Posted in پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد سازمان تامین اجتماعی، عملکرد سازمان، بر عملکرد سازمان، موفقیت سازمان

تشکیلات کتاب برنامه و بودجه سازمان را تهیه و ارائه مینماید. شایان ذکر است که از لحاظ زمانی, مراحل توضیح داده شده فوق(فرآیند تهیه و تنظیم بودجه سالانه سازمان) حدود 6 ماه به طول میانجامد, به نحویکه فعالیتهای مربوط به تهیه و تنظیم بودجه سالانه سازمان, از اواخر نیمه اول سال مالی قبل(شهریورماه) شروع و تا اواسط اسفندماه که در آن زمان, مبادله موافقتنامه بین ستاد و واحدهای استانی صورت میگیرد, بطول میانجامد.

2-16-5- کاستیها و نقاط ضعف نظام فعلی بودجهریزی سازمان تامین اجتماعی:
نظام فعلی بودجهریزی سازمان علی رغم نقاط قوتی که دارد، دارای یکسری کاستیها ناکارآمدیهاست که  برخی از آنها را می توان به روش مورد استفاده و برخی دیگر را به فرآیند انجام کار، نسبت داد. ناکارآمدی روشی ناشی از نقاط ضعف ساختاری و ذاتی روش بودجهبندی سنتی است که متناسب با کارکردهای سازمان تامین اجتماعی نیست. همچنین نظام موجود بودجهریزی در سازمان در فرآیند اجرای نظام انتخابی فعلی نیز با یکسری ناکارآمدیها مواجه است. لذا در اصلاح نظام بودجهریزی سازمان، “فرآیند بودجهریزی و روش بودجهریزی می بایست همزمان مورد توجه و اصلاح قرار گیرد. با توجه به مطالب فوق, ایرادات و نقاط ضعف کلی  نظام بودجهریزی فعلی سازمان را میتوان به شرح ذیل برشمرد:

2-16-5-1- عدم توجه به نقش حساس بودجه در سازمان 
بودجه در سازمانها میتواند کارکردهای  مختلفی نظیر کارکرد مدیریتی، برنامهریزی و راهبردی داشته باشد. عوامل سیاستگذاری، برنامهریزی و بودجهریزی سه مقولهای میباشد که میبایست در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر باشند و بودجه سالانه بر اساس این سه محور صورت گیرد. به عبارتی میبایست راهبردهای کلان تدوین گردد و درادامه معاونتهای مختلف می بایست برنامه های خود را  بر تحقق اهداف فوق تدوین کنند و در پایان بودجه بر اساس برنامههای تدوین شده معاونتها، تهیه و تدوین گردد. در برنامه زمانبندی تهیه و تنظیم بودجه، روند فوق تا حدودی رعایت شده است (ریاضی، محسن، مقاله فرآیند بودجهریزی در سازمان تامین اجتماعی).
در این راستا اعتقاد بر این است که دلایل ناکارائی نظامهای بودجهای، علاوه براینکه به شیوههای فنی بودجهریزی و یا مدیریت اجرائی برنامههای یکساله بستگی دارد، و ناشی از عدم تصمیمگیری صحیح و وجود اختلاف نظرها در سطح بالای تصمیمگیری برای تخصیص منابع مالی است. به همین دلیل عنوان میشود که اصلاح نظام بودجهریزی کشورها وسازمانها بیش از آنکه به شیوههای فنی و توانمندی کارشناسان بستگی داشته باشد، به نیات، خواستهها و هدفگذاریهای مدیران ارشد بستگی دارد.
2-16-5-2- فقدان  سیاستها و اهداف مشخص در بودجه
در روشهای نوین بودجهریزی، در ابتدا اهداف و راهبردهای کلان سازمانی مد نظر قرار میگیرد و در ادامه  بر اساس اهدف و راهبردهای تعیین شده، برنامههای میان مدت و سالانه تدوین میگردد و بودجه سالانه و ارقام درآمدها و هزینههای سالانه بر اساس برنامههای مذکور شکل میگیرد. در این نوع روش بودجهریزی،مشخص میگردد که هر هزینهای برای تحقق چه هدف یا برنامهای صورت میگیرد و در این حالت هنگام بررسی بودجه( تصویب بودجه) میتوان برآوردهای انجام شده را از لحاظ بیشینه یا کمینه نمودن مورد سنجش قرار داد. ضمن اینکه در زمان اجرای بودجه، نظارت و کنترل بر روند انجام هزینهها، نیز سهل تر و آسانتر خواهد بود.
تهیه و تدوین و تنظیم بودجه بر اساس نظام فعلی امکانات لازم برای نظارت صرفاً‌ مالی را فراهم میکند. عوامل و نهادههای نظارت بر بودجه تحقق هزینهها در قالب سقفها و چارچوبهای تعیین شده (نظارت مالی) تاکید دارند و نظارت و حسابرسی عملیاتی بر فعالیتها کمتر مورد توجه قرار میگیرد. لذا امکان سنجش همبستگی بین متغیرهای فعالیت و جذب هزینه‌ها وجود ندارد و کارائی عوامل تولید در سازمان به طور شفاف مورد ارزیابی قرار نمی‌گیرد. بعبارتی نوع نظارت منحصراً نظارت مالی یعنی ثبت مواد هزینه دستگاهها می‌باشد و هدفی که در این سیستم تعقیب میشود صرفاً کنترل مالی فعالیتها است. بطوریکه برای بودجه سازمان بایستی هدفهای میان مدت و بلند مدت سازمان، همراه با سیستم نظارت بر عملیات را باید مد نظر داشت.
2-16-5-3- همزمان نبودن فصل بودجه سازمان با بودجه دولت
فصل بودجه سازمان از اوایل تابستان شروع و تا اوایل دی ماه ادامه پیدا میکند ( مطابق قانون، بودجه سالانه سازمان میبایست تا اوایل دی ماه هرسال تقدیم شورای عالی گردد) حال آنکه فصل بودجه دولت از نیمه دوم سال شروع و تا اواخر سال نیز ادامه پیدا میکند. بعبارتی فصل بودجه سازمان زودتر از فصل بودجه دولت آغاز و قبل از فصل بودجه دولت، پایان مییابد. از سوی دیگر عملکرد سازمان بشدت از محیط بیرونی خود تاثیر پذیر است و محیط اقتصادی و اجتماعی کشور به شدت بر عملکرد سازمان تاثیرگذار است.
اما بسیاری از متغیرهای اثر گذار بر بودجه سازمان نظیر سیاستها و خط مشی های اقتصادی، بودجههای   عمرانی ( که بشدت بر عملکرد سازمان تاثیر گذار است)، میزان برخی از متغیرهای اقتصادی نظیر ضریب حقوق و دستمزد در بودجه سالانه سازمان، مشخص میگردد. بعبارتی بودجه سازمان اطلاع دقیقی از این سیاستها و نرمها، تهیه و تدوین گردیده است را ندارد، که این چنینً تدوین بودجهای، عدم اطلاع کافی از عوامل اثرگذار بر آن،  بودجهریزی کمتر منطبق بر واقعیت خواهد بود و در عمل با انحراف مواجه خواهد بود.
علاوه بر آن، میزان
ب
رخی از شاخصهای مهم اثر گذار بر منابع و مصارف سازمان نظیر میزان افزایش  واقعی دستمزدها، میزان حداقل دستمزد، میزان افزایش مستمریها، تعرفههای درمانی و … بعد از فصل بودجه سازمان و بعبارتی در آغاز سال مالی بودجه، مشخص خواهد شد و به این دلیل  که در زمان تهیه و تدوین بودجه سازمان، میزان واقعی این متغیرها مشخص نیست، لذا بودجه عملکردی از بودجه پیشنهادی انحراف زیادی خواهد داشت.
2-16-5-4- در نظر گرفتن برخی از عوامل تاثیر گذار بر بودجه
همانگونه که عنوان شد سازمان تامین اجتماعی هم می تواند از وضعیت اقتصادی کشور تاثیرپذیر باشد و هم میتواند بر وضعیت اقتصادی کشور تاثیرگذار باشد. متغیرهای کلان اقتصادی و اجتماعی نظیر, اشتغال, بیکاری, تورم, ویژگیهای جمعیتی و…. از جمله مهمترین متغیرهای کلان کشوری میباشد که بر عملکرد سازمان تامین اجتماعی (از بعد منابع و مصارف) تاثیرگذار میباشد. از سوی دیگر سازمان تامین اجتماعی از طریق سرمایه‌گذاریهای خود در بخشهای مختلف اقتصادی کشور, ایجاد اطمینان خاطر در نیروی کار که خود از جمله عوامل موثر بر بهرهوری نیروی کار میباشد, تحت پوشش قراردادن شاغلین بیکار شده و … میتواند بر عملکرد متغیرهای کلان کشوری تاثیرگذار باشد.
اما در تدوین بودجه، برخی از متغیرهای اثرگذار بر بودجه سازمان، لحاظ نمیگردد. برخی از متغیرهای اقتصادی و اجتماعی نظیر ویژگیهای جمعیتی، اشتغال، بیکاری، ویژگیهای منطقهای، سرمایهگذاریهای بخش خصوصی و عمومی،و … بشدت بر عملکرد سازمان در بخش منابع و مصارف تاثیرگذار است ولی در زمان تهیه و تنظیم بودجه به این عوامل کمترتوجه میشود. بعبارتی شاخصهای مورد استفاده در تهیه و تدوین بودجه کفایت چندانی ندارند و تاثیر متغیرهای کلان کشوری بر عملکرد سازمان و بودجه سازمان کمتر مورد توجه قرار گرفته است و بودجه سازمان بدون در نظر گرفتن این عوامل تنظیم میگردد. این امر باعث میشود که بودجه سازمان، بودجهای منطبق بر واقعیت نباشد و در عمل بودجه با انحراف زیادی مواجه باشد.

2-16-5-5- مناسب نبودن روش انتخابی بودجهریزی:
در نظام فعلی بودجهریزی سازمان تامین اجتماعی، تنها کارکردهای سنتی بودجه ( نظارت و کنترل) مد نظر میباشد و هیچگونه کارکرد برنامهای، مدیریتی یا راهبردی از آن انتظار نمیرود و از اینرو نظام بودجهریزی نیز بر این اساس انتخاب شده است. سازمان تامین اجتماعی از بین روشهای موجود بودجهریزی, روش متداول یا سنتی را برگزیده و تا امروز فارغ از هر تغیری آن را به کار گرفته است. بودجه متداول, بودجهای است که در آن اعتبارات به تفکیک فصول و مواد هزینه مشخص می شوند و در عین حال هیچگونه عملیاتی که اجرای آن مورد نظر است در آن منعکس نمی گردد. این نوع بودجه که  یک بودجه افزایشی و مبتنی بر عملکرد روندی است و بر صرفه جویی و کنترل در صرف اعتبارات تاکید دارد.  انتخاب این روش بودجهریزی باعث شده که اعمال هر گونه برنامهریزی، اعمال مدیریت و گونه فرآیند توسعهای از طریق این روش بودجهریزی امکانپذیر نباشد. این در حالی است که در شرایط فعلی، روش های بودجهریزی نوینی طراحی شده است که از طریق اعمال آنها، انجام اموری نظیر برنامهریزی، سیاستگذاری، اعمال مدیریت و … به راحتی امکانپذیر است.
2-17- پیشینه تحقیق:
آقایان کیانی و عزیزی در پروژه تحقیقاتی، با عنوان شناسایی و تبیین الگوهای بودجهریزی در سازمان تامین اجتماعی شهرستان مشهد شعبه چهار و با هدف اینکه کدامیک از الگوها در بودجهریزی اهمیت بیشتری دارند و با استفاده از روش هبستگی، به این نتیجه دست یافتند که از میان الگوهای مورد بررسی بین رشد تعداد بیمه شدگان با هزینههای سازمان و بین حداقل و حداکثر دستمزد روزانه با درآمدهای سازمان ارتباط تنگاتنگی وجود دارد.
دکتر محسن رسولیان سید حسینعلی ابریشم دراین مقاله که حاصل مطالعات میدانی است در سال1385 تحت عنوان آسیب شناسی و بررسی نارسایی های ناشی از عدم بکارگیری بودجه ریزی عملیاتی در شهرداری کاشان” در قالب پایان نامه کارشناسی ارشد توسط محقق، انجام داده است
یافتههای این پژوهش حکایت ازآن دارد که بودجهریزی عملیاتی قابلیت محاسبه بهای تمام شده خدمات را به ساختار حسابداری شهرداریها میافزاید و کارایی سیستم بودجهریزی را در شهرداری ها به نحو چشمگیری ارتقاء میبخشد
بودجه و بودجهریزی درسازمان تامین اجتماعی توسط محسن ریاضی، در این مقاله شرایط و مراحل پیاده سازی این الگو برای تهیه و تنظیم بودجه سالانه سازمان تامین اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است
مقاله بودجهریزی کارآمد و نقش آن در موفقیت سازمان. تحقیق کاربردی – پژوهشی بررسی نقش بودجهریزی کارآمد و نقش آن در موفقیت سازمان؛ توسط هانیه اورجلو – فاطمه شجاعیان، در شرکت خصوصی واقع در مشهد انجام شده است که مشخص گردید، بودجهریزی عملیاتی یکی ازمهمترین مشخصههای رشد و پیشرفت است که موجب موفقیت سازمان میشود. استفاده از متخصصان مجرب و وجود امکانات مالی مناسب و ابزارهای لازم میتواند ضریب موفقیت سازمان در برنامههای مطرح شده را افزایش دهد
بودجهریزی عملیاتی درزمینههای گوناگون کاربرد دارد که ممکن است در بعضی اوقات با موفقیت همراه نباشد.
کشورهای پیشرفته، بودجهریزیهای عملیاتی دقیق را یکی از عوامل پیشرفتهای اقتصادی میدانند.        
مقاله شناخت وضعیت موجود نظام بودجه‌ریزی در سازمان تامین اجتماعی به مسؤلیت عادل آذر و نوشته همکاران، براساس جمع‌بندی،
شناخت و مشکلات و نارسائیهای بودجه فعلی، چارچوب نظام بودجه‌ریزی مطلوب سازمان تامین اجتماعی را در این پژوهش ترسیم کرده است .
در نظام بودجه‌ریزی مطلوب سازمان، بودجه‌ریزی در سطح کلان با محاسبات بیمه‌ای، در سطح خرد به صورت بودجه عملیاتی و تخصیصی بهینه منابع به فعالیتهای مختلف با مدل عمومی بودجه در محیط فازی صورت خواهد گرفت. برای حرکت از نظام فعلی به نظام مطلوب پنج گروه کاری:
1- محاسبات بیمه‌ای 2 – تعیین شاخص‌ها، معیارها و روشهای پیش‌بینی 3- سیستم‌های اطلاعاتی پنج گروه کاری 4- تعیین برنامه‌ها و فعالیتهای سازمان 5- تعیین پارامترهای بودجه برنامه‌ریزی در مدلسازی تشکیل خواهد شد.
مقاله بررسی روند بودجهریزی عملیاتی در صنعت آب و فاضلاب توسط آقایان خشاِئی و خطیبی1386 دراین مقاله با بررسی روند بودجهریزی عملیاتی در صنعت آب و فاضلاب و بیان مراحل تشکیل و پیگیری آن، روشهای برنامهریزی وکنترل بودجه و همچنین تعیین نیازهای اطلاعاتی برای استقرار نظارتهای قانونی در سطح شرکتها و صنعت آب و فاضلاب مورد بررسی قرار میگیرد.
در شرکتهای آب و فاضلاب به دلیل کاراییهایی که بودجهریزی مبتنی بر

Posted in پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد سلسله مراتب، قیمت تمام شده، منابع سازمان، اجرای برنامه

قیمت تمام شده واقف میگردد و در نهایت به مدیریت سازمان کمک میکند. استقرار این سیستم مستلزم وجود اطلاعات دقیق در مورد اجرای برنامهها، فعالیتها و عملیات هر واحد است، لذا حرکت به سوی بودجه عملیاتی موجب گسترش و نگهداری حسابها و جزئیات در امور مالی دستگاه میباشد (فرزیب، 1381 (.
در نظام بودجهریزی عملیاتی، بین کارآیی و اثربخشی تمایز قائل میشوند. درکارآیی، استفاده مفید از منابع مورد توجه است، در حالی که اثربخشی با عملکرد مرتبط است. در بودجهریزی عملیاتی، طبقه بندی عملیات به نحوی است که اهداف شفافتر بیان میشوند ارزیابی بودجه سهلتر است و در روش هزینهیابی آن، ارتباط بین داده و ستانده مورد توجه قرار میگیرد (هاتری،1989(.
یکی از عوامل مؤثر بر اثربخشی بودجهریزی عملیاتی ظرفیت یا توانایی سازمان در اجرای بودجهریزی عملیاتی است. سه جنبه از توانایی سازمانی برای اجرای اثربخش بودجهریزی عملیاتی مؤثر هستند. آنها عبارتند از توانایی ارزیابی عملکرد، توانایی پرسنل و کارکنان و توانایی فنی سازمان.
عامل مؤثر دیگر بر اثربخشی بودجهریزی عملیاتی، اختیار در اجرای بودجهریزی عملیاتی است اختیار بودجهریزی عملیاتی، سه بعد اختیار قانونی، رویهای و سازمانی را شامل میشود منظور از اختیار قانونی این است که با توجه به قوانین موجود، سازمان برای رفع تضادها چقدر از اختیار قانونی برخوردار است. منظور از اختیار رویهای نیز این است که رویههای سازمانی چقدر به اجرای بودجهریزی عملیاتی اثربخش کمک میکنند. اختیار سازمانی نیز بیانگر این موضوع است گاهی به دلیل محدودیتهای بیرونی، سازمانها از اختیار کامل در اجرای بودجهریزی عملیاتی برخوردار نیستند.
عامل دیگری که بر اثربخشی بودجهریزی عملیاتی قبل از اجرای آن تأثیر میگذارد، پذیرش بودجهریزی عملیاتی است و پذیرش سیاسی، مدیریتی و انگیزشی را شامل میشود. پذیرش سیاسی به عوامل سیاسی بیرون سازمانی برای اجرای بودجهریزی عملیاتی مربوط میشود، پذیرش مدیریتی نیز بیانگر پذیرش عوامل مدیریتی سازمان برای اجرای بودجهریزی عملیاتی است و پذیرش انگیزشی نیز کارمندان سازمان برای اجرای بودجهریزی عملیاتی را شامل میشود )آندریوس، 2004(.
عوامل مؤثر بر اثربخشی بودجهریزی عملیاتی به چهار دسته تقسیم شده است،که عبارتند از: کیفیت ارتباطات در سطح سازمان، کیفیت کارمندان سازمانهای عمومی، شناسایی اولویتهای استراتژیک در سازمان و تخصیص منابع مبتنی بر عملکرد در سازمان )توگن و همکاران2008(.
در بودجه عملیاتی علاوه بر تفکیک اعتبارات به وظایف، برنامهها، فعالیتها و طرحها حجم عملیات و هزینههای اجرای عملیات سازمان، طبق روشهای عملیاتی مانند حسابداری قیمت تمام شده محاسبه و اندازهگیری میشوند. ارقام پیشبینی شده در بودجه عملیاتی باید مستند به تجزیه و تحلیل تفصیلی برنامهها و عملیات و نیز قیمت تمام شده آنها باشد. برای مثال در بودجه عملیاتی مشخص شود که قیمت تمام شده یک تخت بیمارستان چقدر باید باشد و یک بیمارستان صد تختخوابی چقدر هزینه و زمان نیاز دارد )یوسف نژاد، 1386(.

2-15-8-1- مزایای بودجهریزی عملیاتی
عبارتند ا ز:
الف) افزایش پاسخگویی عمومی
ب) مدیریت برای عملکرد بهتر
ج) بهبود نحوه تخصیص منابع
د) یک ابزار تشخیصی ارزشمند ارائه می دهد
ه) به توجیه بودجه کمک می کند
یک بودجه عملیاتی اثربخش، نسبت به بودجهریزی سنتی، شفافیت بیشتری را به عملکرد عملیاتی نسبت به بودجهریزی سنتی میدهد. بودجهریزی عملیاتی با استفاده ازمقیاسهای واضح، هزینه کلی فعالیت را به عنوان مبنایی برای چهارچوب ستادههای برنامهها و اهداف عملکرد میسنجد و ابزار ارزشمندی برای بررسی چگونگی تأثیر تغییرات در مخارج بر نتایج را تأمین میکند. به عنوان مبنایی برای نظام مدیریت عملکرد عمل می کند. اجازه میدهد برنامه ها اهداف دوجانبه داشته باشد واز تصمیمهای آگاهانه و ملموستر حمایت می کند) میلر،2002(.
بطورخلاصه میتوان مزایای دیگری برای بودجهریزی عملیاتی، چنین عنوان نمود :
الف) افزایش پاسخگویی براساس نتایج : اگر چه بسیاری از دولتها دسترسی به اطلاعات عملکرد خود را امکان پذیر میسازند، اما در ورای بحثهای سیاسی ، اطلاعات عملکرد منتج از بودجهریزی عملیاتی میتواند به شیوههای مختلف، نظیر اسناد بودجهای ، برنامههای راهبردی و گزارش عملکرد به اطلاع عموم برسد.
ب) بهبود مدیریت عملکرد: اطلاعات عملکرد ، بیشتر مورد استفاده مدیرانی است که مایلند کارایی عملیاتی برنامهها و فرایندهای کاری خود را افزایش دهند .
ج) بهبود نحوه تخصیص : در بودجهریزی عملیاتی، منابع با شاخصهای عملکرد مرتبط میشود . مرتبط ساختن برنامهریزی راهبردی به منابع، یعنی تخصیص منابع یکی از الزامات اصلی تخصیص منابع بر مبنای هدف است (پناهی ،1384).
هدف نهایی بودجهریزی عملیاتی کمک به اتخاذ تصمیمات عقلائی درباره تخصیص و تعهد منابع سازمان براساس پیامدهای قابل سنجش میباشد که نتایج قابل انتظار(عملکرد) دستگاه را در طول زمان منعکس میکند) صفری، غلامرضایی.(

2-15-8-2- مقایسه بودجه برنامهای و بودجه عملیاتی
بین بودجه برنامهای و بودجه عملیاتی نمیتوان خط روشنی رسم کرد، زیرا در واقع بودجه عملیاتی مرحله پیشرفتهتری از بودجه برنامه است. برخی نویسندگان حتی این دو اصطلاح را به طور مترادف به کار میبرند، اما در حقیقت، این دو عنوان کاملاً مترادف نیستند.
بودجه برنامهای بیشتر مربوط به طبقات ب
ا
لای سلسله مراتب سازمانی است. درحالیکه در بودجه عملیاتی حدود فعالیت و عملیات طبقات پایینتر نیز بررسی و پیشبینی میشود. واحد سازمانی که در طبقات بالاتر سلسله مراتب سازمانی قرار دارد ممکن است خدماتی انجام دهد که به چندین برنامه مربوط باشد ولی واحدهایی که در طبقات پایینتر قرار دارند غالبا فعالیتهایی را انجام میدهند که منحصراً به یک برنامه مربوط است. در تنظیم بودجه برنامهای ممکن است بدون محاسبه دقیق مخارج هر واحد از فعالیت سازمانی هزینهها را فقط بر اساس سیاست کلی مالی سازمان پیشبینی کرد. در صورتی که شرط اساسی برای تهیه بودجه عملیاتی این است که حجم و مقدار فعالیت سازمانهای سازمان تعیین هزینه هر واحد از فعالیتها محاسبه شود.
بهطور کلی میتوان گفت که بودجه برنامهای فقط برای راهنمایی مدیران سازمانها در اداره امور و اخذ تصمیم مفید واقع میشود، در حالی که بودجه عملیاتی علاوه بر راهنمایی، عملکرد کلیه واحدهای سازمانی و کارکنان موسسات و ادارات دولتی را نیز کنترل میکند.
در بودجه برنامهای مواد هزینه در قالب برنامه و فعالیت تهیه میشود. اگر این نقطه را پایان بودجه برنامهای بدانیم وظیفه بودجه عملیاتی از این نقطه به بعد آغاز میشود. به عبارت دیگر بودجه برنامهای و عملیاتی تا اینجا با هم مرز مشترک دارند و در حقیقت بودجه عملیاتی بدون بودجه برنامهای مفهومی ندارد .
فرق اساسی بودجه عملیاتی و بودجه برنامهای در اندازهگیری حجم عملیات و چگونگی محاسبه هزینه است. در بودجه برنامهای عملیات دستگاه بر حسب برنامهها و فعالیتهای تابعه طبقهبندی و هزینه هر فعالیت نیز به تفکیک فصول و مواد هزینه محاسبه میشود، در حالی که در بودجه عملیاتی حجم عملیات طبق موازین فنی دقیقاً اندازهگیری و هزینه عملیات طبق فنون و روشهای مختلف مانند حسابداری قیمت تمام شده یا اندازه گیری کار محاسبه میشود .
در بودجه عملیاتی حدود فعالیت بودجه محدودتر میشود ولی در عوض حجم عملیات به طریقی علمی محاسبه میگردد. در حقیقت در بودجه عملیاتی اجرای هدف از نظر تقسیم مخارج بر حسب قیمت تمام شده واحد صورت میگیرد و برای هر هدف، واحدکاری بخصوصی به منظور معیار برآورد انتخاب میشود. بدین معنی که برای محاسبه هزینه بر اساس هدف، از روش حسابداری قیمت تمام شده یا از روش اندازهگیری حجم کار استفاده میشود، لذا مخارج اجرای هر برنامه مشخص میگردد .
روش اندازهگیری کار در امر بودجهبندی دو مزیت دارد :
1- ارقام پیشبینی شده به علت تجزیه و تحلیل قبلی به حقیقت نزدیکتر خواهد بود
2- استفاده از این روش موجب نوعی به کنترل خودکار در اجرای برنامهها و فعالیتها میشود.
در بودجه عملیاتی باید به هر ترتیب از هزینه هر واحد کار استفاده شود. در اینگونه موارد میتوان از نرمها و استانداردها به عنوان واحد هزینه استفاده نمود. نرم (هنجار ) و استاندار برای برآورد هزینه واحد مورد استفاده قرار میگیرد. نرم، نتیجه آماری تجربیات گذشته است.

2-15-8-3- روشهای برآورد هزینه در بودجه عملیاتی
در روش بودجهعملیاتی باید عملیات داخل برنامه و فعالیتها به نوعی مشخص باشد که به آسانی بتوان واحدی برای سنجش عملیات داخل فعالیت به دست آورد و سپس با استفاده از فنون مذکور هزینه واحد مورد بحث را محاسبه کرده، میزان واحدها را در سال بودجه پیشبینی و بدین ترتیب بودجه فعالیت خاصی را برآورد نمود. در این نوع بودجه اجرای عملیات دقیقاً مقارن با هزینههای عملیات است و بدین ترتیب کنترل مالی و عملیاتی کاملاً در هم ادغام میشود. بزرگترین مزیت بودجه عملیاتی این است که مدیران اجرایی را در مقابل کار خود مسئوول قرار میدهد. برای روشن شدن روش بودجه عملیاتی به شرح ذیل به مراحل مختلف آن پرداخته میشود :
الف) طبقهبندی عملیاتی: در بودجه عملیاتی باید واحد مشخصی انتخاب شود که گویای عملیات طبقهبندی شده باشد . بدین منظور باید یک واحد اندازهگیری مناسب را که دارای خصوصیات زیر باشد در نظر بگیریم :
1- قابل شمارش باشد
2- به مرور زمان ثبات خود را از دست ندهد
3- مصطلح و رایج باشد
4- کوشش واقعی کار انجام شده را نشان دهد
سه عامل اول قابل حصول است، ولی یافتن واحد مشخص در خدمات سازمان که گویای تمام عملیات انجام شده باشد دشوار است، زیرا نرم و استاندارد مشخصی برای بررسی اینکه تمام سعی برای تحقق این واحد انجام شده وجود ندارد و باید به طریق دیگری متوسل شد .
واحد اندازهگیری کار: در نظام بودجه عملیاتی در مواردی باید از اندازهگیری کار استفاده نمود . اندازهگیری کار عبارت است از برقراری یک رابطه صحیح و منطقی میان حجم کار انجام شده با نیروی انسانی و یا ماشین به کار گرفته شده در تکمیل آن مقدار کار .
پس از انتخاب واحدهای اندازهگیری کار باید حجم کار واقعی واحدهای انتخاب شده را تعیین نمود. به منظور اندازهگیری کار و تعیین ارتباط حقیقی کار با نیروی مصرف شده از روشها و فنونی مانند نمونهگیری از کار، مطالعات زمانی برآورد فنی، استانداردهای زمانی و استانداردهای آماری استفاده میشود .
ب) برآورد هزینه عملیاتی
در بودجه عملیاتی برای تعیین واحد عملیاتی اعم از اینکه اندازهگیری کار نرم و استاندارد استفاده شود باید هزینه واحد عملیات محاسبه شود برای برآورد این هزینه از دو طریق می توان استفاده کرد :
الف- قیمت تمام شده: استفاده از این روش مخصوص موسسات تجاری است زیرا در موسسات و ادارات خدماتی تعیین قیمت تمام شده واحد خدمت مشکلتر است و استهل
اک در این موسسات محاسبه نمیشود لذا این روش کمتر در بودجه برنامهای و یا عملیاتی سازمان مورد نظر قرار میگیرد .
ب- هزینه عوامل تشکیل دهنده کار: در این روش پس از اینکه از طریق اندازهگیری کار، شاخص و استاندارد اطمینان حاصل شد که از کلیه عوامل حد اکثر استفاده به عمل میآید هزینههای تشکیل دهنده یک واحد عملیاتی را به هر طریق که آسان و مقدور باشد محاسبه میکنند و پس از آن محاسبه بودجهای تقریباً پایان یافته است http://havasi.blogfa.com) روشهای تنظیم بودجه).

2-15-8-4- مراحل بودجهریزی عملیاتی
برای انجام بودجهریزی عمیات بطورخلاصه میتوان مراحل زیر را عنوان نمود:
1- تجدید ساختار بودجه و سازماندهی آن براساس برنامه های راهبردی دستگاههای اجرایی و سازمانها
2- تشریح و تصریح رابطه ساختار سازمان با بودجههای عملیاتی از بالا به پایین
3- مرتبط ساختن فعالیتهای روزمره به بودجه براساس شاخصها
4- استخراج هزینه کامل فعالیت جهت تسهیل دستیبابی به اهداف) پناهی ،1384(

2-15-8-5- مدلها وتکنیکهای بودجهریزی عملیاتی
روش15ABC
یکی از مدلهای مورد استفاده در بودجهریزی عملیاتی میباشد. ABC مفهوم

Posted in پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد آموزش و پرورش، حقوق و دستمزد، حسابداری دولتی، آموزش ابتدایی

تحمیل میشود یا به همراه آنان به کار میرود. هــدف، اطلاعات و تخصصی که برای اجرای بودجهریزی افزایشی ضروری است، با آنچه بــرای بودجهریزی بــرنامهای، عملیاتی یا صفر لازم است، تفاوت دارد.
2-15-3-1- مــزایا و مـعایب بودجهریزی افزایشــی
الف) مزایای بودجهریزی افزایشــی:
برای اجرای موفقیت آمیز بودجهریزی افزایشی مهارتهای برنامهای یا مدیریتی چندانــی برای یک اداره لازم نیست، در مواردی که کــمبود زمان وجود دارد خوب عمل میکــند و به زمان زیادی نیاز ندارد. در این روش افــزایش کارایی و کاهش تعارض دیده میشود. در بودجهریزی افزایشی وقتی درخواست از منابع موجود بیشتر باشد، با کــاهش بودجه بخشهای مخــتلف که بــا فرمول هایی همچون، ســـهم عـــادلانه، انجام میشود میتوان بودجه متوازن را تعیین کرد که باعث کاهش تعارض در فرآیند بودجهریزی میشود.
ب) معایب بودجهریزی افزایشی:
کـارایی، اثربخشی و ملاحظات آتی نادیده گرفته میشود، چون بودجهریزی افزایشی میتواند بدون ارتباط با اهداف یا نتایج هــزینهها انجام شود. در بودجهریزی افزایشی برای توجیه درخواستهای افزایشی هـزینهها معمولاً از طــیف وسیعی از اطلاعات از قـبیل حجم کــاری، شاخصهای فعالیت و . . . استفاده میشود کــه گنجاندن چــنین اطلاعاتی در این شیوه از بودجهریزی الزاماً نظاممند نیست.

2-15-3-2- ویژگیهای بودجهریزی افزایشی
1- عدم نیاز به مهارتهای برنامهای و مدیریتی.
2- فرض بر این است که آنچه در گذشته انجام میشود در آینده نیز با تغیرات جزیی تداوم خواهد یافت.
3- بودجهریزی افزایشی تعارضات بیرون سازمانی و درون سازمانی را کاهش میدهد.
4- در این روش از برنامهها و فعالیتها فاصله گرفته میشود و تاکید بر تامین منابع مالی است.
5- برای تقسیمبندی بودجه از راهکارهایی مانند بودجه پایه و سهم عادلانه اجرایی استفاده میشود.
6- بودجهریزی افزایشی به کارآیی و اثربخشی و اولویتهای آینده توجهی ندارد (پناهی، 1385،ص7).
 2-15-3-3- اجزای تشکیل دهنده بودجهریزی افزایشی
الف) نگهداشت سطح، هزینههایی که در جهت تعدیل مزد و قیمت پرداخت میشود تا در برابر حجم عملیات ثابت، هزینه برآورد گردد، نگهداشت سطح نامیده میشود. نگهداشت سطح هم در جهت افزایش مزد و هم در جهت افزایش قیمت عمل میکند و هم در جهت کاهش مزد و قیمت میباشد.
ب) تعدیلات، یکی از اجزای نگهداشت سطح تعدیلات میباشد. تعدیلات ممکن است مربوط به استخدام باشد، که آن را تعدیلات استخدامی میگویند. منظور آن است که فرضاً کارمندی در اول دی ماه سال جاری به استخدام دستگاه درآمده باشد بایستی به مدت ٣ ماه تمام حقوق و مزایای خود را از دستگاه اجرائی دریافت نماید تا بتواند در سال آینده به خدمت خود در آن دستگاه ادامه دهد . معادل ٩ ماه حقوق و مزایائی که این کارمند جدید دریافت نکرده آن را تعدیلات استخدامی میگویند .
ج) کار جدید، منظور وظایف جدیدی است که به موجب قانون به دستگاه اجرائی محول میگردد یا به علت تغییر در وظایف دستگاه بوجود آمده باشد و یا قسمتی از وظیفه آن دستگاه به دستگاه دیگری محول شود. در صورتیکه وظیفه جدیدی به دستگاه محول شده باشد اگر اعتبار آن وظیفه جدید از محل ردیفهای بودجه تامین نشده باشد تامین اعتبار اجرای آن وظیفه بایستی در بودجه سال بعد تامین گردد .
در صورتی که این وظیفه به علت تغییر در وظایف دستگاهی باشد اعتبار، پول، پرسنل، تجهیزات را از دستگاه اولیه کسر و به دستگاه ثانویه که وظیفه جدید به او محول شده است انتقال داده میشود. هدف از انجام این عملیات طبقهبندی اعتبارات جهت تسهیل در تصمیمگیریها میباشد .

2-15-4- بودجه برنامهای9
بودجه برنامهای، بودجهای است که در آن اعتبارات سازمانها بر حسب وظایف، برنامهها و فعالیتهایی که آنها باید در سال مالی اجرای بودجه برای نیل به اهداف خود انجام دهند، پیشبینی میشود. به عبارت دیگر، در بودجه برنامهای مشخص میشود که سازمان در سال جاری بودجه، اولاً چه اهداف، وظایف و مقاصد مصوبی دارند و ثانیاً برای نیل به اهداف و مقاصد مذکور باید چه برنامهها، عملیات و فعالیتهایی را با چه میزان اعتبارات انجام دهند. پروفسور برکهد در مورد بودجه برنامهای میگوید : اگر بخواهیم  در دنیای فعلی بودجه را ابزار و وسیله کار مدیران بدانیم باید در تقسیمبندی مخارج، هدف و غایت خرج را رعایت کنیم.
در بودجه برنامهای نیز مانند بودجه متداول از طبقهبندی اعتبارات بر حسب فصول و مواد هزینه استفاده میشود. با این تفاوت که در بودجه متداول، کل اعتبارات هر سازمان دولتی در فصول و مواد هزینه مختلف پیشبینی میشود، در صورتی که در بودجه برنامهای، اعتبارات هر یک از برنامهها و فعالیتها و طرحهای سازمان در قالب فصول و مواد هزینه پیشبینی میگردد .
لازم به توضیح است که در بودجه برنامهای برخی از کشورها، فقط برنامهها به فصول و مواد هزینه تقسیم میشوند، در حالیکه در برخی دیگر از کشورها فعالیتها و طرحها نیز به صورت فصول و مواد هزینه پیشبینی میگردند. آنچه مسلم است آن است که در نظام حسابداری دولتی کشورهایی که از روش بودجهریزی برنامهای استفاده مینمایند، طبقهبندیهای بودجهای مذکور عیناً باید در حسابهای دولتی منعکس گردند. بنابراین هزینههای هر وزارتخانه یا موسسه دولتی نیز باید اولاً به تفکیک برنامهها و فعالیتها و طرحهای مورد اجرا در آن سازمان و ثانیاً در داخل طبقهبندیهای مذکور، به تفکیک فصول و مواد هزینه نشان داده ش
و
ند.
بودجه برنامهای، همانطور که از نام آن پیداست، عملیات سازمان را به شکل برنامه کار تنظیم و در دسترس میگذارد. این نوع بودجه را اولین بار در سال 1949 کمیسیون هوور عنوان کرد که از طرف ترومن رئیس جمهور امریکا مامور بررسیهای لازم جهت اصلاح مدیریت در سازمانهای دولتی شده بود .
آنچه اهمیت دارد این است که برآورد هزینه از کوچکترین واحد تقسیمبندی شروع میشود و مانند طبقهبندی عملیاتی به شکل هرم است، یعنی مجموع هزینههای چند فعالیت هزینه یک برنامه، مجموع هزینههای چند برنامه هزینه یک فصل و بالاخره مجموع هزینههای چند فصل هزینه امور را تشکیل میدهد.
در روش بودجهریزی برنامهای مواد هزینه در داخل برنامه و یا فعالیت تهیه و تنظیم میشود ( نه برای وزارتخانه به نحوی که در بودجه متداول معمول است ). به عنوان مثال فرض کنید بودجه وزارت آموزش و پرورش در قالب مواد هزینه آورده شود، مثلاً بیان شود حقوق و دستمزد 100 میلیون ریال، اجاره 40 میلیون ریال و هزینههای اداری 20 میلیونریال ( جمع 400 میلیون ریال )، آنچه مسلم است این رقم کل و حتی رقم تفکیکی مواد هزینه نشاندهنده وظیفه و کار و برنامههای وزارت آموزش و پرورش نیست .
در بودجهریزی برنامهای به عنوان مثال، اول آموزش و پرورش در نظر گرفته میشود و سپس این وظایف بهنحوی طبقهبندی میگردد که به صورت برنا مههای مشخصی درآید، مثلاً گفته میشود برنامه آموزش ابتدایی، برنامه آموزش متوسطه حرفهای و غیره. با این طبقهبندی اولین قدم جهت بودجه برنامهای برداشته میشود. در مرحله بعد اعتبار مورد نیاز هر برنامه جداگانه بر اساس مواد هزینه تهیه و تنظیم میشود و بدین ترتیب ضمن اینکه هدف از اجرای هر برنامه مشخص و روشن میشود مخارج لازم نیز جهت اجرای آنها برآورد و در بودجه منظور میگردد . البته با توجه به اینکه وظایف دولتها در کشورهای مختلف با هم اختلاف دارند ، انتخاب برنامه یا فعالیت جنبه قراردادی دارد. به همین دلیل ممکن است مثلاً آموزش در کشوری یک برنامه تلقی شود و در کشور دیگر فعالیتی معین که جزئی از یک برنامه است. آنچه اهمیت دارد این است که برآورد هزینه از کوچکترین واحد تقسیمبندی شروع میشود و مانند طبقهبندی عملیاتی به شکل هرم است، یعنی مجموع هزینههای چند فعالیت هزینه یک برنامه، مجموع هزینههای چند برنامه هزینه یک فصل و بالاخره مجموع هزینههای چند فصل هزینه امور را تشکیل میدهد.
نظام بودجه برنامهای علاوه بر اینکه وسیله شناخت ماهیت وظایف و عملیات را فراهم میآورد، امر تصمیمگیری چه در مورد انتخاب برنامهها و چه در باب اجرا و کنترل آنها را آسان میسازد، زیرا در بودجه متداول هنگام رسیدگی به بودجه، ضوابطی جهت قضاوت واقعی درباره آن وجود ندارد، مثلاً اگر وزارت بهداری برای سال آینده درخواست صد واحد پول کند توجیه آن به صورت مواد هزینه حقیقی را نشان نمیدهد و برا ی کاهش یا افزایش آن دلیلی وجود ندارد، در حالی که در بودجه برنامهای به آسانی میتوان ارتباط هزینهها با عملیات را سنجید و چنانچه سیاست عمومی دولت ایجاب کند اعتبار نیز برای آن در نظر گرفت و در غیر اینصورت قسمتی از عملیات وزارت بهداری را حذف و از منظور نمودن اعتبار نیز صرفنظر کرد .
فایده دیگر نظام بودجه برنامهای سهولت کنترل عملیات و بهبود مدیریت در این نظام است. مزیت دیگر آن عبارت است از تصمیمگیری در مورد نوع عملیات و احیاناً جلوگیری از دوبارهکاریهایی که از انجام وظایف مشابه در چند سازمان دولتی ناشی میشود. در شرایط ایدهآل باید تشکیلات و سازمان دستگاههای اجرایی با عناوین برنامهها برابر باشد و در این صورت در داخل هر وزارتخانه مدیر برنامه تعیین و مسئولیت اجرایی بودجه برنامهای مربوط به او واگذار خواهد شد(فرجوند، اسفندیار،1380).
مزایای بودجهریزی برنامهای عبارتند از:
الف) بهبود بودجهریزی و کنترل عملیات و منابع.
ب) سهولت در رسیدگی و تقودت بودجه.
ج) شفاف بودن روابط دولت و مردم.
د) عدم تمرکز در بودجهریزی.
ه) امکان تخصیص هدفمند منابع به وسیله دستگاههای اجرایی.
و) امکان نظارت بر عملکردها.
ز) ایجاد ارتباط عقلایی و نظامند بین ابزار، اهداف و منابع با برنامهها.

معایب بودجهریزی برنامهای:
الف) عدم انعطافپذیری در انتقال اعتبارات به وسیله مدیران.
ب) زمانبر بودن تدوین برنامههای بودجهای (عباسی، ابراهیم، 1390) .

2-15-5- نظام بودجهبندی طرح و برنامه (PPBS10 )
یکی از مهمترین مدلهای ریاضی ارایه شده برای روشهای بودجهریزی، نظام بودجهبندی طرحوبرنامه است که به آن میپردازیم:
معتبرترین مدلی که تاکنون دربارهی بودجه ارایه شده، مدل تحلیلی ریاضی PPBS که ازسیستم بودجه طرح و برنامه یا مدل چارنز و کوپر است، که آن را در سال 1971 ارایه دادهاند. این مدل که به طور اختصاصی برای بودجه ارتش آمریکا تهیه شده، همچنان از اعتبار لازم برخوردار است و کم و بیش از آن در متون معتبر علمی نام برده می شود. اساس مدل بر ساختار سازمانی بودجهریزی طرح و برنامه است که درآن، واحد مرکزی، ویژگی سطح عالی سازمان است و مسئولیت تعیین اهداف و تخصیص کلی منابع را به عهده دارد .این واحدهای سازمان است که مسئولیت تعیین اهداف و تخصیص کلی منابع را به عهده دارد .واحدهای اختیارات تعیین شده توسط واحد مرکزی میتوانند تخصیص دهند. واحدهای عملیاتی پایینترین سطح سازمانی هستند که مسئولیت خلق پیشنهادهای پروژهای برای مسئولات واحدهای مدیریتی را عهده دارند. این ساده سازی، در سازمانهای بزرگ و پیچید
ه شاید امر نادرستی باشد. اما این واقعیت را نمیتوان انکار کرد که تمامی سازمانها در قالب کلی از چنین ساختاری، صرف نظر از روابط داخلی و بیرونی، با محیط برخوردارند.
روشP.P.B.S یکی از گستردهترین روشهای اجرایی بودجهریزی برنامهای به شمارمیآید و یک کارکرد بسیار با ارزش دارد P.P.B.S یکی از کاملترین روشهای بودجهریزی است و وقتی این سیستم به طور کامل اجرا شود به مدیران امکان میدهد تا بهترین اقدام درتخصیص منابع برای گسترش در سطح سازمانها به نسبت واحدهای اطلاعرسانی صورت گیرد.
برای آماده سازی P.P.B.S این موارد باید انجام شود:
الف) مشخص کردن اهداف سازمان، گزینش موارد مشخص از بین موضوعات مختلفی که با اهداف سازمان مرتبط است، دراین بررسی باید گذشته نیز مورد بررسی قرارگیرد.
ب) جمعآوری اطلاعات باید در راستای مشخص کردن موضوع مناسب باشد
ج) گزینش بهترینها به معنی انتخاب بهترین موضوعات است
د) مشخص کردن نتیجه بودجهها و برنامههای سازمانی.
P.P.B.S تمامی جوانب برنامههای استراتژیک واحدهای مختلف سازمان را شامل میشود و ضروری است که اهداف سازمان تا آن جایی که

Posted in پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد منابع محدود، اعداد و ارقام، عامل راهبردی، صاحب نظران

، فرآیند تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود، می دانند . مجموع کوشش‌هائی که صرف تدوین و تخصیص منابع می شود به منظور”حداکثر استفاده“ از منابعی است که معمولاً در حد کفایت نمی‌نمایند و به اصطلاح اقتصادی، کمیاب هستند. بنابراین در راه رسیدن به اهداف مطلوب، ضرورت دارد به نحوی از هر یک از منابع محدود استفاده گردد که در تبدیل کل منابع به پول بتوان گفت که با حداقل هزینه, حداکثر استفاده به عمل آمده است.
تضاد و برخورد این دو واقعیت یعنی نامحدود بودن نیازها و محدود بودن منابع, انسان متفکر و اندیشمند را به چنین نتیجهگیری می رساند که از منابع محدود باید برای رفع نیازهای نامحدود آنچنان یاری گرفت که حد متناسب، رضایت به دست آید، و این نخستین تصور بودجه است و ضرورت بودجهنویسی نیز از همین مسئله ناشی می شود (آیت اللهی, 1374).

2-6- اهمیت بودجه:
بودجهبندی اهداف و کاربردهای مختلفی در تنظیم, تصویب, اجرا و کنترل سیاستهای سازمانها دارد. در مرحله اول, بودجه بر مبنای چارچوب سیاستهای سازمان تنظیم میگردد و فعالیتهای مختلف برای رسیدن به اهداف توسعه سازمان پیشبینی میشود و این فعالیتها بین مجریان تقسیم میشود. در مرحله تصویب, بودجه وسیله کنترل قانونی است. در مرحله اجرا, بودجه‌بندی راهنمای مدیران در اجرای سیاستهای تدوین شده است و در نهایت بودجه‌بندی مهمترین ابزار کنترل و نظارت بر عملکرد سازمانها محسوب میشود. بنابراین اهداف و مقاصد بودجه‌بندی را در سطح کلان(دولت) که قابل تصمیم به سطوح سازمانی نیز می باشد, را می توان به شرح ذیل بیان کرد:
الف- بودجه وسیله ای برای تدوین و تنظیم برنامههای دولت و سازمانها است.
ب- بودجه وسیله تحصیل مجوز قانونی برای فعالیتهای دولتها و سازمانها است.
ج- بودجه راهنمای اجرای سیاستهای دولتی و سازمانها است.
د- بودجه قوی‌ترین وسیله کنترل قوه مجریه توسط قوه مقننه و وسیله آگاهی و اطمینان مردم از مصرف صحیح و قانونی منابع و وجوه عمومی است (ریاضی، محسن).

2-7- اصول بودجه
نقطه نظرات صاحب نظران پیرامون اصول بودجه با یکدیگر تفاوت دارند. ولی این تفاوت نظر کلی نبوده و در بعضی از این اصول یک توافق نظر ضمنی وجود دارد. همچنین پویایی وظایف و اختیارات سازمانها در طول زمان، این تفاوتها قابل توجیه میباشند. معمولاً اطلاق واژه اصل، بدانگونه از قواعد و مقررات صورت میگیرد که چه از نظر مکان و چه از نظر زمان غیر قابل تغییر باشند. در حالیکه نباید به دلایل بالا آنچه که به صورت متعارف اصول بودجه خوانده میشوند تحت شرایط متفاوت تغییر کرده و یا به راحتی و بدون ایجاد مسألهای از سوی سازمانی نادیده گرفته شوند. در نتیجه استفاده از کلمه اصل، برای بیان قواعد و ضوابط بودجه شاید چندان مناسب نباشد. به هر حال از آنجا که استفاده از این واژه در عمده کتابهای مالیه متداول است در اینجا نیز ما به تبعیت برای بیان و معرفی قواعد، مقررات و ضوابط مفید در تهیه و تنظیم بودجه از واژه اصل استفاده میکنیم (سعیدی، تهیه و تنظیم بودجه و تعاریف آن).

2-7-1- اصل سالانه بودن بودجه
در عمده تعاریف از بودجه اشاره شده است که بودجه یک پیشگویی است. از انجا که زمان در پیشگویی یک عامل عمده است، برای بودجه نیز زمان یک اصل محسوب میشود. اما چه مدت از زمان در بودجه مورد پیشگویی قرار میگیرد؟ الزاماً مدت زمان بودجه نمیتواند اصل باشد. به هر حال به صورت قاعده و عمدتاً بودجه برای یک سال تهیه میشود که با توجه به سال قانونی در ایران عرفاً یک سال شمسی است. به این صورت که خط مشی‌ها، سیاست‌ها، برنامه‌ها، عملیات، درآمدها و هزینه‌ها و بالاخره کلیه محتویات بودجه برای یک سال شمسی پیشگویی میگردد. (سعیدی، تنظیم بودجه و تعاریف آن)

2-7-2- اصل تعادل بودجه
بر اساس این اصل درصد رشد هزینه‌ها نباید بیشتر از درصد رشد درآمد باشد شاید بتوان گفت که این اصل متأثر از دیدگاه کلاسیکها از دولت است که از نظر آنها دولت خوب آن است که حداقل درآمد را داشته و حداقل هزینه را انجام دهد و در امور اقتصادی دخالت نکند. در بسیاری از نوشتههای صاحب‌نظران، بودجه متأثر از اصل تعادل بودجه، اصل دیگری تحت عنوان اصل تقدم درآمدها بر هزینه، مطرح مینمایند. به این مفهوم که ابتدا درآمدها باید مشخص شود و محاسبه گردند، سپس بر اساس پیشگویی درآمد، هزینه را پیش‌گویی نمایند تا از حد درآمد تجاوز ننموده و تعادل بودجه به هم نخورد ( ابولحسنی، 1384).

2-7-3- اصل وحدت بودجه
بر اساس این اصل تمام برنامه‌ها، فعالیتها و طرحهای سازمان، همچنین تمام درآمدها و هزینه‌ها و در نتیجه «بودجه» تمام قسمتهای سازمان، باید در یک جا نوشته شود و برای رسیدگی و تصویب ارائه گردد. طرفداران این اصل چنین اظهار مینمایند که اگر اصل وحدت بودجه رعایت نشود و در نتیجه هر قسمت سازمان برای خود بودجه‌ای داشته باشد، تقارن منطقی زمانی و مکانی بین عملیات بخشهای متفاوت سازمان از میان خواهد رفت و پرهیز و جلوگیری از دوبارهکاریها دشوار میشود (سعیدی، تهیه و تنظیم بودجه و تعاریف آن).

2-7-4- اصل کاملیت یا جامعیت بودجه
در این اصل به موازات اصل وحدت بودجه، توصیه می شود تمام درآمدها و هزینه‌های سازمان، به هر شکل و صورتی که هست به شورای عالی سازمان ارجاع شود. ناخالص بودن بودجه به این معنی است که باید ارقام منظور در بودجه بدون آنکه درآمدها از هزینه ها تهاتر گردند در سند بودجه درج گردد. دو قاعده کلی از اصل جامعیت بو
د
جه مستفاد می شود:
1) درآمدها و هزینه‌ها همدیگر را تهاتر نکنند.
2) همه اقلام درآمدها و همه اقلام هزینه‌ها در بودجه عمومی منعکس گردند و هیچ چیز از قلم نیافتد (قدیری اصل،1366 ).

2-7-5- اصل شاملیت یا تفصیل بودجه
بر اساس این اصل سازمان باید بودجه را به صورت مشروح و با جزئیات آن تهیه و تنظیم و به شورای عالی سازمان پیشنهاد نماید و نمیتواند هیچ بخشی از آن را مجمل در نظر بگیرد. به این صورت که باید بودجه قسمتهای و مختلف سازمان به تفصیل و تفکیک درآمد و هزینه طبقه بندی شده و در قالب برنامه‌ها و طرحها منعکس شوند. در واقع عدم رعایت اصل شاملیت یا تفصیل بودجه، امکان تجزیه و تحلیل و تشخیص ضرورت اقلام بودجه را منتفی می نماید. (سعیدی، تهیه و تنظیم بودجه و تعاریف آن)
طبق این اصل بودجه نمیتواند به عنوان مجموعهای از اعداد و ارقام خشک و بیروح تلقی شود بلکه میباید در قالب گزارشهای مفصل توجیهی و مستدل مطرح گردد (فرج وند،1383).

2-7-6- اصل تخصیص و عدم تخصیص بودجه
طبق این اصل تخصیص سازمان موظف است هر اعتباری را صرفاً به همان جای اختصاص دهد که در بودجه مصوب شده است، هزینه نماید. نباید بودجه تخصیص پیدا کرده برای یک امر را خرج موضوع دیگری نماید  چون در این صورت نتیجه مورد نظر از اصل شاملیت و کاملیت بودجه حاصل نخواهد شد. بر اساس اصل تخصیص، تمام ارقام منظور در بودجه باید به همان وضع و ترتیبی که در بودجه تعیین و اجازه داده شده است وصول یا مصرف شود. طبق این اصل هر رقم اعتباری که برای هزینه‌ای در بودجه پیش‌گویی شده است تنها برای همان هزینه قابل مصرف است و نباید آن را برای منظور دیگری خرج کرد (سعیدی، تهیه و تنظیم بودجه و تعاریف آن). 

2-7-7- اصل انعطافپذیری
از آنجائیکه بودجه بر اساس یک برآورد و پیش‌گویی تهیه و تنظیم میشود و شرایط اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه یک امر پویا هستند، ممکن است پس از تصویب بودجه بعضی از تغییرات در اوضاع اقتصادی، اجتماعی و یا سیاسی، ایجاب نماید که محل درآمدها و یا هزینه‌ها تغییر نماید. به دلیل اینکه بودجه یک برآورد و پیشگویی است و اوضاع اقتصادی در حال تحول امکان دارد که بودجه پیش‌گویی شده از سوی سازمان درست و دقیق نباشد و در عمل با مشکل بودجه مواجه شود.
با توجه به نکات فوق به نظر میرسد که یک انعطاف در بودجه لازم به نظر میرسد در حالیکه انعطاف در بودجه مخالف اصل تخصیص بودجه عمل مینماید. ضرورت‌های ناشی از پویایی جامعه حتی به طرفداران محکم اصل تخصیص نشان داده است که بودجه باید در حدی انعطاف پذیر باشد. فرض کنید که در بودجه پیش‌بینی شده است که برای ایجاد یک درمانگاه تعدادی پزشک، پرستار، و وسایل پزشکی فراهم شود و بودجه به صورت جزء به جزء منظور شده باشد. اگر پزشکهای مورد نظر به اندازه کافی حاضر به همکاری نبودند، چه باید کرد؟ آیا می توان بودجه مربوط به استخدام پزشک را صرف خرید ابزار پزشکی نمود یا به جای آن پرستار بیشتری استخدام کرد؟
نتیجتاً همان قدر که تخصیص در بودجه می تواند یک اصل مهم باشد، انعطاف پذیری نیز به عنوان یک اصل با اهمیت تلقی میشود (سعیدی، تهیه و تنظیم بودجه و تعاریف آن).

2-7-8- اصل تحدیدی بودن هزینه ها
اعتبارت مصوب برای هر نوع هزینه تا حد همان اعتبار مصوب قابل خرج است نه بیشتر. منظور از تحدیدی بودن هزینه‌ها این است که اولاً وقتی اعتباری به مبلغ 100 واحد برای خرید کالایی تصویب میشود نمیتوان 110 واحد هزینه کرد (مگر در حدی که جابجایی اعتبار به موجب قانون مجاز باشد). ثانیاً منظور شدن اعتبار در بودجه یک سازمان، از نظر حقوقی تکلیفی برای هزینه کردن آن توسط دستگاه مزبور ایجاد نمیکند. به عبارت دیگر، تصویب اعتبارات اجازه خرج است نه تکلیف. وجود اعتبار در بودجه کل به خودی خود برای اشخاص اعم از حقیقی و حقوقی ایجاد حق نمیکند و استفاده از اعتبارات باید با رعایت مقررات مربوط خود به عمل آید (ابراهیمی نژاد، فرج وند،1386).

2-7-9- اصل تخمینی بودن درآمدها
درآمدهای پیشبینی شده در بودجه، به اصطلاح اهل فن جنبه تخمینی دارد و این ابداع بدان معنی است که منظور شدن مبلغی به عنوان درآمد در بودجه کل، مجوزی برای وصول از اشخاص حقیقی و حقوقی نمیشود و در هر مورد نیاز به مجوز دارد. پیش‌بینی به هر میزان مانع وصول درآمدهای بیشتری از منابع مربوط نیست؛ لکن وصول مبالغ بیشتری خارج از ضوابط تعیین شده در قانون خلاف است. به عبارت دیگر وصول درآمد بیشتر از  مبلغ پیشبینی شده در بودجه، به شرط آنکه به موجب قانون وصول شوند، مانعی ندارد. حتی وصول درآمدهایی که در بودجه منظور نشدهاند طبق مقررات مجاز و به همین ترتیب وصول درآمد به میزانی کمتر از آنچه پیش بینی شده است نیز بلامانع است (ابراهیمی نژاد، فرج وند،1386).

2-7-10- اصل تنظیم بودجه بر مبنای عملیات
بر مبنای این اصل، تهیه و تنظیم بودجه بایستی بر مبنای فعالیت و عملکرد سازمان صورت گیرد نه عادات سنواتی چرا که چنین عاداتی زمینه چانهزنی دستگاهها را برای دریافت اعتبارات بیشتر فراهم و اولویتبندی بین برنامه‌ها را با مشکل روبه‌رو میسازد (بابایی، 1378).

2-7-11- اصل تقدم درآمد بر مخارج
منظور آن است که قبل از هر گونه اقدامی در امر بودجه‌ریزی، ابتدا بایستی منابع درآمدی و سقف هر یک از آنها به طور دقیق پیش‌بینی شود و اثرات بر شاخص‌های سازمانت مورد بررسی قرار گیرد و سپس در مرحله بعد، حجم عملیات و مخارج مورد نیاز برنامه‌ها را معین نمود، ثانیاً به لحاظ اینکه در هر ب
ودجه‌ای مخارج تابعی از درآمدهاست، بررسی درآمدها مقدم بر مخارج است (بابایی، 1378).

2-7-12- اصل تفکیک هزینه‌های مستمر از غیر مستمر
با بکارگیری این اصل؛ یعنی تفکیک هزینه‌های مستمر از غیر مستمر میتوان حجم، سهم و ترکیب هر یک از عناصر تشکیل دهنده بودجه را در برنامه‌های سازمان، معین نمود. هزینه‌های مستمر دولت عمدتاً شامل مخارج مصرفی و هزینه‌های غیر مستمر آن شامل سرمایه‌گذاریهای مختلف است که هر کدام از آنها در سطوح سازمان اثر دارند. با تفکیک هزینه‌ها از یکدیگر، سازمان میتواند از بودجه به عنوان ابزاری برای هدایت اقتصاد سازمان استفاده نماید (بابایی، 1378).
2-8- موارد استفاده ‌از بودجه

2-8-1- بودجه‌ به ‌عنوان ‌ابزار راهبردی‌(استراتژیک)
بودجهنویسی از زمانی آغاز میشود که محیط سازمانی به یک محیط متلاطم و آشفته مبدل شد و پیچیدگی تصمیم و تغییر و تحولات بنیادی و خود جوش در محیط سازمانی، برنامهریزی راهبردی را در مدیریت پدید آورد . در این دوره بودجهنویسی به عنوان ابزار و عامل راهبردی برای رویارویی با حوادث غیر

Posted in پایان نامه ها

منبع پایان نامه درمورد سازمان تامین اجتماعی، استان یزد، ادبیات تحقیق، جمعیت شناختی

1-8- حجم نمونه و روش نمونه گیری: 5
1-9- روش تجزیه وتحلیل اطلاعات و دادهها: 5
1-10- قلمرو تحقیق: 5
1-10-1- قلمرو موضوعی تحقیق: 5
1-10-2- قلمرو زمانی تحقیق: 5
1-10-3- قلمرو مکانی تحقیق: 5
1-11- تعاریف عملیاتی واژهها: 5
فصل دوم : ادبیات تحقیق
مقدمه 8
2-1- تعاریف و مفاهیم بودجه 8
2-2- فلسفه وجودی بودجه 8
2-3- سیر تکوین بودجه و بودجهریزی 9
2-4- سیر تکاملی بودجهریزی دولتی 9
2-5- ضرورت بودجه و بودجه‌ریزی 10
2-6- اهمیت بودجه: 10
2-7- اصول بودجه 11
2-7-1- اصل سالانه بودن بودجه 11
2-7-2- اصل تعادل بودجه 12
2-7-3- اصل وحدت بودجه 12
2-7-4- اصل کاملیت یا جامعیت بودجه 12
2-7-5- اصل شاملیت یا تفصیل بودجه 12
2-7-6- اصل تخصیص و عدم تخصیص بودجه 13
2-7-7- اصل انعطافپذیری 13
2-7-8- اصل تحدیدی بودن هزینهها 14
2-7-9- اصل تخمینی بودن درآمدها 14
2-7-10- اصل تنظیم بودجه بر مبنای عملیات 14
2-7-11- اصل تقدم درآمد بر مخارج 14
2-7-12- اصل تفکیک هزینه‌های مستمر از غیر مستمر 15
2-8- موارد استفاده ‌از بودجه 15
2-8-1- بودجه‌ به ‌عنوان ‌ابزار راهبردی‌(استراتژیک) 15
2-8-2- بودجه به ‌عنوان ‌ابزار ‌مدیریت‌ مالی 15
2-8-3- بودجه ‌به ‌عنوان ‌ابزار ‌برنامه‌ریزی 15
2-8-4- بودجه ‌به ‌عنوان ‌‌ابزار کنترل 16
2-9- مراحل بودجهریزی 16
2-10- سه هدف عمده بودجه عبارتند از: 17
2-11- مزایای بودجهریزی 17
2-12- ویژگیهای یک سیستم بودجهریزی مناسب 18
2-13- عوامل عمده ناکام کننده سیستم بودجهریزی 19
2-14- روشهای تنظیم بودجه 19
2-14-1- روش سال ما قبل آخر: 19
2-14-2- روش حد متوسطهها: 20
2-14-3- روش پیشبینی مستقیم: 20
2-14-4- روش سنجیده منظم: 20
2-15- انواع روشهای بودجهریزی 20
2-15-1- بودجهریزی خطی(سنتی یا متداول) 21
2-15-2- بودجهریزی متمرکز 23
2-15-3- بودجهریزی افزایشی(تفاضلی) 24
2-15-3-1- مــزایا و مـعایب بودجهریزی افزایشــی 25
2-15-3-2- ویژگیهای بودجهریزی افزایشی 25
2-15-3-3- اجزای تشکیل دهنده بودجهریزی افزایشی 26
2-15-4- بودجه برنامهای 26
2-15-5- نظام بودجهبندی طرح و برنامه (PPBS ) 28
2-15-6- بودجهبندی برمبنای صفر (ZBB ) 30
2-15-7- بودجهریزی بر مبنای هدف (MBO) 32
2-15-8- بودجه عملیاتی 33
2-15-8-1- مزایای بودجهریزی عملیاتی 34
2-15-8-2- مقایسه بودجه برنامهای و بودجه عملیاتی 35
2-15-8-3- روشهای برآورد هزینه در بودجه عملیاتی 36
2-15-8-4- مراحل بودجهریزی عملیاتی 38
2-15-8-5- مدلها و تکنیکهای بودجهریزی عملیاتی 38
2-16- بررسی فرآیند بودجه و بودجهریزی در سازمان تامین اجتماعی 39
2-16-1- مرحله اول: تهیه و تنظیم و پیشنهاد بودجه (بودجه پیشنهادی) 39
2-16-2-مرحله دوم: تصویب بودجه (بودجه مصوب) 40
2-16-3- مرحله سوم: اجرای بودجه (بودجه تخصیصی) 40
2-16-4- مرحله چهارم: نظارت و کنترل بودجه (تفریغ بودجه) 40
2-16-5- کاستیها و نقاط ضعف نظام فعلی بودجهریزی سازمان تامین اجتماعی: 42
2-16-5-1- عدم توجه به نقش حساس بودجه در سازمان 43
2-16-5-2- فقدان سیاستها و اهداف مشخص در بودجه 43
2-16-5-3- همزمان نبودن فصل بودجه سازمان با بودجه دولت 44
2-16-5-4- در نظر گرفتن برخی از عوامل تاثیرگذار بر بودجه 44
2-16-5-5- مناسب نبودن روش انتخابی بودجهریزی: 45
2-17- پیشینه تحقیق: 45
خلاصه فصل : 47
فصل سوم : روش پژوهش
مقدمه 51
3-1- روش تحقیق: 51
3-2- روشهای گردآوری اطلاعات و دادهها 51
3-3- روایی پرسشنامه 53
3-4- پایایی پرسشنامه 53
3-4- شیوه نمونه گیری وحجم نمونه 53
3-5- روشهای تجزیه و تحلیل آماری مورد استفاده 53
فصل چهارم : تجزیه و تحلیل دادهها
مقدمه 57
4-1- متغیرهای جمعیت شناختی 57
4-2- آزمون سوالات پژوهش 59
4-2-1- آزمون سوال اول: 59
4-2-2- آزمون سوال دوم 68
فصل پنجم : تحلیل و نتیجهگیری
مقدمه 76
5-1- تفسیر نتایج بر اساس آزمون سوالات تحقیق 76
5-1-1- سوال اول: شاخصهای (عوامل) اصلی ارزیابی الگوی مناسب بودجهریزی چیست؟ 76
5-1-2- سوال دوم : الگوی مناسب بودجهریزی برای سازمان تامین اجتماعی چیست؟ 78
5-2- نتیجهگیری 78
5-3- پیشنهادها 79
5-3-1- پیشنهادهای حاصل از پژوهش 79
5-3-2- پیشنهادهایی برای پژوهشهای آینده: 81
5-4- خلاصه فصل: 81
فهرست جداول
جدول 2-1- الگوهای بودجهریزی 48
جدول 2-2- مولفههای ارزیابی در الگوهای بودجهریزی 49
جدول 4-1- فراوانی جنسیت پاسخ دهندگان 57
جدول4-2- فراوانی سن پاسخ دهندگان 57
جدول 4-3- فراوانی تحصیلات پاسخ دهندگان 58
جدول4-5- نظرسنجی خبرگان 59
جدول4-6- اعداد فازی و عبارت کلامی 59
جدول4-7- میانگین نمرات فازی هریک از گزینههای مورد مطالعه 60
جدول4-8- فاصله گزینه A1 از هر یک از عبارات کلامی 62
جدول4-9- عبارات کلامی متناظر با میانگین نمرات فازی گزینههای تحقیق 62
جدول4-10- امتیازات فازی ارزیابی گزینه‌ها(ماتریس تصمیم‌گیری) 63
جدول4-11- ماتریس بی‌مقیاس فازی 64
جدول4-12- بی مقیاسکردن ماتریس 65
جدول4-13- رتبه‌بندی گزینه‌ها 67
جدول4-15- اعداد فازی و عبارت کلامی 68
جدول 4-16- عناوین معیارها 69
جدول4-17- امتیازات فازی ارزیابی گزینه‌ها(ماتریس تصمیم‌گیری( 69
جدول4-18- جدول بیمقیاس تصمیمگیری( نرمالیزه شده) 71
جدول 4-19- مقادیر S، R و Q 72
جدول4-20- رتبه گزینهها بر اساس R،S و Q 73
جدول 4-21- رتبهبندی نهایی گزینهها 74
جدول5-1- شاخصهای (عوامل) اصلی ارزیابی الگوهای مناسب بودجهریزی 76
جدول3-1- پرسشنامه رتبهبندی عوامل ارزیابی در الگوهای بودجهریزی 88
فهرست نمودارها
نمودار4-1- نسبت به متغیرهای کلامی 611
نمودار 4-2- رتبه بندی گزینهها 677

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه
بودجه شاهرگ حیاتی هر سازمانی می باشد, زیرا سازمانها تمام فعالیتهای مالی, اعم از کسب درآمد و پرداخت هزینهها برای اجرای برنامههای متعدد و متنوع خود را در چارچوب بودجه انجام میدهند. بنابراین بودجه آئینه تمام نمای همه برنامهها و فعالیتهای سازمان بوده و نقش بسیار مهم و حیاتی در توسعه سازمانها ایفا میکند.
در طول تاریخ، بشر برای مبارزه با فقر و تنگدستی و عوارض اقتصادی و اجتماعی ناشی از آن، راه پر فراز و نشیبی را طی نموده است. حاصل تلاشها و کوششهای انجام شده به اشکال مختلف از جمله تاسیس نظام تامین اجتماعی میباشد، که نقش موثری در استقرار عدالت اجتماعی بر عهده دارد. اصول و ضوابط حاکم بر این نهاد، ریشه در حس انساندوستی و همیاری انسانها دارد و از اندیشه تعاون و کمک به همنوع سرچشمه گرفته است. در سیستم اقتصاد جهانی سرشار از رقابت کنونی، نظام تامین اجتماعی نه تنها به عنوان یک مقوله اخلاقی بلکه به منزله یک مبحث اقتصادی نیز شناخته شده است.
از سوی دیگر طی سالهای اخیر، سازمان تامین اجتماعی پس از گذشت بیش از ۵۰ سال از حیات آن، بعنوان یک صندوق بیمهای، به نقطه سربه سری منابع و مصارف خود نزدیک شده است که از الزامات مواجهه با این مشکل، برنامهریزی و تخصیص بهینه منابع و مصارف وایجاد یک الگوی مناسب بودجهریزی میباشد.
بنا به اهمیت این موضوع درسازمان تامین اجتماعی، این تحقیق در راستای تبیین الگوی مناسب بودجهریزی میباشد. معاونت درمان تامین اجتماعی استان یزد ( شامل: بیمارستان شهدای کارگر و 10 واحد درمانی) به عنوان مطالعه موردی در نظرگرفته شده است. وکارشناسان بودجه و مالی این معاونت، بعنوان جامعه آماری و نمونه آماری انتخاب شدند.
1-1- بیان مسئله :
بودجهبندی یکی از ابزارهای مهم و حساس برای برنامهریزی مالی و چگونگی استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود میباشد و چگونگی ساختار بودجهای، گستره مربوط به توانایی مدیران در تصمیمگیری و قبول وظایف را تحت تاثیر قرار میدهد. بنابراین مسائل مربوط به آن شامل بررسی موانع و مشکلات موجود، بازنگری جامع تهیه و تصویب و اجرای بودجه، کنترلهای مربوطه به صورت یک نظام پیوسته و منسجم، از اهمیت ویژهای برخورداراست (خرمی، شیرازی، امینی، خوزانی، 1389).
استفاده از بودجه به عنوان ابزار سیاستگذاری یا برنامهریزی، به منظور تنظیم سیاستهای مالی برای مقاصد اقتصادی صورت میگیرد تا به وسیله آن درآمدها و هزینه های بودجهای، چند هدف ویژه را برای حفظ تعادل اقتصادی و جلوگیری از بروز بحران تامین کند ( قهرمانی، 1392). بنابراین ساختار بودجه باید به گونه ای باشد که همراه با شفافیت اطلاعات , مصالح اجتماعی را نیز تامین کند (بشیری نژاد، 1381 )
خوشبختانه طی سالهای اخیر در سازمان تامین اجتماعی, بدلایل متعددی از جمله گستردگی حجم فعالیتهای سازمان در سطح کشور, نزدیکی به نقطه سربه سری منابع و مصارف و نبودن یک روش واحد بودجهریزی، نیاز به یک الگوی مناسب بودجهریزی در سطح سازمان تامین اجتماعی ضروری به نظر میرسد. بنابراین بودجهریزی بعنوان یکی از اولویتهای اساسی سازمان مطرح شده است. بنابراین پژوهشهایی در زمینه تعیین الگوهای مناسب در این سازمان انجام شده است. اما در این راستا پژوهش حاضر در تلاش است تا با شناسایی عوامل ارزیابی الگوهای بودجهریزی، با استفاده از نظرات خبرگان و کارشناسان بودجه و مالی مدیریت درمان استان یزد، الگوی بودجهریزی مناسبی را جهت سازمان تامین اجتماعی معرفی نماید.
1-2- اهمیت و ضرورت انجام تحقیق:
بودجه، ضرورتی است که محدودیت منابع، ایجاد کرده است. نخستین پیام هر سند بودجه این است: سازمانی که درصدد است تا منابع محدود خود را بین نیازهای نا محدود، به شکل مناسبی توزیع نماید، باید بودجهریزی نماید. کمبود منابع مالی یک محدودیت عمده دربخش سازمانها میباشد که بدون توجه به جایگاه مالی، هیچ سازمانی نمیتواند در ایجاد نوعی اولویتبندی بین نیازهای خود، غفلت نماید. اگرگزینشهای منطقی با آگاهی کامل شکل بگیرند، سیاستهای سازمان به اثربخشترین شکل تعیین خواهند شد (جمعی ازنویسندگان، 1388″اولین کنفرانس بین المللی بودجهریزی عملیاتی، تهران، ایران ).
استفاده از برنامه در هر سازمانی که مدعی رشد و توسعه و کارکردی مطلوب میباشد، ضرورتی انکارناپذیر است. در واقع هر سازمانی با برنامهریزی به پیشبینی آینده دست میزند. بودجهریزی نیز در شکل پیشرفته خود در واقع نوعی برنامهریزی است که وضعیت مالی سازمان در آن برای مدت یک سال شمسی پیشبینی میگردد و از طریق آن سازمان درصدد بر میآید تا با امکانات محدود خود طوری برنامهریزی نماید که بتواند به هدفهای مورد نظر خود برسد ( بابائی، 1379، ص 10).
اخذ درآمدها و انجام هزینهها در نظام اقتصاد جامعه به منظور برقراری تعادل اقتصادی در جامعه است و بودجه به عنوان ابزاری جهت برقراری این تعادلها نقش حساس دارد (فرزیب، 1381، ص 7).
مطالعه سیاستهای اصلی و فعالیتهای بودجهبندی را در مقابل بودجهبندی برای کارایی قابل تحمل و بحثهای مکانیسمهای جدید برای تخصیص دادن بسیار موثر منابع مربوط به بودجه و کنترل را نشان میدهد که نیازمند رسیدن به دستورات جدید گسترش یافته بخش عمومی برای فراهم ساختن ارتقا قابل تحمل و استراتژیک میباشد (ماریاویوتا، سیمپزو، ماریارادو، 2010).
اهمیت و جایگاه برنام
هریزی، نقش بنیادی در دستیابی به اهداف دارد. کیفیت برنامهریزی تابع کیفیت اطلاعات جامع و بهنگام در دستیابی برنامهریزان به این اطلاعات و همچنین تجربه مرتبط با آنها میباشد از آنجا که بودجه بندی یکی از ابزارهای مهم و حساس برای برنامهریزی مالی و چگونگی استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود بوده و چگونگی ساختار بودجهای، گستره مربوط به توانایی مدیران در تصمیمگیری و قبول وظایف را تحت تاثیر قرار میدهد، مسائل مربوط به آن شامل بررسی موانع و مشکلات موجود، بازنگری جامع و هماهنگی که مشتمل بر مراحل مربوط به تعاریف و تلقیها تا تهیه و تصویب و سرانجام اجرای بودجه، کنترلهای مورد نظر به صورت یک نظام پیوسته و منسجم میباشد که از اهمیت ویژهای برخوردار است(خرمی، شیرازی، امینی، خوزانی،