پایان نامه ها و مقالات

منبع مقاله با موضوع جدل

دانلود پایان نامه

ز مقدمات یقینى بدیهى یا منتهى به بدیهى آن‌ها را تصدیق کند، نه از طریق تقلید یا تعبد. آن استدلالى که حتى یکى از مقدمات آن این شرط را نداشته باشد، و مثلاً نقلى باشد، استدلال عقلى نخواهد بود، و گرچه ممکن است استدلال معتبر و منتج باشد، امّا عقلى نیست؛ چرا که استدلال عقلى غیر از استدلال معتبر است.
5 – تجربه
الف:معنای لغوی:
تجربه از ماده (ج ر ب) و از ریشه جرّب یجرّب، تجریبات، تجربه می‌باشد. لغویون آن را به آزمایش یا امتحان کردن معنا کرده‌اند. دهخدا معنای تجربه را آزمون آزمایش و امتحان می‌داند و به همین معنا در فرهنگ عمید آمده است در فرهنگ معین نیز تجربه به معنای آزمایش و آزمون آمده است همچنین در فرهنگ ابجد عربی فارسی نیز به معنای آزمایش و امتحان آمده است در لسان العرب اینچنین آمده: جرّب الرجل تجربه:ای اختبره بنابراین بنابر گزارش لغویون معنای تجربه چیزی جز آزمایش وامتحان، آزمون واختبار نمی باشد.
ب. معنای اصطلاحی:
تجربه عبارت است از بررسی وآزمایش چیزی برای کشف مجهول یا مجهولاتی که درآن چیز وجود دارد عبارت است از یک فعالیت جویندگی درباره واقعیات که به طور عموم که که قابل تحلیل است. تجربه در علوم تجربی به معنای شیوه‌ای خاص از تحصیل معرفت است که از فرضیه، مشاهده و آزمون تشکیل می‌گردد. در علم منطق معنا شده به «تجربیات:عبارت است از قضایایی که عقل به واسطه تکرر مشاهده حواس به آن‌ها حکم می‌کند و با تکرار مشاهده حکمی درنفس ایجاد می‌کند که هیچ شکی در آن نیست مانند حکم به این‌که هرآتشی گرم و سوزاننده است.
بنابراین به آن دسته از قضایا و گزاره‌هایی که حکم به آن با تکرار مشاهده حاصل می‌شود تجربیات گفته می‌شود.
ج. روش تجربی:
در روش تجربى، داور نهایى در قبول یا رد فرضیه‌ها و گزاره‌ها، تجربه است. منظور از تجربه، تجربه حسى است (و منظور از حس، فقط حس بیرونى و ظاهرى است، نه حس درونى) که بیش از هر چیز بر مشاهده استوار است. بنابراین در این روش درباره موضوعاتى پژوهش مى‌شود که مشاهده‌پذیر و قابل تجربه حسى‌اند . روش تجربی در صدد است همواره از مراحل مشخص زیر گذر کند: مشاهده، طبقه‌بندی مشاهدات، فرضیه‌سازی، آزمایش، و تجزیه و تحلیل داده‏ها به منظور اثبات یا رد فرضیه. در این روش، باید اثبات یا رد فرضیه‏ها از طریق تجربه امکان‏پذیر باشد، تعیین رابطه میان علت و معلول از طریق آزمون ارتباط میان متغیرها عملی شود و همه افراد بتوانند بر اساس آن روش به نتیجه واحدی برسند.بایددقت داشت که روش تجربی بنابه اعتراف منطقیین نیز یک روش قیاسی و استدلالی است وتنها فرق آن با برهان این‌که مقدمات درروش برهانی یقینیات اولیه است ولی در روش تجربی مجربات یا بدیهیات ثانویه است. بنابراین روش تجربی روشی است که درآن بااستفاده از امورحسی وقابل مشاهده به اثبات وبررسی امور واقعی وحقایق عالم می پردازد.
6 – معنای جدل :
الف . معناى لغوى
ماده «ج د ل» على رغم اشتقاقات مختلف، به معناى واحدى برمى گردد که عبارت است از: استوارى، استحکام و شدّت .
راغب هم اصل آن را از ((جَدَلْتُ الحَبْلَ))، یعنى ((احکَمتُ فتلهُ)) دانسته است . او در ادامه مى نویسد:
الجدال المفاوضه على سبیل المنازعه و المغالبه
گفت و گو به شیوه کشمکش و برترى جویى را جدل نامند.
مرحوم مظفر درباره معنى این واژه مى‌نویسد:
سختى و ستیزه‌جویى در خصومت و دشمنى به وسیله گفتار که غالباً با به کار بستن نیرنگ که گاهى دور از عدل و انصاف است ، همراه مى شود؛ لذا شریعت مقدس اسلام آن را نهى نموده است؛ به‌ویژه در ایام حج (فلا رفث و لا فُسوق و لا جدال فى الحجِّ) و اعتکاف
ب . معناى اصطلاحى
جدل در اصطلاح داراى دو مفهوم است: یکى مطلق و کلى که در تمام علوم به کار مى رود و دیگرى مفهوم خاص که مراد از آن یکى از اقسام صناعات خمسه منطق است که عبارتند از: برهان، جدل، خطابه، مغالطه و شعر. پس ‍ جدل به یک معنا از فروع علم مناظره است و در اصطلاحات فقهى به‌کار مى رود و به معناى دیگر، از گونه هاى قیاس در علم منطق است
شیخ طبرسى در معنى جدل مى نویسد:

جدل عبارت از منصرف کردن خصم است از روش و مذهبش به وسیله دلیل و برهانى که براى او اقامه مى شود.
همچنین در معنى و جادلهم بالّتى هى أحسن مى نویسد:
با آن‌ها به وسیله نیکوترین چیزى که دارى ، مناظره کن و آن‌ها را با وفق و مدارا و آرامش ، از فکر و عقیده اى که دارند منحرف نما.
جدل به معناى عام
در این معنا، همان رویارویى هایى است که به هدف غلبه یافتن و اسکات خصم به کار گرفته مى شود و در همین معناست که مرحوم مظفر مناظره را با جدل مترادف مى داند ابن خلدون مى گوید:
جدل در اصطلاح استدلال‌هاى فقهى عبارت از شناختن آداب مناظره اى است که میان پیروان مذاهب فقهى و جز آنان روى مى دهد… جدل عبارت از شناسایى قواعد، حدود و آداب استدلالى است که به وسیله آن انسان به حفظ عقیده یا بطلان آن ، رهبرى شود؛ خواه آن رأى از فقه باشد، یا از علوم دیگر.
جدل به معناى خاص
جدل در این اصطلاح به عنوان دومین صنعت از صناعات پنج‌گانه در منطق محسوب مى‌شود. مرحوم مظفر مى‌نویسد: جدل صناعتى است علمى که به وسیله آن قادر شوند بر اقامه حجت از مقدمات مسلمه بر هر مطلوبى که بخواهند و محافظت هر وضعى که اتفاق افتد بر وجهى که نقض بدان متوجه نشود بر حسب امکان .
بنابراین چون جدل عبارت است از بحث و سؤ ال و جواب میان دو فرد به گونه‌اى خاص، لذا کسى که از عقیده‌اى دفاع مى‌کند «حافظ وضع » یا «مجیب » نامیده مى‌شود. از آنجایى که از دلیل و عقیده‌اى که به آن ملتزم است، دفاع مى‌کند، حافظ وضع است و به خاطر این که به سؤال‌هاى خصم خود پاسخ مى‌دهد، مجیب است . این فرد همواره تلاش مى کند به امرى ملزم نشود. فردى که مى خواهد عقیده او را نقض کند،«سائل » یا «ناقض ‍ وضع» نامیده مى‌شود و تلاش مى‌کند وضعى را خراب نماید.
7 – وجدان:
الف:معنای لغوی:

وجدان از ریشه لغوی « وجد » به معنای یافتن است و در فرهنگ معین آمده است که وجدان به معنای «علت ثبات بصیرت باطن باشد به حقیقت خویش، و وجدان یافتن لذت اصالت و ملکه شدن آن حالت باطن را» و در فرهنگ عمید آمده که «وجدان قوه‌ای است که در باطن شخص که وی را از نیک و بد اعمال آگاهی می‌دهند» در زبان فارسی وجدان در لغت به کسر واو است ولی در تداول ایران و عراق بضم واو تلفظ می‌شود و به معنای یافتن، شعور، شعور باطن و به عنوان قوه ای در باطن شخص است که وی را از نیک و بد اعمال آگاهی دهد. ودردائره المعارف جامع اسلامی آمده است: «دریافت نفس و قوای درونی که سبب دریافت اشیا، و مطالب وتسلیم آن‌ها به روان انسان می باشد. نیروی درک سریع وجودآدمی» به هرحال به نیروی باطنی که در افراد وجود دارد وجدان گفته می‌شود.
ب:معنای اصطلاحی:
«وجدان» به‏معناى یافت باطنى و علم حضورى است وجدانیات به قضایای یقینی که به وسیله حواس خمسه باطنه ادراک می‌شوندگفته می‌شود. در واقع آن‌چه را انسان به‌واسطه قوای باطنی خود می‌یابد همچون امور فطری که حسیات درونی نیزگفته می‌شوند را وجدانیات می‌نامند.در منطق، «وجدانیات» به قضایایى گفته مى‏شود که ما آن‏ها را از طریق علم حضورى یافته‏ایم؛ مثل این‏که مى‏گوییم: من مى‏ترسم، من تشنه‏ام، من احساس شرم مى‏کنم. گزاره‌هاى هستند که از انعکاس علوم حضورى در ذهن به دست مى‌آیند. ذهن پیوسته در حال عکس بردارى از یافته‌ها و شهودات خود است به مجرّد ادراک حضورى به خود، یا حالات یا آثار و افعال خود، ذهن از آن معرفت، صورتهایى مى سازد. مرحوم مظفرمیگوید:«وجدانیات اموری هستند که ما آن‌ها را یا به وسیله نفوس خود ادراک می‌کنیم چون علم ما بوجود خودمان یا علم ما به حالات باطنی خود چون علم به خوف وشهوت و غضبی که در باطن ما وجود دارد. در روایات، از «وجدان» بیشتر با عنوان «فطرت» یاد شده است. مراد از فطرت در اخبار و احادیث اعم از فطرت عقل و فطرت دل است. و شامل درک‏هاى وجدانى نسبت به خوبى‏ها و بدى‏ها نیز مى‏شود.
ج:روش وجدانی
درروش وجدانی مستدل از مقدمات یقینی که بدون واسطه با حواس ظاهر از قوای باطنی ادراک می‌شود استفاده می‌کند تا بتواند مخاطب خود را از راه حواس باطنی نسبت به مطالب خوداقناع کند لذا یکی از راه‌هایی که درصد خطا‌پذیری آن صفر است به جهت بازگشت آن به علم حضوری روش وجدانی است که حتی لجبازترین افراد نیز از انکار آن عاجزاند. بنابراین در روش وجدانی مستدل از مقدماتی استفاده می‌کند که مخاطب و وجدان آن‌ها را قبول دارد و راهی برای انکار آن‌ها ندارد چون برخواسته از درون وفطرت الهی او می باشند.بنابراین روش وجدانی روشی است که استدلال درآن برآمده از امور فطری وباطنی می باشد که چون قابل درک باعلم حضوری است درصد انکارآن صفر می باشد.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع مقاله با موضوعانحرافات اجتماعی

فصل دوم : آداب و آفات واقسام مناظره
از دیر باز تاکنون قبل از ورود به بحث درمباحث مربوط به مناظره واحتجاج بادیگران یکی از نکاتی که به آن تاکید میشد آداب وآفات مربوط به مناظره است که برانسان مناظره گر لازم است که این آداب رایاد گرفته وخود رابه این آداب مودب کرده تا مناظره اش نتیجه ایی خوب در بر داشته باشد.آن چه درادامه می آید آداب وآفات مناظره درمتون دینی مااست ودرمناظره با متدینان قابل اجرا می باشد و اینکه در مناظره با غیرمتدینان نیز بکار می آید یاخیر رابه قضاوت خواننده می گذاریم.
اول . شرایط و آداب بحث و مناظره
با توجه به این که مناظره در احکام دین، جزئى از دین است و شرایط، محل و زمان خاصى دارد هر کس که به مناظره مشغول مى‌گردد، باید شرایط و آداب آن را رعایت نماید. همچنین اگر در این امر از گذشتگان خصوصا اهل بیت علیهم السّلام پیروى نماید، موفقیت‌هایى را به دست مى‌آورد؛ چرا که اخذ کلیه علوم دینى از ایشان چه به صورت شفاهى، روایات وارده و یا به واسطه استنباط از اخبار و آثار و روایاتشان لازم و ضرورى است؛ زیرا اهل بیت جز براى رضاى خدا و طلب حقّ مناظره نمى‌کردند.
مناظره و تبادل فکر و نظر، به عنوان یکى از شیوه‌هاى تبلیغى، در صورتى که اصول، شرایط و ضوابط خاص آن رعایت شود، مى‌تواند در راستاى دعوت و تبلیغ به عنوان کارى مقدس و هدفدار، موفقیت‌هایى را حاصل نماید. هر کس براى خدا و در راه او مناظره نماید و هدفش جز به دست آوردن حق و اعتلاى آن نباشد، داراى علایم و مشخصاتى است که از رهگذر آن، شروط و آداب مناظره روشن خواهد شد.
علماى اسلامى در جهت تحقق هدف تعالى آیه «ادع إ لى سبیل ربّک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالّتى هى اءحسن» موارد و حدودى را تحت عنوان آداب و اصول مناظره ذکر کرده اند و حفظ و رعایت آن‌ها را در مقدمه ورود به بحث مناظره لازم دانسته‌اند که در زیر به برخى از آن‌ها اشاره مى‌کنیم.
1. قداست هدف؛ اثبات حقّ و حقّ جویى
هدف از مناظره باید مقدس باشد. یعنى مقصود مناظره‌کننده باید اظهار و اثبات یک حقیقت باشد نه تظاهر، خود را مطرح کردن و ابزار حس غلبه و پیروزى. هدف و مقصود مناظره‌کننده باید رسیدن به حقّ و یافتن و نمایاندن آن باشد. منظور اهل بحث و مناظره نباید به کرسى نشاندن گفتار و نظریه خود و اظهار حق بودن خویشتن باشد. این‌گونه هدف‌گیرى در بحث و مناظره، جدال و ستیزه تلقى مى‌شود.
از نشانه‌هاى الهى بودن هدف مناظره این است که مناظره‌کننده جز در مواردى که امید تأثیر در طرف مقابل وجود دارد، وارد مناظره نگردد و اگر بداند طرف
بحث او، سخن وى را نمى پذیرد، زیر بار حق نمى‌رود و بر رأى و نظر خود پافشارى مى‌کند، اگر چه خطا و اشتباه او کاملاً روشن باشد، مناظره با او جایز نیست ، زیرا بر این‌گونه مناظرات ، آفات و نتایج سوئى مترتب مى‌گردد.
از دیگر اهداف مناظره روشن شدن نظرات باطل است. دو عقیده متضاد باید در مقام مجادله اَحسن و مناظره بررسى و نقد گردد تا بطلان یک عقیده و حق بودن نظریه دیگر معلوم گردد. در مقام مجادله، نباید انگیزه تحمیل عقیده و ارائه معلومات و اطلاعات منظور باشد؛ زیرا این گونه اهداف، مناظره را به جدال و مرأ مى‌کشاند و خصومت و لجاجت را ایجاد مى‌کند. در این صورت نه تنها ابهامات زایل نمى‌گردد، بلکه بر تاریکى ها و غموض آن‌ها نیز افزوده مى شود.
مناظره‌کننده باید در به دست آوردن حقّ، همچون کسى باشد که دنبال گمشده خویش است؛ چرا که:
الحکمه ضالّه المؤمن فحیثما و جد اءحدکم ضالّته فلیاءخذها
حکمت گم شده مؤمن است پس هر جا یکى از شما گم شده خود را یافت آن را برگیرد.
نباید در این که حق به دست او یا به دست شخص دیگرى ظاهر مى شود، فرق و امتیاز ببیند. بنابراین اگر طرف مقابل او در مناظره ، وى را به اشتباهش ‍ آگاه ساخت و حق را برایش آشکار نمود، باید از او بپذیرد.
2. اولویت امر به معروف و نهى از منکر نسبت به مناظره
اشتغال به مناظره در صورتى درست است که وظایف و تکالیف دیگرى که مهم‌تر از آن است، در میان نباشد. اگر مناظره درباره امر واجب به صورت مشروع برگزار گردد. به عنوان انجام یکى از واجبات کفایى محسوب مى‌شود. امّا اگر وظیفه و تکلیف دیگرى که داراى وجوب عینى و یا کفایى و مهم‌تر از خود مناظره است در میان باشد، اقدام به مناظره جایز نخواهد بود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

از جمله این واجبات امر به معروف و نهى از منکر است که ممکن است مناظره کننده در مجلس مناظره با یک سلسله از منکرات مواجه گردد. همچنین گاهى مناظره کننده راجع به مسئله‌اى بحث و مناظره مى‌کند که هیچ وقت براى کسى پیش نمى‌آید و یا به ندرت اتفاق مى‌افتد. بنابراین مناظره باید در مورد مسائل مهمى صورت پذیرد و یا به مسائلى بپردازد که قریب الوقوع مى‌باشد؛ چرا که مناظره در مسائل نادر، ریاضت فکرى و استدلال و تحقیق بسیار مى طلبد.
بر اساس مراتب امر به معروف و نهى از منکر، مناظره مطلوب و مستحسن مناظره‌اى است که مورد نیاز بوده و نسبت به سایر مسایل در اولویت قرار گیرد. مناظره باید به وقایع مهم دینى یا مسئله قریب الوقوع، اختصاص ‍ یابد.
به عبارت دیگر باید موضوع مهم و حیاتى را محور قرار دهد نه یک امر جزئى و پیش پا افتاده ؛ چرا که اگر هر مسئله کم ارزش و یا مسائلى که در آینده بسیار دور اتفاق مى‌افتد، مورد بحث و مناظره قرار گیرد، موجب اتلاف وقت مى‌گردد. همچنین اگر مسائل دینى مورد بحث قرار مى گیرد، باید از جمله موضوعاتى باشد که طرفین صلاحیت بحث درباره آن را داشته باشند. در هر صورت مناظره باید سرنوشت‌ساز باشد.
3. مناظره با افراد برجسته علمى
مناظره باید با افرادى صورت پذیرد که داراى استقلال علمى، صاحب نظر، برجسته و معروف باشند تا در صورتى که مناظره‌کننده طالب حقّ باشد، بتواند از بیاناتشان سودمند گردد. اکثر مناظره‌کنندگان از مناظره با دانشمندان چیره دست و بزرگان علم احتراز مى‌جویند؛ چون مى‌ترسند مبادا حقّ از رهگذر بیان آن‌ها پدیدار و آشکار گردد. لذا علاقه دارند با اشخاصى که از لحاظ علمى در درجه پایین‌ترى قرار دارند مناظره‌کنند تا بتوانند افکار خود را بر چنین افرادى تحمیل نمایند.
نیرنگى که صاحبان مسلک‌ها و مذاهب دارند، همواره شاگردان خود را براى مناظره به مصاف مى‌فرستند تا در صورت محکومیت، بحث و گفت‌و‌گو به سرانجام مطلوب نرسد. بنابراین براى تثبیت حقّ باید با افراد بلند پایه و معروف به مناظره پرداخت تا مباحث به نتیجه مطلوب برسد.
4. داشتن اخلاص و انصاف در مناظره
مناظره‌کننده باید خود را داعى الى‌اللّه بداند و پیوسته رسالت هدایت‌گرى و روشن‌گرى را در جهت اعتلاى کلمه حقّ، بر دوش خود احساس کند و علم و دانش را با این هدف که با نابخردان درافتد، با دانشمندان به جدال و ستیزه برخیزد و یا نظر مردم را به خود معطوف سازد، فرا نگیرد؛ بلکه در گفتارش پویایى همان اهدافى باشد که در پیشگاه خداوند متعال قرار دارد؛ چرا که آنچه نزد خداست،

دیدگاهتان را بنویسید