پایان نامه ها

پایان نامه رایگان درباره جبران خسارت، شیوه های جبران خسارت، قانون مجازات اسلامی، مجازات اسلامی

فعل زیانبار متوجه جسم یا روان شخص می شود این زیان ها خود به دو دسته تقسیم می شود ؛ زیان های غیر مالی یا معنوی150 و زیان های مالی یا مادی151
3-6- مصادیق خسارت های وارده بر زبان و شیوه های جبران آن
* تفاوت شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان از نظر سن
عدم رشد بدنی ، عقلی و روانی کودک ، ضریب آسیب پذیری او را بسیار بالا می برد. بدین جهت در تعالیم ادیان الهی ، مکتب های تربیتی ، نظام های حقوقی ، حقوق بین الملل و قوانین کشورها برای مصونیت کودک از آسیب ها ، و جبران خسارتهای مادی ، عاطفی و اخلاقی او ، روشهای حمایتی خاصی پیش بینی شده است. حمایت از حقوق مادی و معنوی کودک نیازمند شناسایی مصادیق آن می باشد. حقوق معنوی کودک به حقوقی گفته می شود که به نحوی با هویت و شکل گیری شخصیت عاطفی ، عقلانی و فکری او مرتبط می باشد. با این حال در مورد زبان باید اشاره نمود که اهمیت زبان برای یک فرد بزرگسال با یک فرد کودک در ابتدای امر تفاوت هایی دارد که می توان یکی از مصداق های آن را از دست دادن شغل فرد بزرگسال باشد بدین گونه که او یک فرد مجری است و با از دست دادن زبانش و یا تکلمش شغلش را از دست خواهد داد ولی یک کودک این مشکل را نخواهد داشت .
البته شاید بیان شود که کودک هم زمانی بزرگ می شود و نیاز به شغلی دارد و نمی تواند گویندگی را به علت از دست دادن زبان و تکلمش انتخاب کند اما به هر حال این انتخاب برای کودک وجود دارد که شغل دیگری بر اساس توانایی های اکتسابی اختیار نماید در صورتی که برای یک فرد بزرگسال کسب این توانایی در سن بالا کمی با مشکل روبه رو می شود به همین دلیل خسارت مازاد بر دیه که همان از کارافتادگی می باشد ، برای فرد زیان دیده حقی مسلم خواهد بود .
* تفاوت شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان از نظر شغل
چنانچه هر کس بداند که مسئول عواقب اعمال خود حتی در مواقعی که تقصیری در وقوع حوادث ندارد می باشد بدون شک بی محابا در جهت فعالیت های اقتصادی جان و مال انسان های دیگر را به خطر نمی اندازد . و لااقل روش حزم و احتیاط پیشه می سازد .
در ابتدا باید بگوییم که زبان به عنوان یک عضو مهم در بدن انسان کارکارد هایی دارد که در ابتدای مطالب نکاتی بیان شد اما اگر بخواهیم همین عضو به ظاهر ساده را در افراد مختلف بررسی کنیم قطعاً این مورد یک امر مهم می باشد .
زبان وسیله ی نقل و انتقال افکار ، اندیشه ها و افشاء کننده شخصیت و منش و فرهنگ انسان هاست ، به وسیله زبان و جلوه ی آن ؛ سخن از نضریات ، باور ها و اعتقادات یکدیگر با خبر می شویم . به وسیله سخن نیاز ها و خواسته های خود را اظهار کرده و از نیاز ها و خواسته های دیگران اطلاع پیدا می کنیم . از همه مهم تر به وسیله سخن گفتن با هم ارتباط بر قرار کرده و به تعامل می پردازیم . به همبن دلیل می گویند زبان و جلوه ی آن ؛ سخن یکی از بزرگترین نعمت هایی است که خداوند متعال به انسان ارزانی داشته و بین او سایر موجودات تمایز قایل شده است . 152
وقتی سخن از یک سخنران به میان می آید قطعاً به نحوه سخنرانی و شیوه ی سخنرانی آن فرد توجه ویژه ای می شود و وقتی از سخن گفتن یک فرد عادی که کارش اصلاً مربوط به سخن گفتن نباشد نوع کارش بسیار اهمیت پیدا می کند . یک سخنران با بهتر صحبت کردن شرایط اقتصادی خود را متفاوت می کند و یک کارگر ساختمانی با کار کردن در ساختمان موانع اقتصادی خود را برطرف می کند . پس قطعاً هم کار آن سخنران مهم بوده و هم کارکردن کارگر در ساختمان . حال با توجه به این همه حساسیت بر روی زبان و سخن آیا انصاف است که تفاوتی در دیه یا جبران مازاد بر دیه بین زبان یک سخنران و یک فرد عادی وجود نداشته باشد . قطعاً این چنین نخواهد بود .طبق مطالبی در گذشته گفته شد جبران خسارت های وارده بر زبان یک سخنران از طریق شیوه ی مبلغی به عنوان از کارافتادگی امکان پذیر است .

