تغییرات ساختاری
پژوهشگران عقیده دارند که اساس یادگیری را باید در تغییرات ساخناری دستگاه عصبی جستجو کرد و به همین سبب نیز، به نحوه رو به افزایش این تغییرات در سطح پیوندهای عصبی می‌پردازند. تکانه عصبی، از طریق آکسون نرون فرستنده، به نرون دیگر ارسال می‌شود. چون آکسون ها را فاصله سیناپسی از هم جدا می‌کند. آکسون نرون فرستنده تکانه، پیک عصبی معینی ترشح می‌کند که در شکاف سیناپسی پخش می‌شود و یاخته عصبی دریافت کننده را تحریک می‌کند. به شکل دقیق‌تر، وقتی تکانه عصبی به انتهای آکسون فرستنده یاخته می‌رسد، پایانه‌های انتهای آکسون را فعال می‌سازد تا پیک عصبی ترشح کنند. و سپس این پیک عصبی جذب گیرنده‌های نرون دریافت کننده می شود. سراسر این ساختار سیناپس نامیده می شود. در این مورد، نکات مهم از نظر یادگیری عبارتند از: 1) تغییرات ساختاری در سیناپس، اساس عصبی یادگیری است و 2) نتیجه این تغییر ساختاری این است که سیناپس کارآمدتر می شود (براهنی و همکاران 1391).
2-2-2-2 تغییرات سلولی در یادگیرنده
شاید یادگیری موجب افزایش پیک عصبی از نرون فرستنده شود و این خود ناشی از افزایش پایه‌های عصبی ترشح کننده‌ی آن پیک عصبی باشد. در نوع دیگر نه افزایش پیک عصبی، بلکه افزایش جذب پیک عصبی توسط یاخته گیرنده صورت گیرد و آن هم شاید به دلیل افزایش تعداد گیرنده باشد. حدس‌های احتمالی دیگر عبارتند از اینکه اندازه سیناپس تغییر کند، یا سیناپس‌های کاملاً جدیدی ایجاد شوند. این احتمال نیز وجود دارد که در هر نوع یادگیری، تغییرات ساختاری خاصی در کار باشند (براهنی و همکاران 1391).

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رابطه متقابل خودکنترلی با ابعاد دیگر شخصیت