موضع مشترک بین استارباکس و اپل، موسیقی بود. اپل واسه اینکه مخاطبین و خریداران اجناس جدید خود رو به بیشترین حد برسونه یک فرصت منحصربه فرد رو دراختیار مشتریان استارباکس قرار داد.

مشتریان شعبهای استارباکس می تونستن با اینترنت وایرلس، ازطریق مغازه موسیقی iTunes به جست و جو، دانلود و خرید فایلای موسیقی بدن. بعد می تونستن موسیقی رو در طیف متنوعی از پلتفرمای اپل که تازه به بازار عرضه شده بود آپلود کنن: iPhone ، iPad ، کامپیوترهای شخصی یا Mac با توانایی اجرای iTunes. این دو ابرشرکت تونستن با ترکیب قدرت رهبری اپل در میدون ی موسیقی و تجربه آشنای مشتریان با استارباکس، وارد شراکت سودمندی شن و واسه دوستداران موسیقی در سراسر جهان تجربه متفاوتی رو رقم بزنن.

سود این شرکت رو بود: مشتریان پروپاقرص استارباکس تا پاسی از شب موسیقی آنلاین گوش می دادن و اینجوری فروش بیشتر شده بود، گسترش این برند و درنتیجه سهم بازار واسه این برند زیاد شد. اپل به یُمن صف کشیدن قهوه خورهای قهار پشت در استارباکسا، که می اومدن لحظاتی رو با موسیقی و قهوه به خوشی بگذرونن، شاهد افزایش فروش در iTunes بود.

شکی نیس که مشتریان استارباکس که با فناوری آشنا بودن در رشد صنعت موسیقی نقش به سزایی داشتن. این شراکت نمونه ای خوب از یک بازاریابی افقی موفقه – بازاریابی افقی یعنی پیوند دو شرکت واسه یافتن فرصتای جدید در بازار. استارباکس و اپل با کمک هم به چیزی رسیدن که اگه جداگونه می خواستن بهش برسن واسه شون ممکن نبود.

بازاریابی افقی چیه؟

چیزی که امروز به عنوان رابطه اپل و استارباکس می شناسیم، دروهله ی اول ممکن به نظر نمی رسید. این راه و روش، که طی اون دو کسب وکار متفاوت بر خطوط افقی کسب وکار جهت جذب مشتریان و مخاطبان دوجانبه همکاری می کنن – بازاریابی افقی – می تونه به شرکتا در هر صنعتی کمک کنه تا مخاطبان و مشتریان خود رو زیاد کنن.

مثلا، شرکتایی که مکملای غذایی، لوازم ورزشی یا دستگاه های بدنسازی میفروشن، اجناس متفاوتی رو عرضه می کنن، با اینحال هر سه در یک بازار افقی هستن؛ چون که مشتریان و مخاطبان همه اونا رو ورزشکاران و دوستداران تناسب اندام و سلامت تشکیل میدن. این کسب وکارها بر یک قشر از مشتریان تمرکز دارن، اما اجناس یا خدمات اونا منحصربه فرده و به طور جداگونه عرضه می شه.

گرچه، اگه دو یا سه تا از این شرکتای تناسب اندام با هم شریک شن تا اجناس خود رو عرضه کنن و در عملیات فروش، بازاریابی و تولید همدیگه سهیم شن چه پیش میاد؟ احتمال این هست که بتونن به مخاطبان بیشتری برسن و سود خود رو با بازاریابی و پخش اجناس همدیگه به بیشترین حد برسانند.

روشای بازاریابی افقی

پشتیبانی: بیشتر وقتی دو شرکت واسه ارائه اجناس جدید با هم شریک می شن یکی از اون دو شرکت یا شاید هر دو شرکت نامایی رو واسه اجناس خود پیدا کردن. شرکتای کوچیک که هویت برند اونا خیلی مشخص نیس، می تونن با سوءِاستفاده از برندهای قوی، و ارائه یه جور تبلیغ واسه مشتریان شون، موج سواری کنن. اگه شرکتای بزرگی در شراکت وارد شده باشن، حمایت از محصول یکی از شرکتا به وسیله شرکتی دیگر کار تشویق برانگیزیه.

پخش هزینه ها: کسب وکارهایی که در یک منطقه هستش ان، می تونن مشتریان رو به یک جای جذب کنن و بدین تریب در مقایسه با دو کسب وکار جداگونه ای که در جایای متفاوت قرار دارن، هزینه های بالاسری رو کم کنن یا شاید گروه بزرگی از کسب وکارها بتونن در یک بروشور تبلیغاتی تموم اجناس و خدمات جور واجور شرکت خود رو معرفی کنن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   درمان دندان درد کودکان با ۴ روش درمان خونگی 

کی از بازاریابی افقی استفاده می کنه؟

واسه استفاده از بازاریابی افقی به دو یا چند شرکت نیازه که مایل هستن بدون افزایش بودجه ی بازاریابی، مشتریان خود رو زیاد کنن. این کسب وکارها معمولا اجناس متنوعی رو عرضه می کنن که یه دسته از مشتریان رو هدف گرفتن. در بعضی از موارد شرکت می تونه رقیبی باشه که محصولاتش با اجناس شرکت دیگر همپوشانی داره، اما دقیقا مثل اون نیس. هر دو شرکت باید بتونن طیف بزرگی از خدمات و اجناس رو ارائه دهند و مشتریانی رو که خیلی راحت می تونن به جای دیگری برن، راضی نگه دارن.

مشتریان یا مخاطبان هدف سنگ بنای بازاریابی افقی هستن. مخاطب هدف علایق و مشخصات آماری مشابهی داره که شرکتایی که وارد شراکت بازاریابی افقی شدن، می خوان به اونا برسن.

با استفاده از استارباکس/اپل به عنوان الگو میشه دید که اون تیپ مشتری که بخشی از زمان خود رو در کافی شاپ استارباکس می گذرونه، کاندید خوبی واسه دانلود موسیقی هم هست. در این نمونه ویژه، مخاطب به یه جور اسیره. مخاطب در این نمونه دارای سواد فناوری کافیه. اکثریت نزدیک به اتفاق اونا دوستدار موسیقی هستن. اونا به اندازه کافی زمان دارن که درحین خوردن قهوه، در اینترنت هم شکلای مختلف اضافی مورد نیاز خود رو بخرن. بازاریابی افقی با روبرو ساختن مشتریان درمعرض اجناس جدیدی که از اون آگاه نبودن و منطبق با علایق شونه، سود می بره. اونا می تونن با قرارگرفتن در راه خرید محصول جدید، چیزی جدیدی رو هم کشف کنن.

برنامه بازاریابی افقی چه جوری ایجاد شده و استفاده کرده می شه؟

تقریبا تموم کمپینای بازاریابی افقی با کشف نکته ای شروع می شن. یک شرکت می فهمه که فرصتی واسه شراکت با شرکتی دیگر جهت تولید و ارائه محصولی جدید به بازار سر راهش سبز شده. هر کدوم از شرکتایی که با هم شریک می شن باید مراحل بازاریابی محصول و ارائه اون به مخاطب هدف رو، به طور مثال در امور تولید، پخش یا بازاریابی تقویت کنن. وقتی شراکت شکل گرفت، مراکز بر خود بازاریابی متمرکز می شه. واسه یک شرکت بهتره که فقط محصولی رو که شرکت دیگر عرضه می کنه، حمایت کنه؛ میشه محصول جدید رو به عنوان کسب وکار مشترک ارائه داد؟ چه تاکتیکای بازاریابی واسه محصول جدید مناسب هستن؟ شبکه اجتماعی مؤلفه کلیدیه یا نشونه های مغازه به روشی دلیل شراکت و نیروی هر یک از شرکتا در ارائه محصول جدید رو میگه؟ جواب این سوالا بسته به محصولی که وارد بازار می شه، اعتبار شرکتا و اهداف کمپینای تبلیغاتی متغیره.

مثلا برندهای معروف، لازم نیس در مورد کیفیت اجناس یا قصدشون از شراکت به مشتریان خود آگاهی رسانی کنن. مثلا، یک فروشگاه زنجیره ای مثل Target می تونه کارتای هدیه ی انتشارات Barnes & Noble رو با بیان اطلاعات کمی در اختیار مشتریان بذاره. هر دو برند اون قدر معروف و معتبر هستن که هدف و قصدشون روشنه.

فقط کافیه در نظر بگیرین که مشتریان Target در Barnes & Noble خرید می کنن و با این وجود واسه خرید کتابای جدید وقت کافی ندارن. سهولت گذاشتن اون کارتای هدیه در راهروی صندوق مغازه نمونه ای خوب از یک بازاریابی افقیه؛ چون که هر دو شرکت از خرید کارتای هدیه به وسیله مردم سود می برن. درصدی از فروش در جیب Target میره و Barnes & Noble از میلیونا مشتری که هر روز وارد مغازه های Target می شن، سود می بره.




دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید