تعریف مهارت‎های ارتباطی

مهارت‎های ارتباطی به‌منزله آن دسته از مهارت‎هایی هستند که به‌واسطه آن‌ها افراد می‌توانند درگیر تعامل‌های بین فردی و فرایند ارتباط شوند؛ یعنی‏ فرایندی که افراد در طی آن، اطلاعات، افکار و احساس‌های‏ خود را از طریق مبادله پیام‌های کلامی و غیرکلامی با یکدیگر در میان می‏گذارند (یوسفی،1385). این مهارت‌ها مشتمل‏ بر مهارت‎های فرعی یا خرده مهارت‎های مربوط به «درک‏ پیام‌های کلامی و غیرکلامی‏»، «نظم دهی به هیجان‌ها»، «گوش دادن»، «بینش نسبت به فرایند ارتباط» و «قاطعیت در ارتباط» است که اساس مهارت‎های ارتباطی‏ را تشکیل می‏دهند (چاری و فداکار،1384). این‏ مهارت‎ها از چنان اهمیتی برخوردارند که نارسایی آن‌ها می‌تواند بااحساس تنهایی، اضطراب اجتماعی، افسردگی، حرمت خود پایین و عدم موفقیت‌های شغلی و تحصیلی‏ همراه باشد (یوسفی، 1385).

به‌طورکلی مهارت‎های ‏ارتباطی مربوط به فرایند برقراری ارتباط میان حداقل دو نفر است و به‏ مجموعه‎ی رفتارهایی اطلاق می‌شوند که به انسان کمک می‌کنند تا میان عواطف و نیازهای‏ خود ارتباط برقرار کند و به اهداف میان فردی و اجتماعی دسترسی یابد. به‌عبارت‌دیگر مهارت‎های اجتماعی، رفتارهای آموخته‌شده‌ای هستند که بر روابط بین فردی با افراد تأثیر می‏گذارند (پالاهنگ،1378). پژوهش‎ها نشان می‏دهند افرادی که در کسب مهارت‎های اجتماعی و ارتباطی نقص دارند، پیامدهای منفی کوتاه‏مدت و بلندمدتی را تجربه می‌کنند. «گرایش افراد غیراجتماعی به بزهکاری بیش از سایر افراد (کاترین،2006)، بی‏بهره بودن افراد غیراجتماعی از مهارت‎های گسترده و متنوع مثل برقراری رابطه، همکاری، پاسخ مثبت به دوستان همگی حکایت از اهمیت برقراری مهارت‎های ارتباطی و اجتماعی در افراد دارد» (فتحی 1378).

 

 

2-2-9-2 انواع مهارت‌های ارتباطی

انواع مختلف مهارت‌های ارتباطی شامل، مهارت‎های درون فردی، میان فردی، گروه‌های کوچک، ارتباط عمومی، چند فرهنگی، ارتباط کامپیوتری و ارتباط سازمانی می‌باشد (فرهنگی 1383). ارتباط درون فردی در درون خودمان اتفاق می‌افتد. اینکه چگونه فکر می‎کنیم، احساس و درک می‎کنیم دراین‌ارتباط شما هم فرستنده و هم گیرنده هستید به این صورت که پیغام از افکار و احساس شما ساخته می‌شود. کانال ارتباطی ذهن ما است و اینکه به چه فکر می‎کنید و چه احساسی دارید. می‌توانید بازخوردتان را با بحث روی موافق و مخالف و حذف ایده‌های اصلی، بهتر کنید و روی مسیر انتخابی خود، تصمیم‌گیری کنید. ارتباط میان فردی هنگامی است که شما با یکدیگر مرتبط هستید، معمولاً با شخص دیگری، اما گاهی می‌تواند با بیشتر از یک نفر باشد. دوباره تمام روندهای یک ارتباط مورداستفاده قرار می‌گیرد. ساختن یک ارتباط میان فردی مثبت باعث به وجود آمدن یک محیط کاری موفق می‎شود. ارتباط گروه‌های کوچک وقتی است که تعدادی از افراد با یکدیگر ملاقات دارند، گروه باید به‌اندازه کافی کوچک باشد تا تمام اعضاء بتوانند روی‌هم اثر متقابل گذارند. ارتباط گروه کوچک پیچیده‌تر از ارتباط درون فردی و میان فردی است به خاطر اینکه افراد مختلف هم‌زمان در حال فرستادن و دریافت پیام‌های مختلف هستند. برای دستیابی به ارتباط گروه کوچک پیام‌ها باید بیشتر ساختاری باشند و کانال‌های مناسب باید به‌دقت ملاحظه شوند. ارتباط غیرمستقیم کامپیوتری، ارتباطی است که در میان شبکه‌های کامپیوتری به سهولت مورداستفاده قرار می‌گیرد. ارتباطات عمومی وقتی است که فرستنده پیغامی را برای مخاطب می‌فرستد و پیغام ساختاری را تحویل می‌گیرد. ارتباط میان فرهنگی بین دو یا چند نفر که از فرهنگ‌های متفاوت هستند، به وجود می‌آید. به خاطر رشد فنّاوری اطلاعات، جهانی‌شدن و تنوعات فرهنگی، ما فرصت بیشتری برای برقراری ارتباط با مردم سراسر دنیاداریم. تنوعات فرهنگی سازمان ما را غنی می‌کند اما همچنین می‌تواند باعث یک سری موانع ارتباطی شود. مشکلات ارتباطی ناشی از رشد اختلافات فرهنگی و زبانی است. برای رسیدن به یک ارتباط مؤثر، تکنیک‌هایی می‌تواند برای بهتر شدن ارتباط میان فرهنگی استفاده شود. نشانه‌های غیرزبانی را همیشه برای نشان دادن نبود درک و فهم، مشاهده کنند و هنگامی‌که لازم باشد آن را تکرار یا به‌طور واضح مشخص می‌کنند. ازاین‌رو مدیر ماهر باید روی راه‌هایی تمرکز کند تا بتواند ارتباط خود را بهبود ببخشد و کارکنان با درک بهتر را پرورش دهد، تضاد و اختلافات را کم کند و با تأثیر رفتارها و نگرش‌ها بتواند عکس‌العمل‌های مثبت را که منجر به موفقیت سازمانی می‌شود را حفظ کند (گیو، 2009).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چرا امروز باید بیشتر از گذشته بخندیم

در مهروموم‌های اخیر استفاده از فنّاوری‌های ارتباطی و اطلاعاتی (ICT) در بین کارکنان رو به افزایش داشته و به‌نوعی آن‌ها را به سمتی برده که کمتر کارکنان سطوح سرپرستی و کارکنان رده‌های پایین سازمان را به‌صورت رودررو ملاقات می‌نمایند (پاپاستگیو،2010). سازمان‌های پیچیده به‌طور مداوم در جستجوی راه‌های جدید برای گسترش دادن پارامترهای اعتمادسازی هستند و همکاری و مشارکت را در بین کارمندانشان تقویت می‌کنند به‌ویژه در محیط‌های کاری که وابسته به عملکردهای مشارکتی و تیمی برای بالا بردن ارزش‌های حاکم می‌باشد (جونگ و همکاران، 2003).

هنوز ارتباط با رهبری تحول‌گرا، آگاهی احساسی، یک سبک رهبری است که شدیداً با کارآمدی و رضایت پیروان رهبران ارتباط دارد. بین شخصیت، ارزش‌ها و رفتار با شیوه‌ی ارتباط بین فردی یک فضای سه‌بعدی وجود دارد. این ابعاد شامل بعد عمودی در فضا، به‌طرف بالا و پایین یا تسلط، در مقابل به‌عنوان صفت مشخصه‌ای از شخصیت مربوط می‌شود. این بعد از میزان حرف زدن با شخص و همچنین از میزان رابطه‌ای که برقرار می‌کند، مشخص می‌شود. افرادی که در این سلسله‌مراتب بالاترند، احتمالاً ازنظر صفات مشخصه تسلط، برون‌گرایی و ماجراجویی در رده‌ی بالاتری قرار دارند و احتمالاً با توفیق مادی روبرو شده و موفقیت بالاتری در این زمینه‌دارند. این‌چنین شخصی، در عین مسلط بودن و نیز موردعلاقه بوده، مایل به جلب توافق دیگران است و به‌احتمال‌زیاد در آزمونهای سنجش شخصیت رده بالایی را ازنظر اجتماعی بودن و شاید رهبری دارا باشد و معمولاً برای کسب موفقیت اجتماعی و شهرت ارزش قائل است، از سوی دیگر تسلط نیز ممکن است همراه با رفتار غیردوستانه و تمایل به عدم موافقت با دیگران می‌باشد. (جونگ و همکاران، 2003).

 

 

Information and Communication Technologies

Papastergiou

Jung and etal