این چشم انداز با نظریه پردازانی همچون پیتر مارش، روسر و هار، از نظریه پردازان دانشگاه آکسفورد، به منظور بررسی اوباشگری فوتبال و تبیین تئوریک آن با استفاده از تکنیک های مشاهده مشارکتی، مصاحبه کیفی با سمبل جنگ در اولین نگاه، در نامگذاری سرگروه های هواداران فوتبال قابل مشاهده است. القابی همچون کماندوها و پرندگان و سگان وحش و…، این اسامی به وسیله سرگروه ها به دلیل دلالت برخشونت آن ها انتخاب می شوند. هر گروه می خواهد که خیلی خشن به نظر برسد زیرا می خواهد ترس و وحشت را به تیم مقابل القاء کند.

مارش و همکارانش در طی مطالعات خود بعد از گذراندن 3 سال با حامیان فوتبال در پایان دهه 1970 متوجه شدند که اوباشگران در درون خود دسته بندی های مختلفی دارند و به صورت سلسله مراتبی جایگاههای مختلفی را در درون گروه اشغال می کنند و دو دستهاصلی از این گروه ها همان “لیدر ها یا رهبران زد و خورد” و “ستیزکنندگان یا اعضای معمولی” می باشد. که بدنه اصلی اوباشگران را تشکیل می دهند شواهد نشان می دهد که اکثر اوباشگران در اواخر نوجوانی و 20سالگی خود هستند.اگرچه رهبران و لیدرهایشان مسن ترند. آنان بیشتر به کارهای دستی مشغواند تا امور دفتری، اکثرشان یا از بیکاران هستند یا درآمدی پایین دارند، به همین دلیل این اعضاء به شدت تحت تاثیر تغییرات حاصل بیکاری قرار می گیرند زیرا که همانگونه که ذکر شد خیلی از این اعضاء غیر از رهبران و لیدرهایشان، در مشاغل سطح پایین اشتغال دارند یا بیکارند. دربین اوباشگران، لیدرها و رهبران گروه قدرت زیادی دارند به طوری که می تواننداین عقیده را به اعضاء تحمیل کنند که آنان باید بجنگند و آن هایی را که نمی جنگید بیرون کنند. جنگیدن خشونت و اوباشگری این مردان جوان را قادر می سازد تا از طریق بازشناسی همتایانشان به حس هویت و خویشتن یابی دست یابند. اما اگر اعضای گروه به اوباشگری تن در ندند، موجب اخراج آن ها از گروه می شود که با این کار مانع حاصل از عضویت در گروه را از دست می دهند. به طور مثال گاهی نیز بدون اینکه نفع خاصی در میان باشد، شرکت نکردن در اقدامات وندالیستی گروه و اعمال خشونت های جمعی، ممکن است از طرف سایرین به نوعی یک حرکت بزدلانه تلقی شود، بنابراین افراد گاه با اکراه  وعلیرغم میل باطنی خود به خشونت و خربکاری روی می آورد، تا پایگاهشان در گروه را، حفظ کنند. در واقع ساختار گروه اوباشگران، برای اعضایش یکاحساس تعلق خاطر، یکپارچگی دو جانبه و دوستی فراهم می آورد که گسستن و جدا شدن از این گروه برای اعضای آن بسیار مشکل خواهد بود. این احساسات گاهی تا جایی رشد می کند که گروه اوباشگر که یک گروه ثانویه به حساب می آید به یک گروه اولیه (مانند خانواده) شباهت زیادی پیدا می کند. این محبت و حس تعلق خاطر درمیان  هسته اصلی گروه اوباشگر به اوج خود  می رسد. مارش در مصاحبه بایکی از طرفدارن تیم وستهام این مساله را به خوبی نمایان می سازد. این طرفدار تیم وستهام اظهار داشته بود که “ما درمیان اعضای خود، آنچنان روابط صمیمانه ای داریم که نظیر آن را حتی در خانواده های خود هم نداریم”. تحقیقات و تلاش های انجام شده توسط مارش و دیگر محققان دانشگاه آکسفورد بشتر حول و حوش جنبه های آداب  وعرفی  رفتارهای اوباشگران بوده است و نه طرز خشونت گرایی آن ها. مسائل  وموضوعاتی از قبیل؛ تمسخر و متلک پرانی به هواداران حریف و حمله به آنها، فحش و دشنام دادن و تحقیر هواداران تیم مقابل، که البته گاهی اوقات این آداب و عرف های موجود به صورت تصادفی، مثلا با دخالت پلیس به خشونت واقعی تبدیل می شود، در حالی که خشونت واقعی جزء علایق اصلی آنان نیست.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درمان زگیل با شکل های مختلف روش های خونگی و پزشکی "- قسمت 2