مخدر رابطه معنادار دارد. به این معنی که بازداري هیجانی، کنترل پرخاشگري و نشخوار ذهنی بالاتر در دانش آموزان پسر دبیرستانی با تابآوري پایینتر در برابر مصرف مواد مخدر همراه است. در پژوهش دیگری در این همین موردبه تاثیر كنترل خود به دليل اينكه به كودكان و نوجوانان اجازه می‌دهد تا رفتارشان را در غياب حمايت و نظارت بزرگسالان اداره كنند، بسيار مؤثر است و به آنها می‌آموزد تا نسبت به رفتارشان احساس مسئوليت كنند و در نتيجه اين حس مسئوليت سبب می‌شود تا از لحاظ رواني نيز بهبود يابند، اشاره شده است (نریمانی، 1391).

پژوهشگران(شیخی، 2014) دریافتند که استفاده افراطی از اینترنت باعث ایجاد اختلال تحلیل خاکستری مغز خواهد شد اختلالی که روز به روز در حال افزایش است و باعث کاهش توانایی کاربران در جلوگیری از بروز احساسات و همچنین ناهنجاری‌های رفتاری میشود(شادور و پاشا، 1394) که همانطور که مشاهده میشود میتواند در کنترل هیجانات تاثیر گذار باشد.
همچنین در پژوهش غفاري و احدي (1386) نتايج نشان داد كه با افزايش خودآگاهي هيجاني و مهار تكانه، و به تبع آن هوش هيجاني كلي، ميزان كاربري اجباري اينترنت و كناره گيري اجتماعي در كاربراني كه مور آموزش قرار گرفته بودند، به طور معناداري كاهش پيدا كرد.
بررسی نتايج پژوهش حسنی ویزدی (1394) ، نشان داد كه سبكهاي مختلف ابراز هيجان با پيامدهاي مرتبط با سلامت جسماني و روانشناختي در ارتباط ميباشند. به عنوان مثال بازداري هيجانيِ تجارب آسيب زا موجب تنيدگي در بدن و افزايش فعاليت تني، ضربان قلب، هدايت الكتريكي پوست دستگاه قلبي- عروقي و دستگاه تنفسي ميشود.(به نقل از حسنی و یزدی،1394)
محققین در پژوهش خود نشان دادند که در زمینه پیشبینی تابآوري در برابر مصرف مواد مخدر، بازداري هیجانی نقش تبیین کننده تري در پیشبینی تابآوري ایفا میکند(حیدری و همکاران،1391)
به اعتقاد گلمن(1995) افرادی که درماندگی عاطفی و هیجانی بیشتری دارند، تمایل بیشتری به مصرف مواد پیدا میکنند. به نظر می‌رسد افرادی که در مقابل وابستگی به مواد آسیب پذیرند، در مصرف مواد راهی فوری برای تسکین عواطف و هیجاناتی پیدا می‌کنند که سالها موجب درماندگی آنها بوده و امکان ابراز آن را نداشته اند. این گونه افراد اغلب اوقات گرفتار هیجانات و احساساتی می‌شوند که از آنها راه گریزی نمی¬یابند. تواناییهاي کنترل و تنظیم هیجانات میتواند به عنوان یک سپر دفاعی در بر ابر اعتیاد مطرح باشد و می‌توان با پرورش چنین ویژگی‌هایی در رهایی افراد معتاد از اعتیادشان مدد رساند (نریمانی، پوراسمعیلی، 1391)
همچنين مؤلفه هاي هوش هيجاني همچون مديريت هيجاني، ومهارعواطف خود و ديگران توانايي فرد را در از ميان برداشتن كمبودها و خودداري ازروي آوردن مجدد به مصرف مواد، افزايش می‌دهد. (آقا دلاورپوروهمکاران، 1387)
در پژوهشی عزیزی و همکارانش (1389) نشان دادند که عدم تنظیم هیجانی و تحمل آشفتگی پایین با وابستگی به نیکوتین رابطه مثبت دارند.
خسروی کویر و همکاران، (1388)نیز درپژوهش خود نشان دادند که معتادان داری سطوح پایین تر هوش هیجانی نسبت به افراد عادی هستند و همچنین بین نمره کلی هوش هیجانی و نمره مقیاس افراد الکلی و تنباکویی رابطه منفی وجود دارد.
محققین ،(الغونمیو اعظم، 2008) در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند که هوش هیجانی پایین از طریق ضعف در حل مشکلات هیجانی و مقابله با هیجانهاي منفی سوء مصرف موادرا پیشبینی میکند. ( خدایی و همکاران، 1390)
در پژوهش صالحی و همکاران ( 1394)، در مقايسه سيستم هاي فعال سازي و بازداري رفتاري در مصرف كنندگان مواد مختلف، ترك كنندگان هروئين و افراد هنجار، نتايج نشان داد كه تفاوت معني دار در ميزان نمرات سيستم فعال ساز رفتاري مصرف كنندگان مواد در مقايسه با افراد گروه كنترل وجود دارد، اين مطابق با پيش بيني نظريه گري و نيز در راستاي پژوهش هاي گوناگون انجام گرفته در اين زمينه از جمله پژوهش هاي موریس و فرانکن (2006، 2002)میباشد .
همچنین آزادفلاح(1379) به این نتیجه رسید که ضعف بازداری رفتاری در افراد دارای وابستگی دارویی و مواد، مبتنی برحساسیت کمتر آنها بر نشانه‌های تنبیه و اشکال در همسازی آنها با چهارچوب تنبیهی اجتماع است. غیر عادی بودن سیستم سروتونژونیک برای بیشتر اختلالات روانپزشکی مانند اضطراب، افسردگی و وسواس‌ها عامل مهمی فرض میشود در واقع سروتونین مسئول بسیاری از پاسخ‌های هیجانی متفاوت ما میباشد که متعاقب آن روی رفتار اثر میگذارد. غیر عادی بودن این انتقال دهنده در سوء مصرف مواد هم گزارش شده است. (بهرامی وحمید پور، 1381)
در پژوهش دیگری (عبد الله زاده و همکاران 1389 ) نیز همسو با بسیاری پژوهش‌های قبلی نشانگر فعالیت بالای سیستم فعالساز رفتاری در سوء مصرف کنندگان مواد میباشدو سیستم فعال سازرفتاری (BAS) میتواند عاملی درحساسیت بیشتر افراد به نشانه‌های پاداش و در نتیجه در گرایش افراد به سوء مصرف مواد نقش پیش بینی کننده‌ای ایفا کند.
درهمین راستا مطالعه(بخشی پوررودسری و همکاران 1387) نشان داد معتادان نسبت به افراد سالم روان رنجوری بیشتری دارند، روان رنجوری با سیستم بازداری رفتاری رابطه مثبت معناداری دارد.
در پژوهشی که توسط( عالمی خواه و همکاران و همکاران، 1392) انجام شد. در مجموع نشان داد که حساسیت سیستمهای بازداری رفتاری، فعالساز رفتاری، گروه وابسته به متآمفتامین نسبت به افراد بهنجار بیشتر است. حساسیت بالای سیستم فعالسازی رفتاری و بازداری رفتاری در وابستگان متآمفتامین در یافته‌های این پژوهش سطوح بالاتر برونگرایی- تکانشگری و گرایش به پاداش و اجتناب از تنبیه را نشان داد. با توجه به حساسیت سیستم بازداري رفتاري به علایم تنبیه، فقدان پاداش در افرادي که این سیستم در آنان غلبه دارد، رفتاري را که ممکن است منجر به نتیجه منفی یا دردناك شود بازداري میکنند (جنگی قوجه بیگلو و همکاران، 1392)
در پژوهشی که در ارتباط با سیستم مغزی رفتاری دختران فراری توسط کامرانی فکور و رسول زاده، (1393) روی دختران فراری انجام شده بود در نهایت نشان داد که این دختران به دلیل داشتن نظام فعال ساز رفتاری قوی تر و تکانشی بودن، به جای توجه به پیامدهای منفی فرار از منزل، بیشتر به تجربه هاي پدیده‌های هیجان انگیز و منع شده در خانواده نظیر ارتباط جنسی نامشروع، مصرف الکل و مواد مخدر و اعتیاد و به طور کلی رفتارهای پرخطرجذب می‌شوند.
همچنین محققین نشان داده اندکه فعالیت سیستم بازداری رفتاری زنان و مردان معتاد بيشتر از همتايان غيرمعتاد آنهاست. (پورمحسنی و همکاران، 1393)

پژوهش‌های خارج از کشور
در این قسمت با توجه به پژوهش‌های گفته شده، به چندی پژوهش‌های خارجی اشاره میشود.
