آبی کم بها که بر گردن خر و استر آویزان می‌کنند(یوسفی،
1369: 303).

4-2-25- سوره‌ی یس، آیه ی12
إِنَّا نَحْنُ نُحْیِ الْمَوْتى‏ وَ نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ وَ کُلَّ شَیْ‏ءٍ أَحْصَیْناهُ فِی إِمامٍ مُبِینٍ
(ما خود مردگان را زنده می‌کنیم و پیش فرستاده و باز نهاده شان را می‌نویسیم و همه چیز را در کتابی روشن بر شمردیم ]که دگر گونی نمی‌یابد[)
نکته ها :
زنده کردن مردگان به دلیل آن است که در قیامت جزاى اعمال خود را ببینند و همچنین اثرهایی که از آنها پس از مرگ در دنیا باقى مانده است (مانند علمى که به کسى آموخته‏اند یا کتابى که تألیف کرده‏اند یا مالى که براى خیرات حبس و وقف نموده‏اند یا مساجد و کاروانسراها و پلها که
ساخته اند)

پیام ها :
آثار نیک و بد چنان است که حضرت سعدی (ره) گفته است (میرزا خسروانى،1390، ج‏7: 130).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
نمرد آنکه ماند از پس وى به جاى‏
هر آن کو نـماند از پسش یـادگار
و گـر رفـت و آثـار خیـرش نـماند

پل و مسجد و خان و مهمان سراى‏
درخــت وجـــودش نیــاورد بــار
نشاید پس از مرگش الحمد خوانـد
(سعدی، 1383: 53)
شرح ابیات :
خانی: چشمه‌ی آب، قنات
خان:کاروان سرا، رباط، مضمون بیت ناظر است به این حدیث (سبعه للعبد تجری بعد موته: من علّم علما او اجری نهرا او حفر بئرا او بنی مسجداً او اورث مصحفا او ترک ولدا صالحا یدعوله او صدقه تجری له بعد موته)
(هفت چیزست که پس از مرگ آدمی باقی می‌ماند آن که به او علمی را آموخته، یا نهری که ایجاد کرده، یا چاهی که حفر کرده، یا مسجدی که ساخته یا قرآنی که به ارث نهاده یا فرزند صالحی که از خود بجا گذاشته است و او دعا می‌کند یا صدقه‌ای که پس از مرگ او نیز خیرش را پایدار دارد.)
الحمد: مقصود سوره فاتحه الکتاب است که قرآن با آن آغاز می‌گردد و به منظور طلب آمرزش برای مردگان آن را می‌خوانند.
آثاری خوبی را که انسان برای بعد از مرگ خودش بر جای می‌گذارد و موجب می‌شود که نام نیک او بر زبانها جاری شود و اگر کار خیری را برای بعد از مرگش باقی نگذارد برای خودش طلب آمرزش از دیگران بر جای نگذاشته است

4-2-26- سوره‌ی فصلّت، آیات 6-7
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکُمْ یُوحى‏ إِلَیَّ أَنَّما إِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَاسْتَقِیمُوا إِلَیْهِ وَ اسْتَغْفِرُوهُ وَ وَیْلٌ لِلْمُشْرِکِینَ (6) اَلذِینَ لا یُؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ بِالْآخِرَهِ هُمْ کافِرُونَ.
(بگو (یا محمّد بااین جماعت کافران) که من هم بشرى مانند شما (از زادگان آدم و مرکّب از گوشت و خون) هستم (و فقط خداوند مرا به نبوّت خود اختصاص داده و از شما فرقم به این است که به من وحى می شود و اگر وحى نبود مرا دعوتى از شما نبود) بمن وحى میشود که معبود شما معبود یگانه‏ایست (که شریکى در عبادت ندارد) بنابراین به راه او مستقیم و راست رو باشید (از طریق او میل به طرف دیگر نکنید و براى فرمانبردارى فقط به سوى او توجّه نمایید) و از او (براى گناهان خودتان و شرک به خدا) طلب آمرزش کنید.
(و واى بر مشرکین‏که زکاه (یعنى حقوق واجبه الهى را) نمی دهند و آنان به آخرت و سراى دیگر هم کافر (و منکر بعث و حشر و نشر) میباشند (یعنى بدان جهت انفاق نمى‏کنند که مکافات آن سراى را باور ندارند).
نکته ها :
وجه تخصیص منع زکاه از سایر اوصاف مشرکان‏ آن است که مال، محبوب انسان است و بذل آن نفس را سخت باشد از اعمال دیگر.
پیام ها:
1. بُخل اعظم رذایل و اکبر ذمائم است.
2. توانگرى که او را سخا نبود چون تنی است که جان ندارد و یا چون درختى که میوه ندارد. (میرزا خسروانى،1390، ج‏7: 322 )
شواهد شعری سعدی،مربوط به قسمت پیام ها:
مسـلّـم کسـی را بـوَد روزه داشـت
و گر نه چه حاجت که زحمت برى

که در مانده‏اى را دهـد نـان چـاشت
ز خـود بـاز گیـرى و هم خود خورى‏؟
(سعدی، 1383: 104)
شرح ابیات:
روزه داشت: در این جا یعنی روزه داشتن، مصراع اول یعنی روزه داشتن برای کسی مسلّم است و از کسی پذیرفته می‌شود ….
دَرمنده: صورت مختصر درمانده است.
چاشت: موقع چاشت و چاشتگاه منظور است یعنی پس از برآمدن آفتاب، یک پاس از روز گذشته، در صورتی که روز را چهار پاس قرار دهند.(یوسفی، 1369: 279)
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
گرفتم ز تو ناتوان تر بسی اسـت
ببخش‌ای پسر کادمی زاده صید

تـواناتر از تو هم آخـر کسی اسـت
به احسان توان کرد، وحشی به قید
(سعدی، 1383: 109)
شرح ابیات:
گرفتم: گرفتن در این جا به معنی فرض کردن و پنداشتن است.
ای پسر احسان و بخشش کن زیرا دل آدمی زاد را با نیکوکاری می‌توان ربود و حیوان وحشی را با زنجیر ممکن است در بند کرد.(یوسفی، 1369 :283)
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
کرامت جوانمردی و نان دهی است
قـیامـت کـسی بـیند انـدر بـهشت

مقالات بیهـوده طـبل تهـی اسـت
که معنی طلب کرد و دعوی بهشت
(سعدی، 1383: 111)
شرح ابیات :
کرامت: بزرگی ورزیدن، جوانمردی در اصطلاح تصوّف یعنی کارهای خارقِ عادت که به اولیا نسبت
داده‌اند در برابر معجزه که از پیغمبر به ظهور می‌رسد. در این جا همان معنی نخست مناسب است.
طبل تهی: نمودار هر چیز پر آواز و تو خالی است و در این جا گفتار‌های بیهوده
دعوی بهشت: یعنی ادعا کردن را رها کرد و کنار گذاشت(یوسفی، 1369: 286).

4-2-27- سوره‌ی محمّد، آیه ی12
إِنَّ اللَّه
َ
یُدْخِلُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ الَّذِینَ کَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَ یَأْکُلُونَ کَما تَأْکُلُ الْأَنْعامُ وَ النَّارُ مَثْوىً لَهُم.
(خدا کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کرده اند،در باغ هایی که از فرودست آن جویبار جاری است درآورد، و کافران بهره می‌برند و می‌خورند آن گونه که چهارپایان می‌خورند و جایگاهشان آتش است.)
نکته ها :
-کسانی شایسته دوزخ می‌شوند که لذّات و شهوات دنیا را اختیار کرده و از حقایق اعراض کرده‏اند و از لذائذ فانى دنیوى بهره و تمتّع میگیرند.
پیام ها :
عاقل باید که خوردن او براى زیستن باشد یعنى به جهت قوام بدن طعام خورد. نه اینکه عمر خود، طفیل خوردن شناسد و مانند چهار پایان جز خوردن و خواب مطمع نظرش نباشد(میرزا خسروانى،1390، ج‏8: 7)
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
بـه انـدازه خــور زاد اگـر مـردمــى
درون جاى قوت است و ذِکر و نفس
کـجـا ذِکـر گنـجــد در انبانِ آز
نــدارنــد تــن پــروران آگــهــى

چنـین پُـر شکـم، آدمى یا خُمى‏؟
تو پندارى از بهرِ نان است و بـس‏
بـه سختی نفس می‌کـند پـا دراز
کـه پُر معده باشد ز حـکمت تـهـى
(سعدی، 1383: 188)
شرح ابیات :
زاد: به معنی عام است. زاد خوراکی که در سفر با خود بردارند..
قوت: خوراک، غذا، آن مقدار غذا که برای پایداری و پرورش بدن لازم است.
ذکر: در لغت به معنی یاد کردن و در این جا منظور دعا، ورد، یادکردن خداست.
انبان آز: کیسه‌ی حرص. کنایه از شکم پرخواران.
انبان: کیسه‌ی بزرگ که از پوست درست گوسفند تهیّه می‌کردند یا کیسه‌ی پوستی پر ز باد، کنایه از چیزی تو خالی و بی ارزش
به سختی نَفَس: نفس به سختی راه خود را می‌گشاید(یوسفی، 1369: 363)

4-2-28- سوره‌ی ق، آیه‌ی 45
نَحْنُ أَعْلَمُ بِما یَقُولُونَ وَ ما أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِجَبَّارٍ فَذَکِّرْ بِالْقُرْآنِ مَنْ یَخافُ وَعِیدِ.
(ما داناتریم بدانچه می گویند و تو زورگویی گمارده بر آنان نمی‌باشی پس به قرآن پند ده کسانی را که از عذاب من می‌ترسند.)
نکته ها :
در این آیه خداوند به پیغمبر (ص) اشاره می‌کند که این جماعت کفّار آنچه در تکذیب تو و انکار نبوّت تو و معاد می‌گویند بر ما پوشیده نیست و همه را می‌دانیم.
پیام ها:
– مأموریت پیغمبر (ص) اجبار کفار به ایمان به خدا نبود بلکه فقط دعوت به سوی حق بود و کسانی که از تهدید و عیدهای خدا در قرآن ترسان بودند بهره مند ومنتفع می‌شدند(میرزا خسروانى،1390، ج‏8: 75)
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
در خیر باز است و طاعـت و لیک
هـمـین است مـانـع که بارگـــاه
کلیـدِ قَـدَر نیـست دردست کـس

نه هر کس تواناست بر فـعل نیــک‏
نـشـایـد شـدن جـز به فرمانِ شــاه
تـوانـای مـطلق خـدای اسـت و بـس
(سعدی، 1383: 238)
شرح ابیات:
طاعت: فرمانبرداری کردن، عبادت کردن که در این جا معنی اخیر منظور است، تقصیر طاعت: کوتاهی در عبادت قَدَر: سرنوشت، تقدیر(یوسفی، 1369 :402).
شواد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
نـیـایـد نـکـوکـاری از بـدرگــان
هـمـه فیـلسوفان یـونــان و روم
ز وحـشـی نیـاید کـه مردم شـود
تـوان پـاک کـردن ز زنـگ آیـنـه
به کوشش نروید گل از شـاخ بیـد

محـال است دوزندگی از ســگان
نـداننـد کـرد انـگبیــن از زَقـوم
به سعی اندر او تـربیت گم شــود
و لیـکــن نیـایـد زسنـگ آیـنـه
به رنـگی به گـرمـابـه گردد سـید
(سعدی، 1383: 179- 180)
شرح ابیات:
بَدرَگان: بدرگ، بدذات، بدنهاد
انگبین: عسل، مضمون شعر یادآور ترجمه‌ی بیت متنبّی است: من از عشق دردی پنهان دارم مانند مخفی شدن زهر در عسل وقتی که با آن آمیخته می‌شود از این عشق جاهلانه لذت بردم در حالی که مرگم در آن لذت بود.
زقّوم: درختی دارای میوه بسیار تلخ در جهنم، کنایه از هر چیز تلخ در این جا ” کردن ” یعنی به عمل آوردن و ساختن
زنگی: منسوب به زنگ که نام قبایل سیاه پوست آفریقای شرقی است (فرهنگ فارسی) در این جا یعنی سیاه پوست. مضمون مصراع دوم ظاهراً مَثَل بوده است(یوسفی، 1369: 357).

4-2-29- سوره‌ی حشر، آیه ی20
لایَسْتَوِی أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمُ الْفائِزُون‏.
(یاران آتش با یاران بهشت برابر نیستند، این بهشتیانند که رستگارند).
نکته ها:
– یاران آتش کسانی هستند که خدا را فراموش کرده اند(دوزخیان)
-یاران بهشت کسانی هستند که تقوی اختیار کرده اند.
پیام ها :
-بهشتیان و دوزخیان هیچ گاه با یکدیگر مساوی نیستند و رستگاران واقعی و کسانی که به ثواب خدایی نائل و در طلب سعادت پیروزمندانه هستند همان بهشتیانند (میرزا خسروانى، 1390، ج‏8: 248).
شواهد شعری سعدی مربوط به قسمت پیام ها:
چـو مـا را بـه دنیا تو کردى عـزیز
عزیزى و خوارى تو بخشى و بــس‏
خـدایـا به عـزّت کـه خـوارم مـکن‏

بـه عـقبى هـمان چـشم داریـم نیــز
عــزیــز تـو خــوارى نبـیند ز کــس
بـــه ذلّ گنــه شرمــسارم مـــکــن
(سعدی، 1383: 258)
شرح ابیات:
عقبی: آخرت، جهان دیگر
چشم داریم: در مورد “چشم داشتن” ندارند چشم، چشم داشتن یعنی توقّع و امید داشتن، انتظار داشتن
بیت اشاره است به آیه 26 از سوره‌ی آل عمران: (و تعز من یشاء و تذل من تشاء: به هر که خواهی عزت بخشی و هر که را خو
اهی خوار گردانی)
به عزّت: تو را سوگند به عزّتت و بزرگیت
ذُلّ: ذلت ،خواری (یوسفی، 1369: 415).

4-2-30- سوره‌ی جمعه، آیه‌ی 4
ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیم‏.
(این(موهبت یعنى نبوّت که خداوند رسولش را به آن اختصاص داده است و از سایر افراد متمایز ساخته است) تفضّل و احسان و مزیّتى است از جانب خدا (که هر کس را صالح و شایسته براى بعثت بداند و تحمّل مشّاق رسالت را بتواند) و مشیّتش تعلّق بگیرد به او عطا میفرماید و خداوند صاحب منّت و احسان بزرگى است بر خلق که محمّد صلّى اللّه علیه و آله را براى آنها برگزیده و به رسالت فرستاد)
نکته ها:
-خداوند در اوج گمراهی اعراب اُمّی (بی سواد) پیامبری از خود آنها مبعوث کرد که آیات الهی را نشانشان دهد و آنها را پاک و پاکیزه نماید این آیات به دیگران نیز ارائه شوند.
ما نیز باید شکرگزار قرآن و پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) باشیم.

پیام ها :
1.همه باید پیرو دستورات الهی باشند چه غنی و چه فقیر
2.اگر فقیر تسبیح گوی خدا باشد ثوابش بیشتر از آن کسی است که غنی باشد و

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *