تعریف آموزش

شاید بتوان گفت که سازمان ها وسیله تحقق هدف های جامعه محسوب می شوند . سازمان‌ها در واقع به عنوان عناصر و وسایلی هستند که برای رفع نیاز های اساسی جامعه شکل گرفته و به فعالیت می‌پردازند.  بررسی شکل گیری و تحول سازمان‌ها نشان می دهد که درگذشته  به علت ساده بودن  کار و تکنولوژی محدود، ساختار وکارکردهای سازمان‌ها ساده و ابتدایی بوده و افراد برای انجام فعالیت های ان نیاز چندانی به دانش و معلومات حرفه‌ای نداشتند. تغییر و تحولاتی که بعد ها درشکل زندگی اجتماعی  به وجود آمد موجب وسعت و گسترش در ابعاد گوناگون سازمان‌ها شد. در چنین شرایطی،دیگر، افراد بدون داشتن دانش و مهارت‌های لازم قادر به انجام وظایف و فعالیت‌های سازمان ها نبودند. پیامد چنین تغییرات و تحولات عظیم صنعتی، تکنوژیکی و اقتصادی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، ضرورت آموزش را در سازمان‌ها به امری حیاتی مبدل کرد(سام خانیان،1384:‌ 11) .

آموزش ، تجربه ای است مبتنی بر یادگیری که به منظور ایجاد تغییرات نسبتاً پایدار در فرد صورت می گیرد تا وی بتواند توانایی های خود را با انجام کار بهبود ببخشد( شیمون و رندال، 1380: 248) .

بنا به تعریف یونسکو، سازمان  علمی و فرهنگی ملل متحد، آموزش و پرورش عبارت است از تمام کنش‌ها ، اثرات، راهها و روشهایی که برای رشد و تکامل و توانایی های مغزی، معرفتی و همچنین مهارت‌ها، نگرش ها و رفتار انسان به کار می رود ، البته به طریقی که شخصیت انسان را تا ممکن‌ترین حد آن تعالی ببخشد و یکی از ارزشهای مثبت جامعه ای که در آن زیست می کند، باشد ( خراسانی و حسن زاده بارانی کرد،  1381: 48) .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   Typical Applications for Security Holograms

براون  و انکیس  آموزش را  به عنوان  فراهم آوردن  فرصتهایی برای اینکه  دانش آموزان   یاد بگیرند  تعریف کرده اند . در واقع اموزش به فعالیت هایی گفته می شود که با هدف آسان  ساختن  یادگیری از سوی آموزگار یا معلم  طرح ریزی می شود و بین یک آموزگار و یک  یا چند یادگیرنده به صورت کنش متقابل جریان می یابد تا در نهایت به گسترش نگرش، دانش، مهارت و الگو های رفتاری مورد نیاز یک فرد برای انجام عملکرد مناسب در یک تکلیف یا شغل معین منجر شود ( سیف ، 1389: 29و 30)

اما جان اف . ام می آموزشی را عبارت از بهبود سیستماتیک و مستمر شاغلین از نظر دانش ها، مهارت ها، توانایی ها و رفتار ها می داند که به رفاه آنها کمک می کند و شرایط بهتری را برای احراز مقام  بالاتر فراهم می آورد ، تعریف کرده است (محمدی ، 1382: 13و 14) .

در تمام این تعاریف فوق، آموزش عامل اساسی تعالی انسان ها است و این تعالی می تواند در تلطیف روابط کارکنان و مدیریت اثر بخشی باشد . فردی که کار خود را خوب بداند ،از کار خود لذت می برد و برایش رضایت ایجاد می کند و نا خود اگاه این رضایت را ناشی از محیط کار می داند و در این حالت آموزش به خوبی این هدف را تحقق می بخشد ( میر سپاسی، 1385: 485) .