هم زمان با دسترسی گسترده مردم به اینترنت شاهد نوعی وابستگی در نوجوانان هستیم. از طرفی، درعین حال که روابط افراد به ویژه(نوجوانان و جوانان)در جهان مجازي افزایش می‌یابد، در مقابل از روابط آنها در جهان واقعی کاسته میشود (سامسون و کین 2005، به نقل از غفاري، 1389)
در پژوهشی که توسط (کین لی و همکاران 2014) انجام شد به این نتیجه رسیدند که نوجوانان چینی که توانایی کنترل خود را بیشتر داشتند در مبتلا شدن به اعتیاد اینترنتی نقش مهمی را ایفا میکرد. از آنجا که اعتیاد اینترنتی به سرعت به موضوعی بحث برانگیز در میان روا نشناسان علمی و بالینی تبدیل شد. برخی پژوهشگران بالینی اعتقاد داشتند که تنها موادی مثل الکل یا موادمخدر در بدن انسان را میتوان اعتیادآور شناخت؛ درحالیکه برخی دیگر از روا نشناسان دریافتند که اینترنت هم میتواند رفتار اعتیادآور مشابه پدید آورد. برای مثال قماربازی بیمارگونه، بازیهای ویدیویی، پرخوری، تماشای بی‌اندازه تلویزیون، بیش فعالی جنسی و ورزش کردن افراطی نیز اعتیادهایی هستند که در آنها مواد روا نگردان نقشی ندارند )يانگ، 2004 )مهارتهاي هیجانی یکی از بخشهای هسته اي تاب آوري در سنین نوجوانی و بزرگسالی است(کمپاس،1998 (
این نکته نیز حائز اهمیت است که مصرف مواد در نوجوانی، با مشکلات گوناگونی از قبیل پیشرفت تحصیلی پایین، فعالیتهاي جنسی زودهنگام و پرخطر، روابط بین فردي ضعیف، رفتارهاي بزهکارانه، اعتیاد و مشکلات زناشویی در بزرگسالی ارتباط دارد(کانر و همکاران)
که با یافته‌هایی پژوهشی در این زمینه در ارتباط با خصوصیات افراد خصوصياتي مانند کم رويي، تکانشي بودن، تنهايي، اضطراب، افسردگي، صفات روان نژندي اضطراب، خشم و کينه، خلق افسرده، شرم، تکانشي بودن، آسيب پذيري در برابر استرس, خشونت وپرخاشگري، سبک شخصيتي درون گرايي، احترام به خودپايين، احساسات ناپايدار و خيال پردازي، دنبال تازگي بودن، اجتناب از آسيب و کاهش وابستگي به پاداش (نیمز 2005، فریز 2003، کیم و همکاران ،2008 به نقل از خواجه موگهي ناهيد، علاسوند مريم ) در ابتلا شخص به اعتياد به اينترنت موثر دانسته اند. همسو میباشد.
همچنین پژوهش دیگر‌ی در ارتباط با صفات شخصیتی افرادی که به اینترنت اعتیاد داشتند انجام شده بود نتایج حاکی از این بود که روان رنجوری بالا و سازگاری پایین به طور قابل توجهی با شانس اینکه فردی به اینترنت معتاد شده است، ارتباط دارد (کوییس و همکارا ن، 2013)

شواهد حاکی از این امر است که افراد به صورت عادي قادر به درك هیجانات و مکانیسمهاي کنترل آن نیستند اما زمانی که این مکانیسمها شناخته شوند و رفتارهاي هیجان محور مرتبط با آن مشخص شوند قادر به مدیریت آن خواهند بود. از طرف دیگر نامگذاري این احساسات به شناخت عملکرد آن و به خصوص کسب مهارتهاي کنترل هیجانی کمک مینماید که این موارد در پیشگیري از رفتارهاي مخرب چون سوء مصرف مواد مؤثر است ( آژین،2003، به نقل از حیدری و همکاران،1391)
محققین نشان داده‌اند که استفاده مداوم از سیگار جهت کاهش حالات هیجانی منفی ممکن است به خاطر دشواری این افراد در تحمل هیجانات منفی باشد. (براون ، 2002)
همچنین (یانگ، 2005) دانش آموزان دبیرستانی وابسته به اینترنت در مقایسه با دانش¬آموزان غیر وابسته به سادگی تحت تاثیر احساسات قرار می‌گیرند و از لحاظ هیجانی ثبات کمتری دارند، خیالباف و خود محورند(جدیدی و بهاری، 1387)
دانش آموزاني كه ميتوانند رفتارهاي نامناسب خود را كنترل كنند وازتوانايي تنظيم و تعديل كردن هيجانات منفي برخوردارند در مواجهه با رويدادهاي استرس زا وشرايط ناكام كننده بيشتر از راهبردهاي مسئله مدار استفاده می‌كنندتا هيجان مدار. ( استروب ، 2002)
تحقیقات انجام شده ضمن تأیید نتایج فوق نشان میدهد که کنترل هیجانی امکان درك فرد از پیامدهاي رفتارهاي مخاطره آمیز را در محیط هاي مختلف و در شرایطی چون قرار گرفتن در جو همسالان، محیط مدرسه و خانواده را فراهم ساخته و به انتخاب بهترین گزینه هاي رفتاري و تصمیم گیري در خصوص رویکردهاي هیجان مدار چون اعتیاد کمک مینماید(پارکس ، 2007 )
همچنین افراد وابسته به اینترنت در مقیاس حساسیت واکنش هیجانی و پایین بودن خودافشایی نیز نمرات بالایی کسب کرده‌اند(راجرز سی، آر، 1998).
