No category

تحقیق رایگان با موضوع اندازه شرکت، عدم اطمینان، ساختار مالکیت، تمرکز مالکیت

نرخ رشد نسبتاٌ بالایی را داشتند. او همچنین یافت که قبل از LIFO سطوح موجودی فیزیکی برای هر دو گروه یکسان است. شرکت هایی که روش LIFO داشته اند موجودی های نسبتاٌ بالاتری را دارند. ذخیره مالیات پیش بینی شده برای تعیین اهمیت LIFO و FIFO و همچنین طبقه بندی اندازه و صنعت پیدا شد.
زمیجوسکی و هاگرمن اظهار نمودند که بعید است مدیران هر کدام انتخاب حسابداری مستقلی از دیگران داشته باشند، بلکه تمام انتخابهای حسابداری بخشی از یک انتخاب استراتژی واحدی از حسابداری می باشند آنها چهار انتخاب حسابداری که در مقایسه سال ۱۹۷۹شان به کار برده اند را توسعه دادند. این انتخابها شامل روش های موجودی LIFO، استهلاک شتابدار،۱۱۵ITC معوق و استهلاک هزینه های خدمات گذشته برای دوره های کمتر از ۳۰ سال به عنوان انتخاب های افزاینده سود در نظر گرفتند این بدیل ها بر یک نمونه ۳۰۰ شرکت تجزیه و تحلیل گردید. متغیر های مستقل عبارتند از:
۱- اندازه شرکت
۲- ریسک سیستماتیک
۳- تمرکز سرمایه
۴- رقابت
۵- طرح پاداش مدیریت
۶- نزدیکی به فشارهای بدهی
اندازه شرکت از طریق فروش خالص اندازه گیری شده و نتایج تحقیق نشان می دهد که نسبت تمرکز سرمایه و طرح پاداش مدیریت همچنان که گمان می رفت با معنی بود. ریسک و تمرکز سرمایه در هیچ یک از آزمونها رابطه معنی دار نداشت.
زیرمن(۱۹۸۳)۱۱۶ داده های آماری را از صورتهای مالی منتشره با یک نرخ مالیات موثر محاسبه شده برای هر یک از شرکت ها در طول سالهای ۱۹۸۱-۱۹۴۷ که در دسترس بوده است را جمع آوری نمود نرخ های مالیات موثر به عنوان نسبت مالیاتهای شرکت های بزرگ (هزینه مالیات بر درآمد منهای تغییر در مالیات حقوق) به جریانهای نقدی عملیاتی یا سود قبل از کسر مالیات تعریف شده است. به کارگیری داده ها از پرونده های اطلاعات کامپیوتری صنایع، ۴۳۵۱۵ مشاهده در دسترس جمع آوری شده است.
یافته های وی فرضیه اندازه را اثبات می کند و نشان داده که کاهش انگیزه برای استفاده از سیستم مالیات موجب انتقال ثروت از این شرکت ها می شود. صنعت بازرگانی غیر عادی بوده و در طی ۳۵ سال، ۳۳ سال شرکتهای بازرگانی بزرگ نرخ مالیات پائین تر نسبت به شرکت های بازرگانی دیگر داشته اند.
این نتایج با این فرض است که شرکتهای بزرگ هزینه های سیاسی بالاتری ایجاد می کنند همچنین مطالعات حسابداری نشان داده است که شرکتهای بزرگ تجاری روشهای حسابداری انتخاب نمی کنند که سود گزارش شده را کاهش دهد. نتایج زیر از تحقیقات ریمرمن بدست آمده است:
۱- ارتباط بین اندازه شرکت و نرخ های مالیات در طول زمان با تمام صنایع یکنواخت نبود. برای مثال حساسیت سیاسی افزایش یافته شرکت های بزرگ نفتی در سال ۱۹۷۰ شگفت انگیز است. تولید کنندگان بی دوام بزرگ فقط در این اواخر مالیات بالاتری پرداخته اند و تولید کنندگان با ثبات بزرگ در یک نرخ بالاتری از مالیات در دهه ۱۹۵۰ و دهه ۱۹۶۰ بودند ولی در دهه ۱۹۷۰ نبوده اند. بنابراین اندازه شرکت(اندازه گیری از طریق فروش) یک مقیاس خوبی برای حساسیت سیاسی همچنان که به وسیله نرخ های مالیات موثر اندازه گیری شده است نیست.
۲- صنعت نفت و تغییرات قوانین مالیاتی در این صنعت دلایل عمده هستند که شرکت های بزرگ که دارای نرخ مالیات موثر بالاتری می باشند.
محققان حسابداری اندازه شرکت را برای تعیین اندازه سیاسی به کار می برند و بنابراین انگیزه مدیران به انتخاب روشهای حسابداری کاهنده سود بیشتر می باشد.
چندین مطالعه در ارتباط با انتخاب های روش حسابداری با تمرکز مالکیت شرکت انجام شده که فرض می کنند در زمان پراکندگی مالکیت، مدیران احتیاط زیادی در انتخاب روش های حسابداری دارند. نایهوس(۱۹۸۹)۱۱۷ نیز مباحث تئوریکی ارتباط بین ساختار مالکیت و انتخاب روش موجودی را بررسی نمود و از طریق آزمونهای تجربی اعتبار این مباحث را بالا برد. ارتباط بین ساختار مالکیت و انتخاب های حسابداری مالی مبتنی بر دو فرضیه می باشد:
۱- تضاد منافع بین مدیران و سهامداران ناشی از انتخاب روش حسابداری و ۲- ساختار مالکیت شرکت به عنوان بخشی از حل تضاد انگیزش های انتخاب های حسابداری می باشد.
انتخاب روش حسابداری یک نمونه خوبی از اینکه چطور مدیران و سهامداران می توانند تضاد منافع مطابق با حسابداری مالی داشته باشند، می باشد. انتخاب روش موجودی متفاوت از انتخاب های روش حسابداری دیگر، به خاطر رویه یکنواختی به IRS بر LIFO گذاشته است می باشد. اگر یک شرکت LIFO را برای اهداف مالیاتی به کار ببرد، بایستی برای گزارشگری مالی نیز باشد.اگر LIFO وش حداقل کننده مالیات است، پس سهامداران احتمالاٌ ترجیح می دهند که LIFO را به کار گیرند.
بنابراین اگر کمیته های پاداش تعدیلی برای روش حسابداری انتخاب نکنند، پس یک همبستگی مثبتی احتمالاٌ بین پاداش مدیریت و سود گزارش شده وجود دارد در نتیجه مدیران یک انگیزه برای انتخاب روش حسابداری موجودی افزاینده سود(FIFO) دارند. و یک تضاد منافع در صورتیکه LIFO روش حداقل کننده مالیات انتخاب شود، ایجاد خواهد شد.
چندین فرضیه در ارتباط با حل مشکلات انگیزشی برای ساختار مالکیت وجود دارد. نخست همچنان که تمرکز مالکیت افزایش می یابد. این افراد انگیزش بالاتری برای کنترل مدیران خواهند داشت. در نتیجه احتمالاٌ اختیار مدیریت کاهش می یابد و بالتبع تمرکز مالکیت افزایش می یابد. دوم سطوح بالای مالکیت مدیریتی موجب ایجاد مشکل برای خارج از سازمان جهت به نظم درآوردن مدیران می شود. در نتیجه اختیار مدیریت افزایش می یابد.
نایهوس برای آزمون مبانی تئوریکی مذکور ۴۵۶ شرکت به عنوان نمونه انتخاب کرد که سهامداران هر شرکت به یکی از دو مقوله بیرونی یا مدیریت طبقه بندی شدند او هم تجزیه و تحلیل یک متغیر و هم آزمون کای دو و تجزیه و تحلیل چند متغیره مدل لاجیت برای تست متغیر های زیر بکار برد:

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   با ۳ ایرلاین ملی هند، کره و کانادا واسه ایجاد پرواز مستقیم به ایران گفتگو شد

OUT CON درصد مالکیت بیرونی با پنج نفر از بیشترین صاحبان سهام
MGR درصد مالکیت مدیران با پنج نفر از بیشترین صاحبان سهام
ASSETS ارزش دفتری خالص دارائی ها
LEV ترزش دفتری بدهی بر ارزش دفتری سرمایه
INVVAR همبستگی انحراف در موجودیهای پایان دوره
هر جند پاداش مدیران رابطه مثبتی با سود گزارش شده دارد، مدیران روش FIFO را ترجیح می دهند. نتیجتاٌ مدیران و سهامداران می توانند تضاد منافع زمانی که LIFO روش حداقل کردن مالیات است داشته باشند یافته های نایهوس این بود که تمرکز مالکیت بیرونی موجب افزایش احتمال استفاده از روش LIFO را نشان می دهد. زمانی که مالکیت مدیریتی زیاد بود، احتمال استفاده از روش LIFO به طور مثبت با مالکیت مدیریتی در ارتباط می باشد.
لینداهل (۱۹۸۹)۱۱۸ یک مدل زنجیره ای مارکوپویا از پروسه تغییرات روشهای موجودی بکار برد. او از تجزیه و تحلیل یک متغیره و پویا از تغییرات روشهای موجودی بر سودآوری و همچنین تفاوت تغییر به روش LIFO و تغییر به روش FIFO را تست نمود. او متغیر های زیادی را در مدلهای برآوردی از تغییر حسابداری موجودی بکار برده است:
۱- فاکتور قیمت
۲- ثبات
۳- نابابی
۴- زیان مالیات
۵- بهای تمام شده اصلاح شده
۶- تعهدات قراردادی
۷- اندازه مرتبط با موجودی
۸- نسبت گردش
۹- صنعت
۱۰- نرخ تنزیل و
۱۱- شرایط اقتصاد خرد
تعداد نمونه انتخابی در مدل تجزیه و تحلیل یک متغییره ۴۸۸ شرکت و برای مدل پویا ۱۰۳۳ شرکت بود.
داپوچ و پینکاس(۱۹۸۸)۱۱۹ مشخصات سیستماتیک متفاوت از ارقام حسابداری شرکت به روش LIFO و FIFO برای کسب شواهد بیشتر بر جنبه های مالیاتی انتخاب روشهای حسابداری موجودی کالا را تشریح نمود. این مشخصات نسبت موجودی کالا بر بهای تمام شده کالای فروش رفته و ذخیره مالیات هستند. آنها این شمخصات را برای ارقام سالانه گزارش شده و گزارشهای دیگر ارزیابی نمودند. نمونه شان شامل ۲۹ شرکت LIFO و ۱۰۲ شرکت FIFO که برای مدت زیادی استفاده کرده اند و ۷۰ شرکت که از FIFO به LIFO تغییر روش داده اند می باشد. آنها از آزمون من ویتنی ناپارامتریک استفاده نمودند. نتایج نشان می دهد که بین ذخیره مالیات با انتخاب موجودی ارتباط وجود دارد.
لی و پتروزی(۱۹۸۹)۱۲۰ یک مدل زمانی برای LIFO تحت شرایط عدم اطمینان را آزمون کردند. آنها فرض کردند که شرکت های LIFO برای جلوگیری از ذخیره مالیات در زمانی که شرایط عدم اطمینان هست ، روش بهینه می باشد. ذخیره مالیات جاری به عنوان تفاوت بهای تمام شده کالای فروش رفته و نرخ حاشیه مالیات برآورده شده است. چهار متغیر برای درجه عدم اطمینان به کار گرفته شده است:
۱- نوسان پذیری تاوت های بهای تمام شده کالای فروش رفته
۲- تکرار نقدینگی موجودی کالا
۳- تمرکز نقدینگی موجودی کالا
۴- نوسان موجودی کالا
آنها روش های آزمون ویلکاکسون و من ویتنی برای یک نمونه ۳۶۳ شرکت(۲۰۶ شرکت LIFO و ۱۵۷ شرکت FIFO ) به کار بردند. آنها یافتند که ذخایر مالیات برای شرکتهای LIFO در سالهای تغییر بسیار زیادتر از سالهای قبل و بعد از آن بوده است. همچنین آنها شواهدی یافتند که پذیرش LIFO به طور چشمگیری عدم اطمینان کمتری در ذخیره مالیات اگر به LIFO تغییر روش دهند نسبت به شرکت هایی که تغییر نمی دهند دارد.
در حسابداری به روش LIFO شرکت های بزرگ تر تمایل بیشتری به تغییر دارند اما در مورد FIFO هزینه پائین تر حسابداری روش FIFO اثر این تغییر را جبران می کند. در سطح کلان از طریق ENP یک محدودیت در صنعت شرکت وجود دارد پذیرش LIFO نسبت به FIFO بیشتر بوده و همبستگی تغییر به حالت LIFO با اهمیت بود. اثر تغییرات قیمت همانگونه که انتظار می رفت با اهمیت بود.
کاشینگ ولکلر(۱۹۹۲) در مطالعاتشان شواهدی بر فاکتورهای موثر بر سیاست انتخاب روش حسابداری موجودی کالا پیدا نمودند. وی نمونه تحقیق اش را از بانک های اطلاعات کامپیوتری استفاده کرد که روش FIFO یا LIFO را برای تمام موجودیها در طول دوره ۱۹۸۴-۱۹۷۵ را به کار می بردند. نمونه شرکت هایی که FIFO را به کار می بردند ۱۷۵ شرکت و در ۳۹ صنعت و ۴۸ شرکت LIFO در ۱۸ صنعت نشان داده شده است. بزرگترین دسته شرکت های FIFO در ماشینهای الکترونیکی(۳۱ شرکت)، وسایل نقلیه (۱۷ شرکت) و شیمیایی (۱۲شرکت) می باشد.
از میان شرکت های FIFO، شش شرکت در صنعت تولیدات محصولات فلزی،پنج شرکت در صنعت ماشین و چهار شرکت نیز طبقه بندی صنعتی ندارند. متغییر های به کار برده شده برای آزمون انتخاب موجودی عبارتند از:
۱- ذخیره مالیات برآوردی
۲- اهمیت موجودی
۳- میانگین زیان مالیاتی انتقالی به دوره بعد
۴- تغییر پذیری موجودی
۵- نابابی موجودی
۶- اندازه شرکت
۷- اهرم
۸- نسبت جاری
و در تجزیه و تحلیل شان از آزمون کای دو یک متغییره و تجزیه و تحلیل چندگانه استفاده کردند.
ذخایر مالیات برآوردی مطابق با LIFO به جای FIFO مستقیماٌ متناسب با تفاوت بین بهای

دیدگاهتان را بنویسید