پایان نامه ها و مقالات

منبع مقاله با موضوع جاثلیق:

دانلود پایان نامه

است که فرد عیناً در استدلال خود بر امام استفاده می‌کردند لذا حضرت با به‌دست گرفتن ابتکار عمل سعی می‌کردند با همان حد وسط برعلیه خودش استدلال کنند تا اینکه بر آن شخص پیروز شوند مانند آنجا که حضرت با راس الجالوت درباره نبوت حضرت موسی از این شیوه استفاده می‌کنند.
امام فرمود: اى رأس الجالوت، از تو در باره پیامبرت موسى بن عمران مى‏پرسم، گفت: بفرمائید، فرمود: چه دلیلى بر نبوّت موسى هست؟
مرد یهودى گفت: معجزاتى آورد که انبیاى پیشین نیاورده بودند
امام فرمود: مثل چه چیز؟
گفت: مثل شکافتن دریا و تبدیل کردن عصا به مار و ضربه زدن به سنگ و روان شدن چند چشمه از آن، ید بیضاء و نیز آیات و نشانه‏هایى که دیگران قدرت بر آن نداشتند و ندارند، امام فرمود: در مورد اینکه دلیل موسى بر حقّانیّت دعوتش این بود که کارى کرد که دیگران نتوانستند انجام دهند، درست مى‏گویى، حال، هر کس که ادّعاى نبوّت کند سپس کارى انجام دهد که دیگران قادر به انجام آن نباشند آیا تصدیقش بر شما واجب نیست؟
گفت: نه، زیرا موسى به خاطر قرب و منزلتش نزد خداوند، نظیر نداشت و هر کس که ادّعاى نبوّت کند، بر ما واجب نیست که به او ایمان بیاوریم، مگر اینکه معجزاتى مثل معجزات موسى داشته باشد، امام فرمود: پس چگونه به انبیائى که قبل از موسى علیه‌السّلام بودند ایمان دارید و حال آن‌که آنان دریا را نشکافتند و از سنگ، دوازده چشمه ایجاد نکردند، و مثل موسى «یدبیضاء» نداشتند، و عصا را به مار تبدیل نکردند، یهودى گفت: من که گفتم، هر گاه براى اثبات نبوّتشان معجزاتى بیاورند- هر چند غیر از معجزات موسى باشد- تصدیقشان واجب است.
امام فرمود: پس چرا به عیسى‌بن مریم ایمان نمى‏آورى؟ با این‌که او مرده زنده مى‏کرد و افراد نابینا و مبتلا به پیسى را شفا مى‏داد و از گل؛ پرنده‏اى گلى مى‏ساخت و در آن مى‏دمید و آن مجسّمه گلى به اذن خداوند به پرنده‏اى زنده تبدیل مى‏شد؟
رأس الجالوت گفت: مى‏گویند که او این کارها را انجام مى‏داد، ولى ما ندیده‏ایم،
امام فرمود: آیا معجزات موسى را دیده‏اى؟ آیا اخبار این معجزات از طریق افراد قابل اطمینان به شما نرسیده است؟
گفت: بله، همین طور است،
امام فرمود: بسیار خوب، همچنین در باره معجزات عیسى اخبار متواتر براى شما نقل شده، پس چرا موسى را تصدیق کردید و به او ایمان آوردید ولى به عیسى ایمان نیاوردید؟
مرد یهودى جوابى نداد.
و همچنین درباره زرتشت با هربز اکبر از همین شیوه استفاده می‌کند.
4. روش اقرار گیری به مطالب بیان شده
یکی از روش های مورد استفاده حضرت رضا درمناظرات، اقرار گرفتن از طرف مقابل بر ادعا های به حقی است که موردقبول او بوده وبعضا درکتابهای اهل کتاب نیز یافت میشد مانند مناظره حضرت بااهل ادیان دیگر که بارها در این مناظره امام ابتدا از فرد مقابل نسبت به موضوعی که قرار است پایه استدلال قرار بگیرد اعتراف می گیرد؛ مانند این بخش از مناظره حضرت باجاثلیق:
«امام: تو را سوگند می دهم آیا در انجیل این هست که یوحنا گفته: «مسیح مرا از آیین محمد عربی خبر داد و به من مژده داد که پس از او محمد می‌آید، من هم این مژده را به حواریون دادم و آن ها به محمد ایمان آوردند»؟
جاثلیق: یوحنا به نبوت مردی و نیز به خاندان و وصی او مژده داده، ولی روشن ننموده که او چه موقعی ظهور می کند و نام آن ها را بیان نکرده است.
امام: اگر کسی را بیاوریم که نام محمد و خاندان و پیروانش را از انجیل بخواند به او ایمان می‌آوری؟
جاثلیق: آری، ایمان محکم.
… سپس امام نام محمد و خاندان و پیروانش را از انجیل قرائت کرد.
… جاثلیق: آنچه را وجودش در انجیل برایم ثابت و روشن شد انکار نمی کنم و به آن اعتراف دارم.»
امام در جای دیگر نسبت به تصدیق بیان یوحنای دیلمی در مورد بشارت به نبوت پیامبر اسلام اقرار می‌گیرد. همین شیوه در مناظره با رأس الجالوت- بزرگ علمای یهود- و بزرگ علمای زرتشت نیز بارها تکرار شد. اقرار بر یک مطلب، از جمله مواردی است که می تواند شخص مخاطب را در ادامه بحث، دچار تناقض گویی نماید. این مسئله موجب می شود تا در ناظران بحث، این فکر ایجاد شود که اعتقادات فرد مناظره‌کننده چندان هم بر پایه تعقل استوار نبوده، او استدلال‌های محکمی در برابر این اشکالات ندارد؛ یعنی اصلی که در مناظرات دارای مخاطبان عام مورد توجه دو طرف است؛ که همان اقناع ناظران بحث می‌باشد. مانند اتفاقی که برای جاثلیق در سؤال از قابل اطمینان بودن قول چهار نفر از دانشمندان بزرگ مسیحیت؛ یعنی لوقا، یوحنا، متی و مرقابوس رخ می‌دهد. او ابتدا قول آنان را نافذ می‌داند، اما کمی جلوتر آنان را به دروغ بستن بر حضرت عیسی (ع)متهم می‌کند.
«امام: گواهی این چهار نفر نزد تو چگونه است؟»
جاثلیق: گواهی آن‌ها نافذ است. اینان دانشمندان انجیل اند و به هرچه گواهی دهند حق است.

… امام: در مورد گواهی لوقا و مرقابوس و متی درباره نسبت عیسی چه نظری داری؟
جاثلیق: آن ها بر عیسی دروغ بسته اند.
امام: مردم! آیا او هم اکنون آن ها را ستایش نکرد و گواهی نداد که آن ها از دانشمندان انجیل اند و گفته آن ها حق است؟»
نکته قابل توجه در همه موارد، اشاره آن حضرت به کتاب های تورات و انجیل و اقرار گرفتن از متن این دو کتاب در مناظره با بزرگ نصارا و یهود است که تسلط امام را بر تورات و انجیل نشان می دهد؛ یعنی همان چیزی که آن حضرت پیش از آغاز مناظره به نوفلی وعده داده بود.
5.وارد کردن اتهام
از مطالب جالبی که دربعضی ازمناظرات اتفاق می‌افتاده، استفاده امام رضا (ع)از شیوه اتهام وارد کردن است. در این شیوه شخص مناظره‌کننده به ظاهر با وارد کردن اتهام، شخص مخاطب را برمی‌انگیزاند تا نسبت به تهمت ایراد شده عکس‌العمل نشان دهد. او نیز که احساس می‌کند حربه خوبی را یافته، دلایل محکمی در رد خصم خود دارد با قدرت وارد میدان می شود و می کوشد با رد این تهمت، مخاطب خود را محکوم کند؛ اما بعد از مدتی با تغییر یافتن ناگهانی شکل بحث و طرح آن روی سکه، او درمی یابد که این اتهام تنها دامی برای گرفتن اعتراف از او در جهت رد عقیده دیگری بوده است.

«امام فرمود:… تنها عیبی که عیسای شما داشت این بود که او مردی ضعیف و ناتوان بود و روزه کم می‌گرفت و نماز کم می خواند.
جاثلیق: علم خود را تباه کردی و ناتوانی خود را از نظر علمی آشکار نمودی. من پیش از این سخن فکر می کردم که شما داناترین مسلمانان هستی؟… او هیچ روزی را افطار نکرد و هیچ شبی را نخوابید. او همه روزها روزه و همه شب ها را مشغول عبادت بود.
امام: بنابراین، او که به عقیده شما خداست، برای چه کسی آن همه روزه می گرفت و نماز می خواند؟
جاثلیق از پاسخ امام فرو ماند.»
نکته جالب در این جمله آن است که امام نمی گوید حضرت عیسی این گونه بوده، بلکه می فرماید عیسای شما این گونه بوده است.
6. روش افشای حقایق
یکی ازمهم‌ترین شیوه‌هایی که حضرت درمناظرات خود به کار می بردند روش افشای حقایق بودکه حضرت با استقاده از موقعیت علمی و سیاسی خود اقدام به افشای حقایقی می‌نمود که مورد قبول خود شخص مقابل واقع می افتاد. لذا درمجلسی که مأمون به قصد درماندگی حضرت تشکیل داده درپاسخ به سئوال یحیی بن ضحاک که پرسیدبود شما چگونه ادّعاى امامت مى‏کنید براى کسى که امامت نکرد، و رها مى‏کنید کسى را که امامت کرد و مردم هم به امامت او رضایت دادند؟چنان جوابی دادند که همه را مفتضح کردند.
امام فرمود: اى یحیى، نظرت در باره کسى که تصدیق‏کننده فردى است که او خود را تکذیب کرده چیست، و آن‌که تکذیب‏کننده کسى است که خود را راستگو مى‏داند، بگو ببینم کدام یک از این دو حقّ و درستکارند و به حقیقت رسیده‏اند، و کدام یک از آن دو باطل و خطا کارند؟
یحیى ساکت ماند،
مأمون به او گفت: پاسخ بده!
گفت: اى أمیر المؤمنین مرا از پاسخ این پرسش معاف بفرمایید.
مأمون گفت: اى أبو الحسن براى ما مقصود خود را از این پرسش بیان فرمایید.
امام فرمود: یحیى چاره‏اى ندارد جز این‌که خبر دهد از رهبران او کدام یک خود را تکذیب کردند و کدام یک تصدیق نمودند؟ و اگر فکر مى‏کند که آنان تکذیب کردند پس کذّاب شایسته امامت نیست، و اگر مى‏پندارد که ایشان تصدیق کردند، پس از جمله ‏ایشان اوّلى است که گفته است: من بر شما ولایت یافتم ولى بهترین شما نیستم، و آن‌که پس از وى بود درباره‏اش گوید که بیعت با خلیفه أوّل اشتباه و خطا بود، هر که بمانند این کار را پس از آن تکرار کند او را بکشید، قسم بخدا نپسندید و راضى نبود براى فردى که عمل ایشان را تکرار نماید مگر به قتل و کشته شدن! پس آنکه بهترین مردم نیست- در حالى که بهترى وجود ندارد مگر به صفات و ویژگی‌هایى که یکى از آنها علم است و یکى جهاد و کوشش و دیگر فضائل و آنها در او نبود- و هر کس بیعت با او به امامت؛ لغزش و اشتباه باشد که موجب کشتن کسى باشد که مانند آن را ترک نماید، چطور امامت چنین فردى براى دیگران مورد قبول باشد و وضع او این باشد؟ آنگاه خود او روى منبر گفت: مرا شیطانى است که بر من عارض مى‏شود هر گاه او از طریق مستقیم مرا به کجى کشانید شما مردم مرا براه راست آورید، هر گاه خطائى از من سر زد مرا راهنمایى کنید، بنا بر این اینان بنا به قول خودشان امام نیستند، چه صادق باشند چه کاذب! یحیى دیگر هیچ پاسخى براى گفتن نداشت. پس مأمون از کلام آن حضرت شگفت زده شده و گفت: اى أبو الحسن در روى زمین کسى نیست که این طور نیکو سخن گوید جز شخص شما! .
7. روش تمثیل وتشبیه

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   جنگ جهانی دوم

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

باتوجه به مهارت حضرت در پاسخ گویی به شبهات گاهی مواقع فهم مطلب برای فرد مقابل چنان سخت ودشوار بود که از حضرت توضیح بیشتری میخواستند مانند عمران صائبی که دربیشتر مواقع حضرت برای او بیشتر توضیح میدادند وبرای اینکه مطلب ربهتر به فهماند به تمثیل وتشبیه معقولات به محسوسات پناه می‌بردند. مانند:
عمران پرسید: آیا مگر این طور نیست که قبل از آفرینش ساکت بوده، سپس به نطق آمده است؟
حضرت فرمودند: سکوت در جایى معنى دارد که قبلا نطقى در بین باشد، به عنوان مثال، در مورد چراغ «ساکت» گفته نمى‏شود.
و نیز در مورد کار چراغ، گفته نمى‏شود: «چراغ درخشید»، زیرا «نور» و «درخشش»، «کار» و «وجود» ى از چراغ نیستند بلکه چیزى جز چراغ نیستند و فعل چراغ محسوب نمیشوند و خود چیزى جز نور نیستند، پس هنگامى که ما را روشنى مى‏بخشد، گوئیم از براى ما روشن شد و ما روشنى جستیم، و تو به آن روشنى امر خود را مى‏یابى، در کار خویش بینا میگردى.
عمران گفت: من گمان مى‏کردم، خالق با آفریدن مخلوقات و تغییرى که در کارش ایجاد مى‏شود از حالت خود دگرگون مى‏گردد، حضرت فرمودند:
سخن محالى گفتى که موجود تغییر مى‏کند، مگر اینکه چیزى آن را تغییر دهد، آیا دیده‏اى که تغییر آتش آن را تغییر دهد؟ یا تا حال دیده‏اى که حرارت خودش را بسوزاند؟ یا هیچ دیده‏اى که شخص بینا، بینائى خود را ببیند؟
عمران گفت: نه، ندیده‏ام، حال بفرمائید آیا او در مخلوقات است یا مخلوقات در اویند؟ حضرت فرمودند: او برتر از این حرف‌هاست، نه او در مخلوقات است و نه مخلوقات در اویند، والاتر و برتر از این حالت است، حال به حول و قوّه الهى برایت توضیح خواهم داد، بگو ببینم آیا تو در آینه هستى یا آینه در تو؟ اگر هیچ کدام در دیگرى نیستید چگونه خودت را در آینه مى‏بینى؟
گفت، توسّط نورى که بین من و آن هست، حضرت فرمودند: آیا آن نور را- بیشتر از آنچه در چشم خود مى‏بینى- در آینه مى‏بینى؟ گفت: بله، حضرت فرمودند: به ما نشانش بده، عمران جوابى نداد.
دراین مناظره نیز حضرت برای آنکه بتواند فهم مطالب را برای عمران صائبی ممکن سازد بااستفاده از تشبیه مفاهیم عقلی به امورد قابل فهم وموردقبول دیگران، به شکل دیگری از روش جدلی دراین مناظره بهره برده اند.

چکیده
روش جدلی که بسیار زیاد در مناظرات اهل بیت حائز اهمیت بوده یکی از روشهائی است که بیش از روش‌های دیگر در مناظرات امام صادق و امام رضا مورد استفاده قرار می‌گرفت روش مناظره به همان شیوه‌ای که خصم شروع به مناظره می نمود و استفاده از مقدمات مشهور و مسلم در مناظره برای اسکات و متحیر کردن طرف مقابل از جمله روش‌هائی است که در مناظره خود استفاده کرده و بهره می‌بردند حضرت امام صادق و امام رضا علیهما السلام در روش جدلی خود از شیوه های متفاوتی استفاده می نمودند گاهی از روش‌های نقدی به نقد آراء طرف مقابل در اعتقادات یا برداشت های روائی و قرآنی او می پرداختندگاهی به نقل اخبار وآیات وتفسیر درست آن‌ها که مورد قبول آن‌ها بود می‌پرداختند و گاهی تشبیه و تمثیل و گاهی از پرسش های متحیر‌کننده و گاهی به افشای حقائق و بیان اموری که حتی خود فرد مقابل پنهان می کرد و گاهی به روش اعتراف گیری متوسل شده و به مناظره با دیگران می پرداختند.

بخش چهارم:جایگاه روش های
تجربی وجدانی در پاسخ به شبهات کلامی مناظرات امام صادق و امام رضا(علیهماالسلام)
فصل اول: مؤلفه های روش تجربی ووجدانی

دیدگاهتان را بنویسید