پایان نامه ها و مقالات

منبع مقاله با موضوع منطق‌دانان

دانلود پایان نامه

مانند مدینه برای آن حضرت مهیّا نبود. این مطلب از کلام عموی آن حضرت کاملاً مشخص است، آن جا که به نوفلی می گوید:«من این خصوصیت او را در مدینه سراغ نداشتم و نمی دانستم او تا این اندازه در علوم مختلف متبحر است.» این مسئله نشان می‌دهد که به دلایلی، آن حضرت در مدینه از آزادی عمل یا ارتباطات مناسبی برخوردار نبوده است تا بتواند چنین مجالس مهمی را با صاحبان عقاید مختلف داشته، با آنان به بحث و مناظره بنشیند. لذا این جنبه شخصیت آن حضرت، حتی برای نزدیکان ایشان نیز مغفول و ناشناخته بوده است. در حالی که مأمون عباسی، خود چنین فرصتی را برای آن حضرت مهیّا می‌کند و موجب گسترش محبوبیّت و اندیشه ایشان در میان مردم و حتی پیروان ایشان می شود، تا جایی که به آن حضرت لقب عالم آل محمد(ع) داده می شود. همه این‌ها از شکست طرح اولیه مأمون در تخریب شخصیت امام حکایت می کند.
د: شهادت امام:
اباصلت هروی- یکی از یاران آن حضرت که تا هنگام شهادت ایشان با امام (ع)بود- یکی از دلایل شهادت امام(ع) را پیروزی آن حضرت در مناظرات علمی بیان می‌کند.( علامه مجلسی، بحارالانوار، ج49، ص 290) این نشان می‌دهد که خاندان عباسی بر روی علم مأمون سرمایه‌گذاری تبلیغاتی بسیاری کرده بودند، ولی با پیروزی امام توجه مردم در این خصوص به سوی امام جلب شد و این موجب شکستن مشروعیت مأمون گردید؛ زیرا اگر این فقط یک مناظره ساده و معمولی می‌بود، پیروزی امام (ع) نمی‌توانست دلیل بر مشروعیت رهبری ایشان باشد. همچنان که پیروزی هر یک از کلامیون زمان مأمون نیز نمی‌توانست نشان دهد که او بر مأمون برتری داشته و از جهت رهبری شایسته‌تر است.
امّا از کلام امام که فرمود: «او خواهد فهمید که من برای رهبری شایسته‌ترم» می‌توان چنین استنباط کرد که مأمون توانایی‌های علمی خود را دلیل برتری و حقانیّت در رهبری جامعه قلمداد می‌کرد، یا در میان مردم این‌گونه جلوه داده بود. او با ایجاد برخی مناظرات و شکست مناظره‌کنندگان، بر این توانایی خود صحّه گذاشته بود و در این خصوص برای خود شأنی قائل بود، در حالی که پیروزی امام این شایستگی را زیر سؤال برده و دستگاه خلافت را با مشکل مشروعیّت مواجه نموده بود. از این‌رو تنها راه برای حل این مسئله، پاک کردن صورت مسئله و حذف عامل پدید آمدن این عدم مشروعیت برای خلیفه عباسی- که همان امام باشد- بود.
از سوی دیگر، کلام عموی امام (ع)که به نوفلی سفارش می‌کند تا امام را از وارد شدن به مناظرات منع کند نشانه همین موضوع است؛ زیرا او عامل خطر را برای امام حسادت مأمون معرفی می‌کند؛ دلیلی که امام نیز آن را رد نکرد. حسادت در جایی رخ می‌دهد که فردی جایگاهی را که برای خود تعریف می‌کرده در تصرف دیگری ببیند و قدرت حذف او را نداشته باشد. از این رو پیروزی علمی امام بر مناظره کنندگان تنها در صورتی می‌تواند موجبات حسادت مأمون را برانگیزد که او به صفت عالم بودن در میان مردم مشهور شده باشد که با حضور امام رضا (ع) این صفت از او سلب و به امام داده شود.
به هر شکل، حضور امام رضا (ع)در مقر حکومت مأمون، آن چنان کار را بر خلیفه عباسی تنگ کرد که دیگر تاب تحمل وجود امام را در کنار خود نداشت. داستان نماز عید امام (ع) و استقبال مردم برای برگزاری این نماز خود بهترین دلیل بر این توجه روزافزون مردم به امام و به خطر افتادن جایگاه مأمون در آن برهه است. البته برخورد امام (ع)نیز با ممانعت مأمون از برگزاری نماز عید، و دعایی که برای شهادت خود نمودند، نشانه‌ی آن است که آن حضرت نیز برای رساندن جامعه به این میزان شناخت، رنج‌های بسیاری را تحمل کرد، تا این که آن زمان شوم فرا رسید و باری دیگر، امت اسلامی از وجود رهبری بزرگ محروم گشت، تا با پرچمداری امامی دیگر، تلاش در راه ارتقای سطح آگاهی امت اسلامی همچنان ادامه یابد.

چکیده
از جمله واژگانی که در این مجموعه به تعریف آن‌ها پرداخته شده است مناظره، شبهه، روش‌شناسی، برهان، جدل، تجربه، وجدان می‌باشند و بعد از آن به آداب و آفات و اقسام مناظره پرداخته شده و شرائط مناسب برای یک مناظره صحیح بیان شده است و همچنین زمینه‌های و عوامل مؤثر در ایجاد مناظرات در زمان امام را که عواملی سیاسی اجتماعی فرهنگی اعتقادی است بیان شده و به اثر و نتایج این مناظرات بر مسلمانان و غیرمسلمانان در زمان امام صادق و امام رضا علیه السلام به صورت جداگانه به رشته تحریر درآمده است.

بخش دوم:جایگاه روش های برهانی
درپاسخ به شبهات کلامی درمناظرات امام صادق و امام رضا(علیهماالسلام)
فصل اول: مؤلفه های روش برهانی
فصل دوم: اعتبار،اقسام و ره آورد روش برهانی
فصل سوم: تحقیق اقسام روش های برهانی پاسخ به شبهات کلامی در مناظرات امام صادق و امام رضا(علیهماالسلام)

بخش دوم:جایگاه روش های برهانی درپاسخ به شبهات کلامی درمناظرات امام صادق و امام رضا(علیهماالسلام)

فصل اول : مؤلفه های برهان
قیاس‌ها در منطق از دو منظر مورد بررسی قرار می‌گیرند: ماده و صورت. به لحاظ صورت و هیئت دنبال این امر هستند که آیا قیاس مورد نظر شرایط انتاج را داراست یا نه، ولی در بحث از ماده در پی آن هستند که مواد تشکیل‌دهنده این قیاس از چه حالی برخوردار است. اگر مواد تشکیل‌دهنده یک قیاس یقینی باشد، قیاس به دست آمده را برهانی می‌نامندباتوجه به تعریفی که منطقین برای برهان ذکر کرده اند وآن را قیاسی متشکل از مق
دمات یقینی دانسته‌اند که درآن اکبر علت اصغر است وبالضروره نتیجه یقینی دارد بنابراین چون برهان یک قیاس منطقی است باید اول از صورت و ماده آن بحث شود بنابراین مشخص می‌شود که مؤلفه ها و ارکان تشکیل‌دهنده برهان باتوجه به نظم منطقی در استدلال‌های منطقی که متتشکل از صورت وماده می‌باشند به قرار زیر می‌باشد:
الف.صورت برهان(قیاس)
ب.ماده برهان(یقینیات)
در واقع صورت برهان همان قیاس است که درآن استفاده می‌شود وماده برهان نیز همان یقینیاتی است که درآن به‌کار برده می‌شود و نتیجه یقینی نیز به همراه دارد و لذا باید قبل از بررسی روش برهانی با ماده و صورت روش برهانی یعنی قیاس و یقینیات آشنایی پیدا کنیم.
الف. صورت برهان
استدلال یا سیر ازکلى به جزیى است که منطق‌دانان آن را قیاس نامیده‌اند و یا سیر از جزیى به کلى است که آن را استقرا خوانده‌اند و یا سیر از جزیى به جزیى است که آن را تمثیل نامیده‌اند. به تعبیر دیگر، تمثیل سرایت دادن حکم متباینى است به متباین دیگر به دلیل اینکه از جهتى با آن همگون است. این شیوه در اصطلاح فقه «قیاس» نامیده مى‌شود. در تعریف قیاس گفته‌اند:
“قول مولف من قضایا متی سلمت لزم عنه لذاته قول آخر”
کلامی است تشکیل یافته از بیش از یک قضیه که هرگاه پذیرفته شوند، از پذیرفته شدن آنها لذاته و بالاضطرار قول دیگری لازم می‌آید.”
تنها شیوه استدلالى که مفید یقین است و در علوم کارایى دارد و دستیابى به آن ممکن و بلکه سهل است، قیاس است و آن هم نه هر قیاسى، بلکه تنها قیاس برهانى. توضیح آن‌که، قیاس به لحاظ مواد و محتویات و به لحاظ اشکال و هیئت‌هاى آن، به اقسامى منقسم مى‌گردد:
قیاس یا اقترانى است یااستثنایى، اگر به لحاظ هیئت و صورت، نتیجه یا نقیض نتیجه به طور صریح در مقدمات ذکر شده بود قیاس را «استثنایی» می‌نامند و اگر ذکر نشده بود به «قیاس اقترانی» نامبردار است. و اقترانى یا حملى است ویا شرطى، واقترانى خواه شرطى و خواه حملى به اعتبار نحوه قرار گرفتن حدّ وسط در صغرى و کبرى، چهار شکل مختلف پیدا مى‌کند.
1) شکل اول: قیاسى است که حد وسط در صغراى آن، محمول و در کبراى آن موضوع است. مانند«انسان » در این قیاس: پرویز، انسان است (صغرى)، هر انسانى متفکر است (کبرى)، پرویز متفکر است (نتیجه).
2) شکل دوم: قیاسى است که حد وسط در هر دو مقدمه آن محمول است. مانند «حیوان» در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى) هیچ جمادى حیوان نیست (کبرى)، هیچ انسانى جماد نیست (نتیجه).
3) شکل سوم: قیاسى است که حد وسط در هر دو مقدمه آن موضوع است. مانند«انسان » در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى)، هر انسانى ناطق است (کبرى)، برخى از حیوانها ناطق هستند (نتیجه).
4) شکل چهارم: قیاسى است که حد وسط در صغراى آن موضوع و در کبراى آن محمول است (عکس شکل اول). مانند «انسان» در این قیاس: هر انسانى حیوان است (صغرى)، هر ناطقى انسان است (کبرى)، برخى از حیوان‌ها ناطق هستند (نتیجه).
از دیدگاه اهل منطق، شکل اول برترین و کاملترین اشکال قیاس است، زیرا حد وسط در آن، بر خلاف دیگر شکلها، به صورتى طبیعى است. به همین سبب آن را مقدم مى‏دارند و در استدلالها از آن بهره مى‏گیرند. شکل چهارم در برابر شکل اول قرار دارد. بدین معنى که نامأنوس ترین و غیر طبیعى‏ترین شکلهاست. به همین سبب آن را مؤخر مى‏دارند و حتى برخى از منطقیان به سبب دورى آن از طبع، آن را نادیده مى‏گیرند و در شمار اشکال قیاس قرار نمى‏دهند. چنانکه ابن سینا در منطق دانش‌نامه علائى و نیز در منطق نجات ، قیاس را داراى سه شکل دانسته است.
ب. ماده برهان
در بحث از مبادی قیاس‌ها از چند چیز چیز نام برده می‌شود که پایه برای انواع براهین قرار می‌گیرند. از جمله این مبادی یقینیات است، نزد اکثر منطق‌دانان خود یقینیات نیز دارای اقسام و احکام مختلفی است، نه برای همگان یکسان حاصل می‌شوند و نه ارزش معرفتی برابر دارند.
اقسام یقینیات
1.اولیات
در تعریف اولیات گفته‌اند: قضایایی است که عقل بدون در نظرداشت سبب خارجی، ‌صرفاً با تصور طرفین و تصور نسبت میان‌ آن‌دو، قضیه را تصدیق می‌کند. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود “کل بزرگ‌تر از جزء است”، در این‌صورت برای تصدیق آن نیاز به چیز دیگری نیست، صرف تصوّر کل و جزء و مفاهیم کوچک‌تر و بزرگ‌تر، برای تصدیق به این‌که کل بزرگ‌تر از جزء است کفایت می‌کند.
2.مشاهدات/ محسوسات

مشاهدات، قضایایی است که در تصدیق آن تصور دو طرف کافی نیست، بلکه عقل به کمک حس آن‌را تصدیق می‌کند. از آن‌جا که آدمی از دو نوع حس ظاهری و باطنی برخوردار است، مشاهدات نیز بر دو گونه ظاهری و باطنی تقسیم می‌شود. اموری‌که با بینایی، شنوایی، چشائی، بساوایی و بویایی درک می‌شوند به حسیات نام بردار‌ند، و اموری‌که با حس باطن درک می‌شوند، وجدانیات نامیده می‌شوند. حکم به این‌که گل خوش‌بو یا خوش‌رنگ است از جمله حسیات به شمار می‌آید و حکم به این‌که من شادم یک حکم وجدانی می‌باشد.
3.تجربیات
تجربیات، قضایایی است که در پی تکرر مشاهده، در نفس انسان نسبت به چیزی جزم پیدا می‌شود و حکمی صادر می‌کند. از باب نمونه هرگاه انسان ببیند که جسم بر اثر حرارت انبساط پیدا می‌کند و این مشاهده بارها تکرار شود، سرانجام تردید نمی‌کند که هر جسمی بر اثر حرارت منبسط می‌شود. غالب منطق‌دانان پشتوانه صدق این نوع قضایا را که مبتنی بر تجربه است، در حقیقت دو تا قیاسی می‌دانند که در ضمن این حکم وجود دارد. یکی از این‌ قیاس‌ها استثنایی است که در آن اتفاقی بودن وقوع این پدیده (در مثال ما انبساط جسم بر اثر حرارت) نفی می‌شود. اگر حصول انبساط اتفاقی و بدون علت باشد، همیشگی نخواهد بود؛ لکن انبساط جسم در پی حرارت همیشگی است. حصول این اثر اتفاقی و گاه‌گاهی نیست، بلکه به خاطر یک علت است. آنگاه نتیجه این قیاس را صغری برای یک قیاس اقترانی قرار می‌دهد:
تحقق انبساط جسم در پی حرارت معلول یک علت است
هر معلولی تخلفش از علت محال است
تخلف تحقق انبساط جسم از حرارت ممتنع است.
البته کسان دیگر این قیاس خفی را نپذیرفته‌اند و مشکل تجربیات را همچنان لاینحل می‌دانند .

4.متواترات
قضایایی، است که در پی گزارش جماعتی که اولاً توافق‌شان بر دروغ‌گویی محال است و ثانیاً امکان اشتباه‌شان در فهم حادثه نیز ممتنع است، برای نفس آرامشی حاصل می‌شود که شک را از او می‌زداید. مانند گزارش وجود شهری به نام بیت المقدس که ما ندیده‌ایم، یا نزول قرآن بر پیامبر اعظم و مانند آن. برخی عدد خاصی را برای اعتبار تواتر ذکر کرده‌اند، ولی بسیار دیگر چنین شرطی را قبول ندارند، به نظر ایشان‌ ملاک همان دو چیزی است که گفته آمد .
5.حدسیات
قضایایی است که مبدأ آن حدس نفوس بسیار قوی است که با این حدس شک از دل انسان رخت بر می‌بندد. پشتوانه اعتبار این نوع قضایا را نیز برخی از منطق‌دانان همان تکرر مشاهده و قیاس خفی می‌دانند. از باب نمونه این حکم که نور مهتاب مستفاد از نور خورشید است، منشأ آن این است که افزایش و کاهش نور مهتاب وابسته به میزان قرب و بعد مهتاب از خورشید است. قیاس خفی این است که اگر اختلاف نور مهتاب به چیز دیگری غیر از خورشید وابسته بود، همیشه یکنواخت نبود، ولی به دلیل آن‌که اختلاف آن یک نواخت است، حدس زده می‌شود که سبب آن انعکاس نور خورشید است .
6.فطریات
در تعریف فطریات آن‌را قضایایی دانسته‌اند که قیاس‌شان همراه با خودشان است. مفاد این تعریف این است که در فطریات نیازمند اثبات هستیم، ولی اثباتی‌که حد وسط آن در خود فطریات هست و نیازمند حد وسط بیرونی نیست. از باب نمونه وقتی گفته می‌شود عدد 2 یک پنجم عدد10 است، این حکم هرچند بدیهی، ولی نیازمند حد وسط است. زیرا 2 عددی است که برای 10 عاد به شمار می‌آید و 10 پنج بار به صورت مساوی بر آن تقسیم شده و باقی‌مانده صفر شده است. اگر هر عددی پنج بار به عدد دیگری تقسیم شود، مقسوم علیه یک پنجم آن خواهد بود.
ج. شرایط مقدمات برهان
به دلیل اهمیتی ‌که مقدمات در شکل‌گیری قیاس برهانی دارد، منطق‌دانان شرایط متعددی را برای آن برشمرده‌اند که به اختصار بیان می‌شود:
1. یقینی بودن مقدمات: اگر مقدمات یقینی نباشد، همه غیر یقینی باشد یا دست کم یکی از مقدمات غیر یقینی باشد، بسته به این‌که در کدام یک از مبادی قیاس‌ها بگنجد قیاسی از دیگر اقسام صناعات خمس خواهد بود. اگر از مسلمات باشد یک قیاس جدلی و اگر از مخیلات باشد یک قیاس شعری است و همین طور.
2. تقدم طبعی بر نتیجه: به دلیل آن‌که میان مقدمات و نتیجه رابطه علیت تصویر می‌شود، هر علتی نسبت به معلولش تقدم دارد. ولی از آن‌جا که هر یک از مقدمات جزء علت و به تعبیر دیگر علت ناقصه می‌باشند، علت ناقصه بر معلول تقدم طبعی دارد.
3. تقدم زمانی بر نتیجه: مقدمات نزد عقل باید به لحاظ زمانی از نتیجه مقدم باشد. ممکن است گفته شود تقدم طبعی کفایت می‌کند، ولی چرا شرط تقدم زمانی نیز لازم دانسته شده است؟ این بدان خاطر است که تقدم طبعی یک تقدم ثبوتی و هستی‌شناختی است و این در مقام اثبات و معرفت شناختی کفایت نمی‌کند. باید افزون بر آن در عقل ما نیز مقدمات از نتیجه زودتر شکل گرفته باشند.
4. شناخته شدهتر بودن مقدمات: به دلیل آن‌که ما از مقدمات به نتیجه دست می‌یابیم، باید مقدمات نزد ما شناخته شدهتر باشند، زیرا از چیزی‌که خود برای ما شناخته شده نیست نمی‌توان به یک مطلوب روشن دست یافت.
5.مناسب بودن با نتایج: مفاد این شرط این است که محمول مقدمات برای موضوع آن ذاتی اولی باشد نه از عوارض غریب، زیرا از محمول غیر ذاتی نمی‌توان یقین حاصل کرد.
6. مقدمات کلی باشد: مراد از این شرط این است که محمول مقدمه بر تمام افراد موضوع در تمام زمان‌ها و مکانها به نحو اولی حمل شود، هر چند موضوع خودش جزئی یا مهمل باشد. کلی در مقابل جزئی مراد نیست.
7. ضروری بودن مقدمات: آخرین شرط مقدمات این است که باید ضروری باشند.
اگر این شرایط در مقدمات یک قیاس فراهم باشد، آن‌را برهان می‌نامند و مفید یقین است و در علوم حقیقی به‌کار می‌رود.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

فصل دوم:اعتبار،اقسام وره آورد روش برهانی
یکی از ویژگی‌های جاودانگی و پویایی اسلام، برهانی بودن آموزه‌های آن است به گونه‌ای که جایگاه والای عقل در اسلام به عنوان یکی از ابزارهای

دیدگاهتان را بنویسید