پایان نامه ها

تحقیق درمورد توسل به زور، حقوق بین الملل، جنگ جهانی دوم، جنگ جهانی اول

دانلود پایان نامه

مشخصات ویژه مرحله قرون وسطی که حدوداً سالهای 500-1500 میلادی را در بر می گیرد، عبارت اند از: شهرنشینی، افزایش تولید، تقسیم کار و نابرابریهای اجتماعی.
در این قرون، گرایش مردم به تجمع در شهرهای بزرگ بیشتر می شود و رشد جمعیت تا سر حد انفجار پیش می رود و صاحبان وسایل تولید برای حفظ مالکیت و ازدیاد آن به ستیزه های فردی و گروهی و یک سلسله جنگهای محدود و نامحدود دامن می زنند.(بهزادی،1355،28)
مهمترین جنبه جنگهای قرون وسطی، جنبه مذهبی آن بود که شکل سازمان نظامی و روشهای جنگ را تعیین می کرد. وجه ی مذهبی دادن به جنگ در حقیقت به مثابه ابزاری برای برقراری عدالت به کار گرفته می شد. در این دوره وظیفه اصلی جنگجویان دفاع از سرزمین و مردم بود و در نتیجه جنگ در مجموع خدمت به خدا تلقی می شد.

بند سوم: دوره معاصر
اجباری و همگانی شدن خدمت نظام و نوآوریهای که در محدوده فناوری در اواخر قرن هیجدهم به وجود آمد، در کنار ابداعات استراتژیک، تاکتیکی، سیاسی و اجتماعی به سهم خود بر شئون مختلف اجتماعی، سیاسی جنگی و استراتژیک تأثیر گذاشت. فناوری سلاح با پویایی خودجوش به گونه ای تکامل می یافت که هر روز باید بخش بیشتری از منابع درآمد ملی را به آن اختصاص داد. پیامد منطقی این روند، تشدید مستمر مسابقه تسلیحاتی قدرتهای اروپایی بود که به کمک صنعت توانستند خود را در مقیاس جهانی تجهیز کنند. افزون بر این، تحت تأثیر انقلاب علمی و صنعتی، اروپاییان دستاوردهای علمی را عمدتاً در زمینه گسترش فناوری تسلیحاتی به کار گرفتند و در نتیجه همزمان بر هزینه های لشگرکشی، تلفات انسانی مرتباً افزوده می شد.(ازغندی،1390،46)
در حالیکه تلفات ناشی از جنگ طی قرن هفدهم حدود 3/3 میلیون نفر بود، جنگ جهانی دوم که حدود شش سال به طول انجامید، بیش از پنجاه میلیون نفر قربانی گرفت.
همچنین طی قرن نوزدهم در کنار تحولات و دگرگونیهای ملموس در زمینه استراتژیک و تاکتیکی، نوآوریهایی در محدوده فناوری تسلیحاتی در زمینه های حمل و نقل و ارتباطات به وقوع پیوست.

بند چهارم: جنگ در آینده
طی دهه نود با عنایت به تجاربی که ایالت متحده آمریکا از جنگ خلیج فارس، مداخله نظامی ناتو در کوزوو، استفاده گسترده از فناوریهای نظامی نو در جنگ افغانستان و انهدام حکومت طالبان و سرانجام، حادثه غیر منتظره یازدهم سپتامبر 2001 به دست آورد ضرورت پیشگیری از بروز چنین حوادثی مطرح شد. این پیشگیری مستلزم آینده نگری و طرح سناریوهای جدید نظامی برای مقابله بود.
جنگ آینده در مقابل مفهوم جنگهای گذشته شدیداً به ماهیت و کیفیت سلاحهای نظامی مربوط و از انقلاب در فناوریهای تسلیحاتی و ارتباط متأثر است. با توجه به پیچیدگی سلاحهای به کار رفته در بحرانهای دهه نود یعنی سطح بالای فناوری نرم افزاری، استفاده از جنگهای اطلاعاتی، کاربرد سلاحهای میکروبی و شیمیایی، قابلیت به کار گیری ضربات دقیق ، کاهش تلفات انسانی به حداقل، رو در رو قرار گرفتن یک قدرت هژمونیک به تنهایی یا با تعدادی از متحدان علیه یک کشور کوچک، تنها تعداد محدودی از کشورهای پیشرفته صنعتی، آمادگی و توان انسجام یک چنین جنگهایی را دارند.(پائول تاورنیر،1996،50)
خلاصه آنکه زندگی و حیات هر خانواده بقای هر جامعه و حکومتی بدون آینده نگری با مشکلات و سر درگمی هایی رو به رو خواهد شد، بنابراین پیش بینی آینده و آمادگی برای مقابله با مشکلات تجلی حقانیت است، به ویژه آنکه امنیت جامعه بشری روز به روز و بیش از پیش مورد تهدید و در معرض خطر است. دقیقاً به دلیل احساس دایمی عدم امنیت دولتها به اجبار باید به آینده فکر کنند و برای رویارویی احتمالی با رقبا و دشمنان، سناریوهای مختلفی را طرحریزی و در صورت ضرورت اجرا کنند. که این خود بزرگترین دلیل برای سوق دادن ذهن کشورها جهت مسلح کردن خود در زمان جنگ می باشد که دنیا را مملو از زرادخانه های نظامی کرده و همچون آتش زیر خاکستر از جهان آرامش را ربوده است.

گفتار ششم: مفهوم جنگ از دیدگاه حقوق بین الملل
جنگ یکی از جلوه های بارز توسل به زور است. فرهنگ اصطلاحات حقوق بین الملل، توسل به زور را به دو صورت مضیق و موسع تعریف کرده است:
توسل به زور در مفهوم نخست، عبارتست از هر گونه عمل قهر آمیزی که نتواند آن را اقدامی نظامی قلمداد کرد. اما در مفهوم دوم، کلیه تدابیر و عملیات نظامی، از جمله جنگ را نیز شامل می شود.(ضیائی بیگدلی،1380،44)
یکی از اصول اساسی حقوق بین الملل معاصر، تحریم جنگ و منع توسل به زور است. جنگ و توسل به زور که در دوران گذشته و به لحاظ حقوق بین الملل کلاسیک، اصل حاکم بر روابط میان کشورها بوده، امروز همچون عامل مخرب روابط بین المللی و در نتیجه ناقض مقررات حقوق بین الملل شناخته است.(همان،1) در جامعه بین المللی به دلیل فقدان یک نهاد قدرتمند ملی و توسعه نیافتگی نظام حقوقی، حکومتها برای دستیابی به منافع و اهداف خود به راههای گوناگون از جمله به کارگیری قهر متوسل می شوند. کاربرد قهر می تواند شکلهای مختلفی به خود گیرد و با توجه به اوضاع و احوال نظامی، مالی و سیاسی طرفهای درگیری، از راههای متفاوت و درجات مختلف انجام شود. با توجه به شواهد تاریخی، استفاده از نیروهای مسلح علیه سرزمین حکومتهای دیگر از معمولیترین این راههاست. “بیشترین درجه استفاده از زور، در جنگ است. جنگ نام سنتی برخورد میان دو یا چند دولت است که در آن نیروهای مسلح طرفهای متقابل، درگیر اقدامات خشونت آمیز متقابل می شوند. در جنگ، بر
خورد مسلحانه، مداوم و متقابل است. تعریف جنگ از جنبه حقوقی به مفهوم مشخص در میثاق جامعه ملل، پیمان بریان-کلوگ و منشور ملل متحد مطرح شده و در کلیه این اسناد، جنگ عملی نامشروع به شمار آمده است.
آنچه در روابط بین کشورها در طول تاریخ و با گذشت زمان مشهود می باشد، میل و حرکت کشورها و حکومتها در جهت اجتناب از جنگها و صلح طلبی می باشد. اما با این حال، متأسفانه امروزه قاعده عدم توسل به زور و تحریم جنگ نتوانسته کارآیی لازم را در مناسبات بین المللی داشته باشد. از این رو آمده است تا مخاصمات مسلحانه بین المللی، با وجود ممنوعیت توسل به آنها، در چهار چوب حقوقی قرار گیرد و در نتیجه، جنگ دارای مفهومی حقوقی شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع تحقیق با موضوعبایزید بسطامی، رسول خدا (ص)

گفتار هفتم: جهانی شدن نظامی گری(بعد جهانی مسلح شدن قبل از دو جنگ جهانی)
در جنگ جهانی اول، تمامی کشورهای در حال جنگ مجبور شدند با تشکیل حکومت نظامی شیوهها و روشهای نظامی را در بخشهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه اعمال کنند و به مسلح کردن جامعه دست زنند.
به عنوان بهترین نمونه، می توان آلمان دوران ویلهلم، 1871-1918، را نام برد. بیسمارک، صدر اعظم آلمان، با متحد کردن فئودالهای پروسی و با کسب موفقیت در ایجاد رایش دوم آلمان می کوشید سیادت و اقتدار آریستو کراسی پروس را، که تحت شرایط جامعه فئودالی قرن هفدهم و هیجدهم به وجود آمده بود، کما فی السابق در برابر جنبشهای دموکراتیک و پارلمان تاریستی حفظ کند، بدون آنکه مجبور به اعمال زور و قهر نظامی شود. بیسمارک این مسئله را با بالا بردن و افزایش اهمیت و اعتبار سیاسی و اجتماعی ارتش به سادگی حل کرد. سازمانها و ارگانهای نظامی جدیدی تأسیس شد، دستگاه ارتش گسترش یافت و به زودی به مقتدرترین سازمان دولتی مبدل شد. سربازان و به طور کلی نظامیان دارای درجه و مقام خاصی در اجتماع شده و از لحاظ اجتماعی و حقوقی از برتری فوق العاده ای بر خوردار شدند. لباس ارتشیان به لباس افتخار معروف شد و مردم به تدریج عادت کردند که از خدمت در ارتش به عنوان پلکانی برای رسیدن به مقام و منزلت و کسب مقام های سیاسی و دولتی استفاده کنند. ارزشها، معیارها و ایدئولوژی نظامی بر سازمانهای دولتی حاکمیت یافت و جامعه و سیاست در خدمت خواستها و احتیاجات سیستم نظامی حاکم قرار گرفت و آنطور که این سیستم می خواست شکل گرفت و سازمان یافته شد. همین سیاست نظامی گرایی(میلیتاریستی) آلمان بود که زمینه بروز جنگ جهانی اول را فراهم و آن کشور را به کشورگشایی و فتوحات ترغیب کرد. هیتلر یک قدم جلوتر رفت. او نه تنها برای تقویت سازمانهای ارتشی و افزایش هزینه و مخارج تسلیحاتی و مسلح کردن جامعه اهمیتی فوق العاده قائل بود، بلکه حتی برای میلیتاریزه کردن عقیدتی جامعه گامهای زیادی برداشت.(ازغندی،1390،146)
آنچنان که بیش از چهل میلیون انسان بیگناه در این جنگ جهانی خانمانسوز جان خود را از دست می دهند. به نظر می رسد که در سالهای پیش از جنگهای جهانی اول و دوم، تولید حجم عظیمی از سلاحهای جنگی و مسلح شدن کشورها به تجهیزات نظامی به یقین شروع جنگ را به نسبت حجم تسلیحات قابل پیش بینی می کرد. آیا در چنین موقعیتهای حساسی که دنیا به سمت خشونت در حرکت است ایجاد قوانین و حقوق جنگ مناسب و کار آمد است (که تاریخ منفی بودن این اقدام را به ما نشان می دهد) یا ایجاد قوانین و اجرای اقداماتی برای جلوگیری از تولید سلاحها؟(یا بعبارتی ایجاد صلح قبل از وقوع جنگ)

گفتار هشتم: ابزارهای تولید و هدایت جنگ
در دو قرن اخیر ارتباط میان فناوری و مسائل و ادوات تسلیحاتی روز به روز و بیش از پیش مستحکم تر و پر اهمیت تر شده است. بدون تردید نقطه عطف اصلی در فناوری نظامی را می توان پس از اختراع باروت به پیشرفتهای علوم طبیعی در تاریخ معاصر نسبت داد. قابلیت روشهای شکافتن هسته اتم همراه با گامهایی در علم الکترونیک و اپتیک و انقلاب در فناوری ارتباطات راه را برای انقلاب واقعی در فناوری تسلیحاتی به قصد بهبود بخشیدن قدرت آتش، پشتیبانی، انعطاف پذیری، انهدام هدف در فواصل دور و با دقت بیشتر و کاهش هزینه ها و تلفات انسانی فراهم کرده است.
اگر تا جنگ جهانی دوم اهداف استراتژی نظامی شکست، انهدام یا تسلیم دشمن به شکل قهرآمیز بود، اینک با دستیابی به نیروهای هسته ای و انقلاب در فناوری تسلیحاتی آن اهداف تغییر یافته و در نهایت تعریف قدیمی آن نیز منسوخ شده است. در تعریف جدید عنصر سیاست بر عامل نظامی غلبه کرده است. در معنای جدید هدف استراتژی بازدارندگی از جنگ و برپایی صلح جهانی است و نه غلبه بر دشمن.(مسائلی و رافعی،1373،177)
از نظر بسیاری از محققان مسائل نظامی، عصر جنگهای شیمیایی با آزمایش اولین گاز خفه کننده از سوی آلمانیها در جنگ جهانی اول آغاز شد. در سالهای پس از آن جهان شاهد پیشرفت شگفت انگیز سلاحهای شیمیایی بود. آلمانیها در دهه چهل کوششهای خود را در زمینه افزایش کارایی گاز خردل و تولید گاز اعصاب آغاز کردند. در عین حال هیتلر به علل مختلف از به کارگیری سلاحهای شیمیایی در جنگ جهانی دوم پرهیز کرد. پس از جنگ جهانی دوم دیگر کشورهای صنعتی به ویژه آمریکا، روسیه و فرانسه موفق شدند سلاحهای جدید شیمیایی و گازهای سمی کشنده تولید کنند. مهمترین منطقه آزمایش سلاحهای کشنده غیر اتمی در سالهای 1962-1973 ویتنام بوده است. آمریکاییها در جنگ ویتنام علاوه بر استفاده از بمب ناپالم و بمبهای فسفری و سوزنده، برای نابودی جنگها و افراد ویتکنگ موادی به نام “کشنده حیات” به کار می بردند که نه تنها آث
ار زندگی روی زمین را از بین می برد، بلکه بر نسلهای آینده نیز اثر می گذارد. کشتار افراد ویتکنگ بر اساس طرحی به نام “برگریزی” با استفاده از مواد شیمیایی که به باران زرد معروف شد، انجام گرفت. روسها از سلاح شیمیایی خطرناک باران زرد در مناطق جنوب شرقی آسیا به ویژه افغانستان استفاده کردند.(ازغندی،1390،124)
هدف از بیان مطالب فوق متوجه ساختن خواننده از ریشه مشکلات بر سر راه صلح است که همان ایجاد و تولید سلاحهای مخرب و کشتار انسانهاست نه روش استفاده یا مقدار آنها.

بخش دوم: تعریف، ماهیت و مفهوم صلح
آرمان غایی بشر در سطح جامعه بین المللی، دستیابی به صلح و امنیتی است که در نتیجه ی آن، خشونت از زندگی انسان رخت بر بسته و منزلت آدمی، جایگاه خود را باز یابد. (ساعدوکیل،1391،111)
زیبای صلح زمانی برای انسانها در جوامع مختلف متصور خواهد بود که شعله های خشم آتش جنگ مبدل به رویش سر سبز درختان صلح و سازش بشود و زیبای خود را به همه سو اعلام و اشعار دارد و نمایانگر قرار داد اجتماعی

دیدگاهتان را بنویسید