در پژوهشی محققین نشان داده‌اند که موقعیتهاي هیجانی میتواند به عنوان یک فاکتور مهم با عوامل بیرونی مثل افراد، مکانها و موقعیت‌هاي مختلف با اعتیاد همراه باشد(میشل و همکاران، 2007).

درمطالعة لان ها و همكارانش (2010) نتايج گوياي آن است كه افراد معتاد به اينترنت، به صورت معناداري هوش هيجاني پايين تري نسبت به ساير آزمودني‌ها دارند.
جعفری و فاتحی زاده در پژوهش خود، همسو با (جيمز و همكاران، 2008) بيان كردند هوش هيجاني پيشبيني كنندة قوي اعتياد به اينترنت و بازي‌های رايانه‌ای است. در تحليل مؤلفه هاي هوش هيجاني، يافته‌ها نشان داد كه براساس خوش بيني می‌توان اعتياد به اينترنت را پيش بيني كرد. هوش هيجاني طيف گسترده¬اي از مهارت هاست که برجسته ترين آنها یک مهارت اجتماعي است كه بر مبناي خودآگاهي است و آن توانايي شناخت دقيق احساسات، عواطف و ويژگي هاي خود می¬باشد. بار- ان مدلي چند عاملي براي هوش هيجاني تدوين كرد و هوش هيجاني را نظامي از مهارتها و كارايي هاي مشخص دانست كه بر توانايي او براي موفقيت با بحران وروياروييهاي محيطي تاثير ميگذارد. او با معرفي 15 بعد هوش هيجاني، مدعي شد كه هوش هيجاني، مهارتهاي هيجاني و اجتماعي در طي زمان، رشد و تغيير ميكنند و ميتوان از طريق آموزش و برنامه هاي اصلاحي و درماني، آنها را افزايش داد. سطح پایین هوش هیجانی که ناشی از ناتوانی در مقابله مؤثر با هیجانات ومدیریت آنهاست، در شروع مصرف مواد نقش دارد(گلمن، 1995)
از ميان اختلالات روانپزشكي مرتبط با ناگويي خلقي، اختلال سوءمصرف مواد توجه بسياري را به خود جلب كرده است. افراد با درماندگي عاطفي و هيجاني بيشتر، تمايل بيشتري به مصرف مواد مخدر و الكل دارند.
اين مطلب نشان ميدهد كه چرا برخي به مواد مخدر وابسته ميشوند. آنها اغلب اوقات گرفتار هيجانات و احساساتي‌اند كه گريزي از آن براي خود نمييابند. آنها آگاهي چنداني از عواطف خود نداشته و با احساس عدم كنترل بر زندگي احساسي خود، هيچ تلاشي نميكنند ( تیچنان ، 1994).
ناگویی خلقی به عنوان نارسایی در درك، پردازش و توصیف هیجان باعث میشود که برخی افراد آمادگی وابستگی به مواد را داشته باشند (کریستال ، 1997، به نقل ازقلعه بان، 1387).
پژوهش‌ها نشان داده است که افراد مبتلا به ناگویی خلقی در شناسایی صحیح هیجان‌ها از چهره دیگران مشکل دارند و ظرفیت آن‌ها براي همدردي با حالتهاي هیجانی دیگران محدود است و این یافته ها نشان میدهند که دشواري در برقراري رابطه عاطفی که از مشخصه هاي اصلی ناگویی خلقی هستند میتواند سوءمصرف مواد را تسهیل کند (پارکر و همکاران، 2001)
نتایج پژوهش (تربرگ و همکاران، 2009) حاکی از آن است که بین مصرف الکل و نمره بالاي ناگویی خلقی رابطه مستقیمی وجود دارد. در مطالعه‌ای دیگر، بیماران وابسته به کوکایین نمره هاي ناگویی خلقی بالاتري نسبت به گروه کنترل داشتند(کلر و ویلسون ، 1994 به نقل از کللندو همکاران، 2005).
