استرس

استرس یکی از مفاهیم مهم در مطالعه روانشناسی و بهداشت روانی به شمار می آید و به کیفیات گوناگون در زندگی اطلاق می شود و به عنوان علل بسیاری از درد ها ،ناراحتی ها تلقی می شود.  مردم عادی آن راپدیده ای رنج آوروناخوشایند ،پزشکان مسئله رااز دیدواکنش های فیزیولوژیک، روانپزشکان بنا را بر فشارهای عصبی و به کار بردن مکانسیم های سایکوفیزیولوژیک و بالاخره روانشناسان آن را تغییر رفتار و حالات هیجانی و بحرانی می دانند.(اتکینسون ، ترجمه براهنی ، 1982 ).

استرس در طول تاریخ وجود خود،مفهومی نسبتا پیچیده ای بوده و سردرگمی زیادی ایجاد کرده است و در واقع مفهومی است مربوط به علم فیزیک و به مقدار نیرویی اشاره دارد که برشیء فیزیکی واردمی شودواین اصطلاح در حوزه های زیست شناسی،پزشکی وروانشناسی در مورد ارگانیسم انسان بکار رفته است.این مفهوم هم برای اشاره به فشار جسمی (مانند تحمیل باری بر ارگانیسم که از قدرت آن خارج است)و هم برای اشاره به فشار روانی (مانند وقتی که فرد بر اثر تعارض در روابط با دیگران به واکنشهای عاطفی منفی دچار می شود) بکار رفته است.متاسفانه مفهوم استرس در فرایند تحول خود هر چه بیشتر شهرت داشته،از قدرت آن کاسته شده است(دیماتئو،1991).در واقع امروزه مردم هنگامی که به هر گونه ملالتی ( از خستگی گرفته تا خشم)دچار می شوند می گویند تحت استرس اند گرچه این لفظ کار برد گسترده و جاذبه عامه پسندی دارد، ولی مفهومی بسیار آشفته است .

2-1-1 تاریخچه استرس

استرس پدیده جدیدی نیست و عمری به قدمت عمر انسانها دارد.انسانها در هر دوره ای در معرض مسائل ویرانگر و مخربی مانند فجایع زیست محیطی،تراژدی های خانوادگی ،زیان های مالی ، قحطی و خشکی ، بیماری های لاعلاج ،جرم و جنایت ، مرگ و استسمار و… قرار گرفته اند.درزندگی امروز شتابزدگی دائم به ابزار و وسایل ماشینی ،سرعت ،آلودگی صوتی  ، خشونت شدید در زندگی ، فیلم های خشن و پر حادثه و… ابعاد جدیدی را به معضل استرس افزوده اند (هاوارد،1997)

استرس در طول زمان همیشه وجود داشته است .هر یک از ما دائما استرس های بسیاری را با نتایج متعدد ان تحمل میکنیم . استرس به قدری مهم است که متخصصا ن  و پزشکان زیادی روی آن کار کرده اند .معروفترین محققی  که روی استرس کارکرده است،دکتر سیل میباشد که زندگی خود را وقف تحقیقاتش نموده است. (فیرس،ترجمه فیروزبخت،1382)

همه انسانها دچار استرس شده اند و می شوند . حتی انسان عصر حجر هم وقتی با بد خلقی وبی تابی منتظر همسرش می ماند تا از کار وتلاش روزانه رهایی یابد استرس را به خوبی می شناخت . زمانی که شکارچی صید خود را نشانه می گرفت و کمان را می کشید غده های فوق کلیوی او آدرنالین ترشح می کرد.در حدود صد سال پسش نیز ، نیاکان مااسترس را به خوبی می شناختند و با وجود آن به خوبی زندگی را سپری می کردند.تنهاعده بسیار معدودی مانند انسان امروز تسلیم آن می شدند و از پای در می آمدند . در واقع نیاکان ما بر اثر بیماری های عفونی بیماری های مادر زادی و …. می مردند واسترس آنها را از پای در نمی آورد. نکته مهم این است که ما متجدد و متمدن هستیم وبا شیوه نوین و امروزی زندگی می کنیم .دراین شرایط ، استرس کمین کرده تا به روح و جسم ما آسیب شدید و جدی برساند .کسی که مجبور است با شرایط  جدید و امروزی وبا جریانات عصر جدید همگام شود ،ناگزیر با شرایطی پر استرس مواجه می شود و باید ظرفیت بالایی برای پذیرفتن برای پذیرفتن استرس  و کنار آمدن با آن داشته باشد(فیرس،ترجمه فیروزبخت،1382)

