خداوند قصه برخی از ایشان را بیان کرده است لذا در صورت صحت روایت، عبارت “هم آل محمد(ع)” از قبیل جری و انطباق است و نظیر آن روایتی است در الدر المنثور از ابن‌‏عباس که درباره این آیه گوید: “هم أصحاب محمد(ص)” که این روایت نیز به فرض صحت، جری و تطبیقی از ناحیه ابن‌‏عباس است.۳۴۷
فصل دوم: کارآمدی استنباط کلامی از قصص قرآن در باب امامت
یکی از نکات اساسی که باید در حوزه استنباط از قرآن کریم مورد عنایت ویژه قرار گیرد این است که نحوه استنباط از قرآن کریم و استدلال به آن کارآمد، منطقی و ضابطه مند باشد در غیر این صورت به دستاوردها و برداشت‏هایی که از شیوه‏ای نامطلوب و ناکارآمد حاصل آید نمى‏توان اعتماد کرد. این امر در همه حوزه‏های استنباط از قرآن کریم جاری است. بنابراین در حوزه استنباط کلامی از قصص قرآن نیز پیش از هر امر دیگری باید کارآمدی و درستی این نحوه از استدلال به قرآن کریم ثابت شود. لذا در این فصل ابتدا به “ادله کارآمدی استنباط کلامی از قصص قرآن در باب امامت” مى‏پردازیم و در ادامه از آنجا که استنباط کلامی از قصص قرآن مشروط به ارتباط مباحث کلامی با آیات قصص مى‏باشد، “گونه‌های ارتباط قصص قرآن با مباحث کلامی امامت” را به عنوان محور دوم این فصل مورد بررسی و تحلیل قرار مى‏دهیم.
۲-۱- ادله کارآمدی استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت
مقصود از کارآمدی استدلال به قصص قرآن در حوزه مباحث امامت، صحت و منطقی بودن این شیوه از استدلال و تناسب آن با مبانی و پیش فرضهای استنباط کلامی از قصص قرآن است. بررسی در میراث علمی فریقین نشان می‌دهد که استدلال کلامی قصص قرآن در روایات پیامبر و ائمه اطهار(ع)، استنباط کلامی از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأیید ایشان، بکارگیری این شیوه توسط دانشمندان امامیه و اهل سنت، بیان غیر مستقیم و مستقیم مباحث امامت در آیات قصص و غیر قصص، جدایی ناپذیری قصص قرآن و سنتهای الهی، ایستایی و تغییرناپذیری اصول اعتقادی ادیان الهی به خوبی بیانگر کارآمدی استدلال به قصص قرآن در موضوع امامت و جایگاه این شیوه از استدلال کلامی در نزد اهل بیت(ع) و دانشمندان امامی و اهل سنت است که ذیلا مورد بررسی قرار می‌گیرد.
۲-۱-۱- استناد کلامی به قصص قرآن در روایات پیامبر و ائمه اطهار(ع)
در میراث روایی اسلامی روایات متعددی می‌توان یافت که پیامبر اکرم(ص) و نیز ائمه اطهار(ع) در تبیین مباحث کلامی امامت از این شیوه استدلال بهره برده‏اند:
۲-۱-۱-۱- استناد کلامی به قصص قرآن در احادیث پیامبر اکرم(ص)
أ- حدیث منزلت یکی از احادیث نبوی است که در کتب کلامی امامیه در راستای اثبات برخی مباحث امامت به آن استناد شده است.۳۴۸ پیوند قصص قرآن با مباحث امامت در این روایت نمایان است. در یکی از گونه‏های نقل این روایت پیامبر اکرم(ص) به امیرالمؤمنین(ع) فرمود: “أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی”۳۴۹
گفتنی است که شیخ مفید با استناد به حدیث منزلت جمیع منازل هارون نسبت به موسی به جز نبوت را درباره امیرالمؤمنین(ع) ثابت مى‏داند به عنوان نمونه خداوند اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) را بر امت پیامبر(ص) واجب نمود همانگونه اطاعت از هارون را بر امت موسی(ع) واجب نمود و امیرالمؤمنین(ع) را امام امت قرار داد همانگونه که هارون را امام قوم موسی(ع) قرار داد. این منزلت پس از وفات پیامبر(ص) بر امیرالمؤمنین(ع) واجب و لازم است همانگونه که امامت هارون لازم بود اگر پس از برادرش موسی(ع) زنده مى‏بود و در این مطلب امامت امیرالمؤمنین(ع) ثابت مى‏شود و امامت نیز دلالت بر عصمت صاحب آن مى‏کند.۳۵۰
توضیح اینکه وی با توجه به حدیث منزلت “أَنْتَ مِنِّی بِمَنْزِلَهِ هَارُونَ مِنْ مُوسَى إِلَّا أَنَّهُ لَا نَبِیَّ بَعْدِی”۳۵۱ به عنوان نصی روشن بر امامت از یکسو و توجه به آیاتی که گویای منزلت هارون نسبت به موسی(ع) است مانند آیات “وَ اجْعَلْ لِی وَزِیراً مِنْ أَهْلِی هارُونَ أَخِی اشْدُدْ بِهِ أَزْرِی وَ أَشْرِکْهُ فِی أَمْرِی…إِنَّکَ کُنْتَ بِنا بَصِیراً قالَ قَدْ أُوتِیتَ سُؤْلَکَ یا مُوسى‏”۳۵۲ “..وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخیهِ هارُونَ اخْلُفْنی‏ فی‏ قَوْمی‏ وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدینَ”۳۵۳ از سوی دیگر خلافت و امامت امیرالمؤمنین(ع) و لزوم اطاعت مردم از ایشان را استنباط مى‏کند البته در حدیث منزلت، عرف اخوت و لفظ حدیث نبوت را خارج مى‏کند.۳۵۴
گفتنی است حدیث منزلت همیشه در کتب کلامی شیعه در خصوص امامت مورد استناد قرار گرفته است.۳۵۵ اما مطلب قابل ذکری که در این فراز مى‏توان به آن توجه نمود این است که رسول خدا(ص) با حدیث منزلت، پیوندی میان امیرالمؤمنین(ع) و هارون(ع) برقرار نموده است. گویا پیامبر اکرم(ص) به دنبال این مطلب بوده که از ماجرای هارون(ع) و جایگاه وی نسبت به موسی(ع) که در قصص قرآن بیان شده و برای مردم بسیار روشن بوده با تشبیه زیبایی امت را به امامت امام علی(ع) رهنمون سازد.
ب- حدیث سفینه نیز روایتی است که در مصادر اهل سنت و امامیه نقل شده است. در یکی از گونه‏های نقل این حدیث پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: “مَثَلُ أَهْلِ بَیْتِی فِیکُم کَسَفِینَهِ نُوحٍ فِی قَومِ نُوحٍ، مَنْ رَکِبَهَا نَجَا، وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ”۳۵۶
این روایت نیز به خوبی بیانگر این است که رسول خدا(ص) راه نجات را همراهی و ملازمت با اهل بیت(ع) و اطاعت از ایشان دانسته است. لذا حضرت بر پایه قصه حضرت نوح و با استفاده از تمثیلی زیبا به محوریت و امامت و حجت الهی بودن و تنها راه نجات بودن اهل بیت(ع) اشاره کرده است.
۲-۱-۱-۲- استناد کلامی به قصص قرآن در روایات ائمه اطهار(ع)
اینک به نمونه‏هایی از استناد کلامی ائمه اطهار(ع) به قصص قرآن اشاره می‌کنیم:
أ- ابن ‌‏رسول الله بودن ائمه اطهار(ع) یکی از مسائلی است که از دیرباز برخی از مخالفان آن را نپذیرفته‏ا‏ند‏؛ به نظر می‌رسد نفی این مطلب، ریشه در افکار جاهلیت داشته که نوه دختری را فرزند خویش نمى‏خواندند همانگونه که در بیت زیر نمایان است:
“بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهنّ ابناء الرجال الأباعد”۳۵۷
افزون بر اینکه توطئه دشمنان بر جدایی ائمه اطهار(ع) از رسول خدا(ص) بر کسی پوشیده نیست. لذا حضرت موسی بن جعفر(ع) در روایتی در پاسخ به شبهه مذکور به هارون عباسی به آیات “وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ وَ زَکَرِیَّا وَ یَحْیى‏ وَ عِیسى..” استناد نمود که حضرت عیسی(ع) که پدر نداشت از طریق مادر ملحق به ذریه انبیاء می‌باشد ما اهل بیت نیز از طریق مادرمان حضرت فاطمه(ع) در شمار ذریه پیامبر(ص) هستیم. حضرت در ادامه به آیه مباهله نیز استناد می‌کند که در آن مراد از “أَبْناءَنا” امام حسن(ع) و امام حسین(ع) هستند که خداوند تعبیر ابن‌‏رسول الله را برای آنها بکار برده است.۳۵۸
ب- مسأله قبول ولایت از ظالمان که در زمان مأمون عباسی مطرح شد یکی از مباحثی بود که برای برخی از شیعیان امری ناگوار بود لکن امام رضا(ع) در روایاتی به آیه “قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ”۳۵۹ استناد نمودند که چگونه بر امام بر قبول ولایت از مأمون خرده گرفته شود و حال آنکه پیامبر خدا حضرت یوسف(ع) از فرعون زمان خویش عهده داری خزائن زمین را پذیرفت. دو نمونه از این روایات از این قرار است:
شیخ صدوق به اسناد خویش از ریان بن صلت نقل کرده که گوید: “بر امام رضا(ع) وارد شدم، عرضه داشتم: اى فرزند رسول خدا، مردم مى‏گویند: شما ولایت عهدى مأمون را پذیرفته‏اید با این که در دنیا اظهار زهد و بى‏رغبتى مى‏نمایید؟! حضرت فرمودند: خدا مى‏داند من از پذیرفتن آن کراهت داشتم ولى وقتى مخیّر شدم بین قبول آن و کشته شدن پذیرفتن آن را اختیار کردم، واى بر این مردم آیا نمى‏دانند یوسف(ع) نبىّ و رسول بود ولى وقتى ضرورت او را وادار کرد که ولایت خزائن عزیز مصر را بپذیرد به او گفت: “..اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ”. و ضرورت نیز مرا وادار کرد که این امر را قبول کرده در حالى که از آن کراهت داشته و مرا بر آن اجبار نمودند بعد از آن که مشرف بر مرگ شدم..”‏.۳۶۰
شیخ صدوق به اسناد عیاشی از یکی اصحاب امام رضا(ع) نقل کرده که گوید: “شخصى به امام رضا(ع) عرض کرد: خدا نیکو بدارد شما را چگونه قبول کردید آنچه را که مأمون به شما پیشنهاد نمود؟ حضرت به او فرمود: اى مرد، نبىّ افضل است یا وصىّ نبىّ؟ آن مرد گفت: نبىّ افضل است. حضرت فرمود: مسلمان افضل است یا مشرک؟ آن مرد عرض کرد: مسلمان افضل است. حضرت فرمود: عزیز مصر مشرک بود و یوسف(ع) پیامبر، مأمون مسلمان است و من وصىّ پیامبر هستم یوسف از عزیز مصر درخواست کرد او را والى قرار دهد و این درخواست هنگامى بود که جناب یوسف به عزیز فرمود: “..اجْعَلْنِی عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفِیظٌ عَلِیمٌ” در حالى که مأمون مرا مجبور بر آنچه قبول کردم نمود..”.۳۶۱
ج- یکی دیگر از مباحث کلامی امامت مسأله سلاح رسول خدا(ص) است که در روایاتی از اهل بیت(ع) این سلاح را به منزله تابوت در بنی اسرائیل دانسته‏اند که ان تابوت در نزد هرکه بود نشانه نبوت او بود و سلاح رسول خدا(ص) نزد هرکه باشد نشانه امامت اوست برخی از این روایات از این قرار است:
کلینی به اسناد خویش از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: همانا مثل‏ سلاح‏ در ما مثل تابوت است در بنى اسرائیل، شیوه بنى اسرائیل این بود که تابوت بر در هر خاندانى یافت مى‏شد به آنها نبوت عطا مى‏شد، سلاح به دست هر کدام ما برسد به او امامت داده شود.۳۶۲
کلینی به اسناد خویش از امام صادق(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: “مثل سلاح در میان ما چون تابوت است در بنى اسرائیل، هر کجا تابوت دور مى‏زد سلطنت در آنجا بود، هر کجا سلاح بچرخد(نزد هر که از ما قرار گیرد) در میان ما علم امامت آنجا است”۳۶۳
کلینی به اسناد خویش از امام رضا(ع) از امام باقر(ع) نقل کرده که حضرت فرمود: “همانا سلاح در میان ما چون تابوت است در بنى اسرائیل، در هر جا تابوت بود نبوت مى‏آمد و در هر جا میان ما خاندان سلاح بچرخد امر امامت آنجا است، گفتم: ممکن است سلاح از علم جدا شود؟ فرمود: نه”۳۶۴
۲-۱-۲- استنباط کلامی از قصص قرآن توسط اصحاب ائمه(ع) و تأیید ائمه(ع)
استنباط کلامی از قصص قرآن کریم توسط برخی از اصحاب ائمه(ع) و تأیید ایشان نیز دلیل دیگری بر بر کارآمدی و درستی این نحوه از استدلال است که ذیلاً به دو نمونه اشاره می‌کنیم:
أ- شیخ صدوق به اسناد خویش از ربیع بن عبدالله روایت کرده که گوید: “میان من و عبد اللَّه بن حسن درباره

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعکتاب مقدس، استراتژی، باورهای دینی، برخورداری
دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید