– مکانیسم های دفاعی

عقاید فروید در خصوص دفاعی بودن بخش عمده ای از نظریه ی او به شمار می آید . یکی از کارکردهای ایگو (بخش عقلانی شخصیت که فرد را در تعامل با جهان بیرونی یاری می کند) آن است که تکانه های نهاد ( بخش زیستی شخصیت) را با معیارها و ملاک های انطباقی من برتر ( وجدان )وفق دهد. برای میل به این مقصود، قسمتی از ایگو ، در سطح ناهشیاری عمل کرده و می کوشد تکانه های نهادرا به چیزی انطباقی تر و لذا مقبول تر از لحاظ من برتر تبدیل کند. راهبردهایی که به وسیله ی این بخش ناهشیار از من برتر به کار می رود مکانیسم های دفاعی ایگو نام دارد (ساپینگتون، ترجمه ی حسین شاهی براواتی ،1384).

مکانیسم های دفاعی فرآیندهای روانشناختی خودکاوی هستند که از افراد در برابر اضطراب ، ادراک خطرها یا عوامل تندیگی زا حمایت می کنند و واسطه بین واکنش در برابر تعارض های هیجانی با عوامل تندیگی زای درونی و بیرونی هستند (DSM-IV-TR، 2000، ترجمه ی نیکخو و آواویس یا نس،1384).

فروید اصطلاح مکانیسم های دفا عی را به آن دسته از تدابیر ناهشیار اطلاق می کند که آدمی برای حل و فصل هیجان های منفی به کار می برد. این تدابیر هیجان مدار، موقعیت تنش زا را تغییر نمی دهند بلکه فقط شیوه ی دریافت یا اندیشیدن شخص را به آن عوض می کنند. به این ترتیب درهمه ی مکانیسم های دفاعی عنصر خود فریبی در کار است (اتکینسون، ترجمه ی براهنی و همکاران ،1382).

تلاش مکانیسم های دفاعی برای زدودن اندیشه های ممنوع و یا لااقل کاهش آنها از ساخت من ، به تثبیت ویژگی ها و عادت های شخصیتی خاص منجر می شود (فروید، 1936، ترجمه ی علی خواه ، 1382).

به نظر فروید ، دفاعی بودن حتی در سالم ترین اشخاص نیز اجتناب ناپذیر است. همچنین به عقیده ی او، درتمامی اوقات حالتی دفاعی داریم . خواست ها و امیال خودخواه نهاد همیشه باید از چشم کیفر دهنده ی من برتر مخفی بمانند، لذا تمامی رفتارها دفاعی هستند. دفاعی بودن را نمی توان حتی از راه فنون اختصاصی مثل روانکاوی از بین برد. در بهترین حالت ، می توانیم یاد بگیریم دفاع هایی که واقعیت رابه شیوه های ظریف تری تحریف می کنندجایگزین دفاع هایی بکنیم به تحریف شدید واقعیت می پردازند. از آنجایی که نظریه پردازان خودشکوفایی و کمال اظهار می دارند که افراد برخوردار از کارکرد سالم الزامی برای دفاعی بودن ندارند، این مسئله یکی از واضح ترین نقاط اختلاف میان نظریه پردازان کمال و فرویدی ها به شمار می رود. اصطلاح دفاعی ظاهرا از مضامین و تلویحات منفی شدیدی برخوردار است. سخن گفتن از اینکه کسی دفاعی عمل می کند به معنای تحقیر و انتقاد از اوست. در نتیجه لازم است براین نکته تاکید کنیم که به نظر فروید، این مکانیسم ها دروغ های موجه کوچکی هستند که به شخص امکان زندگی کردن با خویش و جامعه اش را ارزانی می دارند. آ نها به فرد این امکان را می دهند که بدون افتادن در دام تفکر کاملا جادویی یا روان پریش ، با یک تهدید روانی کنار بیایند. دفاع های پخته تر به تکانه های زیستی بدوی این اجازه را می دهند که در مجاری و راه های سازنده و مفید قرار گیرند.به نظر فروید دفاع ها زندگی در جامعه رامیسر می سازند در حقیقت، منبع تمدن به شمار می آیند. عده ای از فرویدی ها پیشنهاد کرده اند که بهتر است این دفاع ها را مکانیسم های کنار آمدن یا مکانیسم های انطباق بنامیم

(ساپینگتون، ترجمه حسین شاهی برواتی، 1384).

دفاع ها جوهر خاصی از ساخت روانی را تشکیل نمی دهند و از این روی به صورتی  قابل درک نیستند. دفاع یکی از کارکردهای من است و از این روی شناخت آن از طریق کنشی که اعمال می کند ممکن است.

برونر،1976 (به نقل از قربانی، 1382) دراین راستا اظهار می دارد که دامنه ی کنش ها من می تواند به سبک دفاعی مورد استفاده قرار گیرد.

از این روی ، دلاسلوا 1996(به نقل از قربانی، 1382) معتقد است به جای تهیه ی فهرست از دفاع های مختلف به عنوان قسمت خاصی از سازمان روانی ، بهتر است کنش وری دفاعی دربافت تعارض درون روانی درک شود (قربانی، 1382).

دفاع ها بدون توجه به اضطرابی که آنها رافرا می خواند قابل درک نیستند فروید با طرح نظریه دوم خود در خصوص اضطراب ، تمرکز کاوش و درمانگری را از تکانه های غریزی به کار”من” منتقل کرد.این من است که اضطراب را ادراک ، و سپس نیروهایی را برای دفاع در مقابل خطر قریب الوقوع ناشی از تجمع تکانه ها به جنبش در می آورد . چنین بازنگری نظریه ای توسط فروید بر نقش محیط (محیط عینی و پدیداری) نیز تاکید بیشتری می کند  (دلاسلوا،1996، به نقل از قربانی،1382).

درخصوص دفاع ها سه نکته قابل توجه است: نخست افراد به ندرت بایک سازو کارمنفرد به دفاع از خود در برابر تنش و اضطراب می پردازند. دفاع ها اغلب به صورت ترکیبی به کار می روند هر فرد گستره ای از دفاع ها را برای مهار اضطراب به کار می برد که حجم عمده ای از آنها در فرایند تحول ، مشخصه ی شخصیت وی شده اند. افزون بر این ، همپوشی زیادی در شیوه ی عمل دفاع ها در مهار اضطراب وجود دارد . بنابراین ، درک رفتار دفاعی مهمتراز طبقه بندی و تمایز دفاع های مختلف است. از این روی در بیماران این رنجش ذهنی در قالب واژه هایی همچون ترس، کلافگی، ناراحتی، عصبی شدن، تنش، نگرانی، دردناک بودن و غیره نمود می یابد. این رنجش معمولا با احساسات بنیادی همچون خشم ، گناه و شرم، اندوه، عشق و صمیمیت و تمایلات جنسی گره خورده است. (قربانی،1382).

 

2-15-1- شناسایی دفاع ها

مکانیسم های دفاعی سه جز دارند:

  • یک رفتار قابل مشاهده(اغلب یک علامت).
  • یک تکانه یا قصدی که برای بیمار قابل قبول نیست و عامل استرس زاست و تعارض هیجانی ایجاد می کند.
  • فرآیندی که از طریق آن رفتار قابل مشاهده ی بیمار یا(علامت) به قصد، نیت و تمایل غیرقابل قبول متصل می شود. ارتباط بین تمایل وقصد، به رفتار آشکارو یا علامت فقط از طریق تعبیر و تفسیر استنباط شده از سوی درمانگر قابل دستیابی است و ممکن است بیمار آن را تایید یا رد کند. (سادوک،سادوک 2007، ترجمه رضاعی،1387).

درهرمرحله از رشد لیبیدو، اجزای سائقی خاص، مکانیسم های دفاعی مشخص را در ایگو به وجود می آورند. برای مثال مرحله ی مقعد با واکنش وارونه ارتباط دارد که به صورت تکوین احساس شرم و نفرت در ارتباط با لذات و تکانه های مقعدی تظاهر می کند.

دفاع ها را می توان برحسب درجه ی پختگی و بالیدگی همراه با آنها در سلسله مراتبی جای داد. دفاع های خود شیفته وار شامل انکار، تحریف و فرافکنی (برون فکنی) ابتدایی ترین دفاع ها هستند و در کودکان و افراد دچار اختلال سایکوتیک دیده می شوند. دفاع های ناپخته که شامل کنش نمایی، انسداد، خودبیمارانگاری،درون فکنی، رفتارپرخاشگر انفعالی،پسرفت تخیل اسکیزوئید و جسمانی سازی می شود در نوجوانان و برخی بیماران غیر روان پریش دیده می شود.دفاع های نوروتیک که شامل کنترل کردن ، جابه جایی، برونی سازی، بازداری، عقلانی سازی، جداسازی، دلیل تراشی، تجزیه، واکنش وارونه ، واپس زنی و جنسی سازی می شودو در بیماران وسواسی و هیستیریک و نیز در بزرگسالان تحت استرس دیده می شوند.

دفاع های بالغ یا پخته (کمال یافته) هم شامل نوع دوستی، پیش بینی، ریاضت کشی،شوخ طبعی،والایش و سرکوب می باشند. این طبقه بندی از مکانیسم های دفاعی متعلق به جرج وایلانت (سادوک و سادوک، 2007، ترجمه رضاعی،1389).

 

2-15-2- نظریه فروید در مورد مکانیسم های دفاعی:

هرچند اصطلاح دفاع ریشه در تاریخ دنیای باستان دارد اما دانش امروزی ما در مورد مکانیسم های دفاعی به آثار زیگموند فروید باز می گردد (کلارک،1998).

نخستین بار فروید (1894) اصطلاح دفاع را در اثری تحت عنوان روان پریشی دفاع به کار برد. او در این اثر، هیستری دفاعی را درتمایز با هیستری هیپنوئید و نگهداشت مطرح کرد. فروید در مقاله ای تحت عنوان” درآمدی بر تاریخ جنبش روانکاوی” نظریه سرکوبی را اساس روانکاوی معرفی کرد (صنعتی، 1380).

اما تا سالها مفهوم دفاع و سرکوبی را به صورت متداخل به کار می برد. کلارک(1998) سرانجام درزمینه مقاله بازداری ها، نشانه ها واضطرب (1926) میان سرکوبی و اصطلاح دفاع تمایز قائل شد و سرکوبی را روش خاصی از دفاع دانست. فروید در یک دوره زمانی چهل ساله اکثر مکانیسم های دفاعی که امروزه ازآنها سخن گرفته می شود را بیان کرده است. او پنج خصیصه مهم در مورد مکانیسم های دفاعی را در آثارخود برشمرد (وایلانت، 2001).

  • کاربرد اصلی دفاع، مهارو سروسامان دادن به تکانه ها و عواطف است.
  • دفاع ها ناهشیارند.
  • دفاع ها متمایز از یکدیگرند.
  • اگرچه نشانگان های روانپزشکی با دفاع های خاصشان مشخص می شوند اما دفاع پویا و قابل بازگشت و جای گشتند بنابراین حالت هستند تا خصیصه.
  • دفاع ها می توانند به شکل مرضی درآیند یا خاستگاه آسیب شناسی روانی باشند.

فروید در آثارخود 9 دفاع را مطرح کرد: درون فکنی ، همانندسازی، فرافکنی ، بازگشت علیه خود ، وارونه سازی ، واکنش سازی ، جداسازی و ابطال (فروید،1996).

آنا فروید مکانیسم های دفاعی دهم را به این فهرست اضافه می کند. او می نویسد: به این 9 مکانیسم دفاعی ما روش دهمی اضافه می کنیم که به جای اینکه با مطالعه روان آزردگی در ارتباط باشد با مطالعه بهنجارسروکار دارد که به آن والایش گری یا جابه جایی هدف های غریزی می گوییم. (همان منبع).

بدین ترتیب آنا فروید برای اولین بار در سال 1936 در اثرکلاسیک خود “من و مکانیسم های دفاعی” اصطلاح مکانیسم ها را اینطور تعریف کرد: راه ها و شیوه هایی که من با کمک آنها اضطراب راپس زده و کنترل را روی رفتارتکانشی و غریزی اعمال می کند.

فروید علاوه برآنکه مفهوم مکانیسم های دفاعی و جایگاه آن را در ساخت شخصیت فرد مشخص نمود، خطی فکری را بنیان نهاد که پس از او نقطه چالش پیروانش گردید. در نظر او بین سبک های خاصی از دفاع و نوع خاصی از بیماری روانی رابطه منظمی وجود دارد (آنا فروید، 1983).

 

2-15-3- مفهوم پردازی امروزین مکانیسم های دفاعی

وایلانت(2000) به شکلی کار آنا فروید (1995)را ادامه داد و الگوی سلسله مراتبی او در مورد مکانیسم های دفاعی راگسترش داد. وایلانت که از مشهورترین پژوهشگران در حوزه مکانیسم های دفاعی است دفاع را به چهار طبقه تقسیم می کند.

 

2-15-4- طبقه بندی مکانیسم های دفاعی از دیدگاه جرج وایلانت:

الف) دفاع های خودشیفته:

  • انکار: اجتناب از باخبرشدن از واقعیتی دردناک، عملکرد انکار محو واقعیت بیرونی است. در این حالت فرد چیزی را که دیده، شنیده و یا به روشنی تجربه کرده است نمی پذیرد و به راحتی منکر آن می شود. استفاده فزاینده از انکار بیانگر روان پریشی است.
  • تحریف (دگرگون سازی): فرد با توجه به نیازهای خود واقعیت بیرونی را تحریف می کند. باورهای بزرگ منشانه غیرواقعی که ممکن است در حد هذیان مطرح باشد با هدف حفظ اساس هذیانی برتری از جمله مواد این دفاع است.
  • آرمانی سازی نخستین : موضوع های خارجی به شکل صفر و یک یا به طور کامل بدو به طور کامل خوب دسته بندی می شوند. این امر به خاطر بزرگ نمایی غیرواقع بینانه جنبه های خوب و بد یک پدیده است. در این حالت یک موضوع قدرت مطلق و تعالی یافته و موضوعی دیگر به طور کامل بو و شیطانی مطرح می شود.
  • فرافکنی: فکر، احساس، آرزو یا تکانه اضطراب آور و منفی به افراد یا چیزهای دیگر نسبت داده می شود. هر چند در سطح بهنجار دیده می شود اما در سطح مرضی به طور مشخص در روان پریشی های هذیانی و به طور اختصاصی در نشانگان پارانویا برجسته است.
  • همانند سازی فرافکنانه : ابتدا بخش ها یا موضوع های سرزده و ناخواسته به دیگری نسبت داده می شود و شخصی که این حالت ها یا احساس ها به او فرافکنی شده آنها را تجربه می کند. در این حالت شخص فاعل با این حالت ها و احساس ها همانند سازی می کند و در جایگاه واکنش به آنها عین آنها را در خود ایجاد می کند. بدین ترتیب امکان شناخت خود از رهگذر موضوعی خارجی فراهم می شود.
  • دوپاره سازی: موضوع ها و پدیده های بیرونی به دو طبقه ” به طور کامل خوب” و به ” طورکامل بد” تقسیم بندی می شود. در این حالت فرد به شکل آونگی بین دو قطب نوسان ناگهانی می کند. در این میان خود شخص نیز از این فرایند حرکت بین کرانه ها بی بهره نیست. تصویر یا نیمرخ ثابتی از موضوع (خود یا دیگری) در زیر آواری از نوسان های ناگهانی دفن می شود.
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع کارشناسی ارشد و دکتری

 

ب) دفاع های رشد یافته :

گذار به عمل: یک تکانه ی آرزوی ناهشیار به شکل عمل تخلیه می شود تا آگاهی از عاطفه همراه آن صورت نگیرد. تکانه به صورت ناگهانی و انفجاری به سوی عمل جهت داده می شود. در این حالت خیال پردازی های نا هشیار به شکلی تکانشی در رفتار تجلی می یابد و بدین ترتیب تکانه بازداری نشده بلکه ارضا می شود. به عبارت دیگر فرد به خاطررها شدن از شر تنش ایجاد شده در پی افکار و احساس های به تعویق افتاده به تکانه تسلیم می شود.

  • انسداد : این دفاع شبیه سرکوبی است . با این تفاوت که انسداد و وقفه در افکار و احساس های تنش زاست. با این حال فکریا تکانه مسدودشده به طور موقت دوراز هشیاری است.
  • خودبیمارانگاری: احساس مستحق سرزنش بودن به خاطر داغداری و تنهایی و یا تکانه های نامقبول خصمانه تبدیل به سرزنش کردن خود و شکایت های جسمی چون درد، ضعف اعصاب و ناراحتی های جسمی می شود. در خودبیمار انگاری فرد از مسئولیت اجتناب کرده و احساس گناه رامهار می کند. چون درون فکنی های خودبیمارانگارانه خودناپذیر هستند، فرد احساس ملال و گرفتاری می کند.
  • درون فکنی: درون فکنی در تحول شخص موثر است. دراین دفاع ویژگی های یک موضوع بیرونی درون فکنی می شود. درشکل دفاعی تمایزی بین خود و موضوع وجود ندارد. برای مثال شخص با درون فکنی موضوع عشق ورنج ناشی از جدایی وخطر جدایی را مهار می کند. درون فکنی موضوع تهدید آمیز نیز مسبب کاهش اضطراب می شود. زیرا بدون ترتیب خطرناشی از پرخاشگری درونی شده و تحت مهار قرار می گیرد. همانند سازی با پرخاشگری نمونه بارزی از این پدیده است.
  • خیال بافی: خیال پردازی به منظور راه حلی برای تعارض ها وناکامی ها به خدمت گرفته می شود. دراین حالت فرد از دیگران کناره گرفته و از ایجاد روابط صمیمی پرهیز می کند.
  • رفتار منفعل- پرخاشگر: پرخاشگری به دیگران از رهگذر انفعال، خودآزاری و خودتنبیهی به شکل غیرمستقیم ابراز می شود. تظاهرهای این دفاع به شکل شکست خوردن ، طفره رفتن، بیمار شدن و اعمالی که به طور کلی به خود آسیب می رساند تا دیگری.
  • واپس روی: فرد تلاش می کند برای گریز از تعارض و تنش مرحله فعلی تحول به سطح پیشینی که اضطراب کمتری داشته بازگردد. به نوعی شخص می کوشد تا کامبخشی مرحله امن پیشین راتکرار کند. واپس روی بهنجار برای احساس آرامش ، خواب و اوج لذت جنسی اهمیت بسزایی دارد. همچنین به شکل اساس در خلاقیت به شکل توامان دیده می شود.
  • جسمانی سازی: پدیده های روان شناختی به شکل نشانه های جسمانی بیان می شود. فرد واکنش براساس تجلی های روانی را صلاح ندانسته و به جای آن از واکنش های جسمانی بهره می برد.

 

ج) دفاع های روان آزرده:

  • مهار کردن: فرد تلاش زیادی می کند تا رویدادها و موضوع های محیطی را مهار وتنظیم کند. بدین ترتیب اسباب کاهش و اضطراب و به حداقل رساندن تعارض های درونی فراهم می شود.
  • جابه جایی: مسیر نیروگذاری هیجانی یا کشاننده ای از یک فکر یا موضوع به فکر یا موضوع دیگر تغییر جهت می دهد. فکر یا موضوع جاگزین در برخی جنبه ها به فکر یا موضوع اولیه شباهت دارد. با این تفاوت که فکر یا موضوع جاگزین شده اضطراب و ناراحتی کمتری ایجاد می کند. پدیده انتقال یکی از موارد باور این دفاع است.
  • گسست: تغییرموقت اما شدید در شخصیت یا احساس هویت شخصی برای گریز از استیصال و درماندگی هیجانی. حالت گریز مرضی و واکنش های هیستری تبدیلی از تظاهرهای رایج این دفاع هستند. در این حالت بخشی از فرایندهای روانی از سازمان روانی جدا شده که در نتیجه ارتباط و هماهنگی آنها از بین می رود.
  • بیرونی سازی: شبیه فرافکنی است. اما از حیث گستردگی با آن متفاوت می شود. گرایشی در فرد وجود دارد که مولفه های شخصیتی خود را در دنیای بیرونی یا موضوع های خارجی به نظاره بنشیند.
  • بازداری: برخی از کارکردهای من مورد چشم پوشی یا طرد قرار می گیرد. این کارکرد به شکل منفرد یا مرکب تحت عملیات دفاعی قرار می گیرند. هدف از این کار گریز از اضطراب ایجاد شده از سوی تعارض بین تکانه ها و احساس ها، وجدان یا نیروهای محیطی و موضوع های بیرونی است.
  • عقلانی سازی: فرایندهای عقلانی به شکل فزاینده برای اجتناب ازبیان عاطفی یا تجربه هیجانی مورد استفاده قرار می گیرند. از رهگذر این دفاع پدیده های هیجان برانگیزبی روح و عاری از هیجان می شوند، فرد از صمیمیت با دیگری پرهیز می کند، باتمرکز و توجه بر واقعیت بیرونی احساس درونی نادیده گرفته می شود، و با تاکید بر جنبه های غیر ضروری و حاشیه ای موضوع ، اصل موضوع رها می شود. در این حالت فرد به جای حس کردن فکر می کند.
  • جداسازی: جدایی فکر و تجسم از عواطف همراه با آن و سرکوب کردن عواطف ، جداسازی اجتماعی به مفهوم نبود موضوع های ارتباطی اشاره دارد.
  • دلیل تراشی: فرد با عدم پذیرش و مقبولیت افکار، احساس ها ، اعمال و باورهای خود مواجه می شود و برای گریز از اضطراب ایجاد شده نقاب عقلانی برچهره آنها می زند که در این حالت افکار، احساس هاو…. نامقبول پیشین موجه می شوند.
  • واکنش وارونه: تکانه نامقبول صدوهشتاد درجه می چرخد و به تکانه ای متضاد اما مقبول تبدیل می شود. این دفاع یکی از مشخص های روان آزردگی وسواس است اما در سایر روان آزردگی ها هم مشاهده می شود.
  • سرکوبی: فکریا احساس از قلمرو هشیاری رانده یا دور نگه داشته می شود. در سرکوبی اولیه افکار و احساس ها قبل از ورود به هشیاری رانده می شود و در سرکوبی ثانویه فکر و احساس که بیشتر در هشیاری تجربه شده بود سرکوب می شود.در سطح ناهشیاری فرد از افکار و احساس های سرکوب شده با خبر است و در سطح هوشیاری تظاهر نمادین محتوای سرکوب شده باقی می ماند. بنابراین تنها راه هشیار شدن غرایز و احساس ها بسته می شود.
  • جنسی سازی: یک موضوع که کارکردهیجانی و رفتاری دارد اهمیت جنسی پیدا می کند. اهمیتی که بیشتر فاقد آن بوده است . بدین ترتیب اضطراب مربوط به تکانه های مهار شده و محتوای ممنوعه آن رد می شود.

د) دفاع های رشد یافته یا انطباقی:

  • نوع دوستی: نوع واکنش وارونه سازنده و خنثی است که فرد از رهگذر آن به تجربه ای نیابتی دست می یابد. ازخودگذشتگی ارضای خود از طریق ارضای دیگری به قیمت متضررشدن است. بنابراین چون فرد توان ارضای مستقیم نیازهای خود را نداردارضا به صورت نیابتی و جانشینی رخ می دهد. بدین ترتیب با حالت کام بخش ایجاد شده در دیگری همانندسازی می کند.
  • پیش بینی: فردبرای تحمل ناراحتی های درونی احتمالی که ممکن است در آینده روی دهد اقدام به پیش بینی واقع گرایانه و برنامه ریزی می نماید.
  • ریاضت طلبی: برای اینکه رشد اخلاقی و معنوی متحقق شود فرد قسمت های کام بخش و ارضاء کننده تجربه را حذف می کند. بدین ترتیب حذف لذت و انصراف ازآن برای فرد ارضاء کننده می شود. در حالی که تجربه لذت بخش جدید ذهنی است تا عینی.
  • شوخی: بیان افکار و احساس های درونی که ممکن است به شکل ستقیم ایجاد ناراحتی برای خود یا دیگری را فراهم سازندبه شکل غیر مستقیم بیان می شود. این دفاع از بذله گویی که نوعی جابه جایی جهت گریز از مسائل هیجانی است متفاوت است.
  • والایش: هدف یا موضوع اصلی از نظر اجتماعی نامقبول است. بنابراین درقالب هدف یا موضوعی که وجهه اجتماعی داردبیان می شود. دروالایش تکانه منحرف ، مسدودیا سرکوب نمی شودبلکه هدایت می گردد. بنابراین والایش تکانه ارضا کننده است.
  • فرو نشانی: تعمیم هشیارانه یا نیمه هشیارانه برای تعویق ارضاء یک تکانه یا پرداختن به یک تعارض هشیار.
  • اجتناب: به شکل تعمدی و گذرا صورت می گیرد. در این دفاع وجود ناراحتی و مشکل تصدیق می شود و به طور موقت کنار گذاشته می شود.

کار وایلانت درمورد مکانیسم های دفاعی یک استثنا مهم است. او سلسله مراتب دفاع ها را از نظریه روان پویشی اقتباس کرد و آنها را توسط داستان های روایت گونه اعتبار یابی کرد. چهارمین راهنمای تشخیص آماری اختلال های روانی- متن تجدیدنظر شده( انجمن روان پزشکی آمریکا، 2000) فهرستی توصیفی شامل 27 مکانیسم های دفاعی 7 سطح مقباس عملکرد دفاعی عبارتنداز: سطح بی نظمی دفاعی (شامل : فرافکنی هذیانی ، افکار سایکوتیک واقعیت بیرونی و تحریف سایکوتیک) ، سطح عمل (شامل: گذر به عمل، انزوای همراه با فقدان احساس ، شکوه همراه بارد کمک و منفعل-پرخاشگری) سطح تحریف عمده تصویر ذهنی (شامل: تخیل در خود مانده، همانندسازی فرافکنانه، دوپاره سازی تصویر خود یا دیگری)، سطح حاشا کردن ( شامل: انکار، فرافکنی و دلیل تراشی)، سطح تحریف جزیی ذهنی(شامل: نا ارزنده سازی، آرمانی سازی و همه توانی)، سطح مهارت ذهنی مصالحه، (شامل: جابه جایی ، گسست، عقلانی سازی، جداسازی عاطفه ، واکنش وارونه، سرکوبی و ابطال) و سطح انطباقی بالا(شامل: پیش بینی، پیوند جویی، نوع دوستی، شوخی ، اظهاروجود، خودنگری، والایش و فرونشانی).

سایر مکانیسم های دفاعی مهمی که پس از فروید ها (زیگموند وآنا) مطرح شدند، عبارتنداز: دلیل تراشی که توسط ارنست جونز پیشنهاد شد.

باند (2004) 24 مکانیسم دفاعی را فهرست کردند که از این میان بازداری، نوع دوستی کاذب و رفتار چسبنده را مطرح کردند. اتو کرنبرک (1980) و ملانی کلاین (1973) دوپاره سازی، همه توانی همراه با نا ارزنده سازی ، آرمان سازی بدوی، همانندسازی فرافکنانه و انکار ساکوتیک را مطرح نمودند.

-clark

-Vaillant

-Denial

-Distortion

-Idealization

– Projective

-Projective identification

-spliting

-Actingout

-Blocking

-Hypochondria

-Introjection

-fantacy

-Regression

-somatization

-Displacement

-Dissociation

-Externalization

-Inhibition

Rationalization

Isolation

-Reaction formation

Repression

Sexualization

Altruism

Prediction

– Asceticism

-Humor

Sublimation

Suppression

Avoidance

– Bond

-kernberg

-klein