2-1-2 تعاریف استرس

استرس فرسودگی بدنی یا عاطفی است که بر اثر  مسائل و مشکلات واقعی یا ذهنی پدید می آید.در تعریف دیگری استرس به مجموعه واکنشهای عمومی انسان نسبت به عوامل ناسازگار وپیش بینی نشده ی داخلی و خارجی اطلاق می گردد؛ بدین گونه که هر گاه تعادل داخلی و یا خارجی از میان برود ، استرس پدید می آید.دکتر هانس سلیه یکی از پیشتازان پژوهش در زمینه استرس ،استرس را به عنوان پاسخ نامشخص بدن به هر گونه تقاضا نامیده است.وی حالت سازگاری عمومی را ابداع کرد . حالت سازگاری عمومی پاسخ خود به خودی به هر گونه تهدید  بدنی یا احساسی نسبت به سلامت یک ارگانیسم است. استرس عارضه ای است که طی فرآیند سازمانی در سه مرحله ی واکنش آگاهی دهنده ، مقاومت و فرسودگی در افراد شکل می گیرد (لازاروس ، 1966).

امروزه بیش از سیصد تعریف متفاوت از استرس وجود دارد.از نظر لغوی استرس در لاتین (استریکتوس)1 است تعریف فنی استرس میزان انرژی است که برای تطبیق دادن خود باشرایط درونی وبیرونی زندگیتان در مدت زمان مشخص به آن نیاز دارید.(شعاری نژاد،1390).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   واژه­ ی مذهب و دین از نظر روانشناختی

 

1-Strictus

در فرانسه استریکسیون به معنای سخت گیری و شدت می باشد . از نظر دکتر سیل {استرس پاسخ معمولی بدن به تمام تقاضاهایی  است که  از وی می شود ویا سازگاری با توقعات بسیار نابجا که عوامل استرس زا نامیده میشوند }(کراس،شیلد،ترجمه عباس چینی،1371).

واکنش اشخاص در شرایط پر استرس  و پر تنش بسیار گوناگون و غیر قابل پیش بینی است ،به طوری که  پاسخ های رفتاری آنها همانند چهره ی افرادی که در خیابان پر رفت و آمد شلوغ می بینیم  ،ویا طرح و نقش برگها بسیار متفاوت می باشد .  شرایط و وضعیت  مشابه و یکسان در افراد مختلف وحتی در یک شخس خاص واکنش های گوناگونی ایجاد می کند که این امر به ذهنیت هر کس بستگی دارد . نوع و چگونگی عکس العمل فرد ،اغلب تعیین کننده ی میزان فشار روانی اوست . به طوری که به راحتی می توان  بر میزان خشم وعصبانیت فردی که ناراحت است افزود .(شعاری نژاد،1390).

در فیزیو لوژی استرس به صورت واکنش های داخلی بدن  در برابر آثار فیزیکی نامطلوب مانند گرما وسرمای شدید ، تنگنا و مضیقه ،فقر ، ضایعه ، درد ،عفونت و مسمومیت شدید و… تعریف شده است(کراس،شیلد ،ترجمه عباس چینی،1371).

شایددراینجا مفید باشد که بین استرسورها،پاسخ های مربوط به استرس و استرس که این تعریف به آن اشاره دارد،تفاوت قائل شویم. استرسورهارویدادهای هستند که «بهزیستی»جسمی یا روانشناختی فردرا به خطرمی اندازند. به تعبیر روانشناختی، استرس ممکن است به محرکهای محیطی مانند(سلیه 1956)پاسخی به محرکهای محیطی یا تعاملی از هر دوی آنهاباشد. (هی وارد، 1998)

استرسورها می توانند درونی (مانند درد )،بیرونی( مانند تغییرات محیط، گرما،شلوغی یا سرو صدا)یا اجتماعی(مانندسخنرانی کردن) باشند.پاسخهای مربوط به استرس ،به واکنش نسبت به چنین رویدادهایی اشاره دارد و ممکن است شامل تغییرات بدنی که آمادگی برای مواقع اضطراری(پاسخ جنگ یا گریز)است و همچنین واکنشهای روانشناختی مانند اضطراب،خشم ،بی تفاوتی وآسیب شناختی می شود.  استرس حالتی است که وقتی رخ دهد ،افراد با رویدادهای روبرو می شوند که آنها را تهدید کننده سلامت جسمی یا روانشناختی خود می یابند.این نتیجه وقتی حاصل می شود که برای انسان ،فرد احساس می کند آن درخواستها فراتر از توانایی اش برای مقابله موثر با آنهاست.بطور خلاصه،استرس،حالتی است که توسط استرسورها به وجود می آید و به ایجاد پاسخهای مربوط به استرس که برای مقابله موثر و موقعیت ناخوشایندی برنامه ریزی شده اند، منجر می شود. (کرتیس، ترجمه آشتیانی-آشتیانی،1387 )

