پیش از تکامل نظریه­های جدید رهبری، تئوری­ها و پژوهش­های رهبری بر مفاهیم دوگانه­ای همچون: استبدادی در برابر دموکراتیک، هدایتگرا در برابر مشارکت­گرا، وظیفه مدار در برابر رابطه مدار یا ساختارگرا در برابر ملاحظه­گرا متمرکز بودند (باس، 1990). باس و همکارانش اقدام به تدوین مدل کامل رهبری کردند. مطابق با تصویر آنها از مدل کامل رهبری، این مدل چنین می­گوید که هر رهبری مکرراً مقداری از رفتارهای رهبری تحول­گرا، عمل­گرا و نیز رهبری عدم مداخله را از  خود بروز می­دهد. بهرحال نیمرخ رهبری هر فردی مستلزم کم و بیش یکی از رفتارهای رهبری است. اگرچه کوشش برای ارائه یک تئوری جامع از رهبری هنوز ادامه دارد، آنتوناکیس و هاوس[1] (2002) چنین می­گویندکه مدل کامل رهبری باس بسیار مؤفق است چرا که:

  1. بطور بی­سابقه­ای در ادبیات رهبری و مدیریت مورد پذیرش قرار گرفته است.
  2. بواسطه پژوهش­های زیادی مورد حمایت قرار گرفته است.
  3. به شکل جامعی تکامل پیدا کرده است.

مدل کامل رهبری یا مدل رهبری همه جانبه، شامل مؤلفه­های رهبری تحول­گرا، عمل­گرا و مؤلفه رهبری عدم مداخله می­باشد. اساس مدل کامل رهبری (FRL) مبتنی بر این واقعیت است که هر رهبری مقداری از ویژگی­های هر یک از سبک­های موجود در این مدل را از خود نشان می­دهد (باس، 2006).

بعد سوم از مدل کامل رهبری (محور عمودی) گویای این موضوع است که چقدر رهبر از یک سبک رهبری بطور مرتب استفاده می­کند. به عبارت دیگر محور عمودی این مدل بنا به یافته­های بدست آمده از تحقیقات متاآنالیز شده به مؤثر و غیر مؤثر بودن سبک رهبری انتخاب شده از سوی رهبر اشاره می­کند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   واژه­ ی مذهب و دین از نظر روانشناختی

[1]. Antonakis & House