2   مفهوم سرمایه روانشناختی :

مفهوم جدیدی که به تازگی توسط لوتانز معرفی شده و برگرفته و مشتق شده از رفتار سازمانی مثبت گرا است سرمایه روان شناختی است امروزه بسیاری از پژوهشگران بر این باورند که سرمایه روان شناختی سازمان ها می تواند مزیت رقابتی پایداری برای آنها فراهم کند (حسن پور،1392). سرمایه ی روانشناختی مفهومی است که عمدتا از تئوری و تحقیق در حیطه ی روانشناسی مثبت به دست آمده و در محیط کار مورد استفاده قرار گرفته است (اوی و همکاران ،2011 ؛ به نقل از حسن پور،1392).

به زعم لوتانز و همکاران (2007) سرمایه روان شناختی یک وضعیت توسعه ای مثبت روان شناختی با مشخصه های زیر است :

الف- تعهد و تلاش لازم برای موفقیت در کارها،

ب-وظایف چالش بر انگیز داشتن،

ج-استناد مثبت درباره موفقیت های حال و آینده،

د-پایداری در راه هدف و در صورت لزوم تغییر مسیر رسیدن به هدف برای دستیابی به موفقیت و پایداری هنگام مواجه با سختی ها و مشکلات برای دست یابی به موفقیت (لوتانزو همکاران ،2007).

بنابراین سرمایه روان شناختی شامل درک شخص از خودش داشتن هدف برای رسیدن به موفقیت و پایداری در برابر مشکلات تعریف می شود .

سرمایه روان شناختی در واقع به مفهوم چه کسی هستید (خود واقعی) و چه کسی می خواهید بشوید (خود ممکن  ) بر یک مبنای توسعه ای و رشد یابنده باز می گردد. به سخن دیگر سرمایه ی روان شناختی افراد را به چالش می کشاند تا در جستجوی این سوال برآیند که چه کسی هستند و در نتیجه به خودآگاهی بهتر که لازمه دستیابی به هدف ها و موفقیت است دست یابند (لوتانز و همکاران ، به نقل از محبی نوالدین وند و همکاران ،1393).سرمایه روان شناختی چیزی ورای سرمایه  انسانی و سرمایه اجتماعی است امروزه اگرچه سرمایه روان شناختی اغلب مورد غفلت قرار گرفته با این حال این که چه کسی هستم به همان اندازه چه چیزی می دانم و چه کسانی را می شناسم اهمیت دارد (انویک،2005؛ به نقل از فروهر و همکاران). سلیگمن(2000)، معتقد است که سرمایه روان شناختی جنبه های مثبت زندگی آدمی را در بر می گیرد او معتقد است که سرمایه انسانی و اجتماعی آشکار بوده و به آسانی قابل مشاهده است و می توان آن را به آسانی اندازه گیری و کنترل کرد در حالیکه سرمایه روان شناختی بیشتر بالقوه بوده ،اندازه گیری و توسعه آن دشوار است .(حسن پور ،1392).

سرمایه ی روانشناختی سازه ای ترکیبی و به هم پیوسته است که 4 مولفه ی ادراکی- شناختی (امید- تاب آوری- خوش بینی – خودکارآمد) را شامل می شود(پناهی و فاتحی زاده ،1393) . در حالی که پژوهش های پیشین هر کدام از چهار حیطه تشکیل دهنده ی سازه ی سرمایه روان شناختی را به طور جدای از هم مورد بررسی قرار داده اند ،اما اخیرا مطالعات مربوط به سرمایه روان شناختی این سازه ها را در ارتباط با یکدیگر می بینند و مشترکات این متغیرها را در نظر می گیرند .به عبارت دیگر سرمایه روان شناختی یک سازه مرتبه بالاتر در نظر گرفته می شود ، به این معنی که این 4 متغیر با هم ترکیب می شوند و کل هم سرمایه روان شناختی به مفهوم این که (چه کسی هستید یا خود واقعی) ، (چه کسی می خواهید بشوید یا خود ممکن) اشاره دارد و چیزی ورای سرمایه ی انسانی یا چیزی می دانم و سرمایه ی اجتماعی یا چه کسانی را می شناسم است .

برخوردار بودن از سرمایه روان شناختی افراد را قادر می سازد تا علاوه بر مقابله بهتر در برابر موقعیت های استرس زا ،کتر دچار تنش شده در برابر موقعیت های استرس زا کمتر دچار تنش شده در برابر مشکلات از توان بالایی برخوردار باشند به دیدگاه روشنی در مورد خود برسند و کمتر تحت تاثیر وقایع روزانه قرار بگیرند لذا اینگونه افراد دارای سلامت روان شناختی بالاتری نیز هستند .(بهادری خسرو شاهی و همکاران ،1391).

 

 

3-4-2  مولفه های سرمایه روانشناختی :

سرمایه ی روانشناختی یک حالت روانشناختی مثبت و ریکرد واقع گرا و انعطاف پذیر نسبت به زندگی است که از چهار سازه امید،خوش بینی، خودکارآمدی و تاب آوری تشکیل می شود که هر کدام از آنها به عنوان یک ظرفیت روانشناختی مثبت در نظریه گرفته می شود دارای مقیاس اندازه گیری معتبر است، مبتنی بر نظریه و تحقیق است و وابسته به حالت و قابلیت رشد دارد و به طور چشمگیری با پیامده های عملکردی ارتباط دارد (محبی نوالدین وند و همکاران ،1393). این مولفه ها در یک فرایند تعاملی و ارزشیابانه به زندگی فرد معنا بخشیده ، تلاش فرد برای تغییر موقعیت های فشارزا را تداوم داده ، او را برای ورود به صحنه ی عمل آماده نموده و مقاومت و سرسختی وی را در تحقق اهداف تضمین می کند (پناهی و فاتحی زاده ،1393).

کرید و ماچین و هیکس (1999) اذعان نمودند که این 4 منبع در یک نظام به تقویت یکدیگر و شکل دهی سپری مقاوم در برابر فشارزاها عمل می کنند از این رو بر اثرات ضربه گیر این منابع در موقعیت های پرتنش تاکید شده است (هاشمی نصرت آباد و همکاران،1391).

لوتانز و همکارانش براین باورند که سرمایه روان شناختی در حقیقت با تکیه بر متغیرهای روان شناختی مثبت گرایی همچون امید ، خوش بینی، تاب آوری و … منجر به ارتقای ارزش سرمایه انسانی (دانش و مهارت های افراد) و سرمایه  اجتماعی (شبکه روابط میان آنها) می شود .

 

1-3-4-2  خودکارآمدی :

آلبرت بندورا در دانشگاه استنفورد پایه گذار نظریه خودکارآمدی است مجموعه ای از اندیشه هایی که در نظریه شناختی اجتماعی شخصیت کلی تر او در هم تنیده شده است . بندورا(1986)، معتقد است که باورهای خودکارآمدی یک از مهمترین عوامل تنظیم رفتار انسان است .(حسن پور،1392).

خودکارآمدی به اطمینانی که افراد به توانایی های خود برای انجام تکالیف خاص دارند اشاره می کند (لوتانز و همکاران ،2007).

بندورا(1999)، خودکارآمدی را دریافت و داوری فرد درباره ی مهارت ها و توانمندی های خود برای انجام کارهایی که در موقعیت های ویژه به آنها نیاز است تعریف می کند . به نظر وی داشتن مهارت ها و دستاوردهای قبلی افراد پش بینی کننده های مناسبی برای عملکرد آینده ی افراد نیستند بلکه باور انسان درباره ی توانایی های خود در انجام آنها برچگونگی عملکرد خویش موثر است (دیانت نسب و همکاران ،1393).

طبق نظر بندورا (1977،1982)، انتظارات خودکارآمدی ، قضاوت هایی است درباره  اینکه در مقابله با رویدادهای آینده که مبهم غیرقابل پیش بینی و پر استرس است ، فرد چقدر می تواند سازمان دهی کند و رفتار لازم را برای مقابه نشان دهد خودکارآمدی تعیین می کند که چه مقابله ای چه مدت و با چه میزان تلاشی صورت پذیرد .براساس مدل بندورا بین خودکارآمدی ادراک شده رفتار و محیط بیرونی تعامل دوسویه وجود دارد(بندورا،1997،به نقل از حسن پور ،1392).

خودکارآمدی در هر زمینه ای مختص همان قلمرو فعالیت است ، و به سادگی نمی توان آن را به دیگر عرصه های زندگی تعمیم داد .کسب خودکارآمدی در هر فعالیتی مبتنی بر تمرین و کسب تسلط در آن رشته فعالیت است . در هر فعالیتی هرچند فرد دارای خودکارآمدی باشد، همیشه امکان ارتقاء خودکارآمدی وجود دارد ، خودکارآمدی تحت تاثیر باور دیگران به توانایی های فرد است . خودکارآمدی فرد تحت تاثیر عواملی مانند دانش و مهارتهای فرد، سلامتی جسمی و روانی او و نیز شرایط بیرونی در برگیرنده فرد است (لوتانزوهمکاران، 2007) .

به بیان دیگر، خودکارآمدی که گاهی از آن به عنوان احساس کارایی نیز یاد می شود به صورت زیر نیز تعریف میشود:

احساس کارایی زاینده تری است که به موجب آن فرد مهارتهای خود را برای مقابله کردن با ضروریات و شرایطی که مواجه می شود سازمان می دهد و همهانگ می کند احساس کارایی ، توانایی استفاده کردن درست از امکانات شخصی تحت شرایط متفاوت و سخت است . احساس کارایی به طور رسمی به این صورت تعریف می شود قضاوت فرد درباره اینکه با توجه به مهارت هایی که دارد و موقعیت هایی که با آن مواجه می شود ، چگونه با یک موقعیت خوب یا بد مقابله می کند (بندورا ،1997؛ به نقل از حسن پور،1392). بنابراین خودکارآمدی اعتقاد راسخ فرد بر توانایی هایش برای بسیج منابع انگیزشی و شناختی و راهکارهای مورد نیاز برای اجرای موفقیت آمیز وظایف خاص در موقعیت های معین است (پناهی و فتاحی،1393).

افراد دارای خودکارآمدی بالا دارای ویژگی های خاصی هستند:

هدفهای والایی برای خود تعیین می کنند و ایفای وظایف دشوار برای رسیدن به آن هدفها را عهده دار می باشند. به استقبال چالشهای می روند و برای رویارویی با چالشها سخت تلاش می کنند ، انگیزه فردی آنها به شدت بالاست .برای دستیابی به هدفهای خود از هیچ تلاشی مضایقه نمی کنند .در رویارویی با موانع ثابت قدم هستند (حسن پور،1392).

یافته های تحقیقات استجوکویک و بندورا همسو است.این یافته بیانگر آن است، فردی که از خودکارآمدی بالایی برخوردار است، رابطه مناسب تری با دیگران برقرار می سازد و  متقابلاً حمایتهای آنها را فراخوانده واحساس کارآمدی بیشتری می نماید .افرادی که نسبت به توانایی های خود اطمینان ندارند، سازگاری اجتماعی ضعیفی دارند که این امر به نوبه خود موجب کاهش حمایتهای اجتماعی و احساس کارآمدی می شود. چرا که طبق نظر بندورا یکی از عوامل افزایش خودکارآمدی، تشویق و تأیید دیگران است.به بیانی دیگر افرادی که از خودکارآمدی بالایی برخوردار بوده، اطمینان دارند که می توانند کارهای خود را انجام دهند، میتوانند از این راه ها با دیگران ارتباط اجتماعی برقرار کرده، شبکه های حمایت اجتماعی محکم تری بنا کنند و به طبع آن احساس توانمندی بیشتری نمایند. شواهد حاکی از آن است افرادی که به توانایی های خود اعتماد ندار ند، در موقعیت های مخاطره دچار یأس و ناامیدی شده، احتمال اینکه به نحو مؤثری عمل کنند کاهش می یابد.این امر به نوبه خود منجر به احساس ناکارآمدی بیشتر میگردد و همین امر باعث میشود که برقراری تعاملات اجتماعی فرد با دیگران کاهش یابد و کمتر به سوی گروههای اجتماعی تمایل داشته باشد (بهادری خسروشاهی و همکاران،1391).

عقاید کارایی (کارآمدی) ناگهان بوجود نمی آید ، بلکه علت دارند . عقاید کارایی از این موارد ناشی می شوند :

  • سابقه رفتار شخصی در اجرا کردن رفتاری بخصوص
  • مشاهده افراد مشابهی که این رفتار را اجرا می کنند.
  • قانع سازی کلامی دیگران
  • حالت های فیزیولوژیکی (حسن پور ،1392).

 

1-1-3-4-2  سابقه رفتار شخصی :

اعتقاد فرد به اینکه می تواند با قابلیت تمام ، عمل خاصی را اجرا کند از سابقه شخصی او درمورد امتحان کردن و اجرا کردن این عمل در گذشته ناشی می شود .افراد در نتیجه تعبیر تلاشهای گذشته خودشان در اجرا کردن رفتاری خاص ، از احساس کارایی فعلی خویش اگاه می شوند .اگر تلاش های گذشته در اجرا کردن رفتاری خاص ، شایسته قضاوت شود احساس کارایی را افزایش می دهد . درحال که اگر تلاش های گذشته ناشایست قضاوت شوند ، احساس کارایی را کاهش می دهد .اینکه هر اجرای رفتار برای کارایی آینده چقدر اهمیت دارد به نیرو مندی انتظار از پیش موجود فرد بستگی دارد . از چهار منبع خودکارآمدی سابقه شخصی از همه قدرتمند تر است .(بندورا،1986، به نقل از حسن پور1392).

 

2-1-3-4-2  تجربه جانشینی :

تجربه غیر مستقیم (جانشینی)مشاهده کردن مدلی است که همان رفتاری را اجرا می کند که فرد قرار است اجرا کند وقتی مشاهده گر می بیند که دیگران با مهارت عمل می کنند احساس کارایی او افزایش می یابد علت آن این است که دیدن افراد مشابهی که رفتار یکسانی را انجام می دهند فرایند مقایسه اجتماعی را فعال می سازد اما تجربه غیر مستقیم به صورت دیگر نیز عمل میکند دیدن کسی که رفتاری را ناشیانه انجام می دهد احساس کارایی و خودکارآمدی ما را کاهش می دهد(حسن پور ،1392).

3-1-3-4-2  قانع سازی کلامی :

دلگرمی ها توجه فرد را از منابع بی کفایتی دور کرده و به منابع کارایی معطوف می کنند اما اگر تجربه مستقیم قانع سازی کلامی را نقض کند تاثیر آن از بین می رود اثربخشی قانع سازی کلامی به اعتبار مهارت و قابل اعتماد بودن قانع کننده بستگی دارد (شانک و گاکس،1986،به نقل از حسن پور،1392).

 

4-1-3-4-2  حالت های فیزیولوژیکی :

خستگی ،درد،تنش عضلانی، آشفتگی ذهنی و لرزش دست ها علائم  فیزیولوژیکی هستند مبتنی براینکه ضروریات تکلیف از توانایی فرد برای کنار آمدن با آن ضروریات فراتر است . فقدان تنش ، ترس و استرس با تامین کردن بازخورد بدنی دست اول ، مبنی بر اینکه فرد واقعا می تواند با ضروریات تکلیف به نحو شایسته ای کنار بیاید ، کارایی را افزایش می دهد . جهت علیتی بین کارایی و فعالیت ،فیزیولوژیکی دوسویه است : ناکارآمدی انگیختگی را افزایش می دهد و افزایش انگیختگی ، ادراک ناکارآمدی را تقویت می کند .(بندورا و همکاران،1998،به نقل از حسن پور).

زمانی که عملکرد فرد با هنجارهای فردی هماهنگ و یا فراتر از آن باشد منجر به حفظ یا افزایش کارآمدی می شود درحالی که عملکرد ضعیف و پایین تر از هنجارهای فردی موجب کاهش خودکارآمدی  میشود .باور خودکارآمدی بر بسیاری از جنبه های زندگی مثل گزینش اهداف ، تصمیم گیری، میزان تلاش ، سطح استمرار و پایداری و رویارویی با مسائل چالش انگیز تاثیر دارد .(بندورا و همکاران،1991،به نقل از حسن پور).

.Psychological Capital

.Luthans

.Creed and machin and Hicks

.Albert Bandura

.Personal Behavior

.Verbal Persuasion

.Vicarous Experience

امیدواری :

امید را که سازه ای بسیار نزدیک به خوش بینی است ، ریک اسنایدر (2000) به عنوان سازهای شامل دو مولفه مفهوم سازی کرده است :

الف- توانایی طراحی گذرگاههایی به سوی هدفهای مطلوب به رغم موانع موجود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   عوامل مهم در شکل گیری خودکارامدی و چگونگی تاثیر گذاری آن

ب- کارگزار انگیزش برای استفاده از این گذرگاهها.

امید مجموع این دو مولفه است این مفهوم سازی امید هنگامی نیرومند است که هدفهای ارزشمندی را در بر گیرد و با داشتن موانع چالش انگیز ولی نه برطرف شدنی ، احتمال دستیابی به آنها در میان مدت وجود داشته باشد جایی که ما به رسیدن به هدفها اطمینان داریم ، امید غیر ضروری است . جایی که مطمئین هستیم به هدفها نخواهیم رسید ، در این صورت ناامید هستند (حسن پور،1392).

امید را به بیان دیگر پافشاری در رسیدن به اهداف و به هنگام لزوم تغییر دادن مسیرهای رسیدن به اهداف تعریف کرده اند (دیانت نسب و همکاران ،1393). امید یک حالت انگیش مثبت یا در نظر گرفتن اهداف روشن برای زندگی است .در امید از یک سو انگیزه خواستن به اراده برای حرکت به سوی اهداف و از طرف دیگر بررسی راههای مناسب برای حصول اهداف نهفته است (بهادری خسروشاهی و همکاران ،1391).

امید نیرویی هیجانی است که تخیل را به سمت موارد مثبت هدایت می کند ، امید به انسان ها انرژی میدهد و آنها را مجهز می کند تا برای کار و فعالیت آماده شوند . امید به ما انعطاف پذیری نشاط و توانایی خلاصی از ضربانی می دهد که زندگی به ما تحمیل می کند و باعث افزایش رضایت از زندگی می شود (پارکر و همکاران ،2003، بیلی و اشنایدر ،2007) معتقدند که امید یک حالت انگیزش مثبت با در نظر گرفتن اهداف روشن برای زندگی است .در امید ، از یک سو انگیزه ی خواستن به اراده برای حرکت به سوی اهداف و از طرف دیگر ،بررسی راهای مناسب برای حصول اهداف نهفته است . بنابراین ، کارکرد امید در زندگی به عنوان یک مکانیزم حمایتی است و باعث رشد و پیشرفت کیفیت زندگی انسان می شود .(به نقل از حسن پور،1392).

امیدواری وضعیت مثبت انگیزشی مبتنی بریک سایق کنش گرایانه احساس موفقیت پویایی انرژی معطوف به هدف و راهکارها برنامه ریزی جهت دستیابی به اهداف است (اشنایدر،2001، به نقل از پناهی و فاتحی زاده،1393). تحقیقات لوتانز و جنسن و اسنایدر و لوپز، همسویی دارند.در تبیین این یافته نیز میتوان گفت که همه انسانها در  هنگام گرفتاری به حمایت و مشارکت دوستان و اطرافیان خود نیاز دارند تا احساس امنیت کنند.لذاهر چه میزان سرمایه اجتماعی و حمایت دیگران بیشتر باشد، امیدواریشان نیز بیشتر است.از سویی به نظر میرسد ازفردی که امیدواری نسبت به زندگی وآینده خود ندارد، نمی توان انتظار داشت با دید مثبتی به زندگی بنگرد.

افرادی که امیدواری پایینی در زندگی دارند اغلب احساس می کنند که مهارت های ویژه و توانایی های لازم برای رفتار میان فردی را ندارند و چشم داشت کمی از موفقیت در موقعیتهای اجتماعی دارند.اما احتمال عضویت در شبکه های اجتماعی رسمی و انجمن های گروهی افرادی که امیدواری  بالایی در زندگی دارند بیشتر بوده، ممکن است توانایی برقراری  ارتباط اجتماعی بهتری را با دیگران داشته باشند(بهادری خسرو شاهی و همکاران ،1391).

 

3-3-4-2  خوش بینی:

در اواخر دهه 1970، روانشناسان به انبوهی از داده های پژوهشی دست یافته بودند که توسط مارگارت ماتلین و دیوید استانگ(1978) در کتابی با عنوان اصل پولینا ترکیب شده بود و نشان می داد که فرآیند های تفکر مردم خوش بینانه است . بنابراین بیشتر مردم چیزهای مثبت را زودتر از چیزهای منفی بیاد می آورند انان در زبان گفتاری و نوشتاری از واژه های مثبت بیشتر از واژهای منفی استفاده می کردند و خود را مثبت تر از دیگران ارزیابی می کردند . تنها استثنا در این مورد افراد مضطرب و افسرده است که خود را به شیوه واقع بینانه تر یا بدبینانه می بینند . (حسن پور،1392).

خوش بینی سبک تفسیری (توصیفی )است  که اتفاقات مثبت را به علل دائمی ، شخصی و فراگیر و اتفاقات منفی را به علل خارجی ، موقتی و شرایط خاص نسبت می دهد . از طرف دیگر بدبینی سبک تفسیری است که وقایع مثبت را به عوامل خارجی ، موقتی و شرایط خاص و وقایع منفی را به عوامل شخصی درونی ، پایدار و فراگیر نسبت می دهد . (سلیگمن،1998،به نقل از پناهی و فاتحی زاده ،1393).

تایگر( 1979) در اثر خود، خوش بینی ، زیست زشناسی امید استدلال می کند که توان اندیشیدن به شیوه خوش بینانه یکی از ویژگی های نوع است که بطور طبیعی انتخاب شده و هنگام پرورش توان تعمق در مورد آینده تکامل یافته است .ان دسته  از افراد گونه انسان که نسبت به آینده خود واقع بین یا بدبین بود و خطر بیماری و مرگ را گریز ناپذیر می دید ، برای اقدام های لازم جهت ادامه حیاط برانگیخته نمی شد ، برعکس همتایان خوش بینشان برای تلاش در جهت ادامه حیات برانگیخته می شدند ، زیرا فکر می کردند که کارها به نفع آنها ادامه خواهد یافت . (حسن پور،1392).

بنابراین خوش بینی به معنای داشتن انتظارات مثبت برای نتایج و پیامدهاست و این پیامدها به عنوان عوامل ثابت ، کلی و درونی در نظر گرفته می شوند (بهادری خسروشاهی و همکاران،1391).

برای اندازه گیری خوش بینی دو رویکرد عمده مطرح شده است که بر مفهوم سازیهای متمایز از خوش بینی مبتنی هستند در یک انتها خوش بینی به عنوان یک صفت شخصیتی گسترده که مشخصه آن انتظارات خوش بینانه کلی است مفهومی شده است اما در انتها دیگر به عنوان یک سبک تبیینی یافته است (سلیگمن ،1998،به نقل از حسن پور ،1392).

به نظر افرادی که دیدگاه مثبتی نسبت به دنیا و خودشان دارند به راحتی می توانند از اتفاقات ناگوار دوری کنند آنها به رفتارهایی می پردازند که آنها را از وضعیت ناگوار فعلی می رهاند . (هاشمی نصرت آباد و همکاران ،1391).

سلیگمن بر این باور است که می توان خوش بینی را یاد گرفت . سطح خوش بینی عمیقا می تواند اتفاقی را که می خواهد رخ نماید تغییر دهد وی خوش بینی را ابزاری می داند که به فرد کمک نموده تا به اهداف از پیش تعیین شده خود برسد زمانی که خوش بینی آموخته شده با یک تعهد احیاء شده به عام ، همراه شود افسردگی فراگیر یاس و پوچی به سراغ ما می آید پیترسن (2000)، نیز بیان می دارد که خوش بینی با خلق مثبت و اخلاق خوب رابطه دارد و خوش بینی با پشتکار ،شهرت عمومی ، موفقیت تحصیلی ،ورزشی ،نظامی ،شغلی ،سیاسی و خانواگی ، سلامت و حتی طول عمر و فقدان ضربه های عاطفی رابطه مثبت نشان داده است (حسن پور،1392).  افراد در سایه امنیت می توانند به خواسته ها و  اهداف خود دست یابند . انسان ها در آرامش و با آسودگی خاطر می توانند به جامعه و محیط پیرامون خوش بین باشند. وقتی افراد  می توانند به دیگران اعتماد کنند و روابط اجتماعی و تعامل  صحیح برقرار نمایند که از اطرافیان خود احساس ایمنی کنند . خوش بینی، زمانی در افراد شکل می گیرد که اطمینان داشته باشند  روابط میان افراد به گونه ای تنظیم شده است که حقوق و  خواسته های حیاتی آنان محقق می شود و کارها و امور جامعه  مسیر درست و طبیعی خود را طی خواهد کرد.خوش بینی باعث می شود که فرد با گروه های اجتماعی و افراد مختلف در شبکه روابطش تماس و پیوند داشته باشد و به عبارتی از سرمایه ی اجتماعی بالایی برخوردار شود اعتمادش به سایر اعضای جامعه و افرادی که به آنها در شبکه روابطش در تماس است بیشتر شود .   در ارتقاء سطح خوش بینی ، افزایش اسنادهای مثبت مطرح است که در آن برنامه هایی به منظور تشخیص و تفکیک خوش بینی واقعی از خوش بینی غیر واقعی و افزایش سطح اسنادهای مثبت به عمل می آید (علیپور و همکاران ،1392).

 

2-3-4-2  تاب آوری :

تاب آوری در لغت عبارت است از توانایی با قدرت بازگشتن به حالت یا موقعیت اولیه بعد از خمیده شدن ،فشرده یا تنیده شدن اما در اصطلاح روان شناختی توانایی بهبود سریع بعد از بیماری ، افسردگی و ناخوشی است . در اصطلاح زبان شناسی ، واژه تاب آوری به توانایی یک شی برای باز یابی شکل و ساختار اصلی خود پس از آنکه تحت تاثیر نیروهای خارجی تغییر شکل یافته باشد اشاره میکند. اصطلاح تاب آوری ممکن است به پدیده های رفتاری در مهندسی ، فیزیولوژی ، محیط زیست و رفتار آدمی در دامنه وسیعی از موقعیت ها اطلاق شود (اگایبی ،ویلسون،2005، به نقل از حسن پور،1392). در زمینه رفتار انسانی تاب آوری اغلب به عنوان یک ویژگی مرتبط با منش ، شخصیت و توانایی مقابله در نظر گرفته می شود .در این بخش تاب آوری و توانمندی ، انعطاف پذیری ،توانایی تسلط یا برگشت به حالت عادی پس از مواجهه با استرس و چالش شدید دلالت دارد (حسن پور،1392).

تاب آوری ظرفیت فرد برای علی مثبت اشاره دارد و روشی است که در آن افراد وقایع مثبت و منفی را تبیین می کنند و انتظار نتیجه ی مثبت دارند (لوتانز و همکاران ،2007).

در حقیقت تاب آوری : طبقه ای از پدیده هاست که با الگویی از انطباق پذیری مثبت در زمینه مشکلات و مخاطرات قابل ملاحظه ، مشخص شده است (پناهی و فاتحی زاده،1393). و همچنین هنگام مواجه با مشکلات و سختی ها تحمل کردن و بازگشت به جای اول برای دستیابی به موفقیت است (دیانت نسب و همکاران ،1393).

در مجموع افراد تاب آور ،دارای این ویژگی ها هستند :

  • واقعیت های زندگی را به سهولت می پذیرند.
  • ایمان می آورند که زندگی پرمعناست این باور معمولا به وسیله ارزشهای آنها حمایت می شود .
  • دارای تواناییهای چشمگیری برای وفق دادن سریع خود با تغییرات بزرگ هستند (لوتانز و لستر،2006؛ به نقل از حسن پور،1392).

یکی دیگر از ویژگیهای فردی موثر در تاب آوری ، توانایی ایجاد خود نظم دهی یا خود کنترلی است در مجموع ویژگیهای شخصیتی همچون خودپنداره مثبت ،اجتماعی بودن، هوش، کفایت در کار آموزشی ،خودمختاری،عزت نفس ، ارتباط خوب ، مهارت های حل مساله ،و به سلامت روانی و جسمانی از جمله عوامل موثر بر افزایش تاب آوری در فرد به شمار می روند (حسن پور،1392).

تاب آوری میزان مقاومت افراد در برابر مشکلات را نشان می دهد برای افزایش تاب آوری به مجموعه ای از نگرش ها و مهارت نیاز است که در اصطلاح سخت رویی نامیده می شود و سه مولفه تعهد کنترل و چالش طلبی در آن دخالت دارند (لوتانز و همکاران ،2007).

برای دستیابی به تاب آوری، گروهی از مهارتها ونگرش ها مورد نیاز است که در اصطلاح به آنها سخت  رویی گفته می شود. سخت رویی به افراد کمک می کند تا در رویارویی با تغییرات تنش زا ، دشواریها را به فرصتهایی پر منفعت تبدیل کنند. نگرش های مورد نظر در سخت رویی عبارتند از: تعهد، کنترل و چالش طلبی.

تعهد:  منظور از تعهد آن است که فرد در رویارویی با شرایط دشوار ، به جای ترک صحنه ترجیح دهد حضور خود را در صحنه حفظ کرده به افراد درگیر در آن موقعیت در برطرف کردن دشواری کمک کند .

کنترل: مقصود از کنترل آن است که فرد به تواناییهای خود برای اثر گذاری بر نتایج رویدادها باور داشته باشد.

چالش طلبی: منظور از چالش طلبی آن است که فرد در رویارویی با چالشها به جای مقصر قلمداد کردن سرنوشت ، در صدد ایجاد فرصت هایی برای رشد خود و دیگران باشد هم چنین در شکل گیری و بروز رفتارهای سخت رویانه فرد باید مهارتهای حل مساله و تعامل با دیگران برای تعمیق حمایت های اجتماعی را نیز در خودش پرورش دهد (حسن پور،1392).

به طور کلی، تاب آوری سازگاری مثبت در واکنش به شرایط ناگوار است تاب آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب ها شرایط تهدید کننده نیست بلکه فرد تاب آور ، مشارکت فعال و سازنده محیط پیرامونی خود است (بهادری خسرو شاهی و همکاران ،1391).فعالیت های عالمانه و اولیه افرادی چون گارمزی ،راتر و ورنر ،موجب پیشبرد مطالعه در حوزه تاب آوری شد گارمزی، ماتسن و تلگن (1984)، به منظور فهم تاب آوری مطالعه ای طولی انجام دادند در این پژوهش بیش از بیست سال بر اثرات تراکمی عواملی فشارزای زندگی بر متغیرهای متعهد توانمند سازی تمرکز شده است در حدود دویست کودک به همراه خانواده هایشان در این مطالعه شرکت کردند گارمزی و همکاران (1984)، دریافتند که برخی کودکان با وجود شرایط نامساعد ،وضعیت مناسبی دارند و هیچ مشکل رفتاری از خود نشان نمی دهند (حسن پور،1392).

 

تفاوت ها و شباهت های مولفه های سرمایه روانشناختی(به نقل از پناهی و فاتحی زاده،1393)

 

 

مولفه های سرمایه روانشناختی

 

جهت زمان

 

خواص

 

خودکارآمدی

 

تمرکز از زمان حال و آینده

 

امکان استقبال از چالش ها و اشتیاق برای افزایش تلاش جهت تعقیب اهداف را افزایش می دهد (شاید به جهت انتظار بازگشت این سرمایه گذار)

 

امیدواری

 

تمرکز بر آینده

 

امکان هدف گذاری (ایجاد انگیزش) و برنامه ریزی با استفاده از راهکارها را جهت تحقق اهداف ،فراهم سازد .

 

 

خوش بینی

 

تمرکز از زمان گذشته به زمان حال

 

سپر محافظ در مقابل تاثیر وقایع ناخواسته (مقاومت مثبت) چشم امید داشتن به آینده و تقویت یا سرمایه گذاری بر روی تاثیر وقایع مثبت.

 

 

تاب آوری (انعطاف پذیری)

 

 

تمرکز از زمان گذشته به زمان حال

 

امکان بازیابی خود در مقابل نامطلوب و ناخواسته یا استرس زای یا گذشته و حفظ وضعیت ثبات موجود و حتی پیش رفت و ترقی را فراهم می سازد .

.Jensen

.Schneider

.Lopez

.Margaret Matlyn

.David Astang

.Pollynna

.Tiger.l

.Petersen

.Self-Regulation

.Hardiness

.Commitment

.control

.Challenge

.Roter and Werner