No category

پایان نامه ارشد درمورد بهزیستی روانشناختی، سلامت عمومی، روان شناختی، وضعیت تأهل

دانلود پایان نامه

برای زوجهای مذهبی در حین تعارض عمل میکند، بدین نحو که عبادت کردن هیجانات خصمانه و تعاملات هیجانی را کاهش میدهد (هالفورد، ۱۳۸۴).

۲۰) رویدادهای زندگی
رویدادهای زندگی به تحوّلات رشدی و تغییر یافتن موقعیّتهایی که زوجین با هم و یا به صورت فردی با آن مواجه میشوند اشاره میکند. به احتمال زیاد در دورانی که نرخ تغییر و حوادث استرسآور زندگی زیاد میشود، مشکلات ارتباطی نیز بیشتر میشود (هالفورد، ۱۳۸۴). مثلاً در آغاز دوره زناشویی؛ بارداری و فرزند پروری؛ موارد مشکل و مورد اختلاف در فرزند پروری؛ بیماری شدید یا مرگ فرزند یا خویشاوندان؛ دوره نوجوانی فرزندان؛ ترک کردن خانه توسط فرزندان. خیانت و جدایی (سادوک و سادوک، ۲۰۰۵). بازنشستگی نیز یک انتقال عمده دیگر برای زوجین است که با آشفتگی در رابطه همراه است (هالفورد، ۱۳۸۴؛ نقل عطوفیسلمانی، ۱۳۸۲)

۲-۱۷ پژوهشهای انجام شده در ارتباط با موضوع
۲-۲۲-
۲-۲۳-
۲-۱۷-۱- پژوهش های انجام شده در کشور
احمدی و همکاران (۱۳۷۷) پژوهشی به نام به بررسی مقایسه میزان عزت نفس مادران کودکان عقبماندهذهنی و مادران کودکان عادی شهر اهواز پرداختند. نمونهی تحقیق ۱۰۰ نفر از مادران کودکان عقبماندهذهنی و مادران کودکان عادی وسالم شهر اهواز بودند. نتیجه تحقیق نشان داد که مادران کودکان عقبماندهذهنی از عزتنفس پایینتری بودند.
لاجوردی (۱۳۷۱) در مطالعهای تحت عنوان بررسی مقایسهی میزان افسردگی مادران دارای کودکان کمتوانذهنی آموزشپذیر و مادران کودکان عادی نشان داد که افسردگی در مادران دارای کودک کمتوانذهنی به طور معناداری بیشتر از مادران دارای کودک عادی است.
نظامی(۱۳۷۶) تحقیقی تحت عنوان مقایسهی نگرش والدین کودکان عقبماندهذهنی نسبت به عقب ماندگی فرزندشان را انجام دادند و نتایج ذیل دست یافتهاند: % ۴۸ درصد از پدران و %۵۲ از مادران اذعان کردند که وجود کودک عقبماندهذهنی سلامت روانی آنها را مختل کرده است. %۵۴ احساس ناکامی و ناامیدی و %۶۴ احساس دلهره را بیان کردهاند و %۲۴ درصد از والدین بیان داشتهاند که تولد فرزند عقبماندهذهنی باعث به وجود آوردن تفاهم در زندگی زناشویی شده و %۲۹ به مشاجرهی لفظی %۴ نیز به واسطه وجود فرزند عقبماندهیذهنی طلاق گرفتهاند.
خواجهپور (۱۳۷۷) در پژوهشی نشان داد که واکنشهای نوروتیک مادران کودکان کم توان بیشتر از مادران کودکان عادی است و وجود چنین وضعیتی در خانواده علاوه بر ایجاد مشکلات عاطفی و روانی برای اعضای خانواده به خصوص مادر، خانواده را دچار مشکلات اقتصادی و اجتماعی میکند. به علاوه بیشتر واکنشهای مادران افسردگی، اضطراب و پرخاشگری بوده است.
یاراحمدی (۱۳۷۸) پژوهشی را در مورد رابطه استرس با بیماریهای جسمی روانی و سلامت عمومی معلمان مرد در شهرستان اهواز با توجه به اثر متغیرهای تعدیل کننده حمایت کننده حمایت اجتماعی و جایگاه مهار پرداخت. در این پژوهش جامعه آماری معلمان مرد شاغل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان نواحی چهارگانهی آموزش و پرورش شهر اهواز بودند که تعداد ۲۰۰ نفر از آنان به طور تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. نتایج نشان دادند که بین عوامل فشارزا با بیماریهای جسمی و روانی همبستگی مثبت بین عوامل فشارزا با سلامت عمومی همبستگی منفی وجود دارد. جمعبندی ادبیات پژوهشی نمایانگر آن است که والدین کودکان کمتوانذهنی در مقایسه با والدین کودکان عادی از سلامت روانی پایینتری برخوردار هستند. مطالعات تجربی در ۱۵ سال گذشته نشانگر این نکته است که عزتنفس یک عامل روانشناختی مهم اثرگذار بر سلامت و کیفیت زندگی به شمار میرود. با افزایش عزت نفس، احساس توانمندی و ارزشمندی در فرد به وجود میآید و تغییرات مثبتی همچون پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش برای کسب موفقیت، داشتن اعتماد به نفس بالا، بلند همت بودن و تمایل به داشتن سلامت بهتر در فرد پدیدار میشود (مشکی و همکاران، ۱۳۸۷).
شکری و همکاران (۱۳۸۴) پژوهشی با عنوان تفاوت جنسیتی در مقیاسهای بهزیستی روانشناختی در دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر بیرجند در سال تحصیلی ۸۵- ۱۳۸۴ انجام دادهاند. نتایج نشان داده است که تحقیق حاضر دربارهی نقش تفاوتهای جنسیتی در مقیاس رشد فردی نشان میدهد که نمرات دختران در مقایسه با نمرات پسران بالاتر است. در تبیین یافتهی مزبور همسو با نتایج برخی از مطالعات انجام شده در خصوص بررسی نقش تفاوتهای جنسیتی در استفاده از شیوههای ترجیهی برای مواجهه با موقعیتهای تنیدگیزا که مطالعات مختلف نشان داده است در پیشبینی بهزیستی روانشناختی افراد مؤثر واقع میشود. در مجموع نتایج این تحقیق شواهدی دال بر وجود تفاوت در مقیاسهای بهزیستی روانشناختی در دو جنس میباشد. این نتایج بر نقش محوری تفاوتهای جنسیتی در بررسی مقیاسهای بهزیستی روانشناختی تأکید میکند.
بیانی و همکاران (۱۳۸۷) پژوهشی را با عنوان رابطهی ابعاد بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی در دانشجویان دانشگاه آزاد واحد آزادشهر(۸۶-۱۳۸۵) انجام دادهاند. نتایج نشان داده است که بین مقیاسهای بهزیستی روانشناختی و پرسشنامهی سلامت عمومی رابطهی منفی و معناداری وجود دارد. با افزایش سطح بهزیستی روانشناختی در میزان سلامت عمومی نیز بهبود مشاهده شده است. با توجه به همبستگی معناداری که بین ابعاد بهزیستی روانشناختی و سلامت عمومی به دست آمده میتوان گفت که این دو سازه با همدیگر مرتبط هستند و تغییر در یکی از این متغیرها معمولا با متغیر دیگری همراه خواهد بود. نتایج نشان داده که رابطهی بین اضطراب و ابعاد ارتباط مثبت با دیگران، خود مختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد شخصی منفی و معنادار است. همچنین نتایج نشان داده است که رابطهی منفی و معنادار افسردگی با پذیرش خود، ارتباط مثبت با دیگران، خود مختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد شخصی است. نتایج نشان داده که بین نشانههای جسمانی و ارتباط مثبت با دیگران، خود مختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد شخصی رابطهی منفی و معناداری وجود دارد. نتایج این پژوهش نشان داده که مقیاسهای بهزیستی روانشناختی از پایایی قابل قبول برخوردار است.
میکاییلی منیع (۱۳۸۸) پژوهشی با عنوان روابط ساختاری بین بهزیستی روانشناختی با هوش هیجانی ادراک شده، توانایی کنترل تفکر منفی و افسردگی مادران کودکان کمتوانذهنی و مقایسهی آن با مادران کودکان عادی انجام داده است. نتایج نشان داده است که متغیرهای درون مدل نشان دهنده وجود تفاوت معنیدار بین بیشتر متغیرهاست. در متغیر افسردگی نتایج نشان میدهد که بین سطح افسردگی دو گروه تفاوت معنیداری وجود دارد. میانگین افسردگی مادران دارای کودک کمتوانذهنی در سطح متوسط تا شدید قرار دارد ولی میانگین افسردگی گروه دارای فرزند عادی، در سطح خفیف و متوسط است. در متغیر راهبردهای منفی کنترل تفکر و راهکار منفی هوش هیجانی، گروه مادران کمتوان نمرات بالاتری دریافت داشتهاند در حالی که در راهبردهای اجتماعی و حواسپرتی که از شیوههای مثبت کن تر تفکر به شمار میروند و راهبردهای مثبت هوش هیجانی و مؤلفههای پذیرش خود، خودمختاری، هدفمندی در زندگی و تسلط بر محیط بهزیستی روانشناختی مادران کودکان عادی، بر دیگر گروه برتری معنیداری داشتند. در دیگر مؤلفهها، تفاوت معنیدار نبود. در مرحله اول نتایج تحلیل عاملی تأییدی (مدل اندازهگیری معادلات ساختاری) که برای تعیین بسندگی سنجهها به کار برده شده، در دو گروه آمده است نتایج حاصل از آزمون مدل اندازهگیری در گروه مادران کودکان عادی و کمتوانذهنی نشان دهندهی معنیداری بارهای عاملی است. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت ابزارهای به کار گرفته شده برای سنجش متغیرهای مورد نظر در گروه مذکور، مناسب بودهاند.
حبیبی و همکاران (۱۳۸۸) تحقیقی را با عنوان مقایسهی سلامت روانی در دبیران تربیت بدنی و غیرتربیت بدنی بر اساس ویژگیهای جمعیت شناختی انجام دادهاند. نتایج اثر اصلی شغل دوم، ردهی شغلی، جنس و اثر تعاملی دو طرفه شغل دوم و ردهی شغلی و اثر تعاملی دو طرفه شغل دوم و جنس روی متغیرهای وابسته بهزیستی و درماندگی روانشناختی با ۹۵ درصد اطمینان معنیدار بوده است. بررسی تأثیرات بین آزمودنیها بر اساس هر یک از متغیرهای مستقل جنس، ردهی شغلی و شغل دوم را روی هر یک از متغیرهای وابستهی بهزیستی و درماندگی روانشناختی نشان میدهد. اثر اصلی شغلی دوم روی درماندگی روانشناختی در بین دبیران دارای شغل دوم و دبیران فاقد شغل دوم تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان نداد اما تأثیرات اصلی شغل دوم روی بهزیستی روانشناختی در بین دبیران دارای شغل دوم و دبیران فاقد شغل دوم به لحاظ آماری تفاوت معنیداری نشان داد اثر اصلی متغیر ردهی شغلی بر درماندگی روان شناختی در بین دبیران تربیتبدنی و دبیران غیر تربیتبدنی به لحاظ آماری تفاوت معنیداری نشان نداد اما اثر اصلی متغیر ردهی شغلی بر بهزیستی روان شناختی در بین دبیران تربیتبدنی و دبیران غیر تربیتبدنی به لحاظ آماری تفاوت معنیداری نشان داد اصلی متغیر جنس بر درماندگی روان شناختی در بین دبیران مرد و دبیران زن تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان داد، همچنین اثر اصلی متغیر جنس بر بهزیستی روان شناختی در بین دبیران مرد و دبیران زن تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان داد اثر تعاملی دو طرفهی ردهی شغلی و شغل دوم در بین دبیران بر متغیر درماندگی روانشناختی به لحاظ آماری معنیدار بود، اما اثر تعاملی دو طرفهی ردهی شغلی دوم در بین دبیران روی متغیر بهزیستی روانشناختی به لحاظ آماری معنیدار نبود اثر تعاملی دو طرفهی جنس و شغل دوم در بین دبیران روی متغیر درماندگی روانشناختی به لحاظ آماری معنیدار بود اما اثر تعاملی جنس و شغل دوم در بین دبیران روی متغیر بهزیستی روانشناختی به لحاظ آماری معنیدار نبود. آزمون تعقیبی شفه برای بررسی اثر تعاملی متغیرهای جنس با شغل دوم و ردهی شغلی با شغل دوم نشان میدهد که در زمینهی درماندگی روانشناختی، دبیران تربیتبدنی دارای شغل دوم تفاوت معنیداری با دبیران تربیتبدنی بدون شغل دوم داشتند دبیران تربیتبدنی دارای شغل دوم تفاوت معنیداری با دبیران غیر تربیتبدنی بدون شغل دوم داشتند. در زمینهی درماندگی روانشناختی، مردان دارای شغل دوم تفاوت معنیداری با زنان بدون شغل دوم داشتند مردان دارای شغل دوم تفاوت معنیداری با مردان بدون شغل دوم نشان دادند. میتوان گفت که اثر اصلی وضعیت تأهل و وضعیت استخدامی و اثر تعاملی دو طرفهی وضعیت تأهل با وضعیت استخدامی برای متغیرهای وابستهی بهزیستی و درماندگی روانشناختی با ۹۵ درصد اطمینان معنیدار است. میتوان گفت که اثر اصلی وضعیت تأهل بر درماندگی روانشناختی در بین دبیران متأهل و دبیران مجرد تفاوت معنیداری به لحاظ آماری نشان نداد اما اثر اصلی وضعیت تأهل بر بهزیستی

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع و ماخذ تحقیق جمع آوری اطلاعات، متغیرهای کلان، متغیرهای کلان اقتصادی، نرخ ارز واقعی

دیدگاهتان را بنویسید