No category

پایان نامه درباره بیمارستان، دندانپزشکی، مناطق شهری، دندانپزشک

دانلود پایان نامه

جمعیت) به مراتب بهتر از روستاها ( ۷۸) درصدجمعیت است. نتایج حاصل از تخمین مدل لاجیت در خصوص متغیرهای تأثیرگذار بر احتمال قرار گرفتن خانوارها در معرض هزینه های کمرشکن نشان می دهد که منطقه محل سکونت (شهری یا روستایی بودن)،بیکاری سرپرست خانوار، تعداد شاغلین خانوار، تعداد اعضای بالای ۶۰ سال در خانوار، بعد خانوار، بیمه بودن خانوار اثرات معناداری بر احتمال مذکور دارد.
در این میان بیمه بودن خانوار احتمال مواجه با هزینه های کمرشکن را تنها ۸ درصد کاهش میدهد. نتیجه مذکور دلالت بر کارایی پایین نظام بیمه ای در تأمین مؤثرهزینه های کمرشکن سلامتی می باشد(۳۸).در تحقیق ما پوشش بیمه ای برابر با ۸۷ درصد برآورد گردیده است که نشان می دهد ۱۳ درصد افراد مورد مطالعه فاقد هرگونه پوشش بیمه ای می باشند.
در مطالعه محاسبه میزان خانوارهای مواجه با هزینه های کمرشکن در کرمانشاه از ۱۸۹ نفر خانوار حجم نمونه ، ۴۲ خانوار معادل ۲/۲۲ درصد با هزینه های کمرشکن مواجه بوده اند بطوریکه معیار مواجهه نیز بالاتر از ۴۰ درصد بودن توان پرداخت در نظر گرفته شده است.(۳۹) مطالعه حاضر که در شهرک مینودر انجام گشت، نتایج این مطالعه مشابه مطالعه کرمانشاه بود با توجه به این که در مطالعه فوق ۲ متد برای محاسبه هزینه کمرشکن بکار گرفته شد نتایج متد دوم که هزینه معاش فقط هزینه های خوراکی را شامل می شد میزان هزینه های کمرشکن ۲۴ درصد اندازه گیری شد که تقریبا برابر با این مطالعه بود همچنین در میان خدمات خدمات دندانپزشکی دارای بالاترین هزینه کمرشکن بود که مشابه مطالعات بسیاری می باشد.
در مطالعه ای که توسط وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی طی دوره ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۱انجام گردید ، درصد خانوارهای مواجه با هزینه کمرشکن در استان قزوین مطابق جدول شماره (۲) محاسبه گردید.(۴۰)

سال
درصد خانوارهای مواجه با هزینه کمرشکن سلامت
۱۳۷۷
۹۴/۳%
۱۳۷۸
۴۵/۲%
۱۳۷۹
۶۵/۱%
۱۳۸۰
۸۲/۱ %
۱۳۸۱
۷۴/۲%

تفاضل ارقام بدست آمده با مینودر ممکن است به دلیل تفاوت در نمونه انتخابی و متدولوژی محاسبه باشد . در مطالعه وزارت بهداشت جهت محاسبه درصد خانوارهای مواجه با هزینه های کمرشکن ابتدا بعد معادل خانوار از طریق ضرب تعداد خانوار در ضریب بتا (۵۶/۰) بدست می آید . هزینه کل خانوار از جمع هزینه کالاهای بادوام ، هزینه خوراکی و غیر خوراکی محاسبه می گردد . خط فقر مبتنی بر غذا محاسبه می شود و با ضرب در بعد معادل خانوار ، حداقل هزینه متضمن بقاء محاسبه می شود .از تفاضل هزینه کل خانوار از حداقل متضمن بقاء ، توان پرداخت بدست می آید و خانوارهایی که بیش از ۴۰ درصد توان پرداخت را به هزینه های بهداشتی درمانی اختصاص داده باشند بعنوان خانوار مواجه با هزینه کمرشکن در نظر گرفته می شود .(جدول شماره ۳)
مطالعه ای در کشور آلبانی مشخص نموده است که هزینه های بهداشتی مستقیم از جیب می تواند به فقر در بین خانوارهای آلبانی کمک کند .هر دوشاخص نرخ فقر و شکاف فقر پس از وقوع هزینه های مستقیم از جیب برای سلامت بالاتر شده اند.این نشان می دهد یک افزایش خطر وقوع فقر ویا فقر شدید در بین جویندگان مراقبت سلامت را نشان می دهد. به طور کلی این افراد با موانع و محدودیت های مالی بالاتری روبه رو می شوند وقتی که مراقبت های سلامت را جستجو می کنند و در نتیجه احتمال بیشتری وجود دارد که اصلا آن را جستجو نکنند.
به طور کلی نتایج نشان می دهد که سیاست های وزارت بهداشت کشور آلبانی باید به طور جدی برای کاهش پرداخت های مستقیم از جیب از طریق حصول اطمینان از اثر بخشی مکانیزم های پیش پرداخت برای مراقبت سلامت درنظر گرفته شود. اثرات چنین پرداخت هایی توجه بیشتری را از سیاست گذاران می طلبد. (۴۱)
مطالعات قبلی در آلبانی و دیگر کشورهای بالکان غربی نشان داده است که پرداخت مستقیم از جیب برای بسیاری از این کشورها بالا باقی مانده است. (۴۲)
در مطالعه طولی اندازه گیری مواجه خانوارها با هزینه های کمر شکن سلامت در شهر تهران بین سال های ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۶مشخص گردید که نسبت خانوارهای مواجه با هزینه های کمرشکن سلامت از ۱۲.۶ درصد در سال ۱۳۸۲ به ۱۱.۸ درصد در سال ۱۳۸۶ کاهش یافته است. بدون آنکه معناداری در این تفاوت وجود داشته باشد . استفاده از خدمات بستری پرهزینه و خدمات دندانپزشکی ضروری موجب افزایش میزان مواجه خانوارها با هزینه های کمرشکن شده است . فقیرترین گرو ه های اقتصادی با وجود مصرف کمتر خدمات گران قیمتی مانند دندان پزشکی مواجه بالاتری با هزینه های کمرشکن داشته اند که دال بر پایین تر بودن توانایی پرداخت آنها می باشد به طوری که برای این خانوارها حتی هزینه های نه چندان بالای سلامت نیز کمرشکن به حساب می آید. در مطالعه حاضر نیز که در شهرک مینودر قزوین انجام شد خدمات دندانپزشکی بالاترین میزان را در مواجهه کردن خانوار با هزینه های کمرشکن سلامت تقبل می کرد که مشابه این تحقیق می باشد همچنین گروههای با درآمد کمتر بیشترین هزینه های کمر شکن را تقبل نموده اند.
گرانتر بودن خدمات بستری و نیز طبق اظهار برخی خانوارهای مواجه شده با هزینه های کمرشکن عدم پاسخگویی بیمارستان های دولتی و لذا استفاده از خدمات بستری بیمارستان های خصوصی با وجود داشتن بیمه درمانی، آنان را در دام هزینه های کمرشکن سلامت می اندازد. گران بودن و تحت پوشش بیمه نبودن خدمات دندان پزشکی نیز علت دیگر مواجهه با هزینه های کمرشکن می باشد. طبق اظهار برخی از این خانوارها آنان از خدمات دندان پزشکی تا آنجا که امکان تحمل درد وجود داشته باشد به علت گران بودن چشم پوشی می نمایند و زمانی برای درمان مراجعه می نمایند که دیگر توان تحمل درد وجود نداشته باشد؛ افزون بر این شلوغ بودن و پایین بودن کیفیت این خدمات در مراکز تحت پوشش بیمه علت تمایل بیشتر به استفاده از خدمات دندان پزشکی خصوصی دنبال آن پرداخت بیشتر برای این خدمات و افتادن در دام هزینه های کمرشکن عنوان شده است.
مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۱ میزان مواجه خانوارهای ایرانی با هزینه های کمرشکن را ۳/۲ % اعلام نمود که علت این تفاوت ممکن است تفاوت در حجم نمونه باشد، مرکز آمار کل کشور را در نظر گرفته بود اما مطالعه در تهران و منطقه ۱۷ محدود می گردید البته تفاوت زیاد نمی تواند صرفا به این علت باشد ، یک علت مهم دیگر می تواند تفاوت در ابزار اندازه گیری باشد . در مطالعه حاضر از ابزار اختصاصی که به این منظور طراحی شده است استفاده شد حال آن که داده های مرکز آمار به کلیت هزینه خانوار توجه دارند و ممکن است برخی هزینه های خدمات سلامتی به خوبی ثبت نشوند. ضمن این که تفاوت در دقت نمونه گیری و جمع آوری داده ها می تواند بخشی از تفاوت را توجیه کند .(۴۳)
در مطالعه حاضر با استفاده از رویکرد سازمان جهانی بهداشت درصد مواجه خانوارهای مواجه با هزینه های کمرشکن با توجه به درصد خانوارهایی که بالاتر از ۴۰ درصد توان پرداخت خود را به هزینه های سلامت اختصاص داده باشند محاسبه گردیده است اما تفاوتی که در روش شناسی مطالعه حاضر با مطالعات قبلی که در ایران انجام شده است وجود دارد این است که در سایر مطالعات توان پرداخت از طریق محاسبه تفاضل هزینه کل خانوار منهای مقدار حداقل متضمن بقاء بدست آمده است .(۴۴)
در حالیکه مطالعه حاضر با متد اول از طریق تفاضل درآمد از کل هزینه خانوار به توان خانوار دست یافته است. ۲۰درصد ناشی از دندانپزشکی ،۷ درصد ناشی از خدمات آزمایشگاهی ،۶ درصد خدمات بستری ، ۵ درصد خدمات تصویربرداری ، ۵ درصد خدمات دارویی ،۱۱ درصد خدمات سرپایی ، ۲ درصد خدمات توانبخشی و ۴۱ درصد کل مواجهه با هزینه کمرشکن می باشد .
در مطالعه ای که در سال ۲۰۱۰در هندوستان انجام گرفت به طور متوسط هزینه خانوارهای آسیب دیده در مراقبت بستری در منطقه روستایی تقریبا ۱۱.۵% هزینه کل سالانه خانوارها می باشد. هزینه های پزشکی برای مراقبت های سر پایی ، بیماری مزمن و زایمان به ترتیب ۴.۰۳% و ۵.۷۳% و ۳.۹۶% درصد از کل هزینه های خانوار بود. داده ها به وضوح و همان طور که مورد انتظار بود بار بالاتر در مان بستری را به صورت نا متناسبی نشان می دهد. نتایج نشان می دهد که بیشتر از ۳۰% خانوار ها ی تحت تاثیر بیشتر از ۴۰% هزینه های غذایی سالانه(ظرفیت پرداخت خانوار) را در مراقبت های سرپایی هزینه می کنند . هزینه های متناسب برای آنهایی که فقط در مراقبت سرپایی یا درمان بیماری مزمن هزینه کرده بودند بسیار پایین تر است.
خانوارهایی که از خانه های پرستاری خصوصی یا بیمارستان خصوصی برای مراقبت پرستاری استفاده کرده اند بیشتر از ۲۵%هزینه های سالانه خانوار را هزینه کرده اند در حالیکه استفاده کنندگان از امکانات دولتی تنها ۷% هزینه کل را گزارش دادند.
حدود یک چهارم (۲۳%)افراد بستری دچار پرداخت های فاجعه بار شدند و شانس زیادی برای به سوی فقر رفتن داشتند.همچنین استفاده کنندگان مناطق روستایی به چنین پرداخت هایی بیشتر حساس بودند در مقایسه با همتای مناطق شهریشان، یعنی ۲۵.۳% خانوارها آسیب دیده در روستا در مقابل ۱۷.۵% افراد در مناطق شهری.دلیل ممکن برای این پرداخت های بالاتر برای مراقبت بستری در مناطق روستایی می تواند به مربوط به هزینه سفر در تلاش برای خدمات و اسکان بیمار و بستگانشان در نقاط دور دست باشد. همچنین در مورد زایمان پرداخت های فاجعه بار در مناطق شهری بسیار بالاتر می باشد که این می تواند مربوط به دسترسی مکان های خصوصی در مناطق شهری باشد. علاوه بر این مطالعه نشان می دهد که خانواده های طبقه متوسط در آستانه های مختلف با هزینه های پرداخت مستقیم از جیب بالاتری مواجه می شوند در حالیکه هزینه سالیانه کل برای مراقبت بهداشتی در نظر گرفته می شود. دلیل ممکن این است که مردم در طبقه متوسط به دنبال درمان از بیمارستان خصوصی هستند تا بیمارستان دولتی.(۴۵)
پرداخت از جیب بیماران و مواجه خانوارها با هزینه های کمرشکن از زوایای مختلف قابل بررسی است . محاسبه با توجه به بیماری می تواند باشد . سطح بالای پرداخت از جیب برای مراقبت های بهداشتی خانوارها را در معرض ریسک های مالی مرتبط با بیماری های عمده قرار می دهد.
با توجه به اطلاعات به دست آمده از ۱۳۰ بیمار طی دو مطالعه بررسی هزینه کمرشکن بیماران مبتلا به سرطان در زنجان، میانگین سنی بیماران۵۲ سال، ۴۶ درصد مرد و ۵۴ درصد زن بودند. پوشش بیمه پایه ۱۰۰ درصد کلیه ولی تنها ۶ درصد تحت پوشش بیمه مکمل قرار داشتند.
بر اساس نتایج پژوهش در سال ۱۳۸۶ ، هزینه درمان برای ۵۲ درصد از افراد کمرشکن بود، در سال ۱۳۸۷ پس از حمایت دولت از بیماران مبتلا به سرطان این میزان۱۰ درصد کاهش یافته و به ۴۲ درصد رسید. به طور میانگین ۱۳ درصد هزیه های درمان مربوط به هزینه های غیرمستقیم(هزینه رفت

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد با موضوعالهیات مسیحی، استراتژی، بازی زبان، بازی زبانی

دیدگاهتان را بنویسید