همچنين‌ مصرف‌ بارهنگ‌ سبب‌ افزايش‌ HDL (p<0.001) و كاهش LDL (p<0.02) گرديد.
به طور كلي‌ مي ‌توان‌ نتيجه‌ گرفت‌ كه‌ افزودن‌ منابع‌ فيبرهاي‌ غذايي‌ به‌ رژيم‌ بيماران‌ ديابتي‌‌، به ويژه‌ اگر بخشي‌ از آن‌ به‌ صورت‌ محلول‌ باشد‌، باعث‌ كاهش‌ LDL و افزايش‌ HDL سرم‌ مي‌ شود‌ و مي ‌تواند در اصلاح‌ اختلالات‌ ليپيدهاي‌ سرم‌ بيماران‌ ديابتي‌ موثر باشد.

نویسنده(ها):
نوريان مژگان‌، فرقاني بدرالملوك، اميني مسعود

دانلود مقاله بررسي اثر روغن ‌هاي فرار بر روي واكنش گليكه شدن آلبومين به روش in vitro

منتشر شده در: گياهان دارويي، تابستان ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  3 ، از صفحه ۷۹ تا ۸۴ (۶ صفحه)
کلیدواژه‌ها: روغن‌ هاي فرار، ديابت مليتوس، گليكاسيون آلبومين

چکیده:
ديابت مليتوس يكي از شايع ‌ترين بيماري ‌ها در جوامع بشري است كه مقابله با عوارض ناشي از آن هزينه هنگفتي را به سيستم درماني تحميل مي‌ نمايد. مهمترين و شاخص‌ ترين علامت كلينيكي آن افزايش قند خون مي ‌باشد كه منجر به گليكه شدن پروتئين ‌هاي مختلف بدن مي ‌گردد كه اين امر باعث تغيير ماهيت، ساختمان و عملكرد بيوشيميايي آنها مي‌ شود. يكي از راه‌ هاي احتمالي درمان ديابت مليتوس، كاهش يا مهار اين واكنش است. به نظر مي ‌رسد كه استفاده از روغن ‌هاي فرار در اين راه مفيد و موثر مي‌ باشد. هدف از اين تحقيق، بررسي تاثير برخي از تركيبات تشكيل دهنده روغن‌ هاي فرار نظير پولگون‌، تيمول‌، ژرانيول‌، لينالول و ليمونن بر روي واكنش گليكه شدن آلبومين در in vitro مي ‌باشد. بدين منظور در حضور غلظت ‌هاي مختلف هر يك از اين تركيبات، واكنش گليكه شدن آلبومين به صورت in vitro انجام شد و با روش تيوباربيتوريك اسيد مورد سنجش قرار گرفت. نتايج حاصل نشان داد كه تركيبات مورد مطالعه در غلظت ‌هاي سه گانه ۱ g/dl، ۰٫۲ g/dl و ۰٫۰۱ g/dl داراي اثر مهاري بر واكنش گليكه شدن آلبومين مي ‌باشند و در اين ميان‌، تيمول در غلظت ۱ g/dl داراي بيشترين مهار بود (۹۴ درصد). ترتيب اثرات تركيبات فوق‌، به صورت زير است:
لينالول < ليمونن < پولگون < ژرانيول < تيمول
نتايج اين تحقيق نشان داد كه تركيبات تشكيل دهنده روغن ‌هاي فرار باعث كاهش واكنش گليكاسيون آلبومين گرديدند.

نویسنده(ها):
صفري محمدرضا، شيخ نسرين، ماني كاشاني خسرو

دانلود مقاله بررسي اثر بافت خاك، تغذيه معدني و pH هاي مختلف محلول غذايي بر توليد ماده ضد مالاريايي آرتميزينين (Artemisinin) در گياه .Artemisia annua L

منتشر شده در: گياهان دارويي، تابستان ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  3 ، از صفحه ۶۱ تا ۷۴ (۱۴ صفحه)
کلیدواژه‌ها: گندواش، Artemisia annua L.، Artemisinin، بافت خاك، تغذيه معدني، pH

چکیده:
آرتميزينين ماده‎اي با خاصيت ضد مالاريايي است كه در گياه A. annua L. به‎طور طبيعي وجود دارد. در اين پژوهش تأثير برخي از عوامل نظير بافت خاك، تغذية معدني و pH محلول غذايي بر ميزان توليد آرتميزينين مورد بررسي قرار گرفت. بيشترين مقدار آرتميزينين در خاك شني لوم، با ۰٫۰۶۵ درصد و كمترين مقدار آن در خاك سيلت لوم، با ۰٫۰۴۳ درصد مشاهده شد. كمترين مقدار آرتميزينين توليد شده در محلول غذايي فاقد فسفر مشاهده شد كه نسبت به شاهد ۶۳٫۸ درصد كاهش نشان مي‎دهد. كمترين كاهش توليد آرتميزينين در محلول غذايي فاقد منيزيم كه نسبت به شاهد ۲۲٫۵ درصد كاهش دارد مشاهده مي‎شود. حداكثر توليد آرتميزينين در غلظت ۲۱۰ mgl-1 نيتروژن محلول غذايي ديده شد. حداكثر توليد آرتميزينين در pH بين ۶ تا ۷، يعني در محيط‎هاي خنثي تا كمي اسيدي اندازه‎گيري شد و درpH=6.4  بيشترين مقدار آن (۰٫۰۶۴ درصد) مشاهده گرديد.

نویسنده(ها):
لاري يزدي حسين، خاوري نژاد رمضانعلي، روستاييان عبدالحسين، گودرزي علي

دانلود مقاله بررسي مقايسه ‌اي اثرات درماني و عوارض كوتاه مدت آنتوم با اسيد نيكوتينيك، كلستيرامين، مجموع آنها و دارونما در افراد مبتلا به هيپركلسترولمي با روش دو سوكور و انتخاب تصادفي نمونه ‌ها

منتشر شده در: گياهان دارويي، تابستان ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  3 ، از صفحه ۵۱ تا ۵۹ (۹ صفحه)
کلیدواژه‌ها: آنتوم، هيپركلسترولمي، اسيد نيكوتينيك، كلستيرامين، كار آزمايي باليني

چکیده:
آنتوم يك داروي گياهي است كه علي‌رغم عدم انجام مطالعات باليني در مورد اثرات درماني و عوارض احتمالي آن به طور گسترده‌اي به عنوان داروي پايين آورنده چربي خون در ايران مصرف مي‌شود. اين كارآزمايي باليني به منظور بررسي اثرات درماني و عوارض كوتاه مدت آنتوم و مقايسه آن با اسيد نيكوتينيك و كلستيرامين در افراد با كلسترول بالا انجام شده است. در اين مطالعه۲۰۱ بيمار مبتلا به هيپركلسترولمي تنها مورد بررسي قرار گرفته‌اند كه با دو بار آزمايش پياپي به فاصله حداقل دو هفته تشخيص داده شدند. بيماران پس از دو هفته رژيم غذايي به طورتصادفي در ۵ گروه زير قرار گرفتند: ۱- كلستيرامين روزانه ۱۲ گرم ۲- اسيد نيكوتينيك روزانه ۳ گرم ۳- مجموع كلستيرامين روزانه ۳ گرم و اسيد نيكوتينيك روزانه۱۲ گرم ۴- آنتوم روزانه شش قرص ۵- دارونما. ۱۱۴ نفر از بيماران پيگيري دو ماهه را به پايان رسانده‌اند. بعد از دو ماه از بيماران آزمايش مجدد به عمل آمده است كه بيماران تحت درمان با آنتوم كاهش ۰/۲ درصد را در ميزان كلسترول تام سرم پلاسما نشان مي‌دهند. تري‌گليسريد در گروه آنتوم ۱/۳ درصد افزايش يافته است كه از نظر آماري معني‌دار نبوده است. شايعترين عارضه در گروه آنتوم شكايات غير اختصاصي مانند ضعف و بي‌حالي بوده است و يك مورد نيز قطع دارو به دليل دل درد رخ داده است. در گروه آنتوم، افزايش نيتروژن اوره خون (BUN) به ميزان  (P=0.016) 2.2 mg/dlو كراتينين به ميزان  (P=0.019) 0.12 mg/dlمشاهده شده است. باتوجه به نتايج به دست آمده آنتوم از لحاظ آماري تفاوت معني‌داري با گروه دارونما در كاهش كلسترول و تري‌گليسريد نداشته و در مقايسه با ساير داروهاي شناخته شده موثر نبوده است. از طرف ديگر به اثرات مشاهده شده آنتوم بر روي HDL-C، نيتروژن اوره و كراتينين سرم نيز بايد توجه نمود.

نویسنده(ها):
فتوحي اكبر، اصغري فريبا، ميرزازاده عظيم، علاالديني فرشيد، يزداني كامران، آريا آرش، وفادار جواد، صفايي اكبر

دانلود مقاله بررسي كاربرد سير به عنوان نگهدارنده در صنايع رب گوجه ‌فرنگي

منتشر شده در: گياهان دارويي، تابستان ۱۳۸۱ , دوره  1 , شماره  3 ، از صفحه ۴۵ تا ۵۰ (۶ صفحه)
کلیدواژه‌ها: سير، نگهدارنده، باسيلوس كوگوالانس، رب گوجه ‌فرنگي

چکیده:
تحقيقات اخير نشان داده‌اند كه سير، يكي از قديمي‌ترين گياهان دارويي، داراي خواص بارز ضد ميكروبي است. در تحقيق حاضر، اثر سير به عنوان نگهدارنده در رب گوجه‌فرنگي، مورد بررسي قرار گرفته است. فرآورده‌هاي گوجه‌فرنگي و از جمله رب گوجه‌فرنگي با pH=۴/۳ در گروه مواد غذايي اسيدي قرار دارند. بنابراين شاخص استريليزاسيون تجاري در مورد اين ماده غذايي، از بين رفتن باكتري باسيلوس كواگولانس است. سير تازه و عصاره كلروفرمي سير به نحوي به محيط كشت TSB (Trypticase Soy Broth) و رب گوجه‌فرنگي اضافه شد كه سري غلظت زير بر حسب درصد حجمي حاصل شد:۰/۳، ۵/۲، ۰/۲، ۵/۱، ۰/۱، ۷۵/۰، ۵/۰، ۲۵/۰، ۱۲۵/۰٫ سپس از سوسپانسيون ميكروب با غلظت‌ نهايي ۱×۱۰۶ ميكروارگانيسم در هر ميلي‌ليتر به ظروف محتوي مواد فوق اضافه شد. پس از گرمخانه‌گذاري به مدت ۲۴ ساعت در دماي ۳۷ درجه سانتي‌گراد، مواد فوق در پليت‌هاي محتوي كشت(Nutrient Agar)NA  كشت داده شدند. پليت‌هاي تهيه شده به مدت ۲۴ ساعت در دماي ۳۷ درجه سانتي‌گراد گرمخانه‌گذاري شدند. نتايج به صورت رشد يا عدم رشد پرگنه‌ها در سطح محيط كشت جامد قابل مشاهده بودند و با نمونه‌هاي شاهد مقايسه شدند. حداقل غلظت مهاري (MIC) در مورد سير تازه و عصاره كلروفرمي سير در رب گوجه‌فرنگي به ترتيب عبارت بودند از: ۳ درصد و ۵/. درصد. همچنين در اين تحقيق اثر سير تازه و عصاره كلروفرمي سير بر خصوصيات شيميايي و فيزيكي و طعم رب گوجه‌فرنگي مورد بررسي قرار گرفت.
سير تازه و عصاره كلروفرمي سير به مقادير حداقل غلظت مهاري، بر خصوصيات شيميايي و فيزيكي رب گوجه‌فرنگي تأثير معني‌داري نداشتند، اما تغيير ايجاد شده در طعم رب گوجه‌فرنگي بسته به سليقه شخصي افراد، مطلوب يا نامطلوب ارزيابي شد.

نویسنده(ها):
سلوتي سونياسادات

22222222222