استرس رامی‌توان به دو بخش داخلی وخارجی تقسیم‌بندی کرد.بیشتر استرس‌ها که واقعاً آنها را احساس می‌کنیم خود پرداخته و یا داخلی است وچون که ما خالق آنها هستیم پس باید راجع به آنها آگاه باشیم. واقعیت ساده راجع به استرس این است که باید آن را مدیریت کنیم وباید که ما تغییر کنیم به عبارتی باید برای این تغییر ومشکل فکری کرد.(کوچک زاده،١۳٨٩)

استرس یک اصطکاک،تاخیرویافشاری است که تحمل آن سخت است وروز به روزبروزروی توانایی های فردتاثیرمی گذارد.هنگامی که یک فردبراثراصطکاک مداوم باموضوع یامحیطی خاص ازدست یافتن به آنچه درپی آن است محروم ویابراثریک فشار روانی صعب دچاریک رکود دربه کار گیری توانایی های خویش می شود،دراین موقعیت می گوییم فرددچاراسترس شده است.(آشلی،ترجمه امینی،1383)

2-2 علت های استرس

2-2-1 دگرگونیهای زندگی

استرس در همه زمینه های زندگی ودر همه جا،بادرجات مختلف،حضوردارد.علت های اصلی استرس عبارتند ازدگرگونی های زندگی(رویدادهای مهمی که زندگی راتحت تاثیرقرارمی دهند،مثل ازدواج، فوت یکی ازاعضا و…طبق نظر هولمزوراهه(١٩۶٧)مواجه شدن باتعدادزیادی ازموقعیتهای استرس زا،دریک زمان کوتاه،می تواند برای بهداشت روانی پیامدهای نامساعدداشته باشد)،استرس بلندمدت(ازدواج باشکوه یا حقیرانه،موقعیت های کاری نامناسب یاجو سیاسی خفقان آورنیز می توانندبه صورت عاملهای استرس آوربلندمدت جلوه کنند.) . (گنجی ، ١۳٨٧)

2-2-2 گرفتاریهای زندگی

گرفتاری های زندگی(به استرس های روزانه نسبت داده می شودکه شامل گرفتاری ها وکارهای روزانه است این گرفتاریها که به ظاهر بی معناوکم اهمیت است مثل پیداکردن جای پارک برای اتومبیل و…می توانندبه منابع مهم استرس تبدیل شوندوبهداشت روانی رابانوسانهای زیان آورمواجه کنند.) ،ناکامی(عبارت است ازحالت فرضی کسی که درراه پیگیری یکی ازهدفهای طبیعی خودبه مانع برخورده است.) وتعارض(عبارت ازیک حالت هیجانی منفی است که به علت ناتوانی درانتخاب دست کم یکی از دو هدف ناسازگار به وجود می آید.). (گنجی،١۳٨٧)

 

2-3 برخی‌ از علل‌ شایع‌ استرس‌

  • مرگ‌ اخیر فرد مورد علاقه‌ (همسر، کودک‌، دوست‌).
  • از دست‌ دادن‌ هر چیزی‌ که‌ برای‌ فرد ارزشمند باشد.
  • آسیب‌ها یا بیماری‌های‌ شدید.
  • اخراج‌ شدن‌ یا تغییر شغل‌.
  • نقل‌ مکان‌ کردن‌ به‌ یک‌ شهر یا استان‌ جدید.
  • مشکلات‌ جنسی‌ بین‌ فرد و شریک‌ جنسی‌ او.
  • ورشکستگی‌ مالی‌ یا مقروض‌ شدن‌ شدید مثلاً به‌ خاطر خرید یک‌ خانه‌ جدید.
  • تعارض‌ مدام‌ بین‌ فرد و یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ ، دوست‌ نزدیک‌ یا همکار.

•خستگی‌ دایمی‌ ناشی‌ از استراحت‌، خواب‌ یا تفریح‌ ناکافی‌ (کراس،شیلد،ترجمه عباس چینی،1371