در پژوهشی دیگر دراین ارتباط که توسط (اکتان، 2011) انجام شده بود حاکی از این بود که اندازه گیری مهارت‌های مدیریت هیجان میتواندپیش بینی کننده مناسبی برای سطوح اعتیاد به اینترنت باشد.
تفاوت هاي فردي در حساسیت سیستم بازداری و فعالسازی رفتاری به عنوان زیربناي طیف وسیعی از اختلالات از جمله اعتیاد به شمار میرود بیشترانگیختگی سامانه فعالسازی رفتاری، درگیري بیشتر با مصرف الکل و مواد را موجب میشود. پایه عصب روانشناختی این سامانه دربرگیرنده مسیر مزولیمبیک به هسته دوپامین است که از منطقه تگمنتال بطنی آکومبنس و جسم مخطط و در نهایت به قشر پیش پیشانی گسترده است این مسیر به مسیر پاداش معروف میباشد (گري، 1993).
اگرچه تعامل بین اعتیاد به اینترنت و سیستم‌های مغزی رفتاری به روشنی مورد مطالعه قرار نگرفته است، با این حال پژوهش‌ها حاکی از آنند که که ممکن است روابط قابل توجهی داشته باشند. نتایج پژوهش تحقیقات از جمله پژوهشی که توسط (یان جی و همکاران، 2012) انجام شده است نشان می‌دهد که BAS بالاتر وعامل پاسخدهی به پاداش از جمله عوامل خطر آفرین برای اعتیاد به اینترنت در نوجوانان می‌باشد و در مداخلات اعتیاد به اینترنت باید سیستم‌های BAS و BIS مورد توجه قرار گیرد.
کیمبرل )2008)فاولس (2000) فعالیت سیستم بازداری رفتاری رابا اضطراب وناکامی وفعالیت
سیستم فعالساز رفتاری را با امید آسودگی مرتبط میداند. سیستم فعالساز رفتاری فرد را در جهت
نوعی مقابله وتلاش دررفع موانع وجستجوی اهداف خوشایند نیزسوق میدهد، در حالی که
غلبه و حساسیت زیاد سیستم بازداری رفتاری ، فرد را به سوی درماندگی وافسردگی هدایت میکند
(پورمحمدرضای تجریشی و بافقی، 1386).

در همين راستا، به نظر (مک ناگتان وکور، 2004 ) ترس يک واکنش دفاعي است که به وسیلة سيستم جنگ-گريز در پاسخ به يک موقعيت تهديدکننده خاص ظاهر ميشود و به صورت تظاهرات رفتاري جنگ/ گريز/انجماد نمود می يابد. اين تظاهرات رفتاري فرار از موقعيت تهديدکننده را براي آدمي ممکن ميسازند. سوءمصرف مواد نیزنوعي سبک مقابلة فرد با استرس است که غالباً به صورت انکار عواطف منفي يا اجتناب ازآن بروزمی یابد (نالن-هاکسما ، 2004).
فاولس (2000) فعالیت سیستم فعالساز رفتاری رابا امیدآسودگی مرتبط میداند. همچنین نکته دیگری که میتوان به آن اشاره کرد صفات شخصیتی افراد معتاد میباشد (توربيا وهمکاران، 2008).
پژوهشی در ارتباط با صفات شخصیتی با سوء مصرف توسط فرانکن و موریس (2006) نشان داد مصرف الکل و مواد به طور مثبت با ویژگی شخصیت سیستم فعال ساز رفتاری (BAS) و تاحدی به طور منفی با ویژگی شخصیتی سیستم بازداری رفتاری(BIS) همبسته است.
از سوي ديگر، برخي پژوهشها نيز سندروم نقص پاداش را به عنوان یکی ازعوامل دخيل در بروز اختلال سوءمصرف مواد معرفي کرده‌اند و از آنجا که مبناي عصب زيست شناختي سيستم فعالساز رفتاري مسيرپاداش دوپامينرژيک است، در سندروم نقص پاداش، کاهش ميزان انتقا ل دهندة عصبي دوپامين در سوءمصرف برخي موادهمچون کوکائين، الکل و در قماربازي بيمارگون نقش بسزايي دارد (باويرات و اسکاربرمن ، 2006).

2-5 جمع بندی
به طورکلی میتوان نتیجه گرفت با توجه به اینکه در بسیاری از مطالعات به تاثیر هیجانات و سبک‌های ابراز هیجان وسیستم‌های مغزی رفتاری در اعتیاد را گزارش داده‌اند واینکه افراد وابسته به مواد روانگردان و وابسته به اینرنت اغلب