نحوه برخورد والدین با نیازهای کودک

معمولاً کودکی که وسایل  و اسباب بازی مورد علاقه خود را در دست دیگری می‌بیند برانگیخته می‌شود. نشانگر آن است که چنانچه در کودکی همیشه توقعات و انتظارات فرد برآورده شده باشد او بیشتر از کسانی که توقعات و انتظاراتشان برآورده نشده است خشمگین و پرخاشگر می‌شود.

 

1) وجود الگوهای نامناسب:

داشتن الگوی مناسب در زندگی یکی از نیازهای انسان است زیرا انسان‌ها علاقمند هستند که رفتار و کردار خود را مطابق با کسی که مورد علاقه خودشان است انجام دهند و چنین کسانی را راهنما و الگوی زندگی خود قرار دهند بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که بیشتر کودکان پرخاشگر والدین خشن و متخاصمی داشته‌اند. یعنی نه تنها کودک آنها از محبت لازم برخوردار نبود از الگوی پرخاشگری موجود در خانواده نیز تأثیر پذیرفته است. دیکتاتوری رفتار میکنند در این گونه خانواده‌ها فرد دیکتاتور تصمیم می‌گیرد. هدف تعیین می‌کند، راه‌ نشان می‌‌دهد، وظیفه معلوم می‌کند، برنامه می‌ریزد و همه باید به طور مطلق مطابق میل او رفتار کند و حتی اظهارنظر از آن اوست (کدیور، 1390؛530) .

 

بچه‌هایی که در محیط دیکتاتوری پرورش پیدا می کنند ظاهراً حالت تسلیم و اطاعت در رفتارشان مشاهده می‌شود و همین حالت آنها را به هیجان و اضطراب وامی‌دارد این بچه‌‌ها در مقبال دیگران حالت دشمنی و خصومت به خود می‌گیرند و به بچه‌های هم سن و سال خود کمتر از خود صدمه می‌رسانند این افراد از تعصب خاصی نیز برخوردارند و از به سر بردن با دیگران عاجز هستند. در کارهای گروهی نمی‌توانند شرکت کنند و از اعتماد به نفس ضعیفی برخوردارند و در امور زندگی‌شان بی‌لیاقتی خود را نشان می‌دهند و اغلب در کارها با شکست روبرو می‌شوند (کدیور، 1390؛530) .

2) تأثیر رفتار پرخاشگرانه:

عده‌ای از افراد پرخاشگری و زورگویی را تقبیح نمی‌کنند و به آن صحه می‌گذارند.

3) تشویق رفتار پرخاشگرانه:

در مواقعی که رفتار پرخاشگرانه توسط والدین و دیگر افراد سبب تقویت مثبت و تثبیت این رفتار می‌شود و به عنوان مثال وقتی کودکی با جیغ و داد کردن می‌خواهد به خواسته‌اش برسد و والدین برای این که کودک را آرام کنند خواسته او را فوراً اجابت می‌‌کنند باعث تقویت مثبت رفتار پرخاشگرانه می‌شوند. گاه با والدین یا مربیانی روبه‌رو می‌شویم که به بهانه آموزش دفاع از خود به کودکی می‌گویند «از کسی نخوری» اگر او زد تو هم او را بزن که به طور واضح به جای نشان دادن رفتارهای منطقی در مقابل برخورد با موانع، شخصی را به پرخاشگری بی‌مورد تشویق می‌کنند (کدیور، 1390؛531) .

 

4) تنبیه والدین و مربیان:

والدین و مربیان که در برابر پرخاشگری و خشونت کودک عصبانی می‌شوند. به صورت پرخاشگرانه او را تنبیه می‌کنند از تشدید این رفتار در او موثرند در چنین مواقعی تنبیه عامل فزاینده و تقویت کننده پرخاشگری است. زیرا علاوه بر اینکه سبب خشم و احتمالاً پرخاشگری کودک می‌شود، شخص تنبیه کننده الگوی نامناسبی برای پرخاشگری کودک می‌شود (کدیور، 1390؛533).

2-9-2 خانواده به عنوان زمینه آموزشی برای رفتار پرخاشگرانه

در خانواده‌هایی که خشم و تنبیه کردن فوراً به جو خانوادگی مملو از تعارض و کودک (خارج از کنترل) منجر می‌شود. این حالت با انضباط شدید آغاز می‌شود که بیشتر در خانواده‌هایی یافت می‌شود که تجربیات زندگی استرس‌زا دارند، شخیت والد بی‌ثبات یا کودک دشوار است. معمولاً، والد تهدید می‌کند، عیب‌جویی می‌کند و به تنبیه متوسل می‌شود و کودک آه و ناله سر می‌دهد، فریاد می‌کشد و امتناع می‌کند تا اینکه والد تسلیم می‌شود. هنگامی که این چرخه‌ها بارها تکرار می‌شوند، در بین سایر اعضای خانواده اضطراب و تحریک‌پذیری به وجود می‌آورند و طولی نمی‌کشد که آنها نیز به این عامل‌های خصمانه می‌پیوندند (لورای ،1383؛125).

خواهر ـ برادرهای پیش دبستانی که والدین عیب‌جو و تنبیهی خشن دارند در مقایسه با              خواهر ـ برادرها در خانواده‌های معمولی، پرخاشگری کلامیو جسمی بیشتری به یکدیگر نشان می‌دهند.

دعوای مخرب خواهر ـ برادر به نوبه‌ی خود به کنترل ضعیف تکانه و رفتار ضد اجتماعی در اوایل سالهای دبستانی کمک می‌کند (لورای ،1383؛125).

پسرها بیشتر از دخترها آماج انضباط خشن قرار دارند زیرا آنها فعال‌تر و تکانشی‌تر هستند و بنابراین سخت‌تر کنترل می‌شوند. کودکانی که ثمره این فرآیندهای خانوادگی هستند دنیا را از دیدگاه خشونت آمیز می‌نگرند و تصور می‌کنند که نیت دیگران خصمانه است درحالی که لزوماً چنین نیست در نتیجه، آنها بدون عمل تحریک آمیز به دیگران حمله می‌کنند و طولی نمی‌کشد که نتیجه می‌گیرند پرخاشگری برای کنترل کردن دیگران مؤثر واقع نمی‌شود. کودکان بسیار پرخاشگر توسط همسالان خود طرد می‌شوند و در مدرسه موفق نمی‌شوند و (در نوجوانی) گروه‌های همسال منحرف را جستجو می‌کنند که آنها را به سمت بزهکاری خشونت آمیز و تبهکاری می‌کشانند (لورای ،1383؛126).

ما مصداق‌هایی از خانواده‌هایی را عرضه می‌داریم که باعث پرخاشگری در کودکان می‌شود (قائمی، 1383؛223).

1) والدین پرتوقع:

برخی از پدران و مادران بدون توجه به ظرفیت و توان جسمی کودکان، و بدون در نظر داشتن دوران کودکی خود، از فرزندان توقعی دارند که برآورده شدن آنها میسر نیست (قائمی، 1383؛223).

2) والدین برتری طلب:

برخی از پدران و مادران عقده‌های خود کم بینی در خود دارند که ناشی از سوء تربیت دوران کودکی و یا وضع بدکار و نابه‌هنجاری آنها در زمان حاضر است. برای اثبات برتری خود در خانه آرام نیست، دست به سوی هر سرخ و سفیدی دراز می‌کند، در همه کارها و امور دخالت می‌نماید، همگان از خود حرف می‌زند. از حقوق نادیده گرفته‌اش بحث به میان می آورد، آنچنان عمل می‌کند که گویی می‌خواهد کودکن و اهل خانه را سرحال آورد که بدانند با چه کسی مواجهند (قائمی، 1383؛223).

 

3) والدین مقایسه کننده:

برخی پدران و مادران مقایسه‌گر و ملامت کننده‌اند. کودکی دارند که در سایه در‌به‌دری و نابه‌سامانی چون علفی خودرو در حال رشد است والدین او چیزی به او نداده‌اند که از او طلبکاری کنند ولی دائماً او را با بچه‌ همسایه می‌کنند که او چنین و چنان است چرا تو این چنین نیستی (قائمی، 1383؛223).

4) والدین بدگمان و بدبین:

هر انسانی هرچند گرفتار آلودگی‌ها و نواقص باشد باز هم نقاط مثبتی دارد که یک مربی با اتکای به آنها می‌تواند نقطه آغاز را در تربیت و سازندگی او بیابد، برخی از افراد نسبت به افرادی دیگر، حتی فرزندان خودنظری و بدبینانه و حتی مأیوسانه دارند (قائمی، 1383؛224).

5) برخ کشیدن عیب:

کیست که عیب و نقص ندارد؟ هرکس در این عرصه حیات به گونه‌ای گرفتار است و هرچه سن بیشتر نقص و عیب، گناه و آلودگی زیادتر است در چنین صورت و شرایطی چه انتظار و توقعی از کودک خود می‌توانیم داشته ‌باشیم؟ این یک خطای تربیتی است که ما عیب و اشتباه او را به رخش بکشیم. مخصوصاً به هنگامی که کودک به عیب خود آگاه و از آن شرمنده و پشیمان است (قائمی، 1383؛224).

6) والدین امر و نهی:

برخی از پدران و مادران بسیار امر کننده و نهی کننده‌اند، طوری که قرار و آرام و حال و حوصله کودک را از اول می‌گیرند، دائماً فرمان می‌دهند که چنین و چنان کن (قائمی، 1383؛224).

موارد دیگر هم در این زمینه قابل ذکرند که برخی از آنها عبارتند از:

ـ چند گونگی در اجرای انضباط

ـ خشکی والدین در امر انضباط

ـ اختلاف نظر والدین

ـ نوع تربیت که سهل‌گیرانه باشد یا سختگیرانه

ـ وجود سرزنش افراطی

ـ ایجاد زمینه برای سختی‌ها و ناملایمات که کودک در تطابق خود با آنها دچار سختی و حتی یأس شود.

2-9-3 ضرورت انعطاف والدین

به جای اینکه پرتوقع به پیش رویم ضروری است به میزان توان کودک در امور توجه کنیم و به جای اینکه کارهای زشت کودک را ببینیم و او را سرزنش کنیم بهتر است کارهای نیکوی او را ببینیم و مورد تحسینش قرار دهیم. آثار چنین شیوه‌ای سازنده‌تر و در وصول به مقاصد نزدیک‌تر است (قائمی، 1383؛226).

تأثیرات تنبیه

تنبیه خشن عوارض جانبی متعددی دارد:

1ـ والدین اغلب در واکنش به پرخاشگری کودکان آنها را کتک می‌زنند. این تنبیه به خودی خود پرخاشگری را الگو قرار می‌دهد!

2ـ کودکان که مورد برخورد خشن قرار گرفته‌اند، به طور مزمن احساس می‌کنند که مورد تهدید قرار دارند و این باعث می‌شود که آنها به جای همدردی با نیازهای دیگران، روی ناراحتی خودشان تمرکز کنند.

3ـ کودکانی که مکرراً تنبیه می‌شوند یاد می‌گیرند از بزرگسالان تنبیه کننده دوری کنند، در نتیجه این بزرگسال فرصت کمی برای آموزش دادن رفتارهای مطلوب دارد.

4ـ تنبیه خشن یا متوقف کردن موقتی بدرفتاری کودکان، بزرگسالان را فوراً تسکین می‌دهد. به همین دلیل، فرد تنبیه کننده به مرور زمن به دفعات بیشتری به تنبیه مبادرت می‌ورزد و این روال می‌تواند به سمت سوء استفاده جدی منحرف شود.

5ـ بزرگسالانی که والدین آنها از تنبیه بدنی استفاده می‌کردند به این نوع انضباط کردن را بیشتر می‌پذیرند به این ترتیب، استفاده از تنبیه بدنی ممکن است به نسل بعدی منتقل شود  (قائمی، 1383؛227).

خانواده نخستین مدرسه و مهد اصلی تربیت است. کارگاه الگوسازی است، زمینه ساز تحول و تکامل است. محیط رشد است ما هیچ بنیادی را نمی‌شناسیم که در جنبه سرنوشت‌سازی و تربیت از خانواده موثر باشد. کودک درس‌های اصلی و اساسی خود را از خانواده می‌گیرد. هر سازندگی یا اشتباهی که در آن واقع گردد مستقیماً در کودک اثر می‌گذارد.محیط خانواده در تشکیل شخصیت انسان بسیار موثر است. سنت‌ها، الگوها و ضوابط قوانین آن در کودک اثر دارد. پدران و مادران در امر اداره خانه و تربیت فرزندان مسئولیت خطیری را بر عهده دارند و در این رابطه باید پاسخگو باشند. اصولاً از کارهای جدی خانواده، فرزند پروری است که زمینه‌ را برای بسیاری از رشد‌ها و گاهی انحطاط فراهم می‌سازند(قائمی، 1383؛301).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درمان سیاتیک؛ درد رگ سیاتیک رو چیجوری میشه تشخیص داد؟ - قسمت 2

در خانواده‌های خشن و نابه‌سامان کودکان چه احساسی دارند و در قبال رفتار والدین چگونه موضعی اتخاذ می‌کنند؟ در پاسخ باید گفت کودکان از این وضع در این خانواده احساس بدبختی دارند زیرا می‌یابند که توقعات و انتظاراتشان برآورده شده نیست و حقوق انسانی‌شان فراموش شده است. گاهی احساس می‌کنند پدر و مادر قصد طرد و نقش از بین بردن آنها را دارند. موضع آنها در برابر چنین وضعی خشونت است، عصیان است، انتقام‌گیری است، عدم اطاعت است، در پی آنند که حیثیت والدین را به خطر اندازند. نسبت به آنها کینه‌توز می‌شوند، حتی مسائل جدی و حساس خود را با آنان در میان نمی‌گذارند (قائمی، 1383؛302).

مراحل تنبیه از دید اسلام

مراحل تنبیه از نظر اسلام را می‌توان به شرح زیر بررسی کرد: (کدیور، 1390؛536)

– تنبیه با نگاه

– تنبیه با کنایه

– تنبیه با تذکر در خلوت

– تنبیه با زیر فشار عاطفی قرار دادن

– تنبیه با زدن

– تنبیه با نگاه

 

نخستین مرحله از تنبیه به شمار می‌رود. در این حالت، فرد خاطی مستعد اصلاح، تشخیص داده می‌شود، تنها نگاه سرد و بی‌تفاوتی کافی است تا حجاب‌های غفلت وی را شکسته، خطایش را اصلاح کند.

1) تنبیه با کنایه:

در صورتی که تنبیه با نگاه در دانش‌آموزی مؤثر واقع نشود، مربی می‌تواند درجه شدیدتری از تنبیه با کنایه را به کار گیرد. در این روش، که طی مسائلی به نحو غیر مستقیمی با دانش‌آموز یا فرزند مطرح می‌شد، این مسأله مدنظر است که تا حد امکان با زبان اشاره با وی سخن گفته می‌شود و او نسبت به خطایش آگاه شود تا دیگر نیازی به بیان مستقیم نباشد (کدیور، 1390؛536).

2) تنبیه به وسیله تذکر در خلوت:

در مرحله‌ی بعد، تنبیه به شکل تذکر در خلوت مطرح می‌شود. در این شکل از تنبیه، فرد خاطی در خلوت مورد خطاب قرار می‌گیرد و کار اشتباه او به شکلی مستقیم یا غیر مستقیم به وی خاطر نشان می‌شود تا از تکرار یا ادامه آن بپرهیزد. به عنوان مثال «شعوانی» در عصر امام صادق علیه‌السلام، زندگی می‌کرد، او با آنکه خود را از دوستان و پیروان اهل بیت علیه‌السلام، می‌دانست، شراب هم می‌خورد و به این گناه آلوده بود. روزی امام (ع) در رهگذری، تنها با وی روبه‌رو شد. برای آنکه وی را از شراب خمر نهی کند آهسته به او فرمود: (کدیور، 1390؛537)

«عمل خوب از هرکسی که باشد خوب است و از تو خوبتر خواهد بود؛ زیرا تو وابسته به ما هستی، و عمل بد را هرکسی انجام دهد بد است، و از تو که منتسب به ما هستی بدتر و ناپسندتر است».

 

3) زیر فشار عاطفی قرار دادن فرد:

اگر تنبیه به شیوه‌های یاد شده موثر واقع نشد، شیوهی قهر عاطفی و زیر فشار گذاشتن روانی افراد خاطی، مطرح می‌شود در این شیوه با فرد خاطی به شکل عاطفی برخورد می‌شود و وی به دلیل زیر سئوال رفتن، خود را در معرض تهدید جدی می‌یابد. در این وضعیت فرد خاطی برای رها شدن از فشاری که متوجه وی شده است، صلاح را در ترک انحراف و خطای خویش می‌بیند. به عنوان مثال، شخصی نزد اما علی علیه‌السلام از بدرفتاری فرزند شکایت کرد و بیان داشت که او را مورد تنبیه بدنی قرار می‌‌دهد، اما حضرت در پاسخ فرمودند: فرزند را تنبیه بدنی نکن، اما در عوض از او دوری کن، ولی متوجه باشد که مدت این دوری طولانی نشود (کدیور، 1390؛537).

1) در صورتی که روش زیر فشار عاطفی قرار دادن، در برخورد دو نفری مربی و متربی به کار گرفته شود، این روش قبل از تذکر در خلوت قرار می‌گیرد، اما در صورتی که این روش در برابر جمع باشد از لحاظ شدت، در مرحله بعد از تذکر در خلوت قرار می‌گیرد.

4) تنبیه به وسیله تذکر در خلوت:

در صورت کارگر واقع نشدن تذکر در خلوت، تنبیه به شکل تذکر در خلوت مطرح می‌شود. در این حالت برای مهار کردن فرد خاطی و جلوگیری از سرایت و عواقب سوء‌رفتاری وی به دیگران، تذکر به شکل مستقیم مطرح می‌شود (کدیور، 1390؛538).

روزی مرد جسوری به امام علی علیه‌السلام جسارتی کرد بعد حضرت در مسجد به منبر رفته، پس از آنکه درباره انصاف و طاعت الهی سخن گفت، فرمود:

کسی که ساعت قبلی سخنی به زبان آورد، کجا است؟

مرد جسور که نمی‌توانست گفته‌ی خویش را انکار کند با صدای بلند گفت:

این منم که در این مجلس حاضرم.

حضرت فرمود: اما من اگر بخواهم گفتنی‌ها را در حضور مردم می‌گویم.

آن مرد که خود را در معرض رسوایی می‌دید پیش دستی کرد و بلافاصله گفت:

و اگر بخواهی، عفو می‌کنی و می‌بخشی که تو شایسته چشم‌پوشی و گذشت هستی.

حضرت فرمود: بخشیدم و عفو کردم.

5) تنبیه با زدن:

در صورتی که تنبیه با نگاه، کنایه، تذکر در خلوت، تذکر در جلوت و زیر فشار عاطفی قرار دادن در اصلاح فرد خاطی موثر واقع نشد. مجازات بدنی میتواند در سطح محدودی برای تربیت نوجوانان و جوانان به کار گرفته شود. باید در حدی باشد که بدون وی سرخ نشود (کدیور، 1390؛538).

اولیای نوجوانان، هنگام برخورد با فرزند، باید هشیار باشند که از تنبیه و تهدید که همواره به شکل شمشیری دو لبه عمل می‌کند به شکل تخریبی استفاده نکنند و برخورد با نوجوان را عرصه‌ی برای تخلیه‌ی تنش‌های ناشی از فشارهای اقتصادی، ناکامی‌های اجتماعی، سرخوردگی‌های سیاسی و… خود قرار ندهند و تنها در شرایط ضروری، در اینصورت می‌توان مطمئن بود که تنبیه و تهدید اولیای نوجوان، به شکل یک عامل اصلاحی در تغییر رفتار نوجوان موثر واقع می‌شود. نگاهی به سیره‌ی حضرت رسول صلی‌الله علیه و آله و ائمه اطهار ـ علیه‌السلام، به وضوح بیانگر این مطلب است که تا حد امکان باید با سعه صدر و بزرگواری و تغافل، از خطا‌ها، ندانم کاری‌ها و اشتباهات جزیی افراد در گذشت و در این موارد، نباید بلافاصله به ارعاب تو تهدید و برخورد حذفی و منطقی مبتنی بر موازنه قوا متوسل شد. اولیای نوجوان و جوانان باید باز کردن عرصه‌ای برای کارهای مثبت، انرژی آنها را چنان به سمت جهات سازنده سوق دهند که وقت و انرژی دیگری در آنها باقی نماند که بخواهند در راه‌های منفی صرف کنند (کدیور، 1390؛539).

