چرا امروز باید بیشتر از گذشته بخندیم

امروز زندگی بسیار پراسترس است و این موجب افزایش روزافزون بسیاری از بیماری ها شده است، زیرا همان گونه که پیش تر گفتیم، ریشه ی بیش از 70 درصد بیماری ها استرس است. بالا بودن فشار خون، بیماری های قلبی، اضطراب ، افسردگی، سرفه و سرما خوردن های پی در پی ، ناراحتی های عصبی، زخم معده و روده، بی خوابی، آلرژی، آسم، پرکاری یا ورم روده ( کولیت)، اختلالات قاعدگی، میگرن و حتی سرطان به نوعی با استرس در ارتباط اند. بسیاری از مردم برای گریز از استرس به مصرف مشروبات الکلی، سیگار و مواد مخدر پناه می برند که خود مشکلی بر مشکلاتشان می افزاید.

اگر شما هم یکی از نشانه های زیر را در خود می بینید، به احتمال فراوان در آستانه ی گرفتار شدن به یک یا مجموعه ای از بیماری های برشمرده هستید:

ـ دردی آزاردهنده در پشت گردن

ـ سردرد همیشگی

ـ کسالت و خستگی

ـ سرفه های پی در پی

ـ دل پیچه

ـ حالت تهوه و سوء هاضمه

ـ گرفتگی عضله ها همراه با درد پشت و گردن

ـ ناتوانی در خوابیدن و بیداری کشیدن تا پاسی از شب

ـ نفس نفس زدن و سرگیجه

ـ پرخوری یا کم خوری

ـ زیاده روی در کشیدن سیگار

ـ کاهش میل جنسی

ـ دمدمی مزاج بودن

ـ احساس تنهایی

ـ احساس بی ارزشی

ـ نارسایی حافظه

ـ ناتوانی در تصمیم گیری

ـ بی قراری و تشویش

ـ ناتوانی در تمرکز

ـ میل به خودکشی

در این زندگی پرتلاطم، همه ی افراد ممکن است گاهی برخی از این نشانه ها را در خود بیابیم.. عده ای برای رفع استرس به فعالیت های آرامش بخشی نظیر ورزش های گوناگون، ماساژدرمانی، یوگا، مراقبه و سفر و گردش روی می آورند. اما باید گفت همه ی این روش ها ، وقت گیر و گران هستند، پیگیری آن ها اراده ای قوی و پشتکاری فراوانی نیاز دارد و چون انگیزه های بالا نیست، خیلی ها به زودی بی حوصله می شوند و دست از کار می کشند.

تمرین یوگای خنده ( یوگای حسیا) در یک گروه، یکی از ساده ترین و با صرفه ترین روش ها برای رفع استرس است.. چون به صورت گروهی تمرین می شود، میزان انگیزه ی افراد بسیار بالاست و چون تمرین ها کوتاه و لذت بخش اند حوصله ی هیچ کس سر نمی رود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   اصول مدیریت زمان

تمام گرفتاری های زندگی مدرن امروز، از رقابت بر می خیزد. البته رقابت سالم لازمه ی رشد و پیشرفت است، اما چنین به نظر می رسد که گویی امروز رقابت هیچ حد و مرزی نمی شناسد و حتی اگر برنده هم باشیم در فرد احساس بازنده بودن پدید می آورد. رقابت، همه را به دلیل ترس از دست دادن جایگاه و مقام، در اوج استرس نگاه می دارد. چون مردم قدر موفقیت های کوچکشان را نمی دانند، احساس ناخرسندی و ناکامی می کنند و به مصرف مواد مخدر ، قمار، بزهکاری و فساد روی می آورند. ( مادان کاتاریا، 1390)

 بیش از اندازه جدی بودن

مردم سخت گیر و جدی همه جای دنیا را اشغال کرده اند . در کودکی، پدر و مادرها پیوسته به تو سرکوفت می زنند که « کی می خواهی کمی جدی تر عمل کنی؟» در بزرگسالی هرگاه بخواهی کمی بازیگوشی کنی به تو می گویند : « دست از کارهای بچگانه ات بردار، زندگی جدی است»

بیمارستان ها و اماکن مذهبی از مردم جدی انباشته است.

از همان سال های آغازین، مغز کودکان از معلومات گوناگون انباشته می شود. کودکان به جای توپ بازی به بازی های کامپیوتری مشغول می شوند که به تفکر فراوان نیاز دارد و هیچ اثری از خنده و شادی در آن نیست. کودکان امروز همانند بزرگسالان رفتار می کنند. مردم بیش از حد منطق گرا شده اند و برای خندیدن دنبال دلیل و بهانه اند. این در حالی است که بنیان خنده بر بی منطقی بنا شده است و هرجا که منطق باشد، از خنده خبری نیست.

تاکنون بهای سنگینی برای جدی گرفتن زندگی پرداخته شده است و اکنون زمان جدی گرفتن خنده است. هدف  این است که به کمک باشگاه های خنده، جدی بودن زندگی را در هم بشکنیم، روح خنده را زنده کنیم و آن را شیوه ی زندگی خود قرار دهیم. ( مادان کاتاریا، 1390)