آموزش مهارتهای جرات ورزی به رضایت زناشویی

یکی از مهم ترین و اساسی ترین مهارت های اجتماعی که در برقراری حفظ و انسجام روابط بین فردی اهمیت دارد ، جرات ورزی است . جرات ورزی باعث می شود که فرد ارتباط نزدیک و صمیمانه ای با دیگران بر قرار کند و در این ارتباط ضمن احترام گذاشتن به حریم و حقوق دیگران خود را از سوء استفاده دیگران مصون نگاه دارد . چنین فردی طیف وسیعی از افکار و احساسات مثبت و منفی خود را بدون احساس گناه ، حقارت ، اضطراب و نقض حقوق دیگران بیان می نماید . جرات ورزی به معنی احترام گذاشتن به خود و دیگران و در واقع یک ابزار خالصانه ی دیدگاه ها احساسات و باور هاست و بر این عقیده استوار است که عقاید ، باور ها ، افکار و احساسات خود به همراه نشان دادن احترام و توجه به دیگران نشانه ی تحولی برای رفتار جرات ورزی است ( آلبرتی و آمونز 1379 ) جرات ورزی به عنوان یک مهارت اجتماعی دارای دو وجهه مثبت و منفی است که هر دو وجه آن لازمه ی تعامل اجتماعی موفق بوده و مجموعا به بیان افکار و احساسات و نشان دادن پاسخ های مناسب در روابط بین فردی می انجامد . وجه منفی جرات ورزی شامل مواردی نظیر درخواست تغییر رفتار غیر منطقی از دیگران ، پا فشاری برای احقاق حقوق خود و نیز رد درخواست های غیر منطقی دیگران می باشد . ولی وجه مثبت آن بیان افکار و احساسات ، پذیرش تعریف و تمجید و قدر دانی از دیگران را شامل می شود ( آقارشتی 1379 ) . با توجه به اینکه جرات ورزی رفتاری است که متاثر از شرایط محیطی و وابسته به یادگیری می باشد ، زمانی که رفتار های جرات ورزانه جزء عادت و ذخایز رفتاری فرد نباشد ، آموز جرات ورزی ضرورتی اساسی است . از این رو درمان گران و پژوهش گران علاقه مند به این حیطه با توجه رویکردهای نظری خود شیوه های آموزشی و درمانی گوناگونی را برای اصلاح و بهبود رفتار غیر جرات ورزانه به کار برده اند ، می توان به سر مشق پذیری ، تمرین رفتار ، بازی نقش ، آموزش مهارت های اجتماعی و روش حل مسئله اشاره کرد ( جلالی ، 1380 ) . شواهد فراوانی گویای آن است ک زوجین در جوامع امروزی برای برقراری و حفظ روابط صمیمی و دوستانه با یکدیگر با مشکلات فراوانی از جمله نقص در مهارت های اجتماعی روبه رو هستند . امروزه معضل اختلافات و نا سازگاری های زناشویی ، یکی از علل مهم مراجعه افراد به مراکز بهداشت روانی است . آمار بالای طلاق در دهه های اخیر ، بیانگر وجود اختلالات جدی در روابط زوجین می باشد . البته اینکه طلاق علل و عوامل مختلفی دارد شکی در آن نیست . عوامل اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی ، فردی و … اما آنچه که توجه محقق را به خود وا داشته است ، جنبه فردی قضیه ، آن هم از نوع مهارت های اجتماعی است. گاتمن ( 1979 ) معتقد است همسرانی که دچار اختلافات زناشویی هستند ، در زمینه مهارتهای اجتماعی و ارتباطی دچار نواقصی بوده و درگیر الگوهای ارتباطی بی حاصل اند . هم چنین گرمن و نیسکرن ( 1978 ) اعتقاد دارد که عوامل رابطه ای و عدم داشتن مهارت های ارتباطی و اجتماعی مناسب ، علت اصلی بسیاری از نا سازگاری های زناشویی می باشند ، آنها معتقدند اختلافات زناشویی را می توان با درمان های رابطه ای و آموزش مهارت های اجتماعی و ارتباطی از میان برد . به نظر می رسد با ورود زوجین به دنیای جدید زناشویی ، هر یک از طرفین نیاز به یک سری مهارت های جدید اجتماعی دارند تا بتوانند درعین احترام به دنیای شخصی طرف مقابل ، به خواسته ها و فضای فردی خود نیز احترام قائل شوند . چیزی که توجه به آن در بدو شروع زندگی مشترک از اهمیت فوق العاده ای برخودار است .
کرویل و والتز(2002 ) بیان کرده اند که زنان سطوح بالاتری از آگاهی عاطفی را نسبت به روابط خود دارند و این آگاهی بیشتر منجر به رضایت کمتر از ارتباط زناشویی در مقایسه با مردان می شود ولی اگر آموزش مهارتهای اجتماعی به گونه ای موثر اعمال شود، می تواند میزان رضایت از ارتباط زناشویی را افزایش دهد. همچنین یافته های پژوهش با پژوهش های (گاتمی، 1990) و خداپناهی 1374 همسو می باشد.
همچنین آموزش جرات ورزی بر حل تعارض زوجین موثر می باشد. این یافته های پژوهش با نتیجه تحقیقات گرین و فالکتر 2005 که عوامل رابطه ای و عمل داشتن مهارتهای ارتباطی و اجتماعی مناسب (از جمله جرات ورزی) را علت اصلی بسیاری از ناسازگاریها و تعارضات زناشویی می داند همسو است. علاوه بر آن در پژوهش دیگر که توسط برنت(1993 ) صورت گرفت نتایج آن حاکی از اثر بخشی آموزش مهارتهای اجتماعی (جرات ورزی) در افزایش سازگاری و کم شدن اختلافات بین زوجین می باشد. علاوه بر این، نتایج پژوهش حاضر نشان داد که آموزش جرات ورزی نتوانسته در افزایش رضایت از ویژگی های شخصیتی همسر و افزایش رضایت از گذراندن اوقات فراغت با همسر موثر باشد این دو مورد مواردی است که تحت تاثیر علل و عوامل بسیار متعددی قرار دارد. همچنان که راکوس (1991 ) معتقد است، از جمله عواملی که بر میزان جرات ورزی افراد تاثیر گذار است، مسایل فرهنگی حاکم بر جامعه است. جرات ورزی یک مفهوم فرهنگی است و به عبارتی، فرهنگهای مختلف، واکنش متفاوتی به آن نشان می دهد.
یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار بر این مسایل، عامل خانوادگی و تربیتی است که خود، از عامل فرهنگی تاثیر می پذیرد. به این معنا که افراد در محیط خانوادگی یاد می گیرند که چه نگرشی نسبت به جرات ورزی و بیان خواسته ها داشته باشد(جلالی 1380 ). با توجه به این موارد از آنجایی که به نظر میرسد در کشور ما نیز به عنوان یکی از کشورهای جوامع شرقی، همچنان که رگه هایی از تاثیر پیشداوری های مربوط به جنسیت دیده می شود و گاهی خانواده ها با در آمیختن مسئله حجاب و حیای زن با انفعالی و تسلیم بودن، زنان و دختران را از بیان خواسته های خود در اجتماع، منع می کنند، لذا به احتمال قوی، اکثر زنان جامعه ما تحت تاثیر عامل فرهنگی و تربیت خانوادگی، هنوز هم تا حدودی با نگرش نسبتاً منفی به مساله جرات ورزی می نگرند و اگر چه آموزش جرات ورزی توانسته باعث افزایش رضامندی زناشویی به طور کلی در گروه آزمایش شود ولی در این دو زیر مقیاس این آموزشها موثر نبوده است. به طور که گراسیو پیشنهاد کرده است که توانایی ابراز وجود اساسی سودمندی کمی را در رابطه صمیمی خواهد داشت و راکوس توانایی ابراز وجود همدلانه را برای روابط نزدیک در نظر می گیرد.
همچنین لازم به ذکر است که بالا بودن رضایت زناشویی زنان ممکن است به این علت باشد که گروه مورد مطالعه قشر تحصیل کرده جامعه هستند و به نظر می آیند که زنان دانشجو به علت بودن در فضای دانشگاه و ارتباط اجتماعی بیشتر اعتماد به نفس و توانایی ابراز وجودی بیشتری را دارند. در ضمن در پژوهش حاضر تنها چهار زیر مقیاس از 12 زیر مقیاس رضایت زناشویی مورد بررسی قرار گرفته است و بالا بودن رضایت زناشویی کلی می تواند در نتیجه بالا بودن دیگر زیر مقیاس های موجود در پرسشنامه انریچ باشد که در این پژوهش مورد بررسی قرار نگرفته است.( مینو ، 1389 ).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   سبب شناسی و مبانی نظری وابستگی به مواد