2-9-4 راه‌های دیگر به جای تنبیه خشن

گزینه‌های دیگری به جای عیب‌جویی و کتک زدن می‌توانند عوارض جانبی ناخوشایند تنبیه را کاهش دهند روشی به نام محروم کردن به این صورت اجرا می‌شود که کودکان را از موقعیت فعلی دور می‌کنند ـ برای مثال با فرستادن آنها به اتاقشان ـ تا اینکه برای عمل کردن به صورت مناسب آمادگی داشته باشند وقتی که کودک از کنترل خارج می‌شود، چند دقیقه محروم کردن برای تغییر دادن رفتار کافی است (کدیور، 1390؛540).

ضمن اینکه به والدین عصبانی نیز مهلت آرام شدن می‌دهد.

 

روش دیگر حذف کردن امتیازات:

مثل تماشا کردن برنامه تلویزیونی دلخواه است. حذف کردن امتیازها، مانند محروم کردن، به والدین امکان می‌دهد تا از روش‌های خشنی که به راحتی می‌توانند تشدید شده و به خشونت بیانجامد اجتناب کنند در صورتی که والدین تصمیم بگیرند که رفتار کودک خود را تغییر بدهند با سه روش می‌توانند اثر بخشی آن را افزایش دهند(کدیور، 1390؛540) :

 

 

1) استمرار:

اجازه دادن به کودکان که در برخی موقعیت‌ها به طور نامناسب رفتار کنند ولی در موقعیت دیگر سرزنش شونده آنها را گیج می‌کند و رفتار ناخوشایند ادامه می‌یابد(کدیور، 1390؛540).

2) رابطه صمیمانه والد ـ فرزند:

فرزندان والدین دلسوز و با محبت، قطع شدن محبت والدین را که با تنبیه همراه است بسیار ناخوشایند می‌دانند. آنها می‌خواهند هرچه سریع‌‌تر، صمیمیت و تأیید والدین را بازیابند.

3) توضیحات:

دلیل آوردن برای تنبیه ملایم به کودکان کمک می‌کند تا بدرفتاری را با انتظاراتی که از رفتار آینده می‌رود، مرتبط کنند. این روش در مقایسه با استفاده از تنبیه به تنهایی، به کاهش بسیار بیشتری بدرفتاری منجر می‌شود (کدیور، 1390؛540).

تأثیرهای تربیتی الگوها

اگر اسوه‌ها را افرادی بدانیم که از افق‌های بلند و بسیار دودست، مردمان اعصار مختلف را تحت تأثیر خود قرار می‌دهند (نظیر انبیای الهی وائمه اطهار ـ علیهما السلام و یا صاحبان مکتب بزرگ) در سطحی محدودتر از الگوها یاد کرد که در محیط خویش با دیگران تفاوت دارند ولی می‌توانند نمونه‌های عینی برای سرمشق گرفتن نوجوانان و جوانان باشند به عنوان مثال، معلمان و مربیان می‌توانند شاگردی را که ضمن کار کردن، درسش را هم به خوبی می‌خواند، و از اخلاق شایسته‌ای هم برخوردار است، به عنوان یک الگو برای سایر همکلاسانش مطرح کنند.

در حالات فوق، الگوها به شکل مثبتی در تربیت نوجوانان و جوانان مؤثرند اما در حالاتی که افراد شاخص، راه‌های انحرافی را برگزیده باشند، نوجوانان و جوانان از ابعاد منفی وجودی آنها الگوبرداری می‌کنند و این الگوها در شکل‌های آسیب‌زای خودشان در رفتار جوانان موثر واقع می‌شوند   (کدیور، 1390؛541).

– برخورد حذفی (چیزی که در حال حاضر متأسفانه در ارتباطات انسانی ما بسیار رایج است).

– به این معنا که اگر احتمالاً آنها از کسی ضربه‌ای بخورند، برخورد لازم می‌بینند که در صورت داشتن توان آن را با ضربه‌ای متقابل پاسخ دهند.