در کل استراتژی به معنی راهکار، ترفند، طرح و نقشه و راهبرد است. یعنی اینکه با توجه به جمیع شرایط و توانمندی‌ها و فرصتها و تهدیدات، چگونه و از چه راهی برای رسیدن به هدف باید اقدام کنیم. از جنبه تاریخی این مفهوم در ابتدا در جنگ‌ها بکار می‌رفت که بر روی نمودار، تاریخچه آن بصورت زیراست 

استراتژی به عنوان یک دیدگاه : سازمان‌هایی هستند که از بازاریابی طرفداری می‌کنند و مسلک کلی را در محیط آن بنا می‌کنند (مانند IBM)، برخی هم با مهندسی چنین برخورد می‌کنند و بعضی دیگر تنها بر کارآیی تولیدی تکیه می‌کنند مانندMcDonald’s)) در این ارتباط، استراتژی به سازمان همان نسبتی را دارد که شخصیت به فرد.

استراتژی به عنوان یک موضع

تاکتیک یا دانش رزم‌آرایی چگونگی استفاده از نیروهای مسلح را به هنگام درگیری به ما می‌آموزد و استراتژی به چگونگی استفاده از درگیری‌ها در جهت هدف جنگ مربوط است.

آر پی روملت میگه : استراتژی یک شخص، تاکتیک شخص دیگری است و استراتژیک بودن چیزی بستگی به آن دارد که شما کجا می‌نشینید. آن‌چه امروز تاکتیکی جلوه می‌کند شاید فردا استراتژیک باشد.

نتیجه‌گیری کلی درباره مفهوم استراتژی

·       استراتژی مفهومی است کهریشهدرثباتداردنهتغییر. سازمان‌هااستراتژی‌هاراباهدفثباتدنبالمی‌کنند. اما آن‌ها گاهی اوقات به تغییر استراتژیک (تغییرات اساسی) نیز نیاز دارند. آن‌ها مجبورند در پاسخ به محیط تغییر یافته، مسیرهای مقرر و خط‌مشی‌های موجود خود را تغییر دهند.

·       بزرگترین شکست‌های مدیریت استراتژیک زمانی به وقوع پیوسته که مدیران یک مکتب و یک دیدگاه را خیلی جدی گرفته‌اند

·       ‌‌‌ شکل‌گیری استراتژی یعنی طراحی دقیق و موشکافانه، بینش شهودی و یادگیری نوظهور، شکل‌گیری استراتژی با تغییر و تحول و همچنین ثبات و پیوستگی مرتبطه و باید مستلزم شناخت فردی و تعامل اجتماعی، همکاری و تعارض و در برگیرنده تحلیل قبل از عمل، برنامه‌ریزی پس از عمل و مذاکره حین عمل است.

·       یک استراتژی ممکن است یادگیری را در نظر نگیرد. استراتژی دیگری نیز ممکن است کنترل را مدنظر نداشته باشد. همه استراتژی‌های واقعی این دو را ترکیب می‌کنند. به عبارت دیگر استراتژی‌ها باید شکل‌ گیرند و همچنین تدوین شوند.

دقت شود که مفهوم استراتژیک با استراتژی تفاوت دارد. وقتی می‌گوییم یک موضوع یا مکان استراتژیک است یعنی حیاتی و اساسی است و این مفهوم با استراتژی تفاوت دارد. استراتژیک یعنی حیاتی، مثلا منطقه استراتژیک یعنی منطقه‌ای که برای بقای یک کشور یا سازمان حیاتیست. پس برنامه‌ریزی استراتژیک هم یعنی برنامه‌ریزی که مربوط به حیاط و بقا یک سازمان می‌شود که البته برای این بقا باید استراتژی‌ها (راهبردها یا ترفندها یا طرح‌ها یا …) خوبی هم طراحی شود (علی احمدی 1382).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منظور از رفتارهای بهنجار و نابهنجار چیست؟