پایان نامه ها

تحقیق درمورد توسل به زور، صلح مسلح، حقوق بشر، سازمان ملل

دانلود پایان نامه

است.
عدم توانایی جامعه ملل و میثاق بریان – کلوگ در جلوگیری از بروز جنگ جهانی دوم موجب شد تا کشورهای بزرگ قبل از خاتمه جنگ، طرح تأسیس سازمان جهانی جدیدی پی ریزی نمایند که قدرت و توان کافی جهت حفظ و حراست از صلح و امنیت بین المللی و جلوگیری از وقوع جنگ خانمان سوز بین المللی دیگری را داشته باشد. در این زمینه، روزولت و چرچیل سران دو کشور ایالات متحده امریکا و انگلیس در تاریخ 14 اوت 1941 منشور آتلانتیک را امضا کردند که طبق مفاد این منشور سران دو کشور اعلام کردند «ما معتقدیم که همه ملتهای جهان باید به دلایل مادی و معنوی از به کار بردن زور در روابط خود با سایرین پرهیز نمایند». از جمله از اسناد دیگر که قدم مهمی در جهت صلح جهانی در آن برداشته شد اعلامیه تهران مورخ اول دسامپر 1943 می باشد. به موجب این اعلامیه، سران کشورهای ایالت متحده آمریکا، اتحاد جماهیر شوروی (سابق) و انگلستان اعلام کردند که: «ما کاملاً به مسئولیت خطیری که به دوش ما و کلیه ی ملل متحد برای به وجود آوردن صلح که بر حسن نیت توده های عظیم ملتهای جهان استوار باشد و بلا و وحشت جنگ را برای نسلهای آینده بر طرف سازد، واقف هستیم و با هر کشور اعم از کوچک یا بزرگ که خواستار از بین رفتن تجاوز و اعمال زور و بردگی و عدم مراعات حقوقی کلیه کشورها باشد. به منظور برقراری جامعه جهانی کشورهای آزاد همکاری خواهیم کرد.(ضیائی بیگدلی،1380،14)
به نظر می رسد که هدف سران سه کشور آمریکا، شوروی و انگلستان در این اعلامیه کمک به صلح بین المللی است و از متن سند چنین بر می آید، ولی در آن زمان اهداف تئوریک سند فوق تا چه اندازه در عمل به اجرا در آمد؟! از آنچه که در تاریخ به ثبت رسیده، تلاش کشورها برای دستیابی به منافع سودجویانه خود بسیار بیشتر از تلاش آنها جهت صلح پایدار و واقعی بوده و به همین علت می باشد که با توجه به سند جهانی منشور ملل با همه تدابیر محکم و صلح جویانه و بشر دوستانه ای که در آن وجود دارد اما سودجویی ها و منفعت طلبی های خودخواهانه ی بسیاری از کشورها باعث ایجاد جنگهای مختلف، پایمال کردن حقوق ملتها و حقوق بشر، نقض معاهدات و… شده است.

بند هفتم: عملکرد سازمان ملل متحد
طرح قانونی سازمان ملل مبتنی بر سه فرضیه سیاسی بود: اول، اگر قدرت های بزرگ به نحو هماهنگ عمل کنند، جلوی هر تهدیدی علیه صلح و امنیت را بدون توجه به منبع آن بگیرند. دوم، قدرت و دور اندیشی قدرت های بزرگ بدون اینکه متوسل به جنگ شوند کافی برای مقابله با چنین تهدیداتی می باشد. سوم، چنین تهدیداتی هیچگاه از جانب قدرت های بزرگ سر نمی زند.این فرضیات در مقابل تجربه زمان قادر به ایستادگی نبوده اند و دولت های بزرگ نتوانسته اند به هنگامی که منافع متباین آن ها در معرض خطر قرار گیرد به نحو هماهنگ عمل کنند. به عبارت دیگر فقط آنها توانسته اند در دوران بسیار محدود و اوضاع و احوال استثنایی، هماهنگی خود را حفظ نمایند و تهدید اصلی نسبت به صلح و امنیت بین المللی از جانب همین قدرتهای بزرگ است. بنابراین طرح قانونی منشور در تضاد با واقعیات سیاسی جهان بعد از جنگ بوده است.(بهزادی،1355،86)
سازمان ملل تا کنون نتوانسته نقشی را که منشور در زمینه منع توسل به زور و حفظ صلح به عهده اش گذارده ایفا کند. در نتیجه سازمان قادر به جلوگیری از وقوع اشکال مختلف مخاصمات نبوده است: «مداخله ی مسلحانه ی اتحاد شوروی (سابق) در چکسلواکی در 1968 یا در افغانستان 1979، مخاصمات مسلحانه ای که دارای خصیصه ی کم و بیش بین المللی بوده اند (جنگ هند و چین 1946 تا 1954، جنگ الجزایر از 1954 تا 1962، جنگ ویتنام 1964 تا 1973، جنگ اعراب و اسرائیل 1948، 1956، 1967و 1973، جنگ ایران و اعراب از1980 تا 1988، جنگ 1982 میان انگلستان و آرژانتین بر سر جزایر فالکلند».
«طبق تحقیق مؤسسه ی بروکینگ که در اول مارس 1981 منتشر شده است، از اول ژوئن 1945 تا 31اوت 1980، تنها ابر قدرت ها متوسل به زور شده اند: اتحاد شوروی (سابق) 190 بار و ایالت متحده آمریکا بیش از 200 بار».(پاول روبرت،1999،40)
به نظر می رسد که با همه ی تلاشها و اقدامات صورت گرفته جهت برقراری صلح جهانی، دستیابی به این خواسته ی بر گرفته از فطرت صلح جوی بشریت تا به حال ممکن نشده و درآینده نیز با این روند قدرت طلبی و سود جویی غیر ممکن می نماید، اما نکته ی بسیار مهم که تا به حال بدان پرداخته نشده و توجه به آن به نظر کار ساز می آید؛ این است که: تا آن زمان که زور وجود دارد (هرچند تدابیر و ترفندهای تعدیل و کنترل آن وجود داشته باشد) یا مورد استفاده قرار خواهد گرفت یا ترس استفاده از آن باعث تلاش کشورها برای تجهیز کردن خود و مسابقات تسلیحاتی و در پی آن اغتشاش بین المللی، اگر چه به صورت سرد و خاموش، خواهد شد.

بند هشتم: نظام معاهدات بین المللی و اقدام برای صلح
برخی از معاهدات بین المللی و تصمیمات و توافق های میان کشورها نیز به مسئله عدم توسل به زور و تحریم جنگ پرداخته اند، از جمله پیمان تأسیس اتحادیه عرب، پیمان آتلانتیک شمالی، پیمان ورشو، عهدنامه وین در مورد حقوق معاهدات، قراردادهای حسن همجواری و عدم توسل به زور میان آلمان فدرال با شوروی (سابق) و با لهستان و بالاخره تصمیمات کشورهای آمریکایی. (ضیائی بیگدلی،1380،18)
به نظر می رسد که عوامل تصویب کننده ی معاهدات ذکر شده که در توافقات خود مسئله ی عدم توسل به زور و تحریم جنگ را عنوان نموده و در مفاد عهد نامه های خود گنجانده اند، دارای وجدان بیدار و فطرتی صلح طلب بوده اند و در غیر این صورت از تحریم جنگ و
صلح طلبی هیچ حرفی به میان نمی آمد و اثری نبود. اما جای این سؤال باقیست که چرا با وجود این صلح جویی های برگرفته از فطرت پاک بشریت باز بسیاری مواقع حقوق بشر پایمال شده و قواعد اصولی حقوق بین الملل زیر پای زور و قدرتها له می شود؟!

گفتار چهارم: انواع صلح
صلح از قدیمیترین آرمانهای بشری است و به دلیل اینکه از هر ارزش دیگری در معرض تهدید و مخاطره بوده است همواره تلاش انسان ها چه به لحاظ تئوریکی و چه به لحاظ عملی و راه حل های مقطعی نمایانگر گوشه هایی از فعالیت های انسانها برای رسیدن به صلح بوده است. اولین و مهمترین هدف در حال حاضر علیرغم اینکه جنگی بین کشورها وجود ندارد ولی ممکن است روابط صلح آمیزی بین کشوها وجود نداشته باشد و این به این معناست که معنای صلح در روابط بین الملل دچار تغییر و تحول شده است. در این بخش انواع صلح بطور مختصر جهت آشنایی با انواع واژگان همراه صلح، در ادبیات حقوقی و سیاسی جهان، توضیح داده می شود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه درموردسلسله مراتب، قیمت تمام شده، منابع سازمان، اجرای برنامه

بند اول: صلح سرد
افکار و ذهن هر انسانی پس از کشف آتش به عنوان پدیده سوزان در واکنش به کلمه سرد، از تقابل دو حرکت سرد و گرم حاصل می شود. ریشه صلح سرد در زیبایی تکامل صلح به روابط دو یا چند کشور منتهی می شود که پس از یک دوره جنگ و کشمکش با یکدیگر صلح کرده باشند، ولی بین آنها تفاهیم و دوستی برقرار نباشد. شایان ذکر است که اولین بار این اصطلاح سیاسی در خاورمیانه در سال 1985 میلادی برای بیان عدم وجود زندگی و دوستی در روابط دو کشور مصر و اسرائیل (غاصب) در ادبیات سیاسی به کار برده شده است. در مقابل صلح سرد می توان مترادف آنرا با عنوان جنگ سرد به کار برد که این واژه را برنارد باروخ، که دارای تخصص مالی بوده و نیز از سیاستمداران آمریکایی به شمار می رفت در سال 1947 میلادی، پس از حدود دو سال از پایان جنگ جهانی دوم بکار برد و سپس این کلمه به صورت تکرار توسط والتر لیپمن روزنامه نگار آن کشور در وضعیت تشدید وخامت و قدرت جهانی (غرب و شرق) آن را رسانه ای کرد و حدود چهار دهه این عنوان (جنگ سرد) بر فضای جهان حکم فرما بود تا این که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سابق، چهره آن کمرنگ و سرانجام بی رنگ شد.(رفیعی،1388،15)

بند دوم: صلح از طریق وحشت
صلح از طریق وحشت یا شبه جنگ مصادیقی از دوران جنگ سرد بود که از یک اختلاف و منازعه غیر نظامی که در آن تمام عوامل و ابزار سیاسی و استراتژی ارعاب متقابل حریفان دیگر به کار برده می شد.
سیاست اصولی مرتبط با آن عبارت بود از پرهیز از وقوع جنگ یا به عبارت ساده تر، احتراز از به کارگیری سلاح گرم بدون آن که آتش خصومت و تهدید و ارعاب خاموش شده باشد. (همان،17)

بند سوم: صلح الهی
صلح الهی کوششی بود در راه تنظیم مقررات جنگ که توسط شورای لاتران در سال 1905 تعمیم داده شد. این نهاد، غیر جنگجویان، کلیسائیان، کودکان، زنان، افراد بی سلاح، اموال متبرکه مانند اموال کلیسا و اموالی که از نظر اقتصادی مفیداست، مانند ابزار کشاورزی – محصولات کشاورزی، حیوانات اهلی باید از تعرض مصون می ماندند و حریم آنها حفظ می گردید.(پاول روبرت،1999،69)

بند چهارم: صلح پایدار
استقرار صلح پایدار و جلوگیری از جنگ، از قدیم الایام مورد توجه فلاسفه و متفکرین بزرگ بوده است و آنان در نوشته های خود در جهت تأسیس و ایجاد یک سازمان بین المللی که بتواند حافظ صلح و امنیت جهانی باشد ارائه کرده اند که عملاً با استقبال چندانی مواجه نگردیده است. در اوایل قرن نوزدهم افکار و نظریات متفکران و فلاسفه در زمینه تشکیل و تأسیس یک سازمان دائمی جهانی مورد توجه سیاستمداران قرار گرفت.
از نظر کانت یک نظام حقوقی مبتنی بر اخلاق از شرایط انکار ناپذیر تحقق صلح پایدار است و آن البته علت لازم است بدون این که علت کافی باشد.(پل پیلر،1983،19)امروزه هر تحلیل گر و محقق در خلوت نوشتار خود به این پرسش می رسد که آیا در طول تاریخ بشریت از آغازین تا کنون صلح پایدار در جوامع انسانی حکم فرما بوده است یا خیر؟! در جهان پر تلاطم امروزی به ویژه پس از جنگ سرد و تشکیل سازمان های بین المللی و نهادهای مردمی همه دم از صلح، امنیت، عدالت، حقوق بشر و…، می زنند در صورتی که در جهان صلح مسلح این گونه مفاهیم به صورت نقض آشکار در آمده است. فقط در سال 2008 میلادی هزاران انسان اعم از مرد و زن به ویژه کودکان در اقصی نقاط مختلف جهان به بهانه های مختلف به خاک و خون کشیده شده اند. اگر قراردادهای اجتماعی در سطوح مختلف دارای علامت و ارزش انسانی باشند، زمینه های صلح و صلح پایدار بین انسانها برقرار می شود.(رفیعی،1388،59)
چگونه انسان می تواند در دنیای پرتلاطم امروزی با این همه سلاح و فناوری تسلیحاتی به صلح، آن هم صلح پایدار برسد؟ مگر می شود به ذات سیاستمداران و مسئولین مسلح صلح که در پشت پرده شعارشان فتنه قدرت وجود دارد، رسید؟!

بند پنجم: صلح مسلح
صلح مسلح در تاریخ روابط بین الملل دوران ما بین سالهای 1871 تا1914 است. در این مدت دولت های اروپایی شدیداً به توسعه تسلیحاتی و رقابت میان خود می پردازند و علیرغم بحرانهای که هر یک به تنهایی می توانست آتش جنگ را در قاره اروپا برافروزد آتش جنگ تا سال 1914 آغاز نگردید. تا آن تاریخ اروپا، صلح شکننده در قالب اتحادیه ها و ضد اتحادیه ها را سپری کرد.
از منظر کلان و نیز دیدگاههای متفاوت منازعات کم شده و صلح گرم قبل از جنگ واقعی، واقع می شوند. پس از این منظر و نگاه بوده که صلح مسلح حالتی است حاکمان همراه با دولت هایشان بدون درگ
یری نظامی و فیزیکی، خود را برای یک جنگ و نبرد احتمالی آماده می کنند. از نگاه تاریخی این حالت به دوران عینی از تاریخ اروپا اطلاق می شود، که از سال 1871 میلادی، یعنی سال شکست کشور فرانسه از امپراتور آلمان تا سال 1914 میلادی که جنگ جهانی اول شروع شد و در این دوره زمانی چهار دهه و اندی هیچ گونه جنگ و درگیری بین دولتهای بزرگ اروپایی رخ نداد، اما کشور های بزرگ با توسعه نیروهای نظامی (ارتش) و شبه نظامی (مردمی) و نیز تجهیز زرادخانه جنگی خود را برای یک جنگ بزرگ آماده کردند. (همان،18)
آنچه که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته، صلح مسلح می باشد که خود به نظر اولین خطر برای برهم زدن صلح جهانیست ولی در حقوق بین الملل و مجامع جهانی متأسفانه بسیار کم عنوان شده و خطرات آن مورد بررسی قرار نگرفته است.

گفتار پنجم: راههای تحقق صلح از دیدگاه نظریه پردازان
1- نظریه توازن

دیدگاهتان را بنویسید