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه ارشد دربارهمنابع حقوق، حمل و نقل، حمل و نقل هوایی، حقوق بین الملل

* تفاوت شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان از نظر جنسیت

در مورد تفاوت های شیوه های جبران خسارت های وارده بر زبان یک زن یا یک مرد به ظاهر می توان گفت که تفاوتی ندارد به طور مثال می توان در مورد قصاص بیان داشت که در فقه اسلامی یکی از شرایط قصاص که شرط اول در کتاب های فقهی مطرح شده است ، این است که در مورد قصاص ملاک تساوی بین افراد است . بنابراین شرط اجرای قصاص تساوی در جنسیت است .
شهید ثانی در شرح لمعه در مورد تساوی در جنسیت آورده است که : 153
برای زن از مرد در برابر عضو ناقص شده ، از عضو مرد قصاص می شود بدون آنکه چیزی به مرد رد گردد تا آنکه دیه آن عضو به یک سوم دیه مرد آزاد برسد که در صورت نصف خواهد شد .
در جایی که مردی ، زنی را زخمی کند همین حکم وجود دارد .
دلیل این تفصیل روایات زیادی است از جمله صحیحه ابان به نقل از امام صادق (ع) گفت به امام عرض کردم چه می فرمایید در مورد مردی که یک انگشت زنی را بریده باشد دیه آن چیست گفت ده شتر گفتم اگر دو انگشت را قطع کند چقدر فرمود بیست شتر گفتم اگر سه انگشت او را قطع کند فرمود سی شتر گفتم اگر چهار انگشت فرمود بیست شتر .
همچنین است ، دیه آن تا وقتی از ثلث بالاتر نرفته برابر است با توجه به آنچه ذکر گردید اگر مرد سه انگشت زن را قطع کند زن می توان همانند آن را از مرد قصاص کند بدون آنکه چیزی به او برگردانده شود و اگر چهار انگشت زن را قطع کند ، چهار انگشت مرد قصاص نمی شود مگر بعد از رد کردن دیه دو انگشت به مرد .
در قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 در ماده 273 نیز بر این اصل تاکید شده
است « در قصاص عضو زن و مرد برابرند و مرد مجرم به سبب نقص عضو یا جرمی که به زن وارد نماید به قصاص عضو مانند آن محکوم می شود و مگر این که دیه عضوی که ناقص شد ، ثلث یا بیش از دیه کامل باشد که در آن صورت زن هنگامی می تواند قصاص کند که نصف دیه آن را به مرد بپردازد .
همچنین در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در ماده 388 که مقرر شده است : « زن و مرد مسلمان در قصاص عضو برابرند و مرد نسبت به آسیبی که به زن وارد می کند ، به قصاص محکوم می شود . لکن اگر دیه جنایت وارد بر زن مساوی یا بیش از ثلث دیه کامل باشد ، قصاص پس از پرداخت نصف دیه عضو مورد قصاص به مرد ، اجرا می شود … »

دیدگاهتان را بنویسید