خاصی تصمیم گیری شد، مدار هیپوکامپ مغز، کرتکس حرکتی را فعال میکند، و این به رفتار منجر میشود پژوهش جدید اضافه میکند که سیستم لیمبیک به عضلاتی که جلوه‌های صورت را کنترل میکنند به واکنش‌های سیستم خودمختار و درون ریز و به سیستم‌های انگیختگی کلی نیز دسترسی مستقیم دارد (جان مارشال 2005، سیدمحمدی 1392).

2-3-2 ابرازگری هیجانی
-مبانی
شامل تغييرات رفتاري همراه هيجان نظير تغييرات چهره، صدا، ژست‌ها وحركات بدن است. لبخند زدن، اخم كردن، گريه كردن يا گريز نمونه‌هایی از ابراز هيجان ميباشند (گروس وهمکاران، 2000) كينگ و امونز سه بعد اساسي در ابرازگري هيجاني مطرح كرده اند. اين سه بعد شامل ابراز هيجان مثبت، ابراز هيجان منفي و ابراز صميمت است (کینگ وامونز، 1990) در بين حيطه هاي گوناگون هيجان، سبك هاي ابراز هيجان نيز از حيطه هاي مهم تمركز در آسيب شناسي و روان درماني است (چان و هورنفر ، 2006)
فرش واتر2003، به نقل از زارع وشفیع آبادی (1386) معتقد است که بیان یک هیجان خود به خود و به تنهایی می‌تواند فرد رابه عمق آن هیجان و زیر بنای آن نزدیکتر کند چنان که گویی با بیان هیجان‌های خود به مغز اجازه دسترسی به زیر بنای آن داده می‌شود. ابراز هیجان تاثیر زیادی بر روابط بین فردی دارد (کندی مور و واتسون 2001، به نقل از میرصالح و همکاران).
از مولفه‌های ابرازگری هیجانی ، هیجان مثبت و همچنین هیجان منفی میباشد(فریدریکسون و لوینسون ، 1999) و فریدریکسون و جوینر (2002) نشان دادند که فیلم دارای هیجان مثبت سریع تر از فیلم غمناک یا خنثی، آزمودنی‌ها را به سطوح خط پایه قلبی – عروقی برمی گرداند. بنابراین القای هیجان مثبت روش خوبی برای کاهش اثرات فیزیولوژیکی هیجان منفی قبلی است.
همچنین افراد دارای هیجانات مثبت برای کنارآمدن با مشکلات راه حل پیدا می‌کنند و بیش
از افراد دارای هیجانات منفی خود را عقب می‌کشند ودقیق تر به مشکل نگاه می‌کنند(به نقل از بهرامی و همکاران، 1386). بسیاری محققین هیجان خواهی را صفتی که ویژگی آن جستجوي هیجانها و صورت تجربه هاي متنوع، تازه، پیچیده و شدید و میل اقدام به خطرهاي جسمانی، اجتماعی، قانونی و مالی به خاطر خود این تجربه‌ها میباشد تعریف میکنند(اسچوتز و سیدنی ، 2009 ) از طرفی پژوهشگران معتقدند توانمند بودن افراد از نظر هیجانی، روبه روشدن آنها را با چالشهاي زندگی آسان میکند (کینگ ، 1990).
همچنین، به اعتقاد برخی از محققین ابراز آشکار هیجانات توسط افراد، اطلاعاتی را به دیگران میدهد و
پاسخهایی را از آنان فرا میخواند و این امر روابط اجتماعی افراد را طوري شکل میدهد که به طور مستقیم روي سلامت فردي، رضایت از تعامل و سازگاري با رویدادهاي آسیبزا و تهدیدکننده چون مصرف مواد مخدر تأثیر میگذارد. ( بونانو و کلتنر،1997) همچنین محققین نشان داده‌اند از ميان اختلالات روانپزشكي ناگويي خلقي، جزء اختلالاتی است که در ارتباط با اختلال سوءمصرف مواد توجه بسياري را به خود جلب كرده است. افراد با درماندگي عاطفي و هيجاني بيشتر، تمايل بيشتري به مصرف مواد مخدر و الكل دارندکه در پیشینه پژوهش به آن‌ها اشاره خواهد شد.
2-3-3 کنترل هیجانی-مبانی(تعریف، عوامل موثر برآن)
كنترل هيجاني و ابرازگري هيجاني، دو سبك از سبك هاي ابراز هيجان هستند. کنترل هیجانی گرایش به بازداری در ابراز پاسخهای هیجانی است که به اشکال بازداری هیجانی (یا تمایل به بازداری و سرکوب هیجان تجربه شده)، نشخوار (یا تکرار ذهنی رویدادهای هیجانی ناراحت کننده)، کنترل پرخاشگری و کنترل خوش خیم (کنترل تکانه‌های آشفته کننده در طی انجام کار) می¬باشد(راجر و نجاریان، 1989).کنترل، موضوعی است که اغلب در گفتگوها و تعامل‌های روزمره با دیگران مطرح میشود، افرادی که دارای میل زیاد به کنترل هستند گرایش دارند هر وقت که بخواهند به گفتگوها خاتمه دهند و معمولا این کار را بعد از اینکه حرف خودشان را زده باشند یا بعد از اینکه طرف مقابل را به درستی نقطه نظر خودشان قانع کرده باشند، انجام میدهند (یعنی بعد از برقرار کردن کنترل) (برگر 1990، برگر 1992).
پژوهشگران کنترل هیجان را راهبردهای مورد استفاده در کاهش، افزایش، سرکوب و یا ابقای هیجان میدانند و معتقدند کنترل هیجانی از ویژگی‌های فطری و ذاتی بشر است. در واقع هیجانات و کنترل هیجان از ارزیابی‌های مرتبط با اهداف، استانداردها، و ادراکات فرد ناشی میشود و این ارزیابی‌ها در طی تبادلات فردی – محیطی که فرد با جهان بیرونی برقرار میکند شکل می‌گیرند (اسچاتز و همکاران، 2006).
روتنبرگ و گراس مطرح کردندکه تنظیم هیجانی فرآیندی است که از طریق آن افراد هیجان‌های خود را به صورت هوشیار و ناهوشیار تعدیل میکنند تا به طور مناسب به تقاضاهای محیطی متنوع پاسخ دهند (روتنبرگ و گراس، 2004)
به اعتقاد گلمن (1995) افرادی که درماندگی عاطفی و هیجانی بیشتری دارند، آگاهی چندانی از عواطف خود ندارند و در نتیجه با این احساس که هیچ کنترلی بر زندگی احساسی خود ندارند هیچ گونه تلاشی به عمل نمی آورند. یکی از مولفه‌های کنترل هیجانی نشخوار ومرور ذهنی میباشد، بسیاری از مردم معتقدند زمانی که افسرده می‌شوند باید تلاش کنند تا بر درونشان متمرکز شوند، زیرا فکر می‌کنند چنین ارزیابی و تمرکزی به آنان بینش می‌دهد تا بتوانند راه حلی را برای مشکل شان بیابند. بنابراین دچار نشخوار فکری شده که خود منجر به تداوم افسردگی می‌گردد. شواهد نشان می‌دهدکه نشخوار فکری پیامدهای آسیب زای زیادی به دنبال دارد، از جمله : حل مسئله ضعیف، انگیزه پایین، بازداری از رفتارهای مؤثر، و تمرکز و شناخت به هم ریخته را باعث میشود(نولن، 1993، به نقل از بهرامی وهمکاران، 1386) به اعتقاد کینگ وهمکارش یک ساختار مرتبط با هیجان، کنترل هیجانی یا گستره‌ای است که یک فرد معمولاً راهبردهاي گوناگونی را براي کنترل وقوع طبیعی واکنشهاي هیجانی به کار میگیرد(کینگ وامونز، 1990) وکمپاس و همکارش سه ساختار مهار ، محدودیت و سرکوبی را به عنوان اشکال کنترل رفتاري مطرح کرده اند.
کنترل هیجان با ادراک صحیح هیجانی یعنی همان خودآگاهی هیجانی شروع میشود زمانی که شخص ادراک هیجانی مناسبی داشته باشد و بتواند به صورت سریع و دقیق تغییرات خلقی و هیجانی محیط خود را شناسایی کند گستره‌ای اطلاعات را در جهت کنترل و مقابله با احساسات به دست می‌آورد. کنترل هیجانی به شخص اجازه میدهد تا در مقابل محرکات محیطی بهتر فکر و عمل کند
(جنا آبادی، 1388) پژوهشگران کنترل هیجان را راهبردهای مورد استفاده در کاهش، افزایش، سرکوب و یا ابقای هیجان میدانند و معتقدند کنترل هیجانی از ویژگی‌های فطری و ذاتی بشر است. در واقع هیجانات و کنترل هیجان از ارزیابی‌های مرتبط با اهداف، استانداردها، و ادراکات فرد ناشی میشود و این ارزیابی‌ها در طی تبادلات فردی –محیطی که فرد با جهان بیرونی برقرار میکند شکل می‌گیرند (اسچاتزوهمکاران، 2006) افراد توانمند ازنظر کنترل هیجانی، احساسهاي خود را تشخیص میدهند، مفاهیم ضمنی آن را درك میکنند و به گونه مؤثرتري حالتهاي هیجانی خود را براي دیگران ابراز میدارند (گلمن 2004). تحقیقات نشان میدهد که بواسطه تنظیم هیجانی وکنترل آن افراد قادر به درك پیامدهاي رفتاري خود، خانواده و گروههاي همسالان خواهند بود (پارکس و همکاران، 2007).
همانطورکه محققین نشان داده‌اند که موقعیتهاي هیجانی میتواند به عنوان یک فاکتور مهم با عوامل بیرونی مثل افراد، مکانها و موقعیتهاي مختلف با اعتیاد همراه باشد (میشل و همکاران، 2007) .

2-4 سیستم مغزی رفتاری
مغز علی رغم ظاهر نه چندان مهم خود پیچیده ترین عنصر در جهان میباشد به راستی در نگاه اول بسیار دشوار است بپذیریم مسئول کنترل و هماهنگی همه اعمال ما چنین چیزی میباشد مغز در برگیرنده ذهن ماست که حافظه، هیجان، فکر وآرزو، ناامیدی و… را داراست (سعدلو پاریزی، 1385) با نگاهی به تحقیقات گسترده نشان میدهد که در چند دهه اخیر تحقیقات گسترده‌ای در زمینه روانشناسی شامل تلاش‌های گسترده‌ای در ارتباط و نقش مبنای زیست شناختی و مغز در سلامت روان انسان و از جمله اعتیاد بوده است، و اگرچه پژوهش اندکی یافت شد که نشان از رابطه اعتیاد به اینترنت و سیستم فعالساز رفتاری داشت. ولی پژوهش‌هایی از جمله پژوهش (ویلسون و ایوانز،2002) نشان داد که بزهکاران به نحوی رفتارمیکنند که حساسیت فزاینده آنها به نشانه‌های پاداش، منجر به کاهش توجه به نشانه‌های تنبیه می‌شود، مشخصه‌ای که غلبه پاداش نامیده میشود و از آنجا که سیستم فعالساز رفتاری به محرک‌هایی نظیر پاداش و سیستم بازداری رفتاری به محرک‌های همچون عدم پاداش و تنبیه حساس است می‌توان گفت ؛ نقش سیستم فعال ساز رفتاری و سیستم بازدارنده رفتاری، بر ایجاد گرایش دختران فراری به سمت تغییرات تقویتی مثبت هم چون، هیجان طلبی در اعمال بزهکارانه ومانند اعتیاد مورد توجه قرار میگیرد. (کامرانی فکور و رسول زاده،1393)
همچنین در پژوهش فرانکن همکاران (2006) سطوح سیستم فعالساز رفتاری که شرایط آسیب شناسی روانی را از طریق درگیری بیمار گونه در رفتارهای گرایشی همچون مصرف مواد یا الکل، مهیا میکند و به صورت کلینیکی مراجعه کرده بودند با نمرات گروه کنترل (افراد سالم ) مورد مقایسه قرار گرفت نتایج نشان داد گروهی که اعتیاد داشتند نمره بالاتری را در سیستم فعالساز رفتاری دریافت کردند (به نقل از باباپور و همکاران، 1390)

با توجه به مطالب گفته شده به تعریفی از سیستم‌های مغزی رفتاری می‌پردازیم:

2-4-1 تعریف سیستم‌های مغزی / رفتاری
سیستم فعالساز رفتاری به عنوان سیستم گرایشی زیربناي رفتار نزدیکی است که در پاسخ به نشانه هاي شرطی و غیرشرطی پاداش فعال می‌شود (کارر ،2004، به نقل از کارسازی و همکاران، 1393) این سیستم شامل سه مؤلفه: پاسخ دهی به پاداش ، سائق و، جستجوي سرگرمی است. پاسخ دهی به پاداش مرتبط با پاسخ مثبت به رخداد و یا انتظارپاداش است. مؤلفه سائق مرتبط با پیگیري پایدار محرك هاي لذت بخش و در نهایت مؤلفه جستجوي سرگرمی مرتبط با جستجوي هیجان و میل به رویارویی با رویداد هاي جدید است (اسکیرز و سانفی ، 2006) سیستم فعالساز رفتاری فرد را در جهت نوعی مقابله وتلاش دررفع موانع وجستجوی اهداف خوشایند نیز سوق میدهد. (تجریشی و بافقی، 1386)مؤلفه “فعال ساز رفتاری؛ گرایش به پول، اعتیاد به مواد، شریک جنسی متعدد و رویداد‌های اجتماعی لذت بخش را میسنجد(بک و دیگران، 2009). حساسیت سیستم فعال ساز رفتاری نشان دهنده تکانشگری و زود انگیختگی فرد می‌باشد (آمودیو و دیگران، 2007).
سیستم فعالساز رفتاری سامانه انگیزشی- اشتیاقی مغز قلمداد شده، نقش آن برانگیختن رفتار تمایلی و گرایشی در پاسخ به محركهاي اشتیاقی شرطی و غیرشرطی است(کر، 2004) پایه عصب روانشناختی
این سامانه دربرگیرنده مسیر مزولیمبیک به هسته (VTA) دوپامین است که از منطقه تگمنتال بطنی آکومبنس جسم مخطط و در نهایت به قشر پیش پیشانی گسترده است این مسیر به مسیر پاداش معروف است (گري، 1993).
سیستم فعال ساز رفتاری از لحاظ ساختاری شامل چندین مسیر دوپامینرژیک و مدارهای کورتیکو استریاتو- پالیدو تالامیک است. پایه‌های نوروآناتومی این سیستم کورتکس پیشانی، بادامه و عق ده‌های پایه میباشد و توسط محرک‌های خوشایند مرتبط با پاداش یا حذف تنبیه فعال میشود(برنر وهمکاران، 2005). در نهايت احساسات مثبتي چون خوش بيني و شادي را به دنبال خواهد داشت اما فعاليت افراطي اين سيستم با برخي اختلالات تكانشي در ارتباط است(گبل وهمکاران، 2000).

سیستم بازداری رفتاری به محرک‌های شرطی تنبیه و فقدان پاداش ومحرک‌های ترس آور ذاتی پاسخ می‌دهد و فعالیت زیاد آن موجب فراخوانی حالت اضطراب، افزایش آمادگی برای عمل، بازداری رفتار جاری، افزایش توجه و برپایی می‌گردد و دو مؤلفه رفتاری آن اجتناب فعل پذیر و خاموشی است (آمودیو و دیگران، 2007).

سیستم بازداری رفتاری موجب بازداري یا اختلال در رفتار جاري فرد میشود و در مواجهه با اهداف متعارض(گرایشی- اجتنابی) فعال و منجر به بروز رفتارهاي اجتنابی و پاسخهاي رفتاري، شناختی و زیستی اضطراب میگردد (گري و مکناوتون ، 2000).
 سیستم بازداری رفتاری به محرک‌های شرطی تنبیه و فقدان پاداش ومحرک‌های ترس آور ذاتی پاسخ می‌دهد و فعالیت زیاد آن موجب فراخوانی حالت اضطراب، افزایش آمادگی برای عمل، افزایش توجه و برپایی می‌گردد (آمودیو و دیگران، 2007) این سیستم نقش تصميم گيرنده را در شرايطي كه عموما با اهداف متعارض رو به رو هستيم، برعهده دارد (بین سیستم فعالساز گرایشی و جنگ و گریز اجتنابی) (بک و دیگران، 2009)
 باتوجه به تعاریفی که گفته شد و وهمچنین نتایج پژوهش (کوچونگ و همکاران، 2014) نشان داد که گرفتن نمره سیستم فعالساز رفتاری با خطر ابتلا به اعتیاد به اینترنت همبستگی داشت و همچنین مطالعه (عبدی همکاران ،1390) ،که نتایج پژوهش در این رابطه نشانگر بالا بودن سطح فعالیت سیستم فعالساز رفتاری پیرو آن برافراشتگی بالاتر در بعد شخصیتی سایق درافراد سیگاري نسبت به افراد سالم بود در قسمت پیشینه پژوهشی به بیان پیشینه‌های داخلی و خارجی در این رابطه می‌پردازیم:

ب )پیشینه پژوهشی
پژوهش‌های داخل کشور
باتوجه به هدف پژوهش که در رابطه با ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و سیستم¬های مغزی/ رفتاری با نشانگان اعتیاد به اینترنت میباشد به بررسی پیشینه پژوهش‌های که در داخل کشور در این رابطه انجام شده است می‌پردازیم.
در مطالعه دادی پور و همکارن (1393 )که در بررسی اینترنت و عوامل مؤثر بر آن در بین دانشجویان دانشگاه علوم پزشكی هرمزگان انجام شده بود حاکی از آن بود که دلایل استفاده از اینترنت توسط کاربران به ترتیب دانلود عکس و فیلم های روز دنیا، دسترسی به مقالات و پژوهش، چک کردن صندوق پستی شخصی )ایمیل( ، چت کردن و دریافت آخرین اخبار علمی، سیاسی، و اقتصادی جهان بود. هم چنین بیشترین استفاده از اینترنت در کاربران عادی بحث های علمی و در کاربران معتاد به اینترنت چت کردن و چک کردن پست الکترونیک و دیدن عکس و فیلم های روز دنیا بود به نظر می رسد هر چه از کاربر عادی به کاربر معتاد پیش می رویم از استفاده های علمی کاسته و بر میزان استفاده از اینترنت در بحث و گفتگو و دانلود عکس و فیلم افزوده می شود.
خواجه موگهي وعلاسوند (1389 )، در پژوهشي با عنوان بررسي متغيرهاي شخصيتي پيش بيني كننده اعتياد به اينترنت در ميان كاربران اينترنت حاضر به همكاري كافي نتهاي شهر اهواز و مراكز آموزش كامپيوتر ، دريافتند كه 86 درصد از كاربران مورد مطالعه، اعتياد به اينترنت دارند، در كل، به نظر ميآيد صفتهاي شخصيتي افراد، پيش بيني كننده آسيب پذيري در برابر اعتياد به اينترنت ميباشد.
بسیاری از مطالعات به تاثیر هیجانات وسبک‌های ابراز هیجان در اعتیاد گزارش داده‌اند از جمله( جدیدی و بهاری،1387)گزارش دادند که افراد وابسته به مواد روانگردان و وابسته به اینرنت اغلب دارای مشکلات و تعارضات هیجانی و درونی ، ناتوانی در کنترل هیجانات گوناگون (به ویژه هیجانات منفی ) تکانه‌های برون ریزی، مشکل در ابراز وجود، عزت نفس پایین، احساس بی کفایتی، ضعف روانی واخلاقی و خود محوری، مهارت‌های مقابله‌ای پایین جهت چالش وحل مشکلات، عدم انطباق با موقعیت‌های زندگی و غفلت از موضوعات عملی وارتباط با مردم، استفاده از تخیل در کارها و منزوی و کناره گیر هستند (جدیدی و بهاری، 1387)

همچنین نتايج حاصل از پژوهش تمنايي فر و همکاران (1391) نشان داد که بين روان رنجورخويي و اعتياد به اينترنت و همچنین بین برونگرايي با اعتياد به اينترنت رابطه معناداري وجود دارد. این یافته‌ها با يافته¬هاي پژوهشهاي هاردی وییتی (2007)، گامبور و اس (2008) همخواني دارد.
بر اساس یافته هاي پژوهش خدایی و همکاران (1390) ، در بررسی نمره کل هوش هیجانی نتایج حاکی از آن بود که افرادي که در رفتارهاي مصرف مواد درگیر شده اند، هوش هیجانی پایین تري دارند، به این معنی که این افراد در توجه به اطلاعات هیجانی، ادراك صحیح آنها،پردازش درست و مدیریت مطلوب هیجانها در بطن روابط بین فردي با دشواريهایی مواجه هستند. این دشواريها باعث میشود که فرد در رویارویی با موقعیتهاي تنیدگی زاي زندگی، توانایی تحلیل، تصمیم گیري و انتخاب رفتار صحیح را از دست داده و به سوي رفتارهاي سازش نایافته کشیده شود. در این مفهوم میتوان سوء مصرف مواد را به عنوان یک مکانیزم دفاعی ناپخته قلمداد نمود که افراد با هوش هیجانی پایین در مواجهه با موقعیتهاي مشکل به آنها متوسل میشوند.
بنظر مي رسد كه افراد داراي هيجان خواهي بالا، از طريق رفتار بي بند و بارانه سهل انگارانه) كه شامل فعاليت هاي خطرناك ، شيوه غيرمتعارف زندگي ) ، و عدم پذيرش يكنواختي مي باشند،و بر روي نياز براي تجارب جديد و متنوع تمركز مي كنند. بازداري زدائي ميل به رهاكردن خود از قيد و بندهاي اجتماعي به خاطر لذت جويي است و استفاده مداوم از جهان مجازي امكان فرار از حدود اجتماعي را بدون سرزنش اطرافيان و يا تنبيه قانون فراهم مي سازد.(خانجانی و اکبری ،1391)
از آنجا که یکی از اهداف این پژوهش بررسی رابطه کنترل هیجانی و نشانگان اینترنت میباشد و از آنجا که ملاک‌های اعتیاد به اینترنت همپوشی بسیاری با اعتیاد دارد به پژوهشی مبنی بر این ارتباط اشاره میشود: حیدری و همکاران (1392) دریافتند که مؤلفه هاي کنترل هیجانی از جمله بازداري هیجانی، کنترل پرخاشگري و نشخوار ذهنی با تابآوري در برابر مصرف مواد