همانگونه که پیشتر شرح داده شد، طبق مدلهای نظری ارائه شده درمورد خودپنداره، آن را شامل چند بعد دانستند که یکی از ابعاد آن که مربوط به خودپنداره غیرعلمی یا تحصیلی می‌ِشود، خودپنداره بدنی[1] است که در متون مختلف واژه‌هایی چون خودپنداره بدنی، تصویر بدنی، ادارک بدنی[2] و مفهوم بدنی[3] مترادف با هم به کار برده شد، و تعاریف ارائه شد. از این مفهوم کمابیش مشابه هستند، در ذیل به تعدادی از این تعاریف اشاره می‌شود:

اسمیت[4]: «هر شخص یک تصویر ذهنی از بدن خودش دارد که اصلی‌ترین عنصر سازنده شخصیت اوست. ممکن است فکر کنید توانایی بدنی خوب یا بدی دارد و یا اینکه فردی لاغر، چاق، کوتاه، بلند یا چیزی بین آنهاست.»

خواجه نوری: «رفتار و احساس انسان دقیقاً مطابق با تصویری است که درنتیجه آنچه که می‌شنود، می‌بیند و حس می‌کند، در ذهنش بوجود می‌آید، تصویر بدنی عبارت است از کلیه برداشت‌هایی که شخص از خودش داشته و تصورانی که دیگران نسبت به او دارند.»

گورمن[5]: «تصویر بدنی، تفکری ذهنی است که یک شخص در هر لحظه از بدن خود دارد.»

نولیس[6]: «تصویر بدنی، دربرگیرنده احساس، رفتار، ارزش‌های فرد نسبت به خود بوده و چگونگی به حساب آوردن قیافه و کلیه احساسات داخلی هر کسی، تصویر بدنی او را تشکیل می‌دهد.»

در مجموع تصویر بدنی، مجموعه‌ای از تصویر وضعیت بدن، شمای تقش بسته و درک شده آن در مغز و دیگر ادراکها به گرایشها و احساسات و واکنشهای شخصی که هر فرد در مورد بدن خود دارد. فرد در هر لحظه به وسیله ارتباط با بدن خود، از طریق تصویر بدنی درحال تعادل است. تغییر یا اختلال از این تصویر ذهنی، موجب آشفتگی و عدم تعادل روانی در شخص می‌شود. تصویر بدنی مفهوم وسیعی دارد و برای درک نحوه ارتباط هر فرد با بدن خود مفهومهای متعددی ارائه شده‌اند (44).

عصب‌شناسان بیشتر به ادراک بدنی[7] توجه داشته‌اند. این مفهوم مشتمل بر تجربیات حسی از بدن و بوجود آوردن شمایی از آن در مغز و همچنین درک وضعیت بدنی در فضا می‌شود. تجسم اندامهای خیالی پس از قطع اندامها در ارتباط با این ادراک است. خودپنداره بدنی که شامل افکار، احساسات، گرایشها و خاطرات خود در ارتباط با بدن خود است، موجب می‌شود تا فرد مفهوم کلی از بدن خود را در ذهن داشته باشد. بخشی از «من»[8] که ادراک‌کننده یا نظاره‌گر تصویر ذهنی فرد از بدن خود می‌باشد، «من بدنی» نامیده می‌شود. علاوه بر این هر فرد «تصویر آرمانی از بدن»[9] خود را در ذهن دارد که همواره بدن خود را با آن مقایسه می‌کند و کوشش یا آرزو دارد تا بدن خود را به آن شکل درآورد. یا در ذهن خود مجسم کند(2).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   نظریه رفتارگرایی چیست

برخی از افراد نگرش عمیق‌تری نسبت به بدن خود دارند. به عقیده «میلر، مورفی و باس»[10] آگاهی از بدن و قابلیتهای آن از سه جنبه مطرح می‌شود. اولین سطح، آگاهی کلی   از بدن می‌باشد که شامل احساس ذهنی هر فرد، از ظاهر خود است. مانند: چین و چروک پوست، ریزش مو، برامدگی شکم و تناسب لباس با بدن. دومین سطح آن آگاهی درونی از بدن و اعمال آن است. یعنی آگاهی از احساسات اندامهای داخلی که قابل   مشاهده نیستند. مانند احساس نسبت به علائم بیماری قلبی عروقی ـ معده و فشار خون. سومین سطح آگاهی مربوط به قابلیتهای بدنی است که شامل ارزشیابی ذهنی از توانایی بدنی جهت رسیدن به اهداف بدنی است که فرد برای خود در نظر گرفته است. این سطح با واژه خودکارآمدی[11] درارتباط است(49).

مدل ارائه شده توسط شاولسون، هوبنر و استانتون درمورد خودپنداره یکی از مدلهای قابل استفاده درمورد خودپنداره بدنی یا تصویر بدنی بوده است که به دلیل انعطاف‌پذیری آن از جذابیت مناسبی برخوردار بوده است. برای مثال، انجام یک بازی فوتبال و رضایت از آنجام آن و درصورت امکان تکرار آن می‌تواند به خودارزشی بدنی و حتی عمومی فرد نسبت به خود منجر شود. محققین دیگری نیز از ماهیت چندبعدی این مدل حمایت کافی نمودند(49).

اما محققین مدل ارائه شده، نتوانستند با ابزار مناسبی حیطه‌های علمی، اجتماعی و بدنی خودپنداره را از هم مجزا نمایند. مارش و ردماین در تحقیقی مدل ارائه شده خود درمورد خودپنداره بدنی را که اقتباس از مدل شاولسون و مارش بوده را با ساخت ابزار «پرسشنامه خودپنداره بدنی»[12] مورد آزمون قرار دادند. در این تحقیق که در آن 105 دختر و پسر 13 و 14 ساله شرکت داشتند، پرسشنامه مذکور که شامل خرده، مقیاسهای استقامت، تعادل، انعطاف‌پذیری، قدرت، ظاهر بدن و توانایی عمومی بدن بود، به همراه پنج آزمون آمادگی جسمانی درمورد استقامت، تعادل، انعطاف‌پذیری، قدرت ایستا، قدرت انفجاری، در این آزمودنیها آزمون شدند. همچنین از روش تحلیل عاملی تأییدی سلسله مرتبه‌ای[13] برای بررسی داده‌ها و تجزیه و تحلیل آنها استفاده گردید.

نتایج این تحقیق به خوبی ماهیت چندبعدی خودپنداره بدنی را تأیید کردند و ضمن حمایت از اعتبار سازه مدل و پاسخهای پرسشنامه بین خرده، مقیاسهای پرسشنامه با عوامل آمادگی بدنی مشابه و همخوان ارتباط بالایی را نشان دادند.

[1] – Physical Self – Concept

[2] – Body – Perception

[3] – Body – Concept

[4] – Smith

[5] – Gorman

[6] – Nolis

[7] – Body  Perception

[8] – Ego

[9] – Body  Idea

[10] – Miller, Marphy  &  Buss

[11] – Self – Efficacy

[12] – Physical  Self – Concept  Questionnaire (PSC)

[13] – Hierarchial  Confirmatory  Analysis