پایان نامه ها و مقالات

منبع مقاله با موضوع جدلی

دانلود پایان نامه

آن را کم می‌کند حضرت به او فرمودند: مادرت به عزایت بنشیند! تو کتاب خدا را نفهمیده‏اى، مگر نشنیده‏اى که خداى عزّ و جلّ مى‏فرماید: «خدا فقط کار پرهیزکاران را مى‏پذیرد- مائده: 31»؟ یقیناً چون دو نان دزدیدى به دو گناه دچار گشتى و جهت سرقت دو انار هم دو گناه دیگر، و چون مال مردم را به جاى این‌که به خودشان بازگردانى بدون رضایت آنان به دیگرى دادى، بى‏شکّ چهار گناه بر آن افزودى و چهل حسنه به چهار گناه نیفزودى!!
دوم:درمناظره دیگری که حضرت با ابوحنیفه داشتند بعدازپرسش از امورفقهی از او می پرسند: بگو ببینم خداوند در آیه‏اى که خطاب به موسى و هارون هنگام بعثتشان به فرعون فرمود: «شاید که پند پذیرد یا بترسد» این «لعلّ» به نظر تو شکّ است؟
گفت: آرى.
فرمود: و آن از جانب خدا شکّ بود که گفت: «شاید»؟ أبو حنیفه گفت: نمى‏دانم.
حضرت فرمود: تو پندارى بر اساس کتاب خدا فتوا مى‏دهى در حالى که از أهل آن نیستى، و پندارى که صاحب قیاسى، حال اینکه نخست فرد قیاس‌گر ابلیس ملعون بود، و دین اسلام بر پایه قیاس بنا نشده، و پندارى تو صاحب رأى و نظرى و تنها رأى رسول خدا صلّى‌اللَّه علیه و آله صواب و درست است، و جز آن خطاب و نادرست مى‏باشد، زیرا خداوند متعال فرموده: «پس میان آنان بدان چه خداوند نشانت داده حکم کن»، و این را به غیر او نفرمود، و پندارى که تو صاحب حدود مى‏باشى، و کسى که قرآن بر او نازل شده شایسته‏تر است به علم حدود از تو، و پندارى که تو عالم به مبعث انبیاء مى‏باشى، و خود خاتم الأنبیاء بیش از تو بدان‌ها واقف است، و اگر نبود که مى‏گفتند: بر زاده رسول خدا وارد شد و از او سؤالى نکرد از تو هیچ نمى‏پرسیدم، قیاس کن اگر أهل قیاسى.


برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

أبو حنیفه گفت: دیگر بعد از این مجلس به رأى و قیاس در دین خدا کلامى نگویم.
فرمود: هرگز، بى‏شکّ حبّ ریاست تو را رها نخواهد ساخت، همان‌طور که پیشینیان تو را رها نساخت.
سوم: درحدیث ابن خضیب آمده که بعد از این‌که ابن ابی لیلا را خدمت حضرت صادق علیه‌السلام آوردم وحضرت به اوفرمود: آیا این خبر از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله به‌ تو رسیده که فرمود: «در قضا و داورى علىّ از همه شما بالاتر است»؟
گفت: آرى.
فرمود: پس چطور به‌غیر قضاى على علیه‌السّلام داورى مى‏کنى با این‌که این خبر به‌تو رسیده؟
راوى گوید: با شنیدن این کلام رنگ رخسار ابن ابى لیلى زرد شده و به ‌من گفت:
رفیق دیگرى براى خود بگیر، که به‌خدا دیگر تا ابد با تو حرف نخواهم زد!.
7 . روش افشای حقایق
یکی دیگر از جمله روش‌های جدّی که باعث اسکات خصم در مجادله می‌شود بیان حقایقی است که دانستن آن‌ها و بیان آن‌ها آب پاکی را برروی دست مخالف می‌ریزد و او را به کلی ساکت می کند.
اول . و از آن حضرت- صلوات خدا بر او باد- نقل است که فرمود: هیچ فردى از ما نیست جز آن‌که دشمنى در میان خانواده‏اش دارد.
یکى گفت: مگر اولاد امام حسن حقّ را نمى‏شناسند؟
فرمود: مى‏شناسند ولى حسد مانعشان مى‏شود.
دوم . از أبو بصیر نقل است که گفت: از امام صادق علیه السّلام در باره آیه مبارکه:
«سپس [این کتاب‏] را به کسانى از بندگانمان که برگزیدیم میراث دادیم [پس، از آنان برخى بر خود ستمکار بودند، و برخى میانه‌رو، و از ایشان برخى به خواست و فرمان خدا به نیکی‌ها پیشى‏گیرنده‏اند. این است فزونى و بخشش بزرگ‏] » ، پرسیدم، فرمود: نظر تو چیست؟ گفتم: بندگان برگزیده فقط اولاد حضرت فاطمه علیها السّلام مى‏باشند.
فرمود: امّا آن گروه از اولاد حضرت فاطمه علیها‌السّلام که دست به شمشیر برده و به گمراهى مردم را به سوى خود مى‏خوانند یا دیگر مردمان مشمول این آیه نمى‏شوند.
عرض کردم: تکلیف کسانى که داخل این جماعت می‌شوند چیست؟ فرمود: مراد از ستمکار به خود کسى است که مردم را نه به گمراهى مى‏خواند و نه به هدایت دعوت مى‏کند، و «مقتصد» از ما أهل بیت کسى است که حقّ امام را نیک مى‏شناسد، و «سبقت‏گیرنده به نیکی‌ها» خود شخص امام است.
سوم. از ابن أبى یعفور (که از حواریون حضرت است) نقل شده که گفت: روزى من با معلّى بن خنیس به حسن بن حسن بن علىّ بن أبى طالب برخوردیم او به‌من گفت:
اى یهودى، بگو بدانم جعفر بن محمّد دربارهء ما چه مى‏گوید؟
پس آن حضرت فرمود: به‌خدا که او به یهودى شایسته‏تر از شما دو نفر است، یهودى کسى است که شراب مى‏نوشد!!!.
8 . روش تعلیمی
با آن‌که حضرت در مناظرات خود درگیر پاسخ‌گویی به پرسش‌های بسیار زیادی که ازطرف زنادقه و غلات و دیگر فرق مطرح می‌شد داشتند ولی با این اوضاع از امر شاگرد‌پروری غافل نبودند و در بسیاری از جاها آن‌ها را امر به مناظره و بیان اشکالات آن‌ها در مناظره می‌ کردند.
از جمله آن مناظرات دعوت حضرت از شاگردان خود به مناظره با آن مرد شامی است که پس از این‌که اورا محکوم می‌کنند به شاگردان خود دستور به مناظره با او می‌کند و در پایان می‌فرمایند.
سپس امام صادق علیه‌السّلام رو به حمران کرده و فرمود: تو سخنت را دنبال حدیث مى‏برى (سخنانت مربوط است) و به حقّ مى‏رسى، و به هشام بن‌سام متوجّه شده و فرمود: تو در پى حدیث مى‏گردى ولى قدرت تشخیص ندارى (قصد دارى مربوط سخن بگوئى ولى نمى‏توانى)، پس رو به احوال نموده و فرمود: تو بسیار قیاس مى‏کنى، از موضوع خارج مى‏شوى، مطلبى باطل را به باطلى ردّ مى‏کنى و باطل تو روشن‌تر است.
سپس رو به قیس ماصر کرده و فرمود: سخن تو به‌گونه‏اى است که هر چه خواهى به حدیث پیامبر نزدیک‌تر باشد دورتر شود حقّ را به باطل مى‏آمیزى با آن‌که حقّ اندک از باطل بسیار بى‏نیاز مى‏کند، تو و احول از شاخه‏اى به شاخه‏اى مى‏پرید و با مهارتید.
یونس گوید: به‌خدا من فکر مى‏کردم آن حضرت نسبت به هشام همتاى آن‌چه در باره آن دو گفت مى‏فرماید، ولى فرمود: اى هشام تو به هر دو پا به زمین نمى‏خورى (یعنى طورى که جوابى برایت نباشد) تا خواهى بزمین برسى پرواز مى‏کنى (یعنى به‌محض شکست خود را نجات مى‏دهى)، همچو تویى باید با مردم سخن بگوید، خود را از لغزش نگه‌دار، شفاعت ما در پى آن- به خواست خداوند- مى‏آید .
9. روش تقیه‌ای:
بعد از این‌که بنی‌عباس افسار حکومت را به‌دست گرفتند بنا به سیاست‌های که وجود داشت شیعیان تحت آزار واذیت و فشارهای حکومتی قرار گرفتند لذا بهترین شیوه برای حفظ حقایق چیزی به‌جز روش تقیه‌ای نبود روشی که در آن امام بنابر مصالحی مجبور به کتمان بعضی از حقایق است و در برخی موارد به صورت اشاره وار به حقیقت اشاره نموده ومردم را راهنمایی می‌کردند. مانند:
زنی به نام ام خالد که فرماندار مدینه به نام یوسف بن عمر زمینی را به او بخشیده بود، در خانۀ امام صادق آمد و اجازه ورود خواست. ابوبصیر می‌گوید: ‌امام صادق به من فرمود:‌ دوست داری سخن او را بشنوی؟ گفتم:‌ آری. گفت:‌اکنون که چنین است اجازه ورود به او بده. آنگاه فرمود ای ابوبصیر تو بر روی فرشی که من نشسته‌ام بنشین به نشانه این که تو از نزدیکان من هستی. زن وارد شد و سخن گفت و زن سخنوری بود، از امام صادق درباره دو نفر پرسید. امام فرمود: آنان را دوست بدار. زن گفت:‌ من هرگاه به سوی خدا رفتم بگویم که تو مرا به دوستی آن‌ها امر کرده‌ای؟
حضرت فرمود: بلی.
آنگا
ه زن گفت: این مردی که در کنار شما بر روی فرش مخصوص نشسته به من می‌گوید از آن‌ها بیزاری بجویم ولی کثیر نوّا (زیدی مذهب بوده) مرا به دوستی آن‌ها دعوت می‌کند. کدام یک از آن‌ها نزد تو عزیزترند و آن‌ها را بیشتر دوست داری؟ حضرت فرمود: ابوبصیر پیش من عزیزتر از کثیر نوّا و یاران اوست .
در این مناظره حضرت درابتدا آن زن را به معتقدات خود که موردقبول خوداو می باشند ملزم کرده وسپس اوراتلویحا به حقیقت واقعی راهنمایی نمودند.این طرز استفاده از مقبولات فرد مقابل درمناظره خودشیوه دیگری از روش جدلی می باشد.

دوم: روش جدلی درپاسخ‌به شبهات کلامی در مناظرات امام رضا علیه السلام
همان‌طور که گفته شد روش‌های جدلی کاربردی ثانوی دارد یعنی در جایی که برهان فاییده ندارد یاامکان برهان آوردن برای طرف مقابل وجود ندارد از آن استفاده می‌شود و لذا روش جدلی یک روش ابزاری و کاربردش فقط برای افهام و اسکات خصم است به شکلی که توانایی استدلال یا ادامه جدل را بر او بسته و امکان ادامه آن را به او نخواهد داد.
امام رضا علیه‌السلام در مناظرات خود با استفاده از این روش توانستند بر بسیاری از کسانی که ادعای علمی آن‌ها گوش فلک را کر کرده بود و حتّی گفتگوی علمی با امام را در شأن خود نمی‌دیدند فائق آمده و قدرت علمی خود را به آن‌ها نمایش بدهند، لذا حضرت دراین روش از شیوه‌هایی استفاده کردند که کاربردی بسیار زیاد در مناظرات دارند.
1. روش‌های نقدی
مراد از روش‌های نقدی همان طور که از لفظ نقدی مشخص است بیان برداشت‌های اشتباه است یعنی در حین پاسخ‌دهی و مناظره گاهاً اتفاق می افتاد که از امام رضا علیه‌السلام پرسشی می‌شد که این منوط به برداشت اشتباهی بود که سائل از روایات یا آیات قرآن داشت گاهی موارد اشتباه در برداشت واژه است و گاهی در برداشت از آیات و روایات و گاهی نیز در برداشت های اعتقادی نسبت به مسائل کلامی انسان را وادار می‌کند در مسیری اشتباه قدم بردارد و لذا حضرت در این مواقع اقدام به تصحیح این امورمی پرداختند. در این روش حضرت از سه شیوه برای نقد نظرات دیگران استفاده می‌کردند که عبارت‌اند:
الف . نقد برداشت جدلی خاص از آیات
ب . نقد برداشت جدلی خاص از روایات
ج . نقد آراء وافکار
که اکنون به توضیح آن‌ها می‌پردازیم.
1 . نقد برداشت جدلی خاص از آیات
نقدآیات درجایی است که برداشت اشتباهی از آیات قرآن صورت بگیرد. این اشتباه گاهی در برداشت از معنای یک واژه یا گاهی در برداشت ازیک گزاره و یا عدم توجه به ناسخ و منسوخ یا اطلاق و تقیّد و یا خاص و عام و…. صورت می‌گیرد. که به مواردی ازاین نمونه اشاره می‌کنیم.
اول: در مناظره امام رضا با ابوقراء در قسمتی از مناظره ابوقراء از این آیه «لقد رآه نزله اخری» سئوال پرسید و حضرت جواب دادند: پس از این آیه، آیه‏اى است که دلالت بر آن‌چه پیغمبر دیده مى‏کند، خدا فرماید: «ماکذب الفواد ما رای – دل آنچه را دید دروغ نشمرد» یعنى دل محمّد آنچه را چشمش دید؛ دروغ نشمرد، آنگاه خدا آنچه را محمّد دیده خبر دهد و فرماید: «لقد رأی من آیات ربّه الکبری- پیغمبر از آیات بسیار بزرگ پروردگارش دید»، و آیات خدا غیر خود خدا است، و باز فرماید: « ولایحیطون به علما- مردم احاطه علمى به خدا پیدا نکنند»، در صورتى که اگر دیدگان او را بینند علمشان به او احاطه کرده و معرفت او واقع شده است.
أبو قرّه گفت: پس روایات را تکذیب مى‏فرمایید؟
فرمود: هر زمان روایات مخالف قرآن باشند تکذیبشان کنم، و آنچه مسلمین بر آن اتّفاق دارند این است که: احاطه علمى به او پیدا نشود، دیدگان او را ادراک نکنند، چیزى مانند او نیست.
مراد ابوقراء از سوال درمورد این آیه اثبات جسمانیت و مکان داشتن خداوند بوده است چرا که هر چه با چشم دیده شود جسم دارد که حضرت جواب با چشم ظاهری دیده نمی‌شود. در واقع حضرت به او می‌فهماند که سوال تو یک نوع از مغالطه است که مقداری از کلام را نقل می‌کنید ولی ما بقی آن را ترک می‌کنید درحالی که در ادامه آیه منظور از دیدن پیامبر را ثابت می‌کند.
دوم: باز در ادامه ابو قرا از حضرت در مورد این آیه می‌پرسد «الذی اسرا بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجدالاقصی » حضرت فرمود: خداوند خبر فرموده که او را برده، سپس علّت آن را فرموده که: «تا برخى از نشانه‏هاى خویش را به او بنماییم»، پس آیات خدا غیر از خدا است، پس عذر خود واضح بیان داشته که چرا این کار را انجام داده، و چرا نشان داده، و فرموده: «پس به کدام سخن پس از [سخن‏] خداى و آیات او ایمان مى‏آورند؟» ، پس خبر داده که آن غیر خدا است.
أبو قرّه گفت: پس خدا کجاست؟!
حضرت فرمود: «کجا» مکان است، و این پرسش حاضر از غایب است، و خداوند متعال غایب نیست، و هیچ کس بر او وارد نشده، و او به هر مکانى موجود، مدبّر، صانع، حافظ، نگه‌دارنده آسمان‌ها و زمین است.
منظور ابوقراء از این آیه در سئوال بعدی او مشخص می‌شود چرا که وقتی در سئوال قبل از جسمانیت خدا جواب نمی‌گیرد می‌پرسد پس خدا کجاست؟ لذا باز ابوقراء با این آیه می‌خواهد به جسمانیت خدا تعلیل بیاورد که خدایی که می‌تواند کسی را از جایی‌به‌جایی ببرد باید جسم داشته باشد که حضرت باز از شیوه گذشته در رد او استفاده می‌کند که آیات ا.. غیر از خود خداوند است و این دلالت بر این می کند که خداوند چیزی اشرف و اعلی از آن‌هاست.
سوم : از آن حضرت از آیه: «آنان در آن روز در پس حجاب و پرده‏اى هستند و پروردگارخود را نمى‏بینند» سؤال شده و فرمود: صحیح نیست و نمى‏توان خداوند را این گونه وصف نماییم که در جایى قرار مى‏گیرد و بندگان در پس حجاب هستند و او را نمى‏بینند، بلکه معنى آیه این است که از ثواب پروردگار خویش محرومند.
و از آیه مبارکه: «پروردگارت و فرشتگان صفّ‌به‌صفّ، آمدند» سؤال شده فرمود: خداوند با رفتن و آمدن وصف نمى‏شود، خدا برتر از انتقال و جابجایى است، بلکه معنى آیه این است که فرمان پروردگار آمد و فرشتگان صفّ‌به‌صفّ بودند.

و آن حضرت در باره این آیه سؤال شد که: «آیا منتظرند که خداوند در پاره‏هاى ابرها و نیز فرشتگان به نزدشان بیایند؟» فرمود: یعنى آیا منتظرند که خداوند ملائکه را در میان ابرها به سراغشان بفرستد، و این‌گونه نازل شده است.
و در باره آیات مبارکه: «خدا آنان را مسخره کرد » ، و: «خداوند آنان را استهزاء مى‏کند» ، و: «آنان فریب‌کارى و مکر به‌کار بستند، خدا نیز مکر و فریب به‌کار برد» ، و: «مى‏خواهند در مورد خدا خدعه و نیرنگ به‌کار برند، ولى خدا به آنان خدعه مى‏زند» سؤال شد.
فرمود: خداوند نه مسخره مى‏کند نه استهزاء؛ و نه نیرنگ و فریب به‌کار مى‏برد، بلکه مطابق عمل مسخره و استهزاء و نیرنگ و فریب آنان به ایشان جزا مى‏دهد، خداوند بسیار برتر از آن چیزهایى است که ظالمین مى‏گویند و مى‏پندارند.
و آن حضرت علیه السّلام درباره آیه: «خدا را فراموش کردند، او هم ایشان را فراموش کرد» سؤال شد و فرمود: خداوند نه سهو مى‏کند و نه چیزى را فراموش مى‏نماید، بلکه سهو و نسیان مربوط به مخلوقاتى که نبودند و خلق شدند است، مگر این آیه را نشنیده‏اى که فرموده: « و پروردگارت فراموش کار نیست» ، بلکه معنى آیه چنین است: خداوند، کسانى که او و قیامت را فراموش کرده‏اند را این‌گونه جزا مى‏دهد که خودشان را از یاد خودشان مى‏برد، همان‌طور که در جاى دیگر فرموده:
«وهمچون کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند و در نتیجه خدا نیز آنان را از یاد خودشان برد» ، و نیز فرموده: «امروز ایشان را فراموش مى‏کنیم همان طور که آنان؛ چنین روزى را فراموش کردند» ، یعنى رهایشان مى‏کنیم همان طور که آنان؛ از آماده شدن براى چنین روزى طفره مى‏رفتند و این کار را ترک کرده بودند، یعنى بر آن ایشان را جزا مى‏دهیم.
دراین مناظرات حضرت به تفسیر معنای صحیح آیات بااستفاده از آیات دیگر واستدلال های مورد قبول سائل می پردازند که این روش تفسیردرواقع نقد برداشت های اشتباه ازآیات قرآن می باشد که ازشیوه های بسیار کارساز روش جدلی می باشد.
2. نقد برداشت جدلی خاص از روایات
روش نقدبرداشت جدلی خاص از روایات نیز مانند روش نقدی آیات قرآن به نقد و وبررسی برداشت‌ها از روایات می‌باشد.
اول: أبو قرّه گفت: ما روایت شده‏ایم که: «تمام آن کتب روز قیامت مى‏آیند در حالى که همه مردمان در زمین بلندى در صفى واحد در برابر ربّ العالمین ایستاده‏اند و نظاره مى‏کنند تا همه آن کتاب‌ها از صحنه قیامت مراجعت به حضرت حقّ کنند، زیرا آن‌ها از خدا هستند و جزئى از او مى‏باشند، پس به سوى حضرت حقّ مى‏روند».
حضرت رضا

دیدگاهتان را بنویسید