نسبت بین دین و معنویت

هر چند بین واژه دین و معنویت رابطه تنگاتنگ و عمیقی وجود دارد، اما بین آنها تفاوت نیز می­باشد. ریشه این تمایز حداقل به آغاز قرن جدید، اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، و تمایزی که ویلیام جیمز در کتاب خود با عنوان “تنوع تجربه های دینی ” بین دین شخصی و دین نهادی تمایز قائل شد، باز می­گردد . در تمایز بین دین و معنویت، برخی ادعای استیلای معنویت بر دین دارند و برخی دیگر بالعکس. در حقیقت، واژه دین از لغت لاتین “Religion ” نشات گرفته است که معمولا به اجبار یا در قید و بند بودن معنا می­شود، اما معنویت از واژه لاتین اسپیریتیوس به معنای نقش زندگی یا روشی برای بودن و تجربه کردن است که با آگاهی یافتن از یک بعد غیر مادی به وجود می آید.

معمولا سفر معنوی افراد با جستجو در مورد کشف حقیقت خود و جستجو برای کشف معنا و هدف واقعی زندگی آغاز می شود. البته این سفر معنوی لزوماً محدود و محصور به چارچوب مذهبی خاصی نمی­باشد و در اصل فرایند تمرکز درونی برای آگاهی از وجود خود و معنای واقعی کار و زندگی می­باشد. پس در این سفر معنوی ما می­توانیم عمق شخصیت خود، چگونگی ارتباط ما با جهان پیرامون، اهداف عالی و توانایی های بالقوه خود را درک کنیم. به این ترتیب معنویت، مترادف با مذهب نیست. بر اساس تحقیق راف که میان مذهب و معنویت تفاوت قائل شد احساس می شود که مذهب، یک مفهوم نهادی است که شامل آیین­های مذهبی، وفاداری به اصول دینی و مراسم مذهبی است. اما معنویت اغلب در ارتباط با انگیزه­های عمیق درون افراد و روابط عاطفی آنها با خدای خود می­باشد(مک کورمیک، 2003). به عبارت دیگر می­توان گفت مذهب در ارتباط با پاسخ­ها و معنویت در ارتباط با سئوالات می­باشد (کال،2003) (جدول شماره 1).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   برخی دلایل برای درمان اعتیاد با ورزش

بنابراین می توان نتیجه گرفت بین دین و معنویت تفاوت وجود دارد. آندره هیل نیز در کتاب زندگی معنوی، معنویت را قلب دین و زندگی معنوی را زندگی اصیل و کاملی که انسانیت برای آن آفریده شده است، می داند.

مارالاک (2008، 305)  ضمن بیان کلیه سوالات مهم مطرح در خصوص تفاو تهای دین و معنویت به تفاوتهای این دو مفهوم از دید جک هولی (1993) اشاره میکند. از دیدگاه وی دین متولد زمان و مکان معین، موکد گروه، تجویزی، سیستمی از تفکر، مجموعه ای از عقاید، رسم معمول، انجمنی برای به اشتراک گذاشتن مشکلات زندگی و راهی برای زندگی است در حالی که معنویت بیش از یک مسیر برای زندگی، تاکیدکننده بر فرد، محتوی عناصر مشترک در تمامی ادیان، حرکت به سوی منبع معین، فراتر از احساس و تفکر، پرس و جوکننده حقیقت فرد و حرکت از عدم اطمینان به سوی حقیقت است.

اما درباره رابطه دین و معنویت دو دیدگاه عمده وجود دارد؛ در دیدگاه نخست سه حالت متصور است: 1. برخی معنویت و دین را یکی دانسته و جدایی آن را غیرممکن می­دانند، 2. برخی دیگر معنویت را اعم از دین و قلمرو معنویت را بیشتر از دین می­انگارند و سر انجام 3. برخی دیگر، دین را اعم از معنویت و حوزه و قلمرو آن را گسترده­تر می­دانند. در دیدگاه دوم، بین معنویت و دین رابطه چندانی وجود ندارد و جدایی این دو مقوله ممکن گشته است. بنابراین در دیدگاه نخست، فردی معنوی است که دیندار نیز باشد و معنویت آن باید مبتنی بر دین وی نیز باشد، اما در دیدگاه دوم فرد می­تواند معنوی باشد بدون اینکه دیندار باشد (رستگار، 1385).