اصطلاح اختلال یادگیری از نیاز به تشخیص و خدمت به دانش‌آموزانی برخاسته‌است که به طور مداوم در کارهای درسی خود با شکست مواجه می‌شوند و در عین حال درچهارچوب سنی کودکان استثنایی نمی‌گنجند. این اصطلاح شرایطی چون معلولیت‌های ادراکی[1] ، آسیب دیدگی‌های مغزی ، نقص جزئی در کار مغز[2]، و خوانش‌پریشی[3] را در بر می‌گیرد. این تعریف آن دسته از دانش آموزان را که به دلیل  معلولیت‌های دیداری، شنیداری یا حرکتی، همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیت‌های محیطی، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند، شامل نمی‌شود.

ناتوانی‌های یادگیری با اصطلاح‌هایی چون خواندن جبرانی یا دیرآموزی مترادف نیست. این تعریف به طور ویژه از کودکان و نوجوانانی یاد می‌کند که به شدت دچار ناتوانی‌های یادگیری بخصوصی هستند. دانش آموزان مبتلا به این مشکل نیازمند آموزش ویژه‌ای هستند که بنا بر نظر امر باید با تمرین های مخصوص، غیر معمول و با کیفیتی غیر عادی سر و کار داشته باشند. این امر جدا از شیوه‌های آموزشی و منظمی است که اکثر کودکان از آن استفاده می‌کنند. وظیفه ی کارشناسان در این زمینه این است که عهده دار جبران ناتوانی یادگیری به خصوص کودک به صورت آموزش انفرادی یاگروه های کوچک باشند. از تعاریف مختلفی که متخصصین در زمینه کودکان با اختلالات یادگیری ارائه داده اند می توان ویژگی هایی برای آنان برشمرد:

1-این کودکان دارای بهره هوشی متوسط یا بالاتر هستند.

2-این کودکان از نظر حواس مختلف(بینایی، شنوایی و……) سالم هستند.

3-این کودکان از امکانات محیطی و آموزشی نسبتا مناسبی برخوردار هستند.

4-این کودکان دارای نابهنجاری های شدید رفتاری نیستند.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اشتباهاتی که در زندگی زناشویی ممکن است به طلاق ختم شود

5-پیشرفت آموزشی این کودکان به طور قابل ملاحظه ای کمتر از بهره هوشی، سن و امکانات آموزشی که از آن برخوردارند، است.

عللی را که برای شکست این کودکان در امر یادگیری شایان ذکر است چنین می توان خلاصه کرد:

1-فقدان انگیزش کافی

2-فقدان توجه و دقت لازم

3-دقت بیش از اندازه به جزئیات به نسبت کل

4-فقدان هماهنگی لازم در حرکات (65).

[1] -Cognitive Disabilities

[2] -Minimal Brain Dysfunction

[3] -Dyslexia