های افسردگی را قبلاً شرح دادیم لیکن به طور اختصار نشانه اصلی افسردگی ، خلق غمگین و ناتوانی در لذت بردن است. همانطور که توضیح داده شد ،شخص اشتغال ذهنی با شکست ها ناکامی ها و بی کفایتی ها یا کاهش اعتماد به نفس دارد، نشانه اصلی شوریدگی یا شیدایی که از آن اصطلاحاً به مانی یا مانیا نیز یاد می شود، خلق بالا، گسترده و تحریک پذیر است، خوشحالی بیش از اندازه ، درگیر شدن در فعالیت های پرخطر، اشکال در تمرکز، افکار شتابان که به سرعت از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می شود، افزایش میل جنسی ، توهمات شنیداری و عقاید هذیانی هم از دیگر نشانه های شوریدگی می باشد که در این خصوص نیز قبلاً شرح دادیم، نشانه های مذکور احتمال دارد همراه نشانه های افسردگی نظیر افکار خودکشی در حمله مختلط رخ دهد. (سعادتیان و نجاران، 1389، ص 31)
هرچه اختلال خلقی دوقطبی در فردی شدت بگیرد، برخی یا تمامی علایم ذیل بارزتر می شوند؛ تغییرات سریع و غیرقابل پیش بینی خلق و عاطفه به طوری که فرد ممکن است در یک آن خوشحال و بلافاصله عصبانی شود (شکل 4-4-1)، بروز رفتار اغواگرایانه مانند آرایش غلیظ و پوشیدن لباسهای رنگارنگ که البته گاهی نیز بیمار شوریده آن قدر مشغول فعالیت است که فرصت رسیدن به سروضع خود را ندارد، بذله‌گویی ،پرحرفی و حرف زدن با صدای بلند داستان وار و اغراق آمیز، پریشانی حواس، پرش افکار ، سوء تعبیر وقایع و افزایش واکنش به تحریکات، اشکال در بینش و قضاوت، اشکال در درک واقعیت دارد، در مواردی که شوریدگی شدید است چیزهایی توسط بیمار درک می شوند که وجود خارجی ندارند، که از آن به توهم یاد می شود مثلاً فرد صدایی می شوند که او را تحسین یا از او تعریف می کند گاهی هم بیمار شوریده ممکن است پنداره ها یا هذیان ها یا عقاید عجیب و غریب و غیرواقعی پیدا کند. (ضرغامی و باقری، 1389، ص 26) کسانی که دچار دوره هایی شیدایی می شوند به مفهوم عامیانه رفتارشان شبیه به دیوانه ای پرسرو صداست به طوری که به شدت هیجان زده و دائماً در حال فعالیت هستند این افراد دچار اغتشاش شعور و اختلال در جهت یابی هستند و ممکن است دچاز هذیانات ثروت موفقیت یا قدرت شوند (رفیعی و همکاران، 1385، ص 166) ممکن است آواز بخوانند، فریاد بزنند یا به دیوار مشت بکوبند و شدیداً تحریک پذیر و تندخو شوند، چنانکه حضرت علی(ع) نیز در کلمات قصار خود، تندخویی بیمورد را نوعی دیوانگی می‌دانند. (دشتی، 1379، ص683) بیمار گاهی احساس می‌کند خودش و دنیای اطرافش و هر چه خود و دیگران انجام می‌دهند پوچ و بی‌ارزش است، با افکار خاصی نظیر نقطه ضعف ها و شکست های خود اشتغال ذهنی دارد و نمی‌تواند آن ها را از ذهن خود خارج کند، حوصله هیچ‌چیز و هیچکس را ندارد (شکل 4-4-1)، کج‌خلق می شود و گاهی به راحتی به هم می ریزد و خشمگین می شود (شکل 4-4-2). فرد کم اشتها و لاغر و گاهی هم برعکس اشتها و وزن او افزایش می یابد، بدون دلیل خاصی احساس خستگی می کند یا آن قدر احساس ضعف می کند که نمی تواند کاری انجام دهد، به آسانی به گریه می‌افتد مواردی هم دیده می شود که تمایل به گریه کردن دارد ولی نمی تواند گریه کند، گاهی نیز بیمار برعکس دارای شادی و انرژی غیرعادی و بیش از حد است که اغلب با احساس بزرگی همراه است. فرد مبتلا فکر می کند بهتر و تواناتر و قدرتمندتر از سایرین است، کم تر خسته می شود و احساس می کند نیاز به خواب ندارد، میل جنسی وی افزایش می یابد به طوری که فرد ممکن است تمایل به اعمال جنسی متعددی داشته باشد و شرکای جنسی متعددی انتخاب کند، توجه بیمار به آسانی به محرکهای خارجی نامربوط و بی اهمیت معطوف می شود، دچار پرش افکار می گردد یعنی از حد معمول بیشتر و سریع‌تر حرف می زند، گویی افکار مختلف در ذهن بیمار با هم مسابقه گذاشته اند یک لحظه راجع به یک موضوع صحبت می کند و پیش از آنکه صحبت آن تمام شود، موضوع دیگری را پیش می کشد که ارتباطی با موضوع قبلی ندارد در مراحل اولیه بیماری، فرد ممکن است فعال تر و پرحرف‌تر از معمول باشد و اعتماد به نفس او افزایش پیدا کند و سپس سایر علایم بیماری ظاهر شود. (ضرغامی و باقری، 1389، ص 24). علایم بیماران مبتلا به اختلال خلقی دو قطبی، معمولاً تکراری و مشابه بوده و از این جهت شناسایی این گونه بیماران را آسان می نماید. اکنون به جاست که جهت شناخت هر چه بهتر بیماری، با عواملی که معمولاً موثر در بروز این بیماری هستند آشنا شویم.

شکل 4-4-2- بیمار دو قطبی شکل 4-4-1- بیمار دوقطبی
گفتار پنجم؛
4-5- عوامل مؤثر در بروز اختلال خلقی دو قطبی
محققان تا کنون نتوانسته اند عامل مشخصی برای این بیماری کشف کنند ولی متوجه شده اند که عوامل متعددی در ابتلا به این بیماری نقش دارند که اهم آنها را می توان به شرح ذیل بیان نمود .
1.عامل ژنی؛ تأثیر خلق والدین بر کودک را نباید نادیده گرفت معمولاً کودکان دارای مشکلات خلقی دارای والدینی هستند که خود آن ها نیز دچار مشکلات خلقی هستند اغلب یک عامل ژنتیک در ایجاد چنین شرایطی نقش دارد ، امکان دارد پدربزرگ یا مادربزرگ دچار اختلال دوقطبی باشند عمویا خاله افسرده باشند، (جوکار و بانکی، 1391، ص 16) مشاهدات نشان داده است که اعضای خانواده بیماران، بیش از افراد دیگر به این بیمار مبتلا میشوند البته این به این معنا نیست که اگر کسی به اختلال دوقطبی مبتلاست حتماً فرزندانش نیز مبتلا خواهند شد، بلکه فرزندانی که والدین آنها مبتلا به این اختلال هستند، احتمال ابتلای شان به اختلال خلق
ی
دوقطبی ، در مقاطع مختلف زندگی ، بیش تر از سایر کودکان است، نقش و تأثیر عامل ژنی در ابتلا به اختلال خلقی دوقطبی بیشتر از اختلال یک قطبی یا افسردگی است به طوری که اگر یکی از والدین مبتلا به افسردگی باشد احتمال ابتلای فرزندش به اختلال خلقی 10 تا 13 درصد است، در حالی که اگر یکی از والدین اختلال دوقطبی داشته باشد، احتمال ابتلای فرزند او به اختلال خلقی به 25درصد می‌رسد و چنانچه هر دو والدین ، مبتلا باشند این احتمال به 50 تا 75 درصد می رسد.
2.عامل محیطی؛ واکنش خلقی به دنبال بروز حوادث ناخوشایند، معمولاً طبیعی محسوب می شود، اما اگر چندین حادثه فشارآور به طور همزمان رخ دهند یا رویدادهای استرس زای خفیف برای مدت زمانی طولانی دوام داشته باشند در این صورت آسیب پذیری فرد نسبت به اختلال دوقطبی افزایش می‌یابد، عوامل فشارآور محیطی شامل مرگ عزیزان، مشکلات شغلی، خانوادگی ، زناشویی ، مسائل مالی و مشکلاتی از این دست می باشد برخی بررسی ها هم نشان داده است که اختلال دو قطبی در طبقات اقتصادی اجتمایی بالا شایع تر از سایر طبقات اجتمایی است.
3. عامل زیست شناختی؛ اختلال خلقی دو قطبی ممکن است به جهت سابقه مصرف مواد مخدر، الکل ، استفاده از روان گردانها و داروهایی که بر روی روان تأثیر می گذارد چه به صورت محرک چه آرام بخش و چه به عنوان عامل اختلال، (رخشانی، 1375، ص 75) بوجود آمده و ظاهر گردد، همچنین ممکن است به دنبال تغییرات فیزیولوژیکی غیرمعمول نظیر زایمان، ابتلا به عفونت های ویروسی آشکار شود. (ضرغامی و باقری، 1389، ص30) برخی افراد نیز استعداد ابتلا به اختلال دو قطبی را دارند این افراد چنانچه از استرس‌ها دور باشند، احتمال آشکار شدن اختلال در آن ها کم می شود، خستگی و کم خوابی هم در آشکار شدن علایم این بیماری نقش دارد، عوامل استرس زا عمدتاً در بروز اولین دوره از اختلال نقش ایفا می‌کنند. همانطور که اشاره شد، سوء مصرف برخی از مواد نیز منجر به شروع، تداوم یا عود بیماری می گردد، مهمترین این مواد آمفتامین ها (مثل شیشه، کریستال و نظایر آن) می تواند منجر به عود شوریدگی در بیمار شوند، الکل و موادی نظیر تریاک، کدئین و هروئین نیز منجر به افزایش دوره های افسردگی می گردند. (همان منبع، ص 22). عواملی که اشاره کردیم، معمولاً در بروز و ایجاد این بیماری موثر می باشند ولی نه به این مفهوم که علت حتمی و قطعی آن به حساب آیند، چه بسا افرادی که در معرض هر کدام از این عوامل بوده لیکن مبتلا به این بیماری نشده و چه افرادی که با مستعد بودن هر کدام از این شرایط دچار این بیماری روانی می گردند. اکنون که به اختصار به علایم و عوامل ایجاد این بیماری روانی اشاره کردیم، جهت آشنایی بیشتر با این بیماری به نحوه درمان و چگونگی تعامل با این بیماران خواهیم پرداخت.

گفتار ششم؛
4-6- نحوه درمان و برقراری ارتباط با بیماران مبتلا به اختلال خلقی دو قطبی
افراد خانواده اغلب نمی دانند که به فرد افسرده چه بگویند، باید به بیمار فرصت داد راجع به نگرانی‌هایش با ما صحبت کند، باید به او نصایح مفید ارائه کرد، لیکن اگر نتواند به تمام توصیه های ما عمل کند، نباید در این زمینه پافشاری کرد، راجع به این که چه چیزهایی موجب افسردگی شده است، نباید بیمار را تحت فشار قرار داد. نباید راجع به نحو? احساسش او را سرزنش کرد نباید از او خواست فوراً حال و هوایش را تغییر دهد، زیرا این کار فقط موجب می شود که احساس کند مقصر و گناهکار است و خود را تنهاتر احساس کند در دور? شوریدگی نیز بیمار ممکن است به طور آشکار خوشحال، پرانرژی و برون گرا باشد. روحی? بالای او به راحتی می تواند به اطرافیان سرایت کند، مهم است که ما واقع گرا باشیم، و اجازه ندهیم خلق بالای او به ما مسلط شود بیمار در این فاز، مشتاق توجه و کشمکش است پس باید سعی کرد او را از موقعیت های تحریک کننده مانند بحث و مهمانی دور نگاه داریم، در این حالت، بیمار ممکن است خشن و بدبین شود و در حرف و عمل از کوره در برود لذا در چنین مواردی از بحث کردن با وی باید اجتناب کرد چرا که عصبانی تر شده و شاید به ما حمله ور شود. (ضرغامی و باقری، 1389، ص 68) البته علاوه بر روان‌درمانی از دیگر اشکال رایج درمان در این نوع بیماری، دارودرمانی و تشنج درمانی الکتریکی یا درمان با شوک الکتریکی است. هم افسردگی حاد و هم شوریدگی حاد با شوک الکتریکی بهبود می یابد، نام علمی این روش تشنج درمانی الکتریکی است، در این روش درمانی که طی چند ساله گذشته پیشرفت قابل ملاحظه ای داشته است، مقدار مشخص و مهار شده ای الکتریسیته به مغز وارد می شود و این کار پس از ایجاد تشنج، تغییرات خاصی در مغز ایجاد می کند که به سرعت باعث بهبود حالات افسردگی و شوریدگی و تنظیم خلق بیمار می گردد. در صورتی که بیمار قصد خودکشی یا دیگرکشی داشته باشد یا مبتلا به شوریدگی شدید باشد درمان با شوک الکتریکی بسیار مفید خواهد بود، اگر افسردگی به درمان دارویی پاسخ ندهد یا عوارض دارویی ظاهر شود یا درمان باعث تشدید یک بیماری جسمی دیگر شود، درمان با شوک‌الکتریکی از مطمئن ترین روش ها خواهد بود. تشنج درمانی الکتریکی برخلاف باورهای نادرست که در بین عوام رایج است درمانی بسیار مؤثر و کم عارضه است. (همان منبع، ص 55) بیماران با اختلال دوقطبی نیاز به کمک و پیدا کردن روش های مؤثر برای درمان خود دارند، حمایت خانواده برای موفقیت درمان ضروری است. به خصوص وقتی که فرد مانیا دارد این حالت برای وی تجربه ای مثبت قلمداد می‌شود و درمان را پی گیری نمی
کند برای بیمار در دوره افسردگی نیز بسیار سخت است که بتواند با متخصصین بهداشت روانی قرار ملاقات بگذارد. همراه بودن یکی از اعضاء خانواده با بیمار جهت شناسایی نشانه های شوریدگی یا افسردگی به پزشک کمک بزرگی خواهد کرد. می توان مصرف دارو را به بیمار خاطرنشان کرد، زیرا یکی از موارد شایع عود، مصرف نامرتب و یا عدم مصرف دارو است اگر بیمار اقدام به خودکشی داشته باشد، باید به دنبال کمک از دیگران بود و اگر فرد در فاز شوریدگی برای دیگران و خودش خطرناک باشد می توان از اورژانس محلی کمک گرفت، اورژانس بیمار را به بخش حاد بیمارستان منتقل می‌کند تا ارزیابی صورت گیرد، اگرچه به نظر بیماران، اقدامی مثبت تلقی نمی شود اما تنها فرصتی است که می توان خطر آسیب زدن به دیگران و خود بیمار را کاهش داد، آخرین برنام? درمانی نیز بستری است که برای انواع شدید بیماری های روانی و خودکشی تجویز می شود، عملکرد بیمار آنقدر ضعیف شود که توانایی مراقبت از خود را نداشته باشد (افسردگی شدید) و یا زمانی که بیمار به علت مانیا، پرخاشگری و اختلال در عملکرد، از بستری شدن امتناع می کند و در معرض خطر است، پزشک بیمار را بستری می کند، بستری شدن داوطلبانه برای بیماران افسرده مقدور و راحت می باشد، اما عمدتاً بیماران مانیک از بستری شدن داوطلبانه امتناع می کنند. (سعادتیان و نجاران، 1389، ص 98) حال که با بیماری اختلال خلقی دو قطبی و مسایل پیرامونی آن آشنا شدیم، اکنون به مطالع? ارتباط بین ارتکاب جرم و بیماری روانی پرداخته و سپس به بررسی عنصر روانی نزد مجانین و بیماران روانی می پردازیم، تا از این طریق بهتر بتوانیم به این سؤال که آیا مبتلایان به اختلال خلقی دو قطبی به عنوان بیمارانی روانی، دارای مسئولیت کیفری می باشند یا خیر، پاسخ گوییم.

فصل پنجم
جرم و اختلالات روانی

گفتار اول؛
5-1- ارتباط جرم و اختلالات روانی
بسیاری از مردم بر این باورند که جرایم خشونت آمیز و به ظاهر بدون معنا را کسانی مرتکب می شوند که از لحاظ روانی بیمارند، رسانه ها نقش مهمی در ایجاد ارتباط بین اختلال روانی و خشونت در اذهان مردم ایفاء کرده اند. پذیرش ارتباط بین ارتکاب جرم و اختلال روانی بر این فرض مبتنی است که بیماران روانی به قوانین جامعه وقعی نمی نهند. رفتارآنها غیرقابل پیش بینی است و نمی توانند اعمال خود را مهار کنند و چون قادرند در هر زمانی به هر کاری دست بزنند پس بالقوه خطرناک هستند. (دادستان، 1382، ص126) در مورد رابطه جرم با اختلالات روانی دو نظریه اساسی وجود دارد:
الف) جرم مستقیماً ناشی از بیماری روانی است لذا بیمار مجرم تا وقتی که دچار بیماری است در معرض ارتکاب جرم مجدد قرار دارد.
ب) جرم و بیماری روانی ارتباط دوسویه دارند و هیچ یک معلول دیگری نیست بلکه هر کدام مولود علل جداگانه ای هستند، مطالعات زیادی در زمینه ارتباط جرم با بیماری های روانی صورت گرفته است در اکثر این بررسی ها فراوانی ارتکاب جرم در بیماران روانی بالاتر از جمعیت عادی بوده است. (صابری و محمدی، 1384، ص 57).
پس چنین نتیجه گرفته می‌شود که نه تنها بیماران روانی خطرناکند بلکه آنهایی هم که مرتکب جرایم عجیب می شوند از لحاظ روانی بیمارند در بررسی اختلالات روانی در اطفال و نوجوانان نیز، دانشمندان برای شخصیت طفل و علل ارتکاب جرم، وضع روانی و میزان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *