پایان نامه ها و مقالات

منبع مقاله با موضوع جدل

دانلود پایان نامه

یعنی حق جلی باشند و این بدان معنا نیست که از هر مشهوری استفاده شود بلکه فقط از مشهورات حقیقیه که شناخته شده باشند استفاده می‌شود، چرا که اسباب مشهورات به حسب اختلافی که در کیفیت تأثیرشان در شهرت دارد به سه قسم تقسییم می‌شوند.
الف . مشهورات حقیقیه: قضایایی که شهرت آن‌ها بعد از تفکر و تدبّر از بین نمی‌رود.
ب . مشهورات ظاهریه: قضایایی که شهرتشان بعد از تأمل و تدبر از بین می‌رود مانند این سخن که: برادرت را یاری کن چه ظالم باشد و چه مظلوم. که بعداز تأمل می‌فهمیم مقابل مشهور حقیقی یعنی این سخن که: به ظالم کمک نکن ولو برادرت باشد.

ج . شبیه به مشهورات: قضایایی که شهرتشان به سبب عارضی می‌باشد که با رفع آن عارض هم برطرف می‌شود مانند آن‌چه در گذشته که مردم بلندی سبیل را نیکو می‌دانستند ولی اکنون نمی‌دانند.
لذا در جدل فقط از قسم اول که شهرت حقیقی دارند استفاده می‌شود مقدمات مشهوره نیز اگر خود مستقیماً مشهور نیستند، ناگزیر باید به مشهورات منتهی شوند و به تعبیر دیگر مستنتج از مشهورات باشند .
ب . مسلمات
مسلمات قضایایی است که از سوی کس یا کسانی، صدق آن مسلم انگاشته شده است. ممکن است در نفس الامر و واقع نیز صادق باشد، چنان‌که امکان دارد در حقیقت کاذب باشد و صرفاً نزد این‌ها مسلم انگاشته شده است. کسی‌ که می‌خواهد از مسلمات استفاده کند اغراض مختلفی دارد، گاه در برابر یک حریف به‌کار می‌رود و هدف آن است که او را با توجه به این قضیه مسلّم به پذیرش یک امر دیگر الزام کند. گاه در برابر کسی است که طالب راهنمایی است، در این‌صورت به دلایل مختلف و از جمله بساطت ذهن او نمی‌تواند برهان اقامه کند، ناگزیر از مقدماتی بهره می‌جوید که نزد او پذیرفته شده است و از این طریق راه میان‌بری برای تفهیم مطلب پیموده می‌شود. کاربرد مسلمات در جدل است و در صناعات دیگر کم‌تر به کار می‌رود.
اقسام مسلمات
1)مسلمات عام: آن است که نزد همه مردم یا طایفه‌ خاص صدق‌اش متسالم علیه است.
2) مسلمات خاص: آن است که صدق یک قضیه صرفاً نزد شخص خاصی مسلم انگاشته شده است.
مسلمات عام اگر در علم خاصی به هدف تعلیم به کار رود به‌گونه‌ای که در آن متعلم نسبت به معلم حسن ظن دارد و سخنان او را صادق می‌انگارد در این‌صورت آن ‌را “اصول موضوعه” می‌نامند. اصول موضوعه بدین معناست که صدق آنرا مفروض می‌گیرد و از صحت و سقم آن نمی‌پرسد. بلکه درستی و نادرستی آن در علم دیگر مورد بحث قرار می‌گیرد. ولی اگر متعلم آن را نه از باب حسن ظن، بلکه از باب مماشات می‌پذیرد در این صورت آنرا “مصادرات” می‌نامند.
بنابراین آنچه در روش جدلی لازم است به عنوان مولفه‌های اصلی بیان شود قضایای مشهورات و قضایای مسلمات است چراکه هدف در این روش اقناع واسکات طرف مقابل است لذا راهی به جز استفاده از این قضایا نمی‌باشد واز همین جاست که تفاوت روش جدلی با روش برهانی مشخص می‌شود .

فصل دوم: اعتبار،اقسام و ره آورد روش جدلی
الف. اعتبار روش جدلی
در اعتبار روش جدلی همین بس که قرآن پیامبرش را امر وسفارش به جدل کرده است آن‌جا که می‌فرماید: «ادع الی سبیل ربک بالحکمه والموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن» امّا در این‌جا این سؤال مطرح می‌شود که اگر صدق و مطابقت با واقع در قضایای جدلی مطرح نباشد، در آن‌صورت فایدۀ قضایای جدلی چیست؟ و آیا اصلاً قضیۀ جدلی می‌تواند مفید علم باشد یا نه؟ قبل از این‌که به این مطلب بپردازیم لازم است تفاوت روش جدلی با روش برهانی را مورد بررسی قرار دهیم.
تفاوت برهان و جدل
منطق‌دانان چند تفاوت مهم میان برهان و جدل را بیان کرده‌اند:
1. مقدمات برهان همگی یقینی هستند، ولی در جدل از مسلمات و مشهورات استفاده می‌شود؛چراکه در برهان بدنبال اثبات حق وحقیقت هستیم ولی در جدل به‌دنبال افهام و اسکات خصم هستیم.
2. جدل همواره نیازمند دو طرف است، ولی در برهان، چون هدف رسیدن به میوه شیرین شناخت حقیقت می‌باشد این هدف یک‌طرفه تحقق می‌یابد.
3. بر دو طرف یک مسأله نمی‌توان برهان اقامه کرد، اگر کسی بر یک طرف برهان اقامه کند دیگری خلع سلاح می‌شود، ولی می‌توان چندین استدلال جدلی را فرض کرد که از سوی طرفین به دو طرف یک‌ مساله اقامه شده است. البته لازم به ذکر است که بر یک طرف مسأله برهانی می‌توان چندین برهان اقامه کرد، اما بر دو طرف آن ممکن نیست، چراکه در حکم نقیضین هستند. امّا چون در جدل صدق و کذب مدعا مطرح نیست، بلکه شهرت آن مورد نظر است بر دو طرف آن ممکن است استدلال آورده شود.
4. برهان به لحاظ صوری صرفاً در قالب قیاس قرار می‌گیرد، ولی‌ در جدل می‌توان از قالب‌های تمثیل و استقراء نیز بهره جست بنابراین جدل ازجهت صورت اعم از برهان می باشد.
باتوجه به تفاوت برهان و جدل تفاوت روش برهانی و روش جدلی روشن میشود و هدف و انگیزه در هر کدام نیز معین میگردد سوای آنکه اعتبار روش جدلی نیز مشخص می‌شود چرا در جدل، جدلی به‌دنبال افهام و اسکات خصم است نه بیان حق و کشف حقایق تا لازم باشد از مقدمات یقینی و بدیهی استفاده کند که حجیت ذاتی دارند بلکه آن‌چه او ملزم به استفاده از آن‌هاست مشهورات،‌‌‌‌ مقبولات و مسلماتی می‌باشدکه مورد پذیرش خصم باشد تا بتواند او را محکوم نماید و لذا روش جدلی ارزش ابزاری دارد هر چند که بعضی از اقسام مشهورات بازگشت شأن به بدیهیات می‌باشد ولی با این وجود نمی‌توان گفت تمام مشهورات جزء بدیهیات بوده و از یقینیات محسوب می‌شوند. لذا چون در صناعت جدل، کشف حقیقت و صدق و یقین مطابق با واقع و نفس‌الامر جز به نحو عرضی و در مرتبۀ دوم ــ مطرح نیست، قضایای بدیهی ویقینی که مادۀ صناعت برهان را تشکیل می‌دهند، می‌توانند به عنوان قضایای مشهوره در جدل مورد استفاده قرار گیرند .
دیدگاه ابن سینا در این باره این است که نباید گمان‌کرد که به کار بردن قیاس جدلی به قصد اول برای انسان سودمند است، زیرا آن‌چه مفید یقین است، همان برهان است و آن‌چه یقینی نباشد، غالباً مفید ظن است و ظن پیوسته آمیخته با شک است و شک هم فقدان کمال اس
ت. از این‌رو، اگر رأیی نه یقینی و نه ظنی، بلکه شبیه به یقین باشد، در حقیقت جهل محسوب می‌شود و اگر کاذب هم باشد، جهل مضاعف است. پس قیاس جدلی مطلوب بالذات نیست، امّا منفعت آن در امر مشترک و در مقام خطاب با دیگران است و در آن صورت نفع آن بالعرض می‌تواند بود. اگر غلبه بر خصم و الزام وی مطلوب باشد، از آن منتفع می‌شود. جدل فایدۀ‌ دیگری نیز دارد. اگر یافتن یقینیات ممکن نباشد، از مشهورات استفاده می‌شود و گاهی از یک طرف نقیض و گاهی از طرف دیگر آن استفاده می‌کنند و پیوسته یکی را بر دیگری ترجیح می‌دهند تا در نهایت، حقیقت مسئله آشکار شود.
ب . اقسام روش جدلی
بحث و گفت وگو در مسائل اعتقادى یا علمى از چهار جهت قابل بررسى و دقت است که توجه به هر یک از این جهات، اقسامى را براى جدل پدید مى‌آورد:
1 . انگیزه جدل
2 .کیفیت جدل
3 . .مواد و ابزار جدل
4 . موضوع جدل
1 . انگیزه جدل
هر گاه شخص یا طرف مقابل خود به جدال علمى یا اعتقادى مى‌پردازد، یا از این کار قصد و غرضى الهى دارد یا به‌دنبال امیال نفسانى خویش است؛ بنابراین انگیزه او از جدال، بیش از این دومورد نیست:
انگیزه شیطانى . انگیزه الهى
انگیزه شیطانى: زمانى که‌ شخص مى‌کوشد برترى خود را با جدل به دیگران نشان دهد، انگیزه‌اى نفسانى و شیطانى را دنبال مى‌کند. این انگیزه مى‌تواند حالات گوناگونى داشته باشد؛ براى نمونه، گاه شخص فقط مى‌خواهد طرف مقابل خود را به ذلت کشانده، او را خوار کند و گاه غرض ‍ او تحصیل مقام یا مال است؛ یعنى مى‌خواهد با بحث و جدل، طرف مقابل را مغلوب کند تا دیگران توجه بیش‌ترى به او کرده، بتواند با این روش از مادیات بهره‌مند شود. این روش یکى از روش‌هاى فریب شیطان است .
روزى شخصى خدمت امام حسین (علیه السلام) آمد و به امام گفت:
اجلس حتى نتناظر فى الدین فقال یا هذاانا بصیر بدینى مکشوف على هداى فان کنت جاهلا بدینک فاذهب فاطلبه مالى و للمماراه وان الشیطان لیوسوس للرجل و یناجیه و یقول ناظر الناس فى‌الدین لئلا یظنوا بک العجزو الجهل
بنشین تا باهم مناظره کنیم. امام فرمود:اى فلانى! من از دینم آگاهم و اگر تو از دینت آگاهى ندارى، برو جست وجو کنو آن را یاد بگیر. من اهل مراء نیستم. همانا شیطان در اشخاص وسوسه مى‌اندازد و مى‌گوید: برو با مردم مناظره کن تا گمان نکنند ناتوان و نادان هستى .
روایت بیان مى‌کند که تمام این‌ها، جنبه شیطانى داشته، ضایعات فراوانى را نیز به‌دنبال خواهدداشت.
انگیزه الهى: گروهى از افراد، براى خدا بحث و جدل مى‌کنند. آن‌ها یا مى‌خواهند شخص نادان را آگاه و ارشاد کنند که به آن «ارشادالجاهل» و «راهنمایى نادان» مى‌گویند یا مى‌خواهند شخص گمراهى را هدایت کرده، راه درست را به او نشان دهند که به آن «ارشادالمضل» یعنی «راهنمایى گمراه» گفته مى‌شود.
دانشمندان اخلاق مى‌گویند این نوع جدل از «ارکان اعظم» و بزرگ‌ترین پایه‌هاى دین است؛ زیرا این عمل، روح انسان را زنده مى‌کند.
خداوند بزرگ در قرآن کریم مى‌فرماید:
من احیاها (نفسا) فکانما احیا الناس جمیعا ً
کسى که نفسى را زنده کند، مثل این است که همه مردم را زنده کرده است.
البته در این‌جا، منظور از احیا، سیر کردن گرسنه و رهانیدن کسى از مرگ جسمانى نیست؛ بلکه مرحله‌اى بالاتر و معنایى برتر است. زنده نگه‌داشتن انسان از مرگ جسمانى، موقت و ناپایداراست و حیات معنوى و روحانى انسان ماندگار و جاودانه خواهد بود؛ پس جدل ممکن است با انگیزه‌اى نیکو و الهى انجام شود که آیات و روایات هم آن را ستوده و نیکو دانسته‌اند و هم مى‌شود با قصدى زشت و شیطانى صورت پذیرد که آیات و روایات نیز آن را نکوهیده و از آن بازداشته اند.
2 .کیفیت بحث و جدل
براى این جهت سه صورت فرض مى‌شود:
اول:خشونت و توهین در جدال : گاه جدال‌کننده در سخن گفتن و بحث با دیگران به خشونت و درشتى دست زده ، رفتارش با اهانت و تحقیر آمیخته مى شود. در این‌صورت، حتى اگر طرف مقابل جاهل هم بوده و دچار شبهه باشد و جدل کننده نیز با انگیزه الاهى بخواهد آن شبهه را از ذهن او بزداید، با این برخورد، باعث نرسیدن طرف مقابل به حقیقت و فرو رفتن او در گرداب باطل گرفته نخواهد شد؛ زیرا راهى که او براى بحث وگفت وگو برگزیده، نتیجه مطلوب نخواهد داشت. این جدال، «جدال قبیح» نامیده مى‌شود.
دوم:نرمخویى و ملاطفت در جدال: گاه شخص جدال‌کننده در سخن گفتن بسیار آرام و نرم است و با وفق و مدارا مى‌کوشد تا طرف مقابل را قانع و از راه و عقیده باطل دور کند. او به شکل کامل به سخنان طرف مقابل گوش ‍ داده، با صبر و حوصله او را به مواضع خود نزدیک مى‌سازد . این جدال، «جدال احسن» نامیده مى‌شود.
خداوند متعالى در قرآن فرموده است:
«ادع الى سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن»
مردم را با حکمت و برهان و پند نیکو به راه پروردگارت فراخوان و با ایشان به نیکوترین شکل مناظره و مجادله کن.
خداوند در این آیه، پیامبر را به جدال احسن امر مى‌کند.
سوم:حالت معمولى و عادى در جدال: جدل‌کننده در این حالت، به مخاطب خود توهین نمى‌کند و او را از خود نمى‌رنجاند، و با نرمى و حوصله بسیار نیزبا او جدل نمى‌کند؛ بلکه مطلب حق را به شکل متعارف و عادى بیان مى‌کند. به این نوع گفت وگو «جدال حسن» مى‌گویند؛ زیرا ازلحاظ کیفیت، نیکو و پسندیده است و مخاطب را به خشم نمى‌آورد؛ البته به جدالى «حسن» و «احسن» گویند که افزون بر نحوه برخور
د مذکور، با انگیزه الهى صورت پذیرد.
3 مواد و ابزار جدل
گاه، جدل از جهت مواد بررسى مى‌شود که این مواد دوگونه‌اند:
اول مواد درست: شخص باید براى اثبات حق و ابطال کلام و عقیده باطل، از مواد درست (حق) استفاده کند تا پیکار او جدال نیکو باشد؛ براى نمونه از مسلمات که شخص مقابل هم آن را قبول دارد، استفاده، و باطل بودن عقیده آن شخص را اثبات کند.
دوم مواد نادرست و باطل: ممکن است شخص بر اثبات حق و قانع کردن طرف مقابل، از ماده‌اى باطل استفاده کند. این حالت خود دو‌صورت دارد:
صورت نخست این‌که شخص براى اثبات حق‌، از سخن باطل طرف مقابل بهره برد؛ یعنى براى اثبات حق به سخن باطلى که شخص مقابل مى‌گوید، تمسک جوید تا شاید او را با سخن خودش محکوم و براى پذیرش حق قانع کند. صورت دوم این که براى ابطال سخنان باطل شخص مقابل، منکر ادله حقى شود که شخص مقابل براى اثبات باطل خود، به ناحق از آن‌ها استفاده کرده است. او به حق اعتراف مى‌کند تا شاید بتواند باطل خود را اثبات کند و شخص جدل‌کننده نیز براى این که راه او را ببندد، در مقابل او، منکر حق مى‌شود تا طرف مقابل نتواند باطل خود را به اثبات برساند. این‌گونه جدل در جایى پیش مى‌آید که شخص، توان بحث با مواد درست را ندارد و در بحث ضعیف است؛ از این رو آن را جدل «غیرحسن» مى‌نامند.
جدال و بحث نیک علمى و دینى، آن است که انسان از مواد درست و حق بهره گیرد و طرف مقابل را قانع کند.
4 موضوع جدل
جدل را از جهت موضوع نیز مى‌توان به اقسامى تقسیم کرد:
موضوع مفید: گاه جدال بر سر موضوعى است که ارزش گفت وگو را دارد، مانند بحث درباره بسیارى از مسائل اعتقادى یاعلمى که براى جدال‌کنندگان و نظارت کنندگان بر جدال بهره‌هاى فراوان خواهد داشت.
2- موضوع بى‌فایده: گاه بحث درباره مسئله‌اى است که روشن شدن آن هیچ‌گونه سود عقلانى براى جدال‌کنندگان نخواهد داشت .
ج . ره‌آورد روش جدلی

در موارد متعدد به دلیل آن‌که امکان اقامه‌ برهان وجود ندارد یا مفید نیست، تمسک به جدل ضرورت پیدا می‌کند. از باب نمونه برهان برای توده مردم و نو آموزان یک رشته علمی دشوار است یا خود انسان از اقامه برهان عاجز است یا اصل ادعا به گونه‌ای است که برهان بر نمی‌دارد، در این‌گونه موارد گریزی از تمسک به جدل وجود ندارد. با تمسک به جدل بسیاری از اهدافی ‌که انسان دارد قابل تحقق است، می‌تواند حق و باطل را از هم تمیز دهد، حق و اهل حق را یاری و باطل و اهل باطل و بدعت‌گذاران را تضعیف کند، ذهن خویش را برای تحصیل مقدمات استدلال بورزد، اصول موضوعه و مصادرات یک علم را برای نوآموزان آسان کند و مانند آن. از طرف دیگر گستره کاربرد جدل نیز وسیع است، جز مشهورات حقیقی و ریاضیات، در سایر امور می‌توان با استفاده از جدل بهره جست، در مسائل فلسفی، سیاسی، دینی، اجتماعی، ادبی و دیگر شاخه‌ها و شعبه‌های علوم همگی از جدل می‌توان بهره گرفت؛ چیزی که در مجموع از همه موثر‌تر است صناعت جدل می‌باشد. قرآن کریم برای تبیین مساله جدال، کارکردهای چندی را برای اهل مجادله بیان کرده است که در این جا به مهم‌ترین آن‌ها می‌پردازیم:

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

استیفای حقوق
از جمله ره آوردهایی که قرآن برای جدال بیان می‌کند، جدال برای گرفتن حق است. به این معنا که شخص برای رسیدن به حق خود و استیفای آن، از روش جدال بهره می‌جوید. در داستان جدال خوله با پیامبر(ص) این هدف به خوبی روشن است. خوله از آن‌جایی که از سوی شوهرش به حکم ظهار که از احکام جاهلی بود، از حقوق زناشویی و همسری خود محروم شده بود، به نزد پیامبر می‌شتابد تا این حکم جاهلی را پیامبر از جامعه بزداید؛ زیرا شوهرش گفته بود که تو همانند مادرم از پشت من هستی و من نمی‌توانم با تو زناشویی کنم. خداوند از روش حق‌جویی و استیفای حقوق که از سوی این زن صورت گرفته بود، به جدال یاد می‌کند.
تبلیغ دین
از روش‌های تبلیغ پیامبران که از سوی خداوند نیز تائید و بر آن تأکید شده است، روش مجادله است. قرآن به پیامبر به طور خاص و عموم دعوت‌کنندگان دستور می‌دهد: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن؛ مردم را به سوی راه پروردگارت به حکمت و

دیدگاهتان را بنویسید