No category

تحقیق رایگان با موضوع بهای تمام شده، نسبت بدهی، تحقیق و توسعه، شرکت های کوچک

تمام شده کالای فروش رفته تحت LIFO و FIFO است. فرض می شود که نرخ مالیات برای تمام شرکت ها در بلند مدت برابر است. تفاوت بهای تمام شده کالای فروش رفته برای تمام شرکت های نمونه برای سالهای ۱۹۸۴- ۱۹۷۶ از طریق یک الگوریتم LIFO محاسبه شده است. مطابق با رویکرد به کار برده شده به وسیله بیدل(۱۹۸۰) و داپوچ و پینکاس،۱۹۸۸، الگوریتم تفاوت بهای تمام شده کالای فروش رفته مطابق با افزایش و کاهش میزان موجودی برآورد می شود.
این الگوریتم به وسیله مقایسه برآوردشان برای ۴۸ شرکت LIFO با تغییرات در اندوخته های LIFO گزارش شده در گزارش سالانه شرکت به دست آمده است. نسبت متفاوت بهای تمام شده واقعی کالای فروش رفته به میانگین فروش خالص ۱۲۱% می باشد در صورتی که نسبت متفاوت بهای تمام شده برآوردی کالای فروش رفته به میانگین فروش خالص ۱۱۶% می باشد. این تفاوت بدین معنی است که هیچ ارتباط آماری وجود نداشته است. به علاوه نرخ همبستگی بین بهای تمام شده کالای فروش رفته واقعی و برآوردی برای شرکت های LIFO 775% می باشد. در شرکت هایی با نرخ پائین موجودی انتظار می رود ذخیره مالیات کوچکتر از به کارگیری LIFO داشته اند و انتظار می رود روش غیر از روش LIFO به کار گیرند. شرکت هایی با نوسان بالا و غیر قابل پیش بینی در سطوح موجودی فیزیکی ممکن است روش LIFO نامطلوب باشد. به خاطر اینکه مخالف اثرات مالیات و جریانهای نقدی پیش بینی شده از تصفیه های LIFO می باشد.
داپوچ و پینکاس ،۱۹۸۸، و نایهوس ،۱۹۸۹، نوسان موجودی بسیار پائین تر از میان شرکت های LIFO در نمونه شان گزارش نموده اندئ برای تهیه مقیاس مقایسه ای از نوسان موجودی مقادیر موجودی گزارش شده برای شرکت های LIFO را بر مبنای FIFO محاسبه نمودیم.
در شرکت هایی که یک نرخ بالایی از موجودی راکد را تجربه کرده اند، ممکن است LIFO نامطلوب باشد، به خاطر اینکه راکد بودن موجودی ناشی از جایگزینی خطوط تولید قدیم به محصولات جدید و به دلیل فقدان حسابداری آمرانه و رهنمودهای مالیاتی یک مشکل حسابداری در روش LIFO ایجاد می شود و اختلاف عقاید و منافع بین SEC وIRS به وجود می آید.
شواهدی وجود دارد که ارقام اختراعات جدید تولید شده به وسیله شرکت ها همبستگی بالایی با اندازه مخارج تحقیق و توسعه شرکت، بعد از اصلاح اندازه شرکت وجود دارد. هزینه های دفتری به عنوان یک مانع برای پذیرش و به کارگیری LIFO ذکر شده بود. برآورد هزینه پذیرش LIFO از طریق بررسی هر یک از عمده فروشان در دامنه ۷/۰ تا ۹/۷ درصد میانگین سود می باشد.
این دامنه وسیع ما را به سمت به کارگیری اندازه شرکت به عنوان یک نماینده برای هزینه های دفتری LIFO می کشاند.
در تحقیق گوپالاک ریشنان،۱۹۹۴، اهرم به عنوان جمع بدهی های جاری تقسیم بر سرمایه ، در صورتیکه بدهی های کوتاه مدت بر انتخاب های استهلاک و موجودی موثر باشد، تعریف شده است. انتظار می رود که یک رابطه مثبت بین اهرم و روش حسابداری افزاینده سود وجود داشته باشد. در نسبت بدهی به سرمایه بزرگتر یک شرکت، به احتمال زیاد، مدیریت شرکت روش های حسابداری را انتخاب می کند که سود گزارش شده از دوره های آتی را به دوره جاری انتقال دهد. یکی از فرضیات وی این است که شرکت های اهرمی به احتمال زیاد روش موجودی FIFO را انتخاب می کنند. درصد شرکتهای نمونه که روش استهلاک خط مستقیم(روش حسابداری افزاینده سود) را انتخاب می کنند(۸۴%) بود.
این مطابق با شواهد بدست آمده در گزارش هاگرمن و زمیجوسکی و پریس و ونیت روپ می باشد.
هر چند یک تفاوت با اهمیتی بین شرکت های غیر اهرمی و اهرمی در مورد انتخاب روشهای موجودی جود دارد. درصد شرکتهایی که FIFO در مقابل LIFO انتخاب می کردند. در تحقیق هاگرمن و زمیجوسکی ۵% و در پریس و ونیت روپ ۴۱% و در تحقیق گوپالاک ریشنان ۸۵% است. این جالب است که در شرکت های کوچکتر،ماکزیمم جریانهای نقدی بر یک هدف مبهم و آن مالیات مبتنی بر انتخاب روش LIFO سوق داده می شوند. همچنین شواهدی پیدا شده که شرکت های ناموفق با احتمال بیشتری روشهای حسابداری افزاینده سود نسبت به شرکت های موفق انتخاب می کنند. گوپالاک ریشنان در مورد انتخاب روش موجودی متغیر های اهرم، سود واندازه را با روشهای موجودی و استهلاک بررسی نمود. او نشان داد که هم سود و هم اندازه به نظر می رسد که با انتخاب روشهای استهلاک در ارتباط بود.
ارتباط بین استهلاک و اندازه در سطح خطای ۱% منفی بود و به طور مشابه سود یک رابطه منفی با استهلاک در سطح خطای ۵% همانگونه که انتظار می رفت داشت. همچنین بین اهرم و استهلاک یک ارتباط مثبت وجود داشت اما این همبستگی از لحاظ آماری با اهمیت نبود. در مورد انتخاب روش موجودی، اندازه و نرخ مالیات یک ارتباط منفی با موجودی دارد. همچنین همانطور که انتظار می رود اهرم یک همبستگی مثبت با موجودی دارد بنابراین به طور خلاصه تجزیه و تحلیل مقایسه ای هم اندازه وهم سود، انتخاب های روش موجودی و استهلاک را حمایت می کند به عبارت دیگر اهرم فقط با روش موجودی نه روش استهلاک رابطه دارد. به طور کلی تجزیه و تحلیل همبستگی یک حمایت قوی در استفاده از فرضیه هزینه سیاسی و یک حمایت ضعیف برای فرضیه بدهی به سرمایه دارد.
گوپالاک ریشنان برای انتخاب حسابداری شرکت های نمونه را به روشهای افزاینده سود(خط مستقیم و FIFO) و کاهنده سود(روش استهلاک شتابدار یا LIFO) تقسیم نموده است. برای انتخاب روش استهلاک یافته ها، مطالعات قبلی انتخاب حسابداری در فرضیه اندازه را مستند می کند. شرکت هایی که روش های استهلاک شتابدار انتخاب می کنند،بزرگتر از شرکتهایی هستند که روش خط مستقیم را در سطح خطای ۱% انتخاب می کنند. به عبارت دیگر، شرکتهای بزرگتر همانطور که انتظار می رفت روشهای حسابداری کاهنده سود را در مقایسه با شرکت های کوچکتر انتخاب می کنند. مطابق با فرضیه نسبت بدهی به سرمایه ، شرکت هایی که روش استهلاک خط مستقیم انتخاب می کنند بیشتر از شرکتهایی که روشهای شتابدار انتخاب می کنند، هست این تفاوت در سطح خطای ۱۰% معنی دار می باشد.
یافته ها درباره انتخاب روش موجودی از هر دو فرضیه های اندازه و نسبت بدهی به سرمایه حمایت می کند. هم میانگین و هم میانه اهرم برای شرکت هایی که FIFO را انتخاب می کنند در مقایسه با شرکتهایی که LIFO را دارند بزرگتر است. و این تفاوت از لحاظ آماری با معنی است. به طور مشابه، شرکت هایی که روش LIFO انتخاب کرده اند بزرگتر است و مطابق با این نیست تا سود بر انتخاب روش موجودی اثر می گذارد. در نهایت یک تفاوت معنی دار(در سطح ۱%) در نرخ های مالیات شرکت های LIFO نسبت به شرکت های FIFO وجود دارد. همانطور که انتظار می رفت هم میانگین و هم میانه نرخ های مالیات برای شرکت های LIFO نسبت به شرکت های FIFO بزرگتر است.
نتایج تجزیه و تحلیل چند متغییره نشان می دهد که مطابق با فرضیه بدهی به سرمایه تصمیم های انتخاب فروش های استهلاک و موجودی شرکت های غیر اهرمی از طریق اهرم صورت می گیرد. نتایج مبتنی بر مدل های چند متغییره بعد از کنترل برای سود آوری و حمایت قوی مالیات که شرکت های با اهرم بزرگتر به احتمال زیاد روش استهلاک مستقیم یا FIFO را انتخاب می کند.
واتزوزیمرمن نیز شش آزمون :
تعدیلات سطح عمومی قیمتها (۱۹۷۸)، حسابداری نفت و گاز(۱۹۷۹)، بهای تمام شده کامل در مقابل کوشش های موفق(۱۹۸۰)، سرمایه ای کردن بهره(آیا بهره سرمایه ای شده است یا نه)(۱۹۸۱)، تحقیق و توسعه(۱۹۸۳)، استهلاک شتابدار در مقابل روش مستقیم، در ارتباط با فرضیه بدهی بر سرمایه انجام داده است. تمام شش آزمون از فرضیه بدهی بر سرمایه این فرضیه که اهرم با انتخاب روش حسابداری بی ارتباط است را رد می کند. این آزمون ها مستقل نیستند اما تمامی آنها نشان می دهد که نسبت بدهی به سرمایه بالاتر به احتمال زیاد شرکت روش (پرتفلیویی از روشها) بکار می برد که سود دوره جاری را افزایش دهد این نتایج اعتبار یافته های زمیجوسکی و هاگرمن را افزایش می دهد. دالیوال (۱۹۹۹) در مطالعاتشان شواهدی یافتند که تفاوت هایی در نرخ EP بررسی شده توسط لی با تفاوت های اساسی در ریسک و رشد مورد انتظار بین شرکت های LIFO و یا غیر LIFO وجود دارد. با استفاده از نرخ های EP برای یک نمونه شرکتها بین سالهای ۱۹۹۳-۱۹۸۲ مقارن با مطالعه لی در ۱۹۸۱، نتایج نشان می دهد که نرخ های EP پیوسته برای شرکت های LIFO بالاتر است. به نظر می رسد که این تفاوت بین نرخهای LIFO و غیر LIFO زمانیکه شرکتها متضرر شدند کاهش یافته است. همچنین دالیوال همانند لی مدل تجربی را به کار برد که نتایج نشان می دهد استفاده از LIFO با نرخ های EP بالاتر حتی بعد از کنترل رشد مورد انتظار و مخاطره مرتبط است. بعد از کنترل تفاوت هایی در ریسک رشد درآمد مورد انتظار و درآمدهای موقتی، دالیوال دریافت که نرخ های EP برای شرکت های LIFO وافعاٌ کمتر از شرکت های غیره LIFO هستند مطابق با شواهد اقتصادی اثر کاهش سود LIFO، اثر ذخیره مالیات بر ارزش شرکت منجر به نرخ های EP پائین تر خواهد شد.
این نتایج بیان می کند که نرخ های EP بالاتر مشاهده شده برای شرکت های LIFO ناشی از به کارگیری روش موجودی LIFO نمی باشد. بلکه تفاوت های سیستماتیک در ریسک، رشد مورد انتظار و درآمدهای موقتی فاکتورهایی هستند که با نسبت EP در ارتباطند و همچنین به طور سیستماتیک بین شرکت های LIFO و غیر LIFO تغییر می کند.
صلاح. ک البوخایت(۱۹۹۸) تجزیه وتحلیل انتخاب مدیران از سیاست حسابداری موجودی کالا در عربستان سعودی که زکات فاکتور انتخاب حسابداری نیست را انجام داد. متغیرهای مستقل برای آزمون انتخاب های حسابداری موجودی کالا(متغیر وابسته) شامل اندازه،سرمایه بری اهرم، نوع صنعت بوده است. وی روش های تجزیه و تحلیل یک متغییره و تجزیه چندگانه برای یک نمونه ۴۶ شرکت به کار برد. برای تجزیه وتحلیل یک متغییره،آزمون من ویتنی و ناپارامتریکU و برای تجزیه و تحلیل چندگانه از رگرسیون حداقل مربعات استفاده نمود.نتایج تحقیق نشان داده که بین انتخاب های حسابداری موجودی کالا و متغیرهای اندازه،سرمایه بری و نسبت بدهی به سرمایه رابطه معنی داری وجود ندارد. ولیکن بین انتخاب حسابداری موجودی کالا و نوع صنعت ارتباط معنی داری وجود دارد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   دانلود پایان نامه درموردعرضه کنندگان، سازمان جهانی تجارت، اطلاع رسانی، استاندارد

۲-۸-۲ در داخل کشور:
با توجه به مطالعاتی که در این زمینه توسط محقق صورت گرفته شده است تحقیقی در این خصوص در مرکز اسناد علمی مشاهده نگردید.

۹-۲ خلاصه فصل دوم
روش های حسابداری مورد استفاده در شرکتها دارای پیامدهای اقتصادی بوده و بر توزیع ثروت موثر است. در شرکتهای سهامی افراد به امید افزایش ثروتشان سرمایه گذاری می کنند. روش های حسابداری مورد استفاده بر ثروت سرمایه گذاران اثر دارد.
انتخاب روش های حسابداری برای افزایش رفاه سهامداران و حداکثر

دیدگاهتان را بنویسید