خودارضایی
خودارضایی معمولاً یک پیشرو طبیعی رفتار جنسی مربوط به ابژه است. هیچ نوع فعالیت جنسی بیش از خودارضایی مورد بحث قرار نگرفته، سریع‌تر و آشکارتر محکوم نشده و فراگیرتر انجام نگرفته است. تحقیقات آلفرد کینزی در مورد شیوع خودارضایی حاکی از آن است که تقریباً همه مردان و سه‌چهارم همه زنان زمانی در عمر خود به آن دست زده‌اند. مطالعات طولی رشد نشان می‌دهد که خودانگیزی جنسی در دوران شیرخواری و کودکی شایع است. کودک همان‌طور که در عمل انگشتان و دهان خود کاوش می‌کند یاد می‌گیرد که در مورد دستگاه تناسلی خود نیز چنین کند. در حدود سن 15 تا 19 ماهگی هر دو جنس خودانگیزی تناسلی را آغاز می‌کنند. احساس لذت از تماس ملایم ناحیه تناسلی حاصل می‌شود. این احساسات به همراه میل عادی برای کاوش بدن، سبب علاقه‌ای طبیعی به لذت خودارضایی در این دوره می‌شود. کودکان علاقۀ فزاینده‌ای به دستگاه تناسلی دیگران – والدین، کودکان و حتی حیوانات – پیدا می‌کنند. وقتی کودک همبازی پیدا کرد کنجکاوی او در مورد دستگاه تناسلی خود و دیگران محرکی برای عورت‌نمائی یا تفتیش ناحیه تناسلی می‌شود. چنین تجاربی اگر با ترس گناه‌آلود مهار نشود، به لذت مداوم ناشی از تحریک جنسی کمک می‌کند (کاپلان و سادک، 2009).
با نزدیک شدن سن بلوغ و صعود ناگهانی هورمون‌های جنسی و رشد صفات جنسی ثانویه، کنجکاوی جنسی تشدید می‌شود و خودارضایی افزایش می‌یابد. نوجوانان ازلحاظ جسمی توانایی نزدیکی و رسیدن به ارگاسم را دارا هستند ولی معمولاً با مهارهای اجتماعی کنترل می‌شوند. نوجوان تحت‌فشارهای دوگانه و اغلب متناقضی برای تثبیت هویت جنسی و کنترل تکانه‌های جنسی است که سبب تنش‌های فیزیولوژیک جنسی قدرتمندی می‌شود که نیاز به تخلیه دارد و خودارضایی راهی طبیعی برای کاهش تنش‌های جنسی است. به‌طورکلی مردان زودتر از زنان، خودارضایی را برای رسیدن به ارگاسم یاد می‌گیرند و بیشتر از آنان این کار را انجام می‌دهند. یک تفاوت هیجانی مهم بین نوجوان و کودک پیش از سن بلوغ وجود خیال‌پردازی‌های مربوط به رابطۀ جنسی همراه با خودارضایی در نوجوانی است. این خیال‌پردازی‌ها یک جزء کمکی مهم در رشد هویت جنسی است. چون نوجوان در ایمنی نسبی تصورات خود نقش جنسی بالغ را می‌آموزد. این فعالیت خودانگیزی جنسی معمولاً تا سنین بزرگ‌سالی حفظ می‌شود و در آن سنین به‌طور طبیعی جای خود را به رابطۀ جنسی می‌دهد (داربی، 2004؛ کاپلان و سادک، 2009).
زوج‌هایی که با همدیگر رابطه جنسی دارند خودارضایی را به‌طور کامل کنار نمی‌گذارند. وقتی رابطۀ جنسی رضایت‌بخش نیست یا به علت بیماری یا فقدان شریک جنسی امکان‌پذیر نیست، خودتحریکی اغلب در خدمت یک هدف انطباقی به ایجاد لذت جنسی و رفع تنش کمک می‌کند. کینزی گزارش داده است که وقتی زنان ‌خودارضایی می‌کنند بیشتر تحریک کلیتوریس را ترجیح می‌دهند. مسترز و جانسون خاطر‌نشان کرده‌اند که زنان تحریک تنه کلیتوریس را بیشتر از سر آن ترجیح می‌دهند زیرا سر کلیتوریس نسبت به تحریک شدید حساسیت زیادی دارد. بیشتر مردان با مالش شدید تنه و سر آلت خودارضایی می‌کنند (کینزی، 2005).
تحریم‌های اخلاقی علیه خودارضایی موجب پدید آمدن افسانه‌هایی مثل پیدایش و ایجاد بیماری روانی یا کاهش توانایی جنسی درنتیجۀ این عمل شده است. هیچ شواهد اختصاصی به نفع این ادعاها وجود ندارد. خودارضایی فقط وقتی یک علامت روانی بیمارگونه به شمار می‌آید که به‌صورت وسواس‌گونه و خارج از کنترل ارادی شخص درآید؛ و در چنین حالتی نه به دلیل ماهیت جنسی آن، بلکه به دلیل خاصیت وسواسی و جبری‌اش علامتی از یک اختلال هیجانی محسوب می‌شود. خودارضایی احتمالاً یک وجه جهان‌شمول و غیرقابل‌اجتناب رشد روانی جنسی است و در بسیاری از موارد انطباقی است. چندین مطالعه نشان داده‌اند در مردان ارگاسم ناشی از خودارضایی سبب افزایش چشمگیر آنتی‌ژن اختصاصی پروستات (PSA) می‌شود. به بیماران مذکری که قرار است آزمایش PSA بدهند باید توصیه نمود دست‌کم 7 روز پیش از انجام آزمایش خودارضایی و یا مقاربت انجام ندهند (چرویس و بیلی ، 2005).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   مراحل تصمیم